
نشست بررسی «اسناد جنایات ساواک در همدان» با استناد به مجموعه سهجلدی اسناد ساواک در همدان در دفتر خبرگزاری قرآنی ایران(ایکنا)، شعبه همدان، وابسته به معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی واحد همدان برگزار و ابعاد نفوذ این سازمان در میان روحانیون، بازاریان، فرهنگیان و حتی لایههای مختلف اجتماعی استان واکاوی شد و شیوههای جمعآوری اطلاعات، شبکه گسترده مخبران و نحوه رصد فعالیتهای انقلابیون مورد تحلیل قرار گرفت.
نشست «بررسی سند جنایات ساواک در همدان» با حضور دو پژوهشگر برجسته تاریخ معاصر، ابوالفتح مومن و محمدرضا عراقچیان، و با هدف واکاوی عملکرد و ساختار سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) در استان همدان برگزار شد. این نشست در چارچوب تحلیل اسناد و گزارشهای تاریخی، به ویژه آنچه در کتاب سه جلدی اسناد ساواک در همدان گردآوری شده است، برگزار شد و فرصتی فراهم کرد تا ابعاد پنهان عملکرد این سازمان در استان و تأثیر آن بر روند فعالیتهای انقلابی و جامعه همدان روشن شود.
ایکنا _ پیشینه و تاریخچه نهادهای اطلاعاتی و امنیتی در ایران چگونه بوده و چه کارکردی داشتهاند؟
ابوالفتح مومن: نهادهای اطلاعاتی و امنیتی در دورانهای مختلف عنوان و نام مختلفی داشتند؛ در ایران قبل از اسلام در دوران هخامنشی، گروهی از افراد بودند که به ساتراپ(استانها یا ایالات) اعزام میشدند تحت عنوان گوش و چشم شاه در بین مردم حضور پیدا میکردند و آمار و اطلاعات را به دربار انتقال میدادند.
سیستم اطلاعاتی آن زمان راه جادهای و از طریق چاپارخانه به صورت نامه انتقال پیدا میکرد که در همدان هم وجود داشت و محلی که امروز در همدان با عنوان چپرخانه شناخته میشود یادگار آن دوران است، این چاپارخانهها هر ۳۰ کیلومتر ایستگاه داشتند.
در واقع برای دوام و بقای هر سیستم و تصمیم سازی بهنگام داشتن اطلاعات، رکن اساسی است، امروز هم هر کس داده و اطلاعات بیشتری دارد عملکرد بهتری دارد و بهتر میتواند تصمیم بگیرد و از بروز برخی اتفاقات جلوگیری کند.
در زمان اسکندر در ماجرای حمله به ایران نیز این حرکت انجام میشد، به طوری که در استان ما، در نهاوند شهری به نام لائودیسه که شهری نظامی بود تاسیس شد و اطلاعات را به آنجا انتقال میداد.
در دوران ساسانیان نیز این سیستم وجود داشته و در دوران حکومت اسلامیه و حکومت عباسیان دیوان بَرید راهاندازی شد، که در اصل مسئول جمعآوری اطلاعات بود آنچه که در فیلم مختار مشاهده کردیم که کیان ایرانی اطلاعات مربوط به مخالفان مختار را جمعآوری میکرد و به مختار انتقال میداد نیز نمونهای تاریخی این موارد است.
در برخی دورانها به ویژه قبل از دوران صفویه این سازمانها بیشتر بر توان نظامی و مبتنی بر منطقه محلی بوده است، اما از دوران صفویه به بعد در دوران قاجار سیستم اطلاعاتی یک نظم و چارچوبی به خود میگیرد. آن زمان افرادی که در این زمینه فعالیت میکردند به گَزمه یا مخبر معروف بودهاند. حکومتهای محلی اطلاعات را برای دربار و مرکز جمع آوری میکردند.
حال اگر تاریخ معاصر را بخواهیم بررسی کنیم، در دوران قاجار این مسئله وجود داشت اما در دوران پهلوی این برگه بر میگردد و به شکل جدیدی رخ مینماید.
