جلسه هشتاد و نهم درسگفتار پرده پوشانی، پرده انداز

چهار شنبه, 15 اردیبهشت,1400

جلسه هشتاد و نهم درسگفتار پرده پوشانی، پرده انداز

 من شهر حكمت هستم و تو درب آنى، وارد شهر نميتوان شد مگر از در آن. دروغ گفته كسى كه گمان ميكند مرا دوست دارد اما با تو دشمن است.

 

اَللّهُمَّ اِنَّ هؤُلاَّءِ اَهْلُ بَیْتى وَخَاصَّتى وَحَامَّتى لَحْمُهُمْ لَحْمى وَدَمُهُمْ دَمى

خدایا اینانند خاندان من و خواص ونزدیكانم گوشتشان گوشت من و خونشان خون من است

جلسه هشتاد و نهم

دفتر سی و یکم: تار و پود وجود قسمت چهارم چهارشنبه 1400/02/15 -22رمضان المبارک

 

 در هشتاد و نهمین جلسه از درس گفتار پرده پوشانی ، دکتر پایداری به ادامه مضوع تار و پود وجود پرداخت که بخشی از نکات و روایاتی که در این جلسه تشریح شد از قرار زیر می باشد:

--در مباحثه حضرت صادق (ع) با يكى از بى‏ دينان نقل مى‏ كند كه آن مرد گفت: خوب بود خدا هر سال بعضى از مردگان را زنده كند تا ما بپرسيم آنان كه مردند به چه سرنوشتى دچار شدند، حضرت فرمود: بسيارى از مردگان زنده شده ‏اند، از جمله اصحاب كهف ... و همچنين ارمياى پيغمبر كه چون خرابه‏هاى بيت المقدس و اطراف را- كه بدست بخت نصر خراب شده بود- ديد، گفت: چگونه خدا مردم اينجا را كه مرده‏ اند زنده مى‏ كند؟ خدا او را ميراند و پس از صد سال زنده‏اش كرد، به چشم خود ديد كه چگونه اعضايش بهم مى‏ پيوندد و مفاصلش به گوشت پوشيده مي شود، و رگهايش بهم وصل مي گردد، تا چون بدن تكميل شد و برخاست نشست گفت: ميدانم خدا بر هر چيز توانا است.

--ما حسن اللَّه خلق عبد و خلقه إلّا استحيا أن يطعم لحمه‏ النّار.

وقتى خدا صورت و سيرت بنده‏اى را نيكو كند شرم دارد كه گوشت وى را خوراك آتش كند

 

-- ابن عباس گفت پيامبر اكرم به علي بن ابى طالب عليه السّلام فرمود يا علي من شهر حكمت هستم و تو درب آنى، وارد شهر نميتوان شد مگر از در آن. دروغ گفته كسى كه گمان ميكند مرا دوست دارد اما با تو دشمن است.

زيرا من از تو و تو از منى گوشت تو گوشت‏ من‏ و خونت خون من و روحت روح من پنهانت پنهان من و آشكارت آشكار من تو پيشواى امت منى و خليفه من بر آنهائى پس از من سعادتمند است مطيع تو و بدبخت است مخالف تو سود مى‏برد كسى كه ترا دوست ميدارد و زيان ميكند كسى كه با تو دشمن است رستگار است ملازم تو و هلاك شده هر كه از تو جدا باشد مثل تو و امامان از نژاد من مانند كشتى نوح است هر كه سوار شد نجات يافت و هر كه تخلف جست غرق شد و مانند ستارگانند كه هر كدام غايب شد ديگرى طلوع ميكند تا روز قيامت

 

 

روز بیستم ماه مبارک رمضان سال چهلم هجری،

 

آثار مرگ بر چهره امام علی (علیه السلام) ظاهر شده بود. امام به فرزند بزرگش امام حسن (علیه السلام) فرمود: به شیعیانی که جلوی درب منزل اجتماع کرده اند اجازه دهید تا بیایند و مرا ببینند. درب باز شد و شیعیان، دور آن حضرت جمع شده و به گریه و زاری پرداختند. امام علی (علیه السلام) خطاب به آنان فرمود: قبل از آن که فرصت از دست رود و دیگر نتوانید مرا ببینید، هر سوالی دارید از من بپرسید، لیکن سؤالاتتان کوتاه و مختصر باشد.

 

یکی از سوال کنندگان، صعصعه بن صوحان بود که روایت او حتی در صحاح اهل سنت هم، آورده شده و مورد اعتماد علمای فریقین میباشد.

