دانشگاه؛ در کشاکش میان مقاله و مسئله

یکشنبه, 30 آذر,1404

دانشگاه؛ در کشاکش میان مقاله و مسئله

دانشگاه؛ در کشاکش میان مقاله و مسئله

علی اشعه‌شعار

کارشناس ارشد مهندسی صنایع دانشگاه تهران

 

کشور ما با چالش‌ها و مشکلات متعددی مواجه است که حل آن‌ها بیش از هر قشری بر عهده جامعه دانشگاهی قرار دارد. هیچ مسئله‌ای در جامعه وجود ندارد که بدون دخالت مستقیم دانشگاه و دانشگاهیان به‌صورت ریشه‌ای حل شود. اگر هر دانشجو در حوزه تخصصی خود با همت و تلاش مضاعف وارد میدان شود و تفکر تعهدی در شخصیت او نهادینه گردد، مشکلات کشور یکی پس از دیگری قابل حل خواهند بود. به‌عنوان یک عنصر فعال دانشگاهی می‌توان با اطمینان گفت که جامعه دانشگاهی توان عبور از تمامی این چالش‌ها را دارد.

در حوزه زنجیره تأمین، کشور در تأمین برخی کالاهای اساسی که تولید آن‌ها در داخل انجام نمی‌شود با مشکلات جدی روبه‌روست. در شرایطی که هوش مصنوعی و یادگیری ماشین در حال نفوذ به همه ابعاد صنعت کشور هستند، می‌توان از این فناوری‌ها در مدیریت و تأمین زنجیره کالاهای اساسی نیز بهره گرفت؛ اما واقعیت این است که تحقیقات انجام‌شده در این زمینه همچنان اندک است. استفاده از داده‌ها و تحلیل‌های مبتنی بر هوش مصنوعی، به‌ویژه برای کالاهایی که تولید آن‌ها در کشور کمیاب‌تر است، می‌تواند تحولی جدی در این حوزه ایجاد کند. هر دانشجوی پژوهشگر ایرانی با الهام از تحقیقات خارجی، الگوهای مشابه و تجربیات عملی اساتید، قادر است راهکارها و اختراعاتی ارائه دهد که مسائل واقعی کشور را هدف قرار دهد.

یکی از چالش‌های مزمن توسعه در ایران، ضعف ارتباط میان صنعت و دانشگاه است. این ارتباط سال‌هاست که به یکی از دغدغه‌های اصلی توسعه علمی و اقتصادی کشور تبدیل شده است. صنعت و دانشگاه همانند چرخ‌دنده‌های یک موتور محرکه‌اند؛ اگر این دو هماهنگ و هم‌جهت عمل کنند، می‌توانند موتور پیشرفت کشور را به حرکت درآورند. با این حال، در عمل برخی مدیران به نظریات دانشگاهیان توجه کافی ندارند و همین موضوع مانع شکل‌گیری یک تعامل مؤثر شده است. ترکیب علم دانشگاهی با تجربه صنعتی می‌تواند بینش‌های مدیریتی ارزشمندی برای اداره کشور فراهم آورد.

از سوی دیگر، صنعت زبان دانشگاه را نمی‌داند و دانشگاه نیز از نیازهای واقعی صنعت فاصله گرفته است. دانشگاه‌ها عمدتاً بر آموزش نظری، پژوهش و تولید مقاله تمرکز دارند، در حالی که صنعت به دنبال نتیجه فوری، کاربرد عملی و سود اقتصادی است. نبود زبان مشترک میان این دو نهاد، باعث شده صنعت به دنبال «محصول» باشد و دانشگاه به دنبال «نظریه»، و همین شکاف، همکاری پایدار را دشوار کرده است. فقدان ساختارهای شفاف برای پروژه‌های مشترک در دانشگاه‌ها و نبود بودجه یا تمایل کافی برای سرمایه‌گذاری بلندمدت در تحقیق و توسعه در شرکت‌ها نیز به این مشکل دامن زده است.

