
ارسالی اثر از زهرا سادانت حسینی: دانشجوی دانشگاه الزهرا
گوشه خونم میز ماه رمضونی درست کرده بودم، هیچ وقت حتی فکرشم نمیکردم این میز تبدیل شه به حجله رهبر شهیدم
بعد شنیدن خبر، پارچه رو مشکی کردم، پرچم ایران رو از کشو درآوردم و قاب عکسی که چند سال پیش خودم با شور و ذوقی از رهبر نقاشی کرده بودم رو روی میز گذاشتم...
جزو برنامه ی روزانه مون شده، هرشب کمی بعد افطار، شرکت توی تجمعات و پیاده روی ، و اگر شرایط بود آماده کردن چنتا لقمه برای موکب داران خسته...
خوندن سوره فتح، دعای توسل، دعای ۱۴ صحیفه هم که درخواست رهبرعزیزمون بود و آرامشیه برای قلبمون و قدرتی برای رزمندگانمون ،جزو لاینفک زندگی مون شده :)
امید و انگیزه شاید گمشده ی این روزهای خیلی ها باشه، سعی میکنم تا جایی که میتونم سر صحبت که با هرکس باز میشه بهش روحیه بدم و از پایان خوش این استقامت بگم و اینکه همه اینها ابتلائات اخر الزمانیه برای اماده کردن زمینه واسه ظهور منجی عالم!
دیگه چه کاری ازم بر میاد؟ چیزی که در میانه هر اتفاق ناخوشایندی رهبر شهیدمون ازمون میخواستن، زندگی عادی :) و البته تلاش بیشتر برای بالا بردن علم ومهارت، تا ان شالله بتونیم در سپاه حضرت حجت ماهم نقش آفرینی کنیم
جهت ارسال آثار (در پیامرسانهایبله و ایتا)@hn_psy @kanoon_adabiatt
اینستاگرام:@jdalzahra.pcsc
گروه کانون در بله:ble.ir/join/GFggXDL54