محمدرضا عراقچیان: حکومتها همیشه علاقمند و نیازمند به کسب خبر هستند و برای دوام و بقای خود نیاز دارند خبرهایی را کسب کنند و بر این اساس استراتژیهای خود را برنامهریزی کند.
این کسب خبر از دو طریق مستقیم و غیر مستقیم(از طریق جاسوسان) انجام میشود.
سازمانهای اطلاعاتی در همه جوامع وجود دارند، هرچند برخی این سازمانها را خوب نمیدانند اما وجودش را ضروری میدانند، در نهایت در هر حکومتی وجود دارد اما اینکه چگونه عمل میکنند مورد بحث است و برای دوام و بقای چه چیز تلاش میکنند حائز اهمیت است.
در دوران پهلوی اول سازمان اطلاعاتی به صورت رسمی و غیر رسمی وجود داشته که در آن زمان رکن دوم ارتش وظیفه جمع آوری اطلاعات از سطح مردم بوده است.
اداره پلیس سیاسی و اداره خوفیه نیز از جمله این سازمانها هستند، سازمانهای اطلاعاتی رسمی معمولا اسم و عنوان دارند و غیررسمیها عنوانی نداشتند.
در ایران به دلیل تحولات اجتماعی که به وجود آمد رژیم شاهنشاهی بیش از گذشته برای بقای نظام دیکتاتوری خود نیاز به این سازمان پیدا کرد، سه دوره اوج فعالیتهای اجتماعی بوده است. دوره اول در شهریور سال ۱۳۲۰، دور دوم در سالهای ۱۳۴۱ و ۱۳۴۲ و ۱۳۴۳ که اتفاقات سیاسی اوج گرفت و بعد کمی نزول کرد و در نهایت در زمان انقلاب ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷.
ایکنا _ ساواک چه زمانی و با چه اهدافی تشکیل شد و تفاوت آن با دیگر نهادهای اطلاعاتی پیشین چیست؟
ابوالفتح مومن: شاه به این نتیجه رسید که برای بقای خود یک سازمان اطلاعاتی راه اندازی کند، اداره اطلاعات شهربانی، ژاندارمری، نخست وزیری و به صورت غیر رسمی نیز در فرمانداریها بوده، اما در سال ۱۳۳۵ ساواک (سازمان اطلاعات و امنیت کشور) با چند هدف شکل میگیرد.
آنچه مطرح است تفاوت در این سازمانها و اهدافی است که دنبال میکنند، فینفسه وجود سازمان اطلاعاتی نه تنها ایرادی ندارد بلکه ضروری نیز هست اما تفاوت در عملکرد آنهاست که ماهیت آنها را به چالش میکشد.
حفظ امنیت ملی، کشف جاسوسین، مبارزه با ناقضان قوانین سلطنت، مقابله با عاملان سوء قصد به شاه و ولیعهد، مرتکبان جرائم نظامی و ضد مبارزه مسلحانه از اهداف اولیه ساواک بوده است.
مأموران ساواک به عنوان ضابطان قضایی وارد ماجرا میشدند و همرده نظامیان بودند. آنچه در این اهداف خطرناک بود این بود که مجرمان سیاسی در دادگاههای نظامی محاکمه میشدند چیزی که در اصل باید در دادگاه معمولی و با حضور هیئت منصفه پیش میرفت. در خاطرات انقلابیون و اسناد، فیلمها و مستندات مربوط به انقلاب، تمام مبارزان سیاسی در دادگاه نظامی و توسط یک درجهدار ارتش محاکمه میشدند.
