دانشجوی تراز؛ پیشگام علم، بینش و کنش در مسیر تمدن نوین اسلامی

شنبه, 29 آذر,1404

دانشجوی تراز؛ پیشگام علم، بینش و کنش در مسیر تمدن نوین اسلامی

دانشجوی تراز؛ پیشگام علم، بینش و کنش در مسیر تمدن نوین اسلامی

 

لیلا ابوالفتحی - به‌گفته دکتر عادل آزاددل، عضو هیئت علمی و مدیر برنامه‌ریزی فرهنگی و اجتماعی دانشگاه محقق اردبیلی، تحقق دانشجوی تراز در گروی پیوند سه ضلع «دانش»، «بینش» و «کنش» است و دانشگاه‌ها باید با نگاهی آینده‌محور، فناوری‌پایه و مبتنی بر مسئولیت‌پذیری اجتماعی، بستری برای پرورش این نسل فراهم سازند.

از بدو تأسیس شورای عالی انقلاب فرهنگی، مسیر آموزش عالی کشور بر محور پرورش نسلی مؤمن، آگاه و کنشگر شکل گرفته است؛ نسلی که در مفهوم «دانشجوی تراز» متجلی می‌شود. دانشجوی تراز کسی است که ابعاد علمی، فرهنگی، دینی و اجتماعی را در وجود خود جمع کرده و با تکیه بر دانش، بینش و کنش، نه‌تنها در عرصه تحصیل بلکه در میدان‌های سرنوشت‌ساز جامعه نقش‌آفرینی می‌کند. در طول چهار دهه گذشته، دانشجویان ایرانی چه در جبهه‌های دفاع مقدس و چه در عرصه‌های علمی و فرهنگی بین‌المللی، این حقیقت را به نمایش گذاشته‌اند که دانشگاه، تنها محل آموزش نیست، بلکه خاستگاه تربیت انسان‌های مؤثر، عدالت‌خواه و تمدن‌ساز است.

در ادامه می‌خوانیم:

 1: از نگاه شما و بر اساس اسناد بالادستی فرهنگی کشور، «دانشجوی تراز» چه مؤلفه‌هایی دارد؟ آیا تعریف موجود با واقعیت دانشگاه‌های امروز هم‌خوانی دارد؟ دانشجوی تراز که نظام آموزش عالی کشور از زمان تاسیس شورای عالی انقلاب فرهنگی به دنبال تربیت و تحقق آن هست دارای مولفه‌های منطبق بر موازین و آموزه‌های اسلامی و آرمان‌های انقلاب اسلامی است. این شاخصه‌ها مواردی چون تحصیل و علم‌اندوزی،گام برداشتن در راه تعالی علمی کشور، برخورداری از بصیرت دینی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی، تهذیب و تزکیه نفس، قدرت تحلیل مسائل روز، کنشگری عاقلانه در عرصه‌های مختلف، پرهیز از واکنشهای منفعلانه، استقلال‌خواهی، عدالت‌خواهی، نفی هرگونه استبداد و استعمار را شامل می‌شود. خوشبختانه دانشجویان ایران عزیز اسلامی از همان زمان وقوع انقلاب اسلامی و در طول 47 سال گذشته از مولفه‌های فوق برخوردار بوده و این امر در رویدادهای مهم کشور و حتی منطقه و جهان به وضوح مشاهده می‌شود. فتح قله‌های علمی مهم در سطح بین‌المللی، حضور دانشجویان در جبهه حق علیه باطل همچون هشت سال دفاع مقدس، مدافعان حرم، کنشگری موثرانه در جنگ 12 روزه، افتخارآفرینی در جشنواره‌های دینی و قرآنی در بین کشورهای اسلامی، سکانداری فرهنگی در جامعه و فضای مجازی، حضور اثربخش در دفع فتنه‌های پیش آمده در 47 سال گذشته و نقش‌آفرینی در مبارزه در برابر نظام سلطه و عدم برخورد منفعلانه در تصمیم‌گیریهای سرنوشت‌ساز نمونه‌هایی از تحقق دانشجوی تراز است البته شایان ذکر است که تحقق این شاخص‌ها در برخی افراد نسبی و در برخی دیگر به طور کامل قابل ملاحظه است. یعنی برخی دانشجویان بیشتر در عرصه علمی افتخارآفرین هستند. برخی در کنار تحصیل و دانش‌افزایی نسبت به مسائل دیگر دغدغه و حس مسئولیت داشته و حسب آن به ایفای نقش می‌پردازد ولی در مجموع یک دانشجوی ایرانی در حال حاضر دانشجوی چندبعدی است که می‌توان گفت از او یک دانشجوی درحد تراز رقم می‌زند.

2: نسبت سه‌گانه دانش بینش کنش در تربیت دانشجوی تراز چگونه باید باشد؟ دانش، بینش و کنش اضلاع سه‌گانه‌ای است که در یک دانشجوی تراز مشاهده می‌شود. هدف اصلی یک دانشجو در ورود به مقطع بالاتر از نظام آموزش و پروش یعنی دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی در وهله اول علم‌افزایی و ورود به مرزهای دانش است اما با توجه به خصوصیتی که در تعریف واژه دانشجو سراغ داریم، او نمی‌تواند نسبت به مسایل مختلفی که در جامعه اتفاق می‌افتد بی‌تفاوت باشد؛ نکته‌ای که بارها از سوی دانشجویان در عرصه جامعه و حوزه‌های مختلف دیده شده است؛ این یعنی دانش به بینش منجر می‌شود چراکه عدم آگاهی یعنی تبعیت کورکورانه اما قضیه محدود به بینش نمی‌شود چراکه هر بینشی، کنشی را به دنبال دارد. به عبارت دیگر بینش بدون کنش ابتر باقی مانده و در نتیجه دانش کسب شده در واقع در حد یک آموزش رخ داده است؛ بدون آنکه نتیجه ملموس و اثربخشی داشته باشد. بنابراین می‌توان گفت رابطه این اضلاع سه‌گانه در عین حال که یک رابطه علی و معلولی است، در آن واحد یک رابطه دو سویه نیز میان این اضلاع شکل‌دهنده شخصیت دانشجوی تراز برقرار است. یعنی دانش منجر به بینش و معلول بینش، کنش خواهد بود در همان حال کنش دون بینش و بینش بدون دانش نتیجه‌ای نخواهد داشت و تحقق یک ضلع بدون دیگری صرفا شخصیتی منفعل در شرایط گوناگون را رقم بزند.

