دانشجوی تراز؛ فاصله معنادار سند تا دانشگاه

سه شنبه, 09 دی,1404

دانشجوی تراز؛ فاصله معنادار سند تا دانشگاه

 

دانشجوی تراز؛ فاصله معنادار سند تا دانشگاه

 

لیلا ابوالفتحی- یوسف خجیر، دانشیار ارتباطات و قائم‌مقام دانشگاه بین‌المللی سوره با تأکید بر شکاف میان اسناد بالادستی و واقعیت آموزش عالی می‌گوید: دانشجوی تراز در گفتمان رسمی، کنشگر، مسئله‌محور و برخوردار از دانش، بینش و مهارت تعریف شده است، اما این تصویر مطلوب بیش از آن‌که در زیست دانشگاهی تحقق یابد، در سطح سند باقی مانده است.

مفهوم «دانشجوی تراز» سال‌هاست در اسناد بالادستی فرهنگی و آموزشی کشور از الگوی پیشرفت ایرانیاسلامی گرفته تا سند دانشگاه اسلامی و دانشگاه‌های نسل چهارم، به‌عنوان یکی از اهداف محوری آموزش عالی مطرح می‌شود. هدفی که قرار است به تربیت نیروی انسانی متفکر، مسئولیت‌پذیر، خلاق و اثرگذار در حل مسائل جامعه بینجامد. با این حال، تجربه زیسته دانشگاه‌ها نشان می‌دهد فاصله‌ای قابل‌توجه میان این تصویر آرمانی و وضعیت واقعی دانشجویان وجود دارد.

یوسف خجیر، دانشیار ارتباطات و قائم‌مقام دانشگاه بین‌المللی سوره، در این گفت‌وگو با نگاهی انتقادی به مؤلفه‌های دانشجوی تراز، نسبت سه‌گانه دانش، بینش و کنش و امکان تحقق این الگو در دانشگاه‌های امروز، به واکاوی دلایل شکل‌گیری این شکاف و چالش‌های پیش‌روی آموزش عالی کشور می‌پردازد.

دانشجوی تراز؛ فراتر از آموزش صرف

به گفته خجیر، بر اساس اسناد بالادستی فرهنگی کشور، دانشجوی تراز تنها دانشجویی موفق در حوزه آموزش نیست، بلکه فردی است که هم‌زمان به آموزش، پژوهش، فعالیت‌های فرهنگی و کارآفرینی توجه دارد. در عصر جدید، دانشجو زمانی می‌تواند کارآمد و اثرگذار تلقی شود که در کنار کسب دانش نظری، از بینش تحلیلی و مهارت‌های عملی برخوردار باشد؛ مهارت‌هایی که او را قادر می‌سازد مسائل جامعه را در چارچوب فرهنگ بومی خود درک کند و با رویکرد حل مسئله، نقش فعالی در جامعه ایفا کند.
با این حال، او معتقد است این تعریف مطلوب در عمل کمتر محقق شده و ضعف‌های نظام آموزش و پرورش، بسترهای رشدی نامناسب، ساختارهای آموزشی ناکارآمد و بی‌توجهی برخی مسئولان فرهنگی دانشگاه‌ها، مانع تحقق دانشجوی تراز شده‌اند.

نسبت ناتراز «دانش، بینش و کنش»

دانشیار ارتباطات دانشگاه بین‌المللی سوره با اشاره به نسبت سه‌گانه دانش، بینش و کنش تأکید می‌کند: اگر این نسبت به‌درستی شکل بگیرد، می‌تواند به تعالی فردی و اجتماعی دانشجو منجر شود؛ به‌گونه‌ای که معرفت نظری، به بینش انتقادی و در نهایت به کنشگری فعال اجتماعی بینجامد.

اما به گفته او، در وضعیت کنونی دانشگاه‌ها، این نسبت متعادل نیست و بخش قابل‌توجهی از دانشجویان در وضعیت انفعالی قرار دارند؛ وضعیتی که در آن، پیوند مؤثری میان دانش، بینش و کنش برقرار نشده است.

دانشجوی فرهنگی مطلوب و نیازهای جامعه

خجیر یکی از شاخص‌های اصلی دانشجوی فرهنگی مطلوب را دغدغه‌مندی نسبت به مسائل کشور می‌داند و می‌گوید: دانشجو باید فهمی درست و انتقادی از مسائل جامعه داشته باشد و برای حل آن‌ها تلاش کند. خروج از بی‌تفاوتی و بی‌مسئولیتی، مهم‌ترین نشانه بلوغ فرهنگی دانشجوست.

او در عین حال معتقد است بسیاری از این شاخص‌ها در سطح گفتمان رسمی باقی مانده و ارتباط مؤثری با نیازهای واقعی جامعه و بازار کار پیدا نکرده‌اند.

الگوی واحد؛ مانعی برای رشد

قائم‌مقام دانشگاه بین‌المللی سوره تأکید می‌کند که ارائه یک الگوی واحد و خطی برای دانشجوی تراز، نه‌تنها کارآمد نیست، بلکه به کلیشه‌سازی و قالب‌بندی دانشجویان می‌انجامد. به گفته او، حوزه‌های پزشکی، فنی و مهندسی، علوم انسانی و هنر، هرکدام اقتضائات و زیست‌بوم خاص خود را دارند و مفهوم دانشجوی تراز باید از درون هر رشته، هر گروه آموزشی و هر دانشگاه و متناسب با شرایط آن شکل بگیرد.

فاصله عمیق سند و واقعیت

خجیر در پایان، موفقیت دانشگاه‌های کشور در تربیت نیروی انسانی هدفمند و متفکر را امری نسبی می‌داند و معتقد است در برخی حوزه‌های فنی موفقیت بیشتری حاصل شده، اما در علوم انسانی و هنری این موفقیت چشمگیر نبوده است. او ریشه این مسئله را در ساختار نظام آموزشی کشور، از آموزش و پرورش تا دانشگاه، و همچنین در نظام سنجش و ارزشیابی می‌داند.
به باور او، اسناد بالادستی فرهنگی و آموزشی عمدتاً در سطح نظری باقی مانده‌اند و فاصله میان الگوی مطلوب ترسیم‌شده در این اسناد و وضعیت موجود دانشگاه‌ها، فاصله‌ای جدی و نیازمند بازنگری و اصلاحات بنیادین است.

 

 

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
Copyright ©2026 - All rights reserved.
آدرس آی پی: 216.73.216.178 سیستم عامل: Unknown مرورگر: Mozilla تاریخ مشاهده: چهار شنبه, 15 بهمن,1404