ساواک پس از راه اندازی در سال ۱۳۳۵ دارای ۵ هزار و ۳۰۰ افسر، ۳ هزار و ۹۹۰ کارمند بوده است، با بودجهای نامحدود و آزاد در خرج کردن، گفته میشود ۳ میلیون خبرچین نیز داشته است که با توجه به جمعیت حدود ۲۵ میلیون نفری ایرلان این تعداد بسیار زیاد و نشان از نفوذ ساواک در همه جا بوده است، البته سندی در این زمینه وجود ندارد، هرچند بر اساس اسنادی که از ساواک بیرون آمده با توجه به اینکه کوچکترین تحرکات و جلسات از دید آنها پنهان نبوده میتوان تا حدی این گفته را تصدیق کرد و خیلی هم نمیتواند خارج از تصور باشد. همچنین، امروز گفته میشود از هر ۳ نفر در لبنان یک نفر خبرچین اسرائیل است.
البته در تعریف خبرچین و جاسوس تفاوت است، خبرچین در مسیر خود شنیدهها و دیدهها را انتقال میدهد، جاسوس هدفمند است و سوژههای خود را انتخاب میکند و در ماموریت به سر میبرد.
ساواک ماموریتها و اقدامات مختلفی داشت از جمله دستگیری اعضای سازمان مجاهدین، دستگیری گروهک پیکار و طرح ترور امام خمینی(ره) و... که در کنار سایر مأموریتهایش دنبال میکرد.
ادارههای مختلفی نیز در این مجموعه ساواک فعالیت میکردند، این ادارهها شامل ۱۱ اداره از جمله اداره ستاد مرکزی ساواک، اطلاعات خارجی، امنیت داخلی، حفاظت اطلاعات، فنی و تکنولوژی(پشتیبانی فنی)، امور مالی، بررسی و تحلیل اطلاعات، ضد جاسوسی، تحقیق و پژوهش، آموزش و بهداری و خدمات پزشکی بوده است که اداره آخر یعنی بهداری با توجه به افزایش سطح شکنجهها و افزایش مجروحان به این مجموعه اضافه میشود.
تیمور بختیار از موسسان ساواک تا سال ۱۳۳۹ رئیس این مجموعه بوده است. از سال ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۳ حسین پاکروان رئیس ساواک، ارتشبد نعمتالله نصیری تا ۱۳۵۷ و از خردادماه تا انقلاب تیمسار مقدم بودند.
این افراد که به عنوان رئیس مجموعه بودند خیلی جزء افراد مخوف در سطح جامعه نبودند بلکه مخوفترین فرد در ساواک که از بدنه معاونان این مجموعه بوده فردی به نام ثابتی بوده است و در حال حاضر در آمریکا زندگی میکند.
ایکنا _ ساختار و عملکرد ساواک در همدان چگونه بود و چه افرادی در آن نقش داشتند؟
محمدرضا عراقچیان: ساواک همدان در سال ۱۳۳۹ توسط سرتیپ وکیلی تاسیس میشود و از سال ۱۳۴۰ تا ۱۳۴۲ سرهنگ کبیری، ۱۳۴۲ تا ۱۳۴۶ سرهنگ هوشمند، ۱۳۴۶ تا ۱۳۴۷ طباطبایی، ۱۳۴۷ و ۱۳۴۸ سرهنگ ترابی، از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۷ سرهنگ منشی یا بزرگ منش رئیس ساواک همدان بودند.
بعد از همدان نیز با توجه به اینکه شهرستان نهاوند یکی از شهرستانهای فعال در حوزه فعالیتهای انقلابی و سیاسی بوده است، شعبه ساواک در سال ۱۳۵۲ توسط حشمتالله دارایی در این شهر ایجاد میشود، البته این به معنای عدم فعالیت ساواک در سایر شهرستانها نبوده است بلکه در این شهرستانها در قالب همکاری با شهربانی این افراد فعالیت داشتند.
اسامی افراد ساواکی بعد از کشف اسناد ساواک مشخص شده است. در دوران انقلاب یعنی ۱۳۵۷ ساواک همدان ۳۲ کارمند رسمی داشته است اما بیشمار خبرچین داشته که در قالب شغل و چهرههای مختلف فعالیت انقلابیون را رصد میکردند، به خاطر دارم یک کبریت فروش و خرما فروش در همدان بودند که جز جاسوسان ساواک بودند و گزارش روزانه به ساواک همدان که در پادگان ابوذر فعلی مستقر بود، ارائه میدادند.
یکی از ادارات ساواک همدان در نبش ابتدای خیابان بوعلی دور آرامگاه بوعلی واقع بود، این اداره در زیرزمین بود و پنجرههای بسیار کم و دیوارهای طوسی و ظاهری مخوف داشت، این اداره بعدها به خیابان هنرستان منتقل شد، محل دیگری به نام باغ ساواک بود که در محل پادگان ابوذر فعلی قرار داشت.
گفته میشد این پادگان محل شکنجه ساواک بود، اما اسناد دقیقی به دست نیامد چراکه در هر ساختمانی مربوط به ساواک میشد که شکنجه انقلابیون را انجام دهند، این باغ بیشتر محل خوشگذرانی افراد ساواکی بوده است، با باغبانهای این باغ بعدها صحبتهایی داشتم آنها از انجام شکنجه در این محل بیخبر بودند.
ساواک در همدان بازداشتگاه موقتی داشت که دستگیرشدگان را آنجا نگهداری میکرد و اغلب انقلابیون همدانی به مراکز ساواک در شهرهای دیگر از جمله سنندج، کرمانشاه و تهران اعزام میشدند، افرادی که جرم سنگینتری داشتند بدون استثنا به تهران اعزام میشدند.
ساواک خود را حاکم بلامنازع امنیت و اطلاعات کشور میدانست و اختلافاتی با شهربانیها داشتند که در سال ۱۳۵۰ کمیته مشترک ضد خرابکاری به ریاست ساواک و اطلاعات شهربانی و رکن دو ارتش تشکیل میشود و در دستگیریها و سرکوب انقلابیون جدیتر و هدفمندتر عمل میکنند و رفته رفته روزگار را برای معترضان سختتر میکنند.
این کمیته در محلهای مختلف همدان وجود داشت و رئیس آن منوچهر کازرونی بود، مسئول کلانتری ۴ همدان نیز بود که به طرز وحشیانهای در سرکوب و به شهادت رساندن انقلابیون نقش داشت، فردی به شدت خشن که اکثر انقلابیون را با تیر خلاص به شهادت رسانده بود. فرد دیگری نیز در ساواک بود که در مقابل این چهره خشن قرار داشت، سرگرد نیکوسخن که خود در تظاهرات مردم حضور پیدا میکرد تا کمترین کشتار از سوی رژیم و خرابکاری اتفاق بیفتد، این فرد به دلیل رفتاری که داشت بعد از انقلاب نیز مورد اقبال مردم و عناصر انقلابی قرار گرفت و حتی منصبی به او دادند.
ایکنا _ چه ویژگیها و روشهای خاصی ساواک را در ایران به یک سازمان مخوف تبدیل کرده بود؟
ابوالفتح مومن: در دوره پهلوی اول رضا خان پس از سفر به ترکیه به آدم دیگری تبدیل شد و کاملا به عنوان یک دیکتاتور وارد عمل شد، این سیستم دیکتاتوری برای بقای خود به یک سیستم امنیتی احتیاج داشت که ساواک با این رویکرد تشکیل شد. اول امنیهها بعد آژانها و سپس شهربانیچیها و بعد ساواک بود، فعالیت اینها به گونهای بود که مردم در منزل خود نیز احساس امنیت نداشتند و از سویی این افراد امنیتی بسیار صاحب نفوذ بودند.
در سال ۱۳۳۵ به دستور شاه ساواک شکل گرفت و اولین فردی که مسئولیت آن را به عهده گرفت تیمور بختیار بود، کسی که در نهضت ملی فرمانده پادگان کرمانشاه بود که به کمک کودتاچیان شتافت و به همدان آمد و افراد را سرکوب کرد و چون وفاداری خود را به شاه و سلطنت ثابت کرده بود انتخاب شد.
