نشست تخصصی نقد و بررسی فیلم سینمایی «برادرم خسرو» به همت معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی واحد اصفهان، با حضور دکتر سیاوش گلشیری- منتقد سینما و نیکا دردشتینیا-روانشناس و جمعی از اعضای این واحد برگزار شد. در این جلسه پس از پخش فیلم، کارگردانی، روایت، شخصیت پردازی و رویکرد فیلم به موضوع اختلال دوقطبی مورد واکاوی قرار گرفت.
در ابتدای این نشست گلشیری با انتقاد از پایانبندی فیلم، آن را ناقص و نیازمند ادامه دانست و افزود: در لحظهای که ناصر از طریق تبلت متوجه اتفاقی که برای برادرش افتاده میشود، فیلم به پایان میرسد؛ در حالی که مخاطب انتظار دارد واکنش او و تحولات بعدی را نیز ببیند. این پایان باز، برخلاف فیلمهای موفق ایرانی نظیر آثار اصغر فرهادی، نتوانسته به درستی بار روایی خود را حمل کند.
وی به جنبههای فنی فیلم اشاره کرد و گفت: کارگردان با استفاده از نماهای بسته و لانگشات در ابتدا، نظم و انضباط حاکم بر خانواده را نشان میدهد و با پیشرفت بحران، نماها تندتر و دوربین پویاتر میشود که این امر از مهارت کارگردانی حکایت دارد. با این حال، ضعف اصلی فیلم در عدم پرداخت درست به تحول شخصیتها و تکیه بیش از حد بر شعارهای روانشناختی است.
این منتقد سینما با مقایسه فیلم برادرم خسرو با فیلمهایی نظیر «درباره الی» و آثار ساختهشده با محوریت استبداد درون خانواده، تأکید کرد: اگر فیلمساز به جای چسباندن برچسب اختلال دوقطبی، بر مفهوم کنترلگری و استبداد در خانواده متمرکز میشد، اثری ماندگارتر خلق میکرد. شخصیت ناصر، بیش از آنکه نماد یک بیمار روانی باشد، تصویر جامعهای است که معیارهایش را بر پایه دستاوردهای بیرونی تعریف کرده و از ارزشهای درونی غافل مانده است.
همچنین نیکا دردشتینیا در این نشست با اشاره به تیتراژ آغازین فیلم که به صورت چرخشی و دایرهای طراحی شده، آن را نمادی از نوسانهای خلقی شخصیت اصلی خسرو با بازی شهاب حسینی دانست و گفت: «اختلال دوقطبی با دورههای افسردگی و شیدایی همراه است و این حرکت دورانی میتواند بازتابی از همین وضعیت باشد. همچنین صحنه پاره کردن عکسهای خانوادگی و چسباندن آنها به دیوار، الگویی از تکرار و چرخه معیوب را در ذهن بیننده تداعی میکند.»
وی به نقد شخصیت «ناصر» به عنوان برادر خسرو پرداخت و اظهار کرد: کنشگر اصلی فیلم، ناصر است، نه خسرو. او شخصیتی سلطه گر و کنترلگر دارد که حتی امور زندگی برادر و همسرش را نیز مدیریت میکند. این فیلم بیش از آنکه به اختلال دوقطبی بپردازد، روایتی از استبداد خانوادگی و اجتماعی را به تصویر میکشد؛ استبدادی که در قالب یک انسان موفق و قانونمند جلوهگر شده است.
این روانشناس با اشاره به رویکرد آموزشی فیلم، آن را شعارزده توصیف کرد و گفت: فیلم سعی دارد با زبانی کلیشهای به مخاطب بیاموزد که با بیماران دوقطبی چگونه رفتار کند، اما غافل از اینکه شخصیت ناصر، به عنوان یک انسان وسواسی و ساختارگرا، میتواند آسیب زاتر از برادر مبتلا به اختلال روانی باشد. جامعه ما اغلب افراد موفق و دارای مدرک را میستاید و کسانی مانند خسرو را که استعداد درونی دارند، طرد میکند.
دردشتینیا با اشاره به تجربه حضور خود در بخشهای روانپزشکی، خاطرنشان کرد: بسیاری از بیماران روانی در صورت نبود محرکهای محیطی، خطری برای اطرافیان ندارند بلکه این افراد عادی جامعه هستند که با کنترلگری و قضاوتهای نادرست، زمینهساز بحران میشوند.
این نشست با پرسش و پاسخ میان اعضای جهاددانشگاهی و تحلیل دقیقتر سکانسهای کلیدی فیلم به پایان رسید.
