
عاشورا فقط یک روز در تقویم نیست؛ زخمی است که قرنهاست بر دل تاریخ مانده و هر سال با آمدن محرم دوباره تازه میشود. گویی زمین و آسمان هنوز از آن ظهر داغ کربلا شرمگیناند؛ از آن لحظهای که حق در برابر باطل ایستاد و حقیقت، با لب تشنه، بر خاک افتاد اما هرگز شکست نخورد.
دشت کربلا در آن روز، شاهد بزرگترین امتحان انسانیت بود. مردی از تبار پیامبر، با دلی سرشار از ایمان و عزت، در برابر سپاهی ایستاد که حقیقت را میدانستند اما دنیا را برگزیده بودند. امام حسین(ع) آمده بود تا به تاریخ بیاموزد که گاهی برای زنده ماندن حقیقت، باید از همه چیز گذشت؛ از جان، از فرزند، از برادر و از تمام آنچه انسان دوست میدارد.
آفتاب تند کربلا بر خیمههایی میتابید که در آنها کودکان تشنه، چشم به راه جرعهای آب بودند. صدای العطش در میان سکوت بیرحم بیابان میپیچید و دل هر انسان آزادهای را میلرزاند. عباس، آن قامت رشید وفاداری، به سوی فرات رفت تا امید را به خیمهها بازگرداند، اما دستهای بریدهاش روایت دیگری از وفاداری نوشت؛ روایتی که هنوز هم وقتی نامش برده میشود، اشک از دیدگان جاری میشود.
یکی پس از دیگری، یاران حسین(ع) به میدان رفتند. جوانانی که میتوانستند زندگی کنند، اما مرگ در کنار حقیقت را بر زندگی در کنار ظلم ترجیح دادند. علیاکبر با آن چهره شبیهترین به پیامبر، وقتی به میدان رفت، گویی قلب پیامبر دوباره در کربلا تپید. قاسم نوجوان، با قامتی کوچک اما ایمانی بزرگ، نشان داد که در مکتب عاشورا سن و سال معنا ندارد؛ مهم آن است که انسان در کدام سوی تاریخ میایستد.
و سرانجام، آن لحظه رسید؛ لحظهای که تاریخ هرگز آن را فراموش نخواهد کرد. حسین(ع)، تنها و خسته، اما استوارتر از همیشه، در میان میدان ایستاد. تشنگی، داغ عزیزان و زخمهای پیاپی نتوانسته بود ذرهای از عظمت روح او بکاهد. او ایستاده بود تا به همه زمانها بگوید: انسان میتواند تنها بماند، اما اگر در مسیر حق باشد، هرگز شکست نخورده است.
وقتی شمشیرها فرود آمدند و آن سرِ نورانی بر خاک افتاد، دشمن گمان کرد که کار تمام شده است. اما حقیقت این بود که همان لحظه، عاشورا آغاز شد؛ آغاز نهضتی که وجدانهای بیدار را در طول تاریخ بیدار کرد. خون حسین(ع) بر زمین کربلا ریخته شد، اما از دل همان خاک، درختی رویید که ریشههایش در دل انسانهای آزاده جهان گسترده شد.
عاشورا به ما میآموزد که عدالت، آزادگی و عزت، ارزشهایی نیستند که بتوان به آسانی از کنارشان گذشت. هر نسلی که داستان کربلا را میشنود، در برابر یک پرسش قرار میگیرد: اگر در آن روز بودیم، در کدام سوی میدان میایستادیم؟
محرم هر سال میآید تا این پرسش را دوباره در دلها زنده کند؛ تا یادآوری کند که کربلا فقط یک سرزمین نیست، بلکه راهی است برای زیستن؛ راهی که با صداقت، شجاعت و ایستادگی معنا پیدا میکند.
در همین راستا، معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی آذربایجان غربی نیز در ایام سوگواری سید و سالار شهیدان، حضرت اباعبدالله الحسین(ع)، برای آشنایی هرچه بیشتر خانواده جهاد دانشگاهی آذربایجان غربی با پیامها و مفاهیم عاشورا، اقدام به تولید و انتشار سه کلیپ عاشورایی، پنج کلیپ سخنرانی از بزرگان اندیشه اسلامی شامل شهید مطهری، علامه جعفری و دکتر شریعتی، سه پادکست عاشورایی، نصب بنرهای مناسبتی و سیاهپوش نمودن اماکن عمومی جهاد دانشگاهی آذربایجان غربی، انتشار سه کلیپ نوحه به زبان ترکی و... نموده است.