فاطمه سفیدی، روانشناس و مدرس دانشگاه در روز دوم همایش «خانواده سالم» که به همت دانشگاه پیامنور و با همکاری معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی استان قزوین دوشنبه چهارم آبان در دانشگاه پیام نور برگزار شد، با اشاره به اهمیت تصمیمگیری آگاهانه برای فرزندآوری اظهار کرد: ازدواج باید آگاهانه باشد و مشاوره پیش از ازدواج از اقدامات ضروری است که نباید نادیده گرفته شود؛ متأسفانه برخی افراد گمان میکنند مراجعه به مشاور به معنای داشتن اختلال روانی است، در حالی که این افراد خود از سلامت روان کاملتری برخوردار هستند؛ با این حال، امروزه خوشبختانه از مشاورههای پیش از ازدواج اقبال بسیار خوبی میشود.
وی افزود: وقتی فرد تصمیم به فرزندآوری میگیرد، مقوله فرزندپروری از اهمیت ویژهای برخوردار میشود. والدین هنگام بروز چالشها معمولاً این پرسش را مطرح میکنند که آیا مادری شایسته هستند یا توانستهاند فرزند خود را به درستی تربیت کنند؟ در این زمینه والدین باید بدانند که نباید انتظار داشته باشند والدینی بسیار خوب و ایدهآل باشند؛ چرا که ایدهآلگرایی آسیبهای خود را به همراه دارد و اگر والدین به اندازه «کافی» خوب باشند، کفایت میکند.
پذیرش بدون قیدوشرط و مهارت توجه به فرزند
این مدرس دانشگاه با تأکید بر لزوم پذیرش بیقیدوشرط فرزندان تصریح کرد: به عنوان والدین خوب باید فرزند خود را بدون قیدوشرط دوست داشته باشیم؛ نباید شرطگذاری کنیم که اگر فلان کار را انجام دهی دوستت دارم یا هنگامی که رفتار ناپسندی از کودک سر میزند، به او بگوییم «تو بچه خوبی نیستی و من را اذیت میکنی» بلکه باید در هر شرایطی به فرزند اطمینان دهیم که دوستش داریم.
سفیدی یکی از کلیدیترین مهارتهای تربیت کودک را مهارت توجه کردن برشمرد و گفت: برای کودک باید وقت گذاشت. توصیف رفتارهای مثبت فرزند، بازخورد مثبت دادن به آنها و تأیید رفتارهای سازنده، مصداق توجه است که موجب افزایش اعتمادبهنفس کودک میشود. والدین باید از سرزنش، تحقیر و توهین پرهیز کنند و به جای آن، به فرزند فرصت دهند تا در فضایی آرام دلیل رفتار خود را توضیح دهد؛ چرا که بیان همراه با تحکم و سرزنش، احساس ناامنی ایجاد کرده و مانع بروز احساسات واقعی کودک میشود.
وی همچنین بر لزوم گوش دادن فعال تأکید کرد و افزود: گوش دادن فعال به این معناست که فرزند احساس کند تمام توجه ما به اوست؛ انجام همزمان کارهایی نظیر ظرف شستن به معنای عدم توجه است. اگر کودک نمیتواند مشکل خود را به زبان بیاورد، میتوان از او خواست آن را در قالب نقاشی بیان کند یا با پرسشهای هدایتشده و ادامهدار، ریشه مشکل را جویا شد.
این روانشناس درباره اهمیت پاداش و تشویق در تربیت فرزند اظهار کرد: پاداشها نباید لزوماً جنبه جایزه مادی داشته باشند، زیرا جایزه دادن مداوم، فرزند را پرتوقع بار میآورد؛ بلکه پاداشهای کلامی، اعتمادسازی، نوازش یا حتی پختن غذای مورد علاقه کودک میتواند امنیت و انگیزه ایجاد کند. تشویق باید در شروع یک کار خوب برای ایجاد انگیزه صورت گیرد و برای کار انجامنشده نباید تشویق کرد.
وی با اشاره به کاربرد مهارت نادیده گرفتن در مواقع نقزدنها، گریههای مداوم و بهانهگیریهای کودک گفت: در این مواقع باید مهارت «نادیده گرفتن» را آموخت تا خاموشی رفتار منفی فرزند رخ دهد؛ در این حالت نباید به کودک نگاه کرد، حرف زد یا حتی خشم و ناراحتی را نشان داد، زیرا بروز واکنش احساسی باعث شکست در این روش میشود.
سفیدی در پایان با اشاره به نحوه برخورد با مسائل مدرسه و چالشهای کودکان یادآور شد: هنگامی که فرزندی از مدرسه برمیگردد و درباره دعوا با دوستش تعریف میکند، با گوش دادن فعال فقط باید همدلی کرد؛ چرا که اغلب بچهها در آن لحظه راهکار نمیخواهند، بلکه تنها ناراحت هستند و میخواهند کسی با آنها همدلی کند. در مجموع، علت بدرفتاری فرزند هرچه باشد، والدین نقش بسیار مهمی در کنترل و هدایت آن برعهده دارند.
ریشه فرزندان ناسازگار در کیفیت روابط والدین است
بابک رحمانی، روانشناس و مدرس دانشگاه، در این همایش با تأکید بر اینکه فرزند ناسازگار حاصل والدینی است که روابط مطلوبی با یکدیگر ندارند، سبکهای دلبستگی و فرزندپروری را از ارکان کلیدی تربیت نسل آینده برشمرد.