 

در بعضی روایت آمده = از صعصعة بن صوحان روایت است که وی هنگامی که علی علیه السلام به حکومت رسید بر آن حضرت وارد شد وگفت

 

 شما فضیلت بیشتری دارید یاحضرت آدم؟

 

حضرت فرمود: خوب نیست که کسی ازخودش تعریف نماید. . (امام علی(علیه السلام) ص۳۶۹، اللمعة البیضاءص۲۲۰، شبهای پیشاور ص۴۷۴

 

تزکیه المرء لنفسه قبیح) لکن از این جهت که خدا فرموده است: نعمت های خدادادی به خود را نقل کنید: {وَأَمّا بِنِعمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّث (ضحی سوره 9۳ آیه ۱۱)}

 

باید بگویم: من از حضرت آدم افضلم، صعصعه دلیل این برتری را جویا شد و خلاصه پاسخ امام علی(علیه السلام) چنین است: برای آدم همه جور وسایل راحتی و آسایش و نعمات در بهشت فراهم بود و فقط خداوند او را از خوردن گندم منع نمود. با وجود این ممنوعیت، آدم از گندم خورد و از بهشت رانده شد. در حالی که من از خوردن گندم منع نشده ام و چون دنیا را قابل توجه نمی بینم به میل و اراده خود، هرگز نان گندم نخورده ام.

 

( منظور حضرت آن است که کرامت و فضیلت افراد نزد خداوند به زهد، ورع و تقوای آن ها است. هرکسی ازدنیا اعراض بیشتری داشته باشد، یقیناً نزد خدا مقرب تر است. کمال زهد و تقوی هم، اجتناب از حلال ممنوع نشده است که ایشان این کار را انجام داده اند. ).

 

سپس صعصعه پرسید شما افضلید یا نوح شیخ الانبیاء؟

 

حضرت پاسخ داد: من از نوح افضلم و علت این برتری بر نوح را چنین فرمود: نوح(علیه السلام) قوم خود را به سوی خدا دعوت کرد، ولی آن ها او را اطاعت نکردند و به آن بزرگوار آزار و اذیت بسیاری رساندند. سپس نوح پیغمبر، آنان را نفرین کرد و گفت: پروردگارا! احدی از کافرین را بر روی زمین باقی نگذار. ولی من با وجود این که بعد از وفات خاتم الانبیا، صدمات و آزار فراوانی از این امت را دیدم. نفرین نکرده و کاملا صبر پیشه کردم.

 

( ایشان صبر خود را در خطبه شقشقیه چنین توصیف می کند: در حالی صبر نمودم ( (فَصَبَرتُ وَ فِی العَینِ قذًی وَ فِی الحَلقِ شَجًا)} که در چشمم خار و در گلویم استخوانی بود. منظور امام این است که هرکس که بر بلاها و سختی ها بیشتر صبر داشته باشد مقرب تر است).

 

آنگاه صعصعه پرسید: شما افضل هستید یا ابراهیم(علیه السلام)؟

 

ایشان پاسخ داد: من از ابراهیم افضل می باشم و دلیلش را در قرآن از زبان ابراهیم چنین می فرماید: {رَبِّ أّرِنِی کَیفَ تُحیِ المَوتی قالَ أَوَلَم تُؤمِن قالَ بَلی وَلِکِن لِیَطمَئِنَّ قَلبِی} پروردگارا چگونگی زنده کردن پرندگان را به من نشان ده خداوند فرمود: آیا باور نداری؟ پاسخ داد: چرا باور دارم، اما می خواهم با مشاهد آن دلم آرام گیرد {(الغدیر، ج۱۰، ص۱۲۴) و (شبهای پیشاور، ص۴۷۴)

 

 اما من گفتم: اگر کشف حجاب گردد پرده ها بالا رود، یقین من زیادتر نخواهد شد. (شرح الاسماء الحسنی، ج۱، ص۱۹۰، شبهای پیشاور، ص۴۷۵ لو کشف الغطاء ما ازددت یقیناً) منظور امام آن است که علو درجه هر کس، درجه یقین او می باشد که واجد مقام حق الیقین گردد).

 

 صعصعه، باز پرسید: یا علی! تو افضلی یا موسی(ع)؟

 

امام خود را از موسی(علیه السلام) نیز افضل و برتر خواند و دلیل آن را چنین فرمود: وقتی که خداوند او را مأموریت داد تا به دعوت فرعون به مصر رود، مطابق قرآن مجید، ایشان عرض کرد: {رَبِّ إنِّی قَتَلتُ مِنهُ نَفساً فاَخافُ اَن یَقتُلُونِ وَ أخِی هارُونُ هُوَ أفصَحُ مِنِّی لِساناً فَاَرسِلهُ مَعِی رِداً یُصَدِّقُنِی اِنِّی أخافُ أن یُکَذِّبُون}خداوندا من از آنها یک نفر را کشته ام و میترسم که آنان مرا به قتل برسانند.

 

 

 

برادرم هارون را که زبان فصیح تر و گویاتری از من دارد، با من همراه گردان تا یاور و شریک من در امر رسالت باشد، و مرا تصدیق نماید، زیرا میترسم آنها رسالتم را تکذیب نمایند (قصص (۲): ۳۲)

 

اما موقعی که پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) به من مأموریت داد تا به مکه معظمه روم، و آیات اول سوره برائت را در بالای بام کعبه بر کفار قریش قرائت نمایم­_ با آنکه در آنجا کمتر کسی را میتوان یافت که یکی از خویشان و بستگانش به دست من کشته نشده باشد هرگز و ابداً نهراسیدم. امر پیامبر خدا را اطاعت نمودم و به تنهایی مأموریت خود را انجام داده، آیات سوره برائت را بر آنان قرائت نموده و مراجعت کردم.