3: آیا می‌توان از یک الگوی واحد برای «دانشجوی تراز» سخن گفت یا این مفهوم باید متکثر و بومی‌شده در رشته‌ها و زمینه‌های مختلف باشد؟ دانشجوی تراز صرفا از یک الگو نباید برخوردار باشد. وقتی سخن از دانش- بینش وکنش هست این بدین معنا نیست که مثلا یک دانشجوی ادبیات فقط در حوزه ادبیات دانش اندوزد، بینش ادبیاتی خود را توسعه دهد و تنها در عرصه ادبیات کنشگری داشته باشد. اگر نگاهمان به دانشجو تک‌بعدی باشد ما صرفا یک دانشجوی متخصص ادبیات تربیت کرده‌ایم اما وقتی صفت (تراز) را در توصیف واژه (دانشجو) به کار می‌بریم و می‌شود (دانشجوی تراز) این ترکیب دلالتی وسیع‌تر ار تخصص در یک زمینه علمی دارد. از آنجا که به فرموده مرحوم دکتر بهشتی، دانشجو مؤذن جامعه است و اگر اذان مؤذن به تأخیر بیافتد نماز امت به تأخیر خواهد افتاد پس باید گفت دانشجو در هر لحظه باید یک گام بلکه چندین گام از دیگر افراد جامعه جلوتر باشد و در جهت بیدارسازی اثربخش جامعه کنشگری مطلوب داشته باشد و تحقق این مهم در پیروی کردن از یک الگوی واحد میسرنخواهد بود پس دانشجوی تراز دانشجویی پرورش یافته و خودساخته در ابعاد متعدد است.

4: نقش تشکل‌های دانشجویی، انجمن‌های علمی و شوراهای صنفی را در شکل‌گیری هویت دانشجویی چگونه ارزیابی می‌کنید؟ با یقین و اطمینان می‌گویم که هویت واقعی یک دانشجو تنها در کلاس درس و انجام پژوهش شکل نمی‌گیرد. تحصیل و پژوهش یک بعد از ابعاد در شکل‌گیری هویت دانشجو است. تشکل‌های دانشجویی که خوشبختانه در دانشگاه‌های کشور از اهمیت و جایگاه ویژه‌ای برخوردار هستند، کنشگری منحصر به فردی را در عرصه‌های فرهنگی، علمی، سیاسی، دینی، اجتماعی، ادبی و هنری ایفا می‌کنند. در تمامی این تشکلها و نهادهای دانشجویی تصدی‌گری در اجرای برنامه‌ها با خود دانشجویان است و مسئولین دانشگاه صرفا تسهیل‌گران روند اجرای برنامه‌ها هستند. بنابراین تشکل‌های دانشجویی عرصه‌ای برای آزمون و سنجش توانمندهای نسل جوان توسط خودشان است که ببینند تا چه میزان قدرت کنشگری و مدیریتی در دوران پسافارغ‌التحصیلی دارند. از این رو تشکل‌های دانشجویی اعم از کانون‌های فرهنگی و هنری، تشکل‌های اسلامی، انجمن‌های علمی، کانون‌های مذهبی، شوراهای صنفی- رفاهی به دانشجو بینش می‌دهد؛ از او کنشگر می‌سازد و در نتیجه شخصیتی هویت‌مند و در ابعاد مختلف می‌پرورانند.

5: اگر بخواهید سه اولویت فوری برای تحول دانشگاه و ارتقای هویت دانشجویی پیشنهاد دهید، این سه اولویت چیست؟ مسأله محوری مبتنی بر حال و آینده، برخوردای از فناوری‌های نوین و مسئولیت‌پذیری. همگام شدن با تحولات روز نیاز مبرم دانشگاه‌هاست. اگر دانشگاهی از این مولفه غافل بماند نه منجر به تحول آن خواهد شد و نه هویت دانشجویی در هیاهوی نظام جهانی امروزی متناسب رشد خواهد یافت. دانشگاه‌ها باید مسائل، چالش‌ها و فرصت‌های موجود امروز و آینده احصا و متناسب با آن برنامه‌ریزی و در جهت تحقق آنها گام بردارد. برای این مهم مجهز شدن به فناوری‌های نوین امری ضروری است تا با کاربست آنها دانشگاه پاسخگوی نیازهای جامعه باشد. رفع این نیازها و معماری جامعه‌ای شکوهمند در آینده مستلزم پرورش نسلی مسئولیت‌پذیر و دغدغه‌مند است تا بتوانند جامعه‌ای که تمدن نوین مبتنی بر آموزه‌های اصیل اسلامی را محقق می‌سازد و در واقع تمدن‌ساز می‌شود، رقم بزنند.

 

 

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
Copyright ©2026 - All rights reserved.
آدرس آی پی: 216.73.216.178 سیستم عامل: Unknown مرورگر: Mozilla تاریخ مشاهده: چهار شنبه, 15 بهمن,1404