اگر پیش از تشکیل ساواک، رضا شاه از اراذل اوباش و شرور استفاده میکرد؛ با تشکیل ساواک، افراد روانشناس و مجهز وارد این سیستم شدند کسانی که آموزشهای خود را از سازمان سیا و موساد دریافت میکردند و دورههای آموزشی را میگذراندند.
ساواک دو مرحله دارد، یک مرحله در سال ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ است که کمیته مشترک به کمک ساواک میآید و منازل مختلفی در اختیار آن بود که در سطح شهر همدان قرار داشت که یکی از این منازل منزل طباطبایی نماینده مردم در مجلس بوده است. ساواک ساختمانهای رسمی و آشکار داشت و برای امور دیگر ساختمانهای مخفی دیگری هم داشت.
اولین دستگیری آیتالله هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۳۶ در همدان اتفاق میافتد که در پی سخنرانی که در همدان علیه دیکتاتوری عراق عبدالکریم قاسم و استبداد داشته است و در پادگان ساواک دستگیر میشود که بعدها با پادرمیانی آیتالله بنیصدر آزاد میشود.
ساواک همدان آن زمان بر ساواک غرب کشور اشرافیت داشت، اما دادگاههای نظامی در سنندج و کرمانشاه برگزار میشد.
مخبرها و پزشکانی نیز با ساواک همکاری داشتند همچنین بین آنها رمزهایی وجود داشت؛ شنبه مخبر اصلی، یکشنبه مسئول مخبران، دوشنبه رئیس اداری و به ترتیب ردههای بالاتر و... . ساواک بخشی از اطلاعات خود را از خبرچینان میگرفته است.
به طور مثال وقتی در کتاب سه جلدی اسناد ساواک در همدان نگاه میکنیم، در مورد شخصیتها از جمله تمام روحانیون و مبارزان انقلابی همدان جزئیات وجود دارد، که این کار اداره هشتم ساواک بوده است. شخصیتها را معرفی کرده و میزان نفوذ و اعتبار آنها در میان مردم را میدانسته است.
وقتی ماجرای ۳۰ مهر همدان را بررسی میکنیم که خیزش دانش آموزان رقم خورد؛ تعجب برانگیز است که مأموران ساواک و شهربانی از کجا خبر داشتند که قبل از شروع راهپیمایی و تظاهرات بر پشتبام کاخ دایی قاسم(هتل یاس کنونی) و پاساژ میدانچی برای تیراندازی به تظاهرات کنندگان مستقر شده بودند. که این همان دایره اطلاعاتی ساواک را نشان میدهد.
نیروهای ساواک خود را مشرف بر همه چیز میدانستند و حتی یک مقام معمولی ساواک به استاندار امر و نهی کرده و مقام خود را بالاتر میدانست.
کمیته ضد خرابکاری که در همدان تشکیل میشود به چند نفر از جمله آقای نیکوسخن و متین پیشنهاد میدهند اما قبول نمیکنند و فردی به نام کازرونی قصیالقلب را انتخاب کرده و به ریاست آن میگذارند.
کازرونی بیشترین خشونت را علیه انقلابیون به کار میبرد به طور مثال خیلی از شهدای انقلاب از جمله شهید توپچی با تیر خلاص او به شهادت میرسند و در نهایت گروه جهادی حدید نهاوند تصمیم میگیرند که کازرونی را از بین ببرند و در بلوار کاشانی او را ترور میکنند.
محمدرضا عراقچیان: ساواک جایگاه قوی و مخبران زیادی داشت، در همدان یک پزشک یهودی به نام نورانی که مطبش در خیابان شریعتی بود به عنوان جاسوس با ساواک همکاری داشت و پس از پیروزی انقلاب به اسرائیل رفت، ساواک حتی در میان فرهنگیان و طلاب هم جاسوس داشت، در همدان فردی در حوزه علمیه تمام فعالیتهای آیتالله آخوند را به ساواک انتقال میداد. ساواک با این جاسوسان کنترل و تصمیمسازی میکرد.