ضعف سیاست‌گذاری و حمایت دولتی، حلقه مفقوده دیگری در این چرخه است. سیاست‌های کلان هنوز مشوق‌های مؤثری برای پیوند صنعت و دانشگاه ایجاد نکرده‌اند. حمایت مالی، معافیت‌های مالیاتی و تسهیلات برای شرکت‌های همکار با دانشگاه ناکافی است و همین موضوع باعث می‌شود صنعت مسیرهای کوتاه‌مدت و کم‌ریسک‌تر را ترجیح دهد. در کنار این مسائل، بسیاری از پایان‌نامه‌ها و پژوهش‌های دانشگاهی بر پایه نیازهای واقعی جامعه و صنعت تعریف نمی‌شوند و نتیجه آن تولید دانشی است که کاربرد عملی ندارد.

در چنین شرایطی، مسئولیت اجتماعی دانشگاه اهمیتی دوچندان پیدا می‌کند. مسئولیت اجتماعی به معنای تعهد اساتید، دانشجویان و مدیران دانشگاه نسبت به جامعه، محیط‌زیست و ارزش‌های انسانی است. اگر این مسئولیت نادیده گرفته شود، اعتبار علمی و اجتماعی دانشگاه کاهش می‌یابد، انگیزه علمی کمرنگ می‌شود و فضای دانشگاه به محیطی خشک و رقابتی منفی تبدیل خواهد شد. دانشگاه باید انسان‌هایی مسئول و متعهد تربیت کند؛ در غیر این صورت، فعالیت‌های علمی و پژوهشی ارتباط خود را با نیازهای واقعی جامعه از دست می‌دهند.

بی‌توجهی به مسئولیت اجتماعی پیامدهای بلندمدت جدی دارد؛ از جمله کاهش نوآوری و خلاقیت علمی، مهاجرت نخبگان و تضعیف سرمایه اجتماعی کشور. اگر دانشجو تراز انقلاب اسلامی شکل نگیرد، دانشگاه صرفاً به یک نهاد آموزشی تقلیل پیدا می‌کند و کارکرد تربیتی و تمدن‌ساز خود را از دست می‌دهد.

تجربه کشورهای پیشرفته نشان می‌دهد که ارتباط قوی و ساختاریافته میان صنعت و دانشگاه نقش تعیین‌کننده‌ای در توسعه دارد. در کشورهایی مانند ژاپن و کره‌جنوبی، شرکت‌های بزرگ آزمایشگاه‌های تحقیق و توسعه خود را در مجاورت دانشگاه‌ها ایجاد کرده‌اند و تحقیقات مشترک متمرکز، به تولید دانش کاربردی و جذب سریع دانشجویان در صنعت منجر شده است. در این کشورها، دانشگاه و صنعت دو نهاد منفعل نیستند، بلکه بازیگران فعال یک فرآیند تعاملی و سرمایه‌گذاری‌شده‌اند.

 

دانشجوی تراز، فردی است که علم را امانت می‌داند، توان حل مسئله دارد و مهم‌تر از آن، انگیزه و حس مسئولیت برای به‌کارگیری دانش خود در خدمت جامعه را در وجود خود احساس می‌کند. تربیت چنین دانشجویی تنها با آموزش تخصصی امکان‌پذیر نیست، بلکه نیازمند آموزش‌های اخلاقی، بینشی و مهارتی، کارآموزی‌های صنعتی و پروژه‌های میدانی است. اگر چنین نگاهی حاکم شود، دانش در دانشگاه‌ها محبوس نخواهد ماند و دانشگاه به یکی از ارکان اصلی حل مسائل اجرایی کشور تبدیل می‌شود.

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
Copyright ©2026 - All rights reserved.
آدرس آی پی: 216.73.216.178 سیستم عامل: Unknown مرورگر: Mozilla تاریخ مشاهده: چهار شنبه, 15 بهمن,1404