در جهانی که پس از جنگهای بزرگ قرن بیستم با وعده «حاکمیت قانون» و «حل مسالمتآمیز منازعات» بازسازی شد، انتظار میرفت حقوق بینالملل به مرجعی بازدارنده در برابر زورگویی بدل شود. اما تجربه برخی بحرانهای مزمن نشان میدهد که فاصلهای عمیق میان ادعاهای هنجاری نظام بینالملل و واقعیتهای میدانی وجود دارد. بررسی این شکاف، ما را ناگزیر به بازاندیشی در کارکرد واقعی حقوق، دیپلماسی و نسبت آنها با قدرت در نظم جهانی معاصر میرساند.
دوشنبه, 24 آذر,1404