در سال ۱۳۵۷ که حجم اعتراضات و تظاهرات مردم شدت گرفت، ساواک انسجام داخلی خود را از دست داد. از طرفی نیروهایی همچون همافران پایگاه (شاهرخی یا حر) نوژه کنونی همدان اعلام استقلال کردند و ۴۷۰ نفر دستگیر شدند.
برخی از افراد مجموعه ساواک مثل آشپز، تایپیست و نگهبان، آبدارچی و ... نیز از نیروهای انقلابی بودند و اطلاعات لازم و مربوط به ساواک را به آیتالله مدنی مخابره میکردند که برخی از این افراد بعد از پیروزی انقلاب جذب برخی دستگاهها شده و بدنه انقلاب پیوستند.
دادفرما یکی از افراد انقلابی همدان بود، کتابفروشی که در خیابان باباطاهر مغازه داشت اولين نفر در همدان بود که ساواک بعد از دستگیریاش تمام ناخنهایش را کشید و در نهایت به تهران اعزام شد و اعدام شد.
ایکنا _ اسناد سهجلدی ساواک در همدان چه تصویری از نوع اقدامات، شیوههای رصد و گزارشنویسی این سازمان و نحوه مواجهه آن با فعالیتهای مذهبی و انقلابی ارائه میدهد؟
محمدرضا عراقچیان: گزارشات ساواک حول محور چند موضوع بود اینکه در مورد هر شخصی مطالعه میکرد و گزارش بروز او را میداد، دیگر تجزیه و تحلیل برخی افراد مثل آیتالله آخوند صالح مدرسهای برادران دیباج، آیت الله اکرمی و مدنی بود که چه کارهایی انجام میدادند، گزارش دیگر در مورد اوضاع عمومی شهر بوده است که امروز اوضاع در برخی از نقاط چگونه بوده است، انتشار اعلامیههای امام خمینی(ره) و موضوعات اعلامیه بوده است، بنابراین گزارشات ساواک باهم متفاوت است. برخی به تهران گزارش شده و برخی به مقامات بالادست و برخی برای پیگیری به گایین دستان بوده است.
گزارشات ساواک نشان از نفوذ فراوان آنها در بین مردم و در سطح جامعه است.
در این کتاب، اصلا نوع شکنجهها بیان نشده چون اسناد مربوط به خود آنهاست فقط در یکی از موارد بيان شده که به شدیدترین وجه از او اعتراف گرفته شد، این نشان میدهد بدترین شکنجهها بر او اعمال شده است.
ابوالفتح مومن: در کتاب اسناد ساواک از کدهای مختلفی استفاده شده به طور مثال مرگ بر شاه با کد ۶۶ و منصور به جای شاه استفاده می شده است.
در آن زمان انقلابیون در قالب جلسات تفسیر قران و نهجالبلاغه و در قالب برنامه کوهنوردی در مورد اوضاع و شرایط اجتماعی صحبت میکردند و افراد را برای فعالیتهای انقلابی انتخاب میکردند. این جلسات فضایی برای بیان ظلم رژیم و روشنگری بود و آگاهی دهی انجام میشد و این محافل برای ارتباط انقلابیون باهمدذیگر بود و اعلامیهها در این محافل توزیع میشد.
ایکنا _ برای ملموستر شدن موضوع، ممکن است نمونههایی عینی از گزارشهای ثبتشده در اسناد ساواک همدان را برای ما قرائت و تشریح کنید؟
محمدرضا عراقچیان: یکی از این گزارشات مربوط به ۲۴ مهر ۱۳۴۱ در مجلس درس آقای آخوند ملاعلی است «پس از تفسیر سوره یوسف آقای ملاعلی چنین اظهار نمود که هر پادشاهی که دامنش به گناه آلوده نشود، بسیار ارزش دارد متاسفانه کمتر در تاریخ دیده میشود.» این گزارش یک مخبر از جلسه تفسیر قرآن آقای آخوند بوده که به ساواک ارائه داده است.
