جلسه هشتاد و هفتم درسگفتار پرده پوشانی، پرده انداز

دوشنبه, 13 اردیبهشت,1400

جلسه هشتاد و هفتم درسگفتار پرده پوشانی، پرده انداز

اى أنصار و مهاجر آيا شما نميدانيد كه منزل حضرت نبىّ، و منزل و مقام أمير المؤمنين على (ع) در سفر در يك مكان مقرّر بود و ارتحال و انتقال در مقام و محالّ يكى بود و أمر ايشان نيز هميشه يكى بود و دوى در ميان نبىّ و ولىّ نبود چنان كه حضرت نبىّ الأبطحى گفت: يا على لحمك‏ لحمى و دمك دمى و حربك حربى.

 

 

اَللّهُمَّ اِنَّ هؤُلاَّءِ اَهْلُ بَیْتى وَخَاصَّتى وَحَامَّتى لَحْمُهُمْ لَحْمى وَدَمُهُمْ دَمى

 

خدایا اینانند خاندان من و خواص ونزدیكانم گوشتشان گوشت من و خونشان خون من است

 

جلسه هشتاد و هفتم

 

دفتر سی و یکم: تار و پود وجود قسمت دوم دوشنبه 1400/02/13 -20رمضان المبارک

 

همزمان با بیستمین روز ماه مبارک رمضان و جلسه هشتاد و هفتم از شرح حدیث کساء دکتر پایداری در دومین قسمت از دفتر تار و پود وجود، به شرح و تفسیر عبارت لحمهم لحمی پرداختند

در این جلسه درسی محورها و روایاتی مورد بحث قرار گرفت که چکیده اهم موارد به شرح زیر است:

 

--و اى معشر الأنصار شما را نيز حضرت مهيمن غفّار بذريعه: الَّذِينَ تَبَوَّؤُا الدَّارَ وَ الْإِيمانَ‏ در قرآن ثناء بسيار كرد آيا شما فراموش كرديد يا خود را مثل فراموشان مينمائيد تبديل عهد و پيمان كرديد يا تغيير ملّت و ايمان نموديد خذلان اختيار كرده برگشتيد يا عاجز از اطاعت أهل البيت شده اعانت و نصرت ايشان نمى‏كنيد، آيا شما نميدانيد كه حضرت رسول خداى تعالى در چند محلّ و مكان در ميان ما و شما على عليه السّلام را بر ولايت و امامت امّت اقامت نموده و فرمود كه: من كنت مولاه فهذا علىّ مولاه مشار اليه على عليه السّلام بود و آن حضرت آن را خواسته و بواسطه امامت جميع بريّت تعيين نمود و گفت كه: هر كه را من مولاى باشم على مولاى اوست بعد از من، و هر كه را من پيغمبر او باشم پس اين على أمير اوست.

(بررسی و تفسیر استدلال ابن کعب)

--و امّا حقّ برده تو اين است كه بدانى او آفريده پروردگارت و فرزند پدر تو (آدم ابو البشر) و مادرت (حوّا) است و گوشت و خون توست و تو مالك او نشده‏اى از آن رو كه به جاى خدا تواش آفريده‏اى، تو نه چيزى از اندامهايش را آفريده‏اى و نه روزى او را مى‏رسانى بلكه خداى عزّ و جلّ تو را از اينها بسنده كرده و سپس او را مطيع تو و تو را امين او ساخته و وى را به تو امانت سپرده تا هر نيكى كه در حق او كنى به حسابت نگهدارد، پس به او نيكى كن همچنان كه خداوند به تو نيكى كرده است و اگر او را نخواستى با (برده) ديگرى تعويضش كن، و آفريده خداى عزّ و جلّ را شكنجه مده. و نيرويى جز به خداوند نيست

 

--مردى از امير المؤمنين عليه السّلام سؤال كرده گفت: اى پسر عموى بهترين آفريده خداوند عزّ و جلّ معنى اينكه ميگويند: گردنت را در هنگام ركوع كشيده دار چيست؟ فرمود: تأويل آن اينست كه نمازگزار بدين وسيله اعلام مى‏كند من بخداوند ايمان آوردم و بر آن باقى هستم هر چند گردنم را بزنند.

 

و چون بركوع رفتى اين ذكر را بخوان: «اللّهمّ لك ركعت و لك خشعت و لك أسلمت و بك آمنت و عليك توكّلت و أنت ربّي، خشع لك وجهي و سمعي و بصري و شعري و بشري و لحمي‏ و دمي و مخّي و عصبي و عظامى، و ما أقلّت الأرض منّي للَّه ربّ العالمين» (يعنى: خداوندا خالصا براى تو ركوع مى‏كنم و در پيشگاه تو خاشع شدم و فروتنى ميكنم، و از براى رضاى تو و در راه فرمانبردارى از تو مسلمان و منقاد شدم، و به تو ايمان آورده‏ام و بر تو توكّل كرده‏ام، در حالى كه توئى پروردگار من، و براى تو و در برابر خواست تو و رضاى تو روى من خاشع شده، و نيز گوشم و همين طور چشمم، و مويم، و پوستم، و گوشتم، و خونم، و مغز استخوانم، و پى‏هاى تنم، و استخوانهايم، و آنچه از من كه بر روى زمين است و در واقع جمله‏ اعضايم همگى براى خداوندى كه پروردگار جهانيان است خاشع شده ‏اند)

--ابو الصلت گويد كه: امام رضا (ع) تكلم ميكرد مردم را بلغات ايشان، و بخدا كه بود افصح‏ مردمان و اعلم ايشان بهر لسان و زبان، گفتم مر او را يك روزى كه: يا ابن رسول اللَّه مرا عجب مى‏آيد از معرفت و دانستن تو باين لغات بر اختلاف آن، گفت: يا ابا الصلت من حجت الهى‏ام بر خلق و نسزد خداى تعالى را كه بفرستد حجتى را بر قوم و او نداند لغات ايشان را، يا آنكه نرسيده بتو قول أمير المؤمنين (ع) كه فرمود كه: داده‏اند ما را حكمت و فصل الخطاب، و نيست فصل الخطاب مگر معرفت لغات.

--امام رضا (ع) كه مردى در خراسان گفت يا ابن رسول اللَّه من ديدم رسول اللَّه را (ص) در خواب كه بمن ميگويد كه: چگونه خواهى كرد شما وقتى كه دفن كرده شود در زمين شما پاره از تن من شما استحفاظ كنيد وديعه مرا و غائب خواهد گشت در خاك شما پاره از گوشت من، آن حضرت فرمود كه: من مدفون خواهم بود در زمين شما بعضى از من پاره از نبى شما است و منم وديعه و لحم‏ او، بدان كه هر كه زيارت كند مرا و او عارف باشد بآنچه حق تعالى واجب فرموده از حق من و طاعت من، پس من و پدران من شفعاى او باشيم در روز قيامت، و هر كه ما شفعاى او باشيم نجات مى ‏يابد

 

مجموعه روایاتی که در این جلسه ارائه شد مختصرا موارد فوق بود لذا جهت شنیدن تفسیر و تشریح مطالب فوق و اطلاع از تحلیل و تبیین جلسه هشتاد و هفتم می توانید از فایل صوتی درسگفتار استفاده نمایید

 

 

 

 

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
Copyright ©2022 - All rights reserved.