 

( این سخن امام کنایه از توکل او به خدا است، چون هرکس توکلش بیشتر باشد فضیلت بیشتری دارد و موسی کلیم الله به برادرش هارون اتکا و اعتماد داشت، ولی امیرالمومنین(علیه السلام) به طور کامل به خدای بزرگ توکل و اعتماد نمود. )

 

صعصعة عرض کرد: یا علی: تو افضل هستی یا عیسی بن مریم (ع)؟

 

همچنین امام علی (علیه السلام) خود را برتر و افضل از عیسی مسیح دانست و دلیل آن را نیز چنین بیان کرد: به اذن و قدرت پروردگار، وقتی جبرئیل در گریبان مریم دمید، او حامله شد و زمانی که موقع وضع حملش رسید به مریم وحی شد که: از خانه بیت المقدس بیرون آی، این خانه محل عبادت است نه محل ولادت و زایشگاه {(الامام علی(علیه السلام)ص۳۶۹) (اللمعلة البیضا، ص۲۲۱) (شبهای پیشاور، ص۴۷۶و۸۱۴.

 

 اخرجی عن البیت فإنّ هذه بیت العباده لابیت الولادة)} به همین دلیل از بیت المقدس بیرون رفت و عیسی در بیابان خشکیده ای متولد شد. اما وقتی مادر من  فاطمه بنت اسد  درد زاییدن گرفت در وسط کعبه به مستجار کعبه متوسل شد وگفت: بارالها بحق این خانه و بحق کسی که این خانه را بنا نهاده است، درد زایمان را برمن سهل و آسان گردان. در همان وقت دیوار کعبه شکافته شد و مادرم فاطمه با ندای غیبی به داخل خانه راه یافت و مرا در خانه خدا به دنیا آورد و سه روز مهمان پروردگارم بودم. بنابراین چون مکه معظمه بر بیت المقدس برتری دارد و مریم از زادن عیسی در بیت المقدس  مکانی پایین تر از مکه  نهی شد، ولی مادر علی(علیه السلام)، برای به دنیا آوردن او به درون کعبه  مکانی برتر بیت المقدس  دعوت شد، بدین جهت روح، نفس و بدن او از عیسی پاکیزه تر است.

 

صعصعه عرض کرد یا علی تو افضل هستی یا حضرت محمد مصطفی (ص)؟

 

امام فرمود: (آنا عبد من عبید محمد) من بنده ای از بندگان آن حضرت هستم.

 

بالاخره کسانی چون ابن ابی الحدید، امام حنبل، امام فخر رازی، شیخ سلیمان بلخی حنفی و بسیاری دیگر، حدیث زیر را از پیامبر خدا(صلی الله و علیه و آله)نقل نموده اند که فرمود: هرکس می خواهد به علم آدم نظر کند به علم علی توجه کند، هر کس می خواهد حقیقت تقوای نوح و حکمت او را ببیند و نیز حلم و خلت ابراهیم، هیبت موسی و عبادت عیسی را ببیند پس به سوی علی ابن ابیطالب(علیه السلام) نظر کند. {(کفایة الطالب، باب۳۳) (مسند احمد بن حنبل، فخر رازی در تفسیر آیه مباحله، محی الدین عربی ۱۷۲، یواقیت وجواهر، فصول المهمه، باب۴۰)}

 

بالاخره میرسید علی همدانی شافعی در پایان این حدیث می افزاید: نود ( 90) خصلت از خصلت های انبیا در حضرت علی(علیه السلام) جمع می باشد. {(ینابع المودة لذویالقربی، ج، ۲، صص۳۰۷ و ۸۰) (امام علی(علیه السلام)، ص ۳۰۱) (شبهای پیشاور، ص۴۷۷ فإن فیه تسعین خصلة من خصال الإنبیا جمعها الله فیه و لم یجمعها فی أحد غیره. )} البته تشبیه نمودن علی(علیه السلام) به آدم از بعد علم، بدان جهت است که خداوند در قرآن مجید میفرماید: {وعَلَّمَ آدَمَ الأسماء کُلَّها} خداوند همه اسماء را به آدم آموخت(بقره(۲): ۳۱) و تشبیه نمودن حلم علی(علیه السلام) به حلم ابراهیم از آن جهت است که خداوند در سوره توبه فرمود: {إنَّ إبراهِیمَ لأوَّا هُ حَلیمٌ} به درستی که ابراهیم بردبار و حلیم بود. (توبه(۹): ۱۴۹)

 

بنابراین کسی که در ویژگی بارز هر یک از انبیا با آن نبی مساوی شد می توان نتیجه گرفت که تمام ویژگی های همه انبیا را دارد و لذا برتری او بر آن ها اثبات می گردد

 

 

 

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به معاونت فرهنگی می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
Copyright ©2021 - All rights reserved.