وی با اشاره به ریشههای رفتاری کودکان و نوجوانان اظهار داشت: فرزند ناسازگار در واقع حاصل والدینی است که روابط مناسب و پایداری با یکدیگر ندارند. کیفیت رابطه همسران، مستقیم بر سلامت روان فرزندان تأثیر میگذارد.
این مدرس دانشگاه با اشاره به مفهوم دلبستگی به عنوان نیازی از ابتدای زندگی انسان افزود: وابستگی در حد تعادل و در روابط همسران امری مطلوب است؛ چرا که وابستگی سازنده میان زوجین، قدرت تعهد و اعتماد را که به عنوان ستونهای اصلی زندگی مشترک محسوب میشوند، افزایش میدهد.
سبکهای دلبستگی و نقش سبک فرزندپروری
رحمانی با طرح این پرسش که سبکهای دلبستگی چه چیزهایی است، توضیح داد: سبک فرزندپروری والدین، شکلدهنده سبک دلبستگی ما در بزرگسالی است. اگر در شرایط زندگی، دلبستگی ناایمن را تجربه کرده باشیم، این سبکها در سه دسته ناایمن اضطرابی، اجتنابی و آشفته بروز پیدا میکنند که نیازمند آموزش و آگاهیبخشی است.
وی در بخش دیگری از مباحث خود پیرامون مشاوره تربیت فرزند گفت: از طریق زبان بدن میتوان متوجه بسیاری از مشکلات و دغدغههای فرزندان شد. در رویکرد درمانی و مشاورهای، باید پذیرش بدون قیدوشرط را سرلوحه قرار داد، گاهی لازم است گریزی به دوران کودکی فرد زده شود تا اضطرابهای نهفته او ریشهیابی و باز شود و سپس الگوهای صحیح فرزندپروری برای والدین تشریح شود.
این مدرس دانشگاه با اشاره به ضرورت آگاهیبخشی به والدین درباره دوران بلوغ بیان کرد: به والدین باید یادآور شد که دوران بلوغ، زمان طوفان هورمونهاست و در این شرایط بحرانی، والدین باید در کنار فرزند حضور داشته باشند و او را حمایت کنند.
رحمانی در تحلیل سبکهای فرزندپروری به بررسی انواع آن از جمله سبک مستبدانه و سهلگیرانه پرداخت و با اشاره به مقایسه این سبکها تأکید کرد: همیشه بدترین قانونها از بیقانونی بهتر هستند؛ حتی سبک مستبدانه با وجود قوانین سختگیرانهاش، باز هم چارچوب مشخصی دارد، اما در سبک سهلگیرانه به دلیل نبود مرزهای مشخص، آسیبهای جدی متوجه تربیت فرزند میشود.
جامعه سالم در گرو داشتن خانواده سالم است
رئیس دانشگاه پیام نور استان قزوین با اشاره به اهمیت برگزاری همایشهای آموزشی در حوزه خانواده، آمار طلاق در استان را نگرانکننده خواند و تأکید کرد که جامعه سالم در گرو داشتن خانواده سالم است.
حیدر قیاسی با اشاره به اهمیت بنیادین نهاد خانواده در شرایط کنونی جامعه گفت: امروز همه ما در تلاش هستیم تا زندگی و خانوادهای سالم داشته باشیم. ثروت و موقعیت شغلی، زمانی معنا و ارزش واقعی خود را پیدا میکند که انسان در خانه و کانون خانواده آرامش داشته باشد؛ چرا که اگر فردی از انتخاب درست در زندگی محروم باشد و دغدغههای خانوادگی و فرزندآوری او را آزار دهد، رفاه مادی پاسخگوی نیازهای روحی او نخواهد بود.
رئیس دانشگاه پیام نور قزوین با تأکید بر استمرار برگزاری این دست همایشها تصریح کرد: الگوی آموزشی ما در حوزه خانواده بر سه مرحله کلیدی استوار است؛ گام نخست، آگاهیبخشی درباره چگونگی و زمان مناسب انتخاب همسر و موانع پیشرو است. گام دوم، پس از شکلگیری پیوند ازدواج است؛ چرا که وقتی زندگی مشترک آغاز میشود، واقعیتهای زندگی با تصورات پیشین تفاوت دارد و زوجین از سلایق، خانوادهها و فرهنگهای متفاوتی در کنار هم قرار میگیرند. در این مرحله باید آموخت که چگونه اختلافات سطحی را مدیریت کرد و رابطه مشترک را تداوم بخشید.
وی افزود: آمارها نشان میدهد که در استان قزوین حدود هزار و ۸۳۲ مورد طلاق به ثبت رسیده است که این میزان، آمار بسیار بالایی محسوب میشود و ضرورت آموزش مهارتهای پس از ازدواج را دوچندان میکند.
قیاسی در پایان اظهار کرد: گام سوم و نهایی این فرآیند، پس از تولد فرزندان آغاز میشود که هدف آن تربیت و تحویل فرزندی سالم به جامعه است؛ زیرا همانطور که میدانیم، زیربنا و اساس جامعه سالم، خانواده سالم است.
انتهای پیام