۱۳ دی ماه ۱۳۴۱ زمانی که هنوز امام تبعید نشده است، «آقای سید صادق حجازی فرزند سید باقر دبیر فرهنگ همدان با اینکه مستخدم دولت است و از کلیه مزایای یک نفر فرهنگی استفاده میکند عملا هدفی جهت مخالفت با دولت داشته است، با روحانیون هماهنگ است و حتی محصلین را در کلاس به تعاقب از دستورات مقامات روحانی تشویق میکند.»
در مورد حاج محمد ابراهیم درفشی که در بازار کفش همدان مغازه داشته است، ایتطور نوشته است «اطلاعات واصله حاکی است نامبرده با توجه به سوابق فعالیتهای مضره خود که عضو هیئت مدیره مسجد کبابیان همدان میباشد در بین روحانیون تشنجاتی ایجاد میکند از جمله برای یکی از روحانیون پیغام میفرستد که اگر حاضر است علیه لوایح شش گانه (علیه شاه و ملت) اعترض نماید در این مسجد حضور یابد، خواشمند است اعمال و رفتار وی را به طور غیرمحسوس زیر نظر قرار داده، بدون آن که شخص و همکارانش متوجه گردند اعمال خیانتکارانه را با دلایل کافی جمعآوری و به این سازمان ارسال کنند تا تصمیم مقتضی اتخاذ گردد.»
در سال ۱۳۴۲ «اعلامیه امام در یکی دو روز اخیر وارد همدان و توزیع شده است، اعلامیه آیت الله خمینی و شریعتمداری از قم، آیتالله آیت الله خویی که در نجف هستند، با ماشین تایپ شده و در همدان رونوشت شده است.»
در این کتاب اسامی افراد و به ویژه روحانیون به صورت دقیق و ریز به ریز آمده است.
در مورد داشتن نوار امام خمینی(ره) در دست افراد بازاری در سال ۱۳۴۲ نیز در این کتاب صحبت شده و از افرادی مثل سید احمد حسینی، فاضل حسنی، محمد اسلامی، سید صادق براتیان و آقای سید حاجی دباغ و پسرش(همسر خانم دباغ) ، پسران حاج رجب زرگر، حاج تقی سراجی، علی آقا محمدی، رحیم نداف و حاج رحیم مسکین، حاج قربی، جلیل معطری و افراد دیگر صحبت شده و جزئیات حرکات و رفت و آمد آنها را زیر نظر داشتند. این گزارشات نشان میدهد همه اشخاص دقیقا زیر نظر بودند.
در مورد آیت الله نوری همدانی در سال ۱۳۵۶ گزارشی رفته است «نامبرده که اخیرا از قم وارد شده و در مدرسه آخوند ملاعلی منبر میرود در صحبتهایش با گوشه و کنایه علیه حکومت وقت صحبتهایی مینماید که حاضرین از صحبتهای وی برداشتهایی میکنند مثلا در یکی از منبرهای خود گفته است که معاویه در یکی از سفرهای خود پول بیتالمال را خرج خرید اسلحه نموده است.»
البته این کتاب دارای تمام اسناد به جا مانده نیست بلکه فقط بخش کوچکی از اسناد ساواک را داراست.
ایکنا _ با توجه به بررسی این اسناد، اغلب موضوعات گزارشهای ساواک پیرامون چه محورهایی بوده است؟
ابوالفتح مومن: گزارشها اغلب عملکرد اجتماعی و سیاسی افراد بوده است، ریز به ریز فعالیتهای افراد اثرگذار، مذهبی است.
از این اسناد بر میآید که ساواک روی همه افراد حساس بوده است، مگر به این میرسیده که او فردی بیخطر است البته در این صورت باز هم او را کلا هم رها نمیکرده است، این افراد اغلب مذهبی، سیاسی و حتی مارکسیست حزب توده هم بودهاند. از طرفی گروههای جهادی، گروه پیکار و ... افراد تبعیدی و گروههای سیاسی نیز از جمله افرادی بودند که ساواک به شدت آنها را زیر نظر داشته است.