نکته اول:
یکی از نکات اساسی در پرداختن به موضوع حجاب، توجه به طیفهای گوناگون مخاطبان است. رویکردهای تبیینی و فعالیتهای ارشادی و تبلیغی عمومی در مورد حجاب، بهویژه آنجا که مستلزم ارائه استدلال و گفتگوی مناسب با مخاطبان است، باید با تنوع دیدگاهها و نگرشهای موجود در جامعه تناسب داشته باشد؛ از این رو، نباید برای همۀ مخاطبان از یک گفتار عمومی واحد استفاده کرد. جریانسازیِ اجتماعی درست برای جلب مشارکت مردم در عرصۀ امر به معروف و نهی از منکر و اصلاح و بهبود وضع موجود نیز به رعایت همین نکته وابسته است.
بر این اساس و با قدری تسامح، میتوان مخاطبان مرتبط با موضوع حجاب را، اعم از زن و مرد و صرفنظر از حدود شرعی آن، در شش دسته اصلی ذیل تقسیم کرد (2). بحث در بارۀ حجاب برای هر دسته، نیازمند توجه و رعایت مقتضیات و مشخصات مربوط به آن دسته است:
1- معتقدین به اسلام که خود به چند گروه تقسیم می¬شوند:
1-1- گروهی که نه تنها به لزوم رعایت فردی حکم «حجاب شرعی» معتقدند و در زندگی خصوصی و عرصۀ عمومی به آن پایبندند، بلکه برای این حکم بُعد اجتماعی نیز قائلاند.
1-2- گروهی که لزوم رعایت فردی حکم «حجاب شرعی» معتقدند . خود به آن پایبند هستند، اما با اجتماعی بودن این حکم موافق نیستند.
1-3- گروهی که حجاب را جزو دستورات دین اسلام میدانند، اما ولی به الزامی بودن رعایت آن را برای فرد مسلمان الزامی نمیشمارند؛ حتی در عرصه فردی (3) . به بیان دیگر از نظر آنان عملنکردن به حکم حجاب، مانند عمل نکردن به برخی دیگر از احکام و فروعات دینی، به خودی خود موجب خروج از دایرۀ ایمان و مسلمانی نمیشود؛ همانگونه که در مورد کاهلی در نماز یا ترک آن یا نپرداختن خمس، اگر باورشان مستلزم نفی توحید و نبوت نباشد، به معنای خروج از دین و دینداری نیست.
1-4- گروهی که در مواجهه با احکام دینی گزینشی عمل میکنند؛ ممکن است حجاب را نخواهند یا با آن موافق نباشند، اما به برخی دیگر از دستورات و احکام اسلام پایبند باشند. در این دسته، خواست شخصی و انتخاب فردی نقش تعیینکننده را دارد.
2- پیروان ادیان ابراهیمی غیر مسلمان، که آنان نیز از نظر نگرش و عمل به چند دسته تقسیم میشوند:
2-1- گروهی که به رعایت حجاب، مطابق حدودی که در شریعت خود برای آن قائلاند، معتقدند و در عمل به آن پایبندند.
2-2- گروهی که حجاب را در چارچوب شریعت خود میپذیرند، اما آن را لازمۀ دینداری نمیدانند یا در عمل به آن پایبند نیستند.
2-3- گروهی که حجاب را از دستوراهای لازمالاجرای شریعت خود نمیدانند.
3- طرفداران برخی رویکردهای سکولار یا فرهنگ غربی که به اسلام و ادیان الهی اعتقاد ندارند و حجاب را امری تحمیلی میدانند. از نظر آنان، حجاب میتواند عامل تحدید آزادی زنان بوده و با حقوق فردی و اجتماعی آنان تعارض داشته باشد یا بازتابدهندۀ تبعیض جنسیتی به شمار آید. ازاینرو با آن مخالفت میکنند. این دسته طیفهایی از دیدگاههای فمنیستی را در بر میگیرد.
4- افرادی که مادیگرا هستند یا به مذهب، طریقت یا فرهنگ خاصی پایبندی و وابستگی ندارند، اما عموماً قواعد عرفی و قوانین جامعهای را که در آن زندگی میکنند رعایت میکنند، ازاینرو، ممکن است با حجاب موافق نباشند، اما با آن ستیز نمیکنند.
5- گروهی اندک که بیاعتنا به ارزشهای اخلاقی، خواهان زندگی بی قید و شرط و بعضا بیبندوبار توصیف میشوند. آنان پوشش و حجاب را محدودکننده و مزاحم خواستهها و سبک زندگی مورد تمایل خود دانسته و آن را برنمیتابند.
6- طرفداران جبهه استکباری و رسانههای وابسته به آن هم گروه دیگری هستند که با اجتماعی بودن حجاب در جامعه مخالفاند و با آن مقابله میکنند. اینان از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون از گروهها، دیدگاهها یا اقداماتی که بتوانند به گسترش مخالفت با حجاب اجتماعی کمک کنند، پشتیبانی و یا بهرهبرداری کردهاند.
البته همواره میتوان افرادی را نیز یافت که فارغ از چنین دستهبندیهایی، رعایت پوشش و حجاب را در بخشهایی از اداره جامعه و زندگی اجتماعی، رویهای مطلوب میدانند و آن را در مقایسه با پیامدهای نامطلوبی که برای بیحجابی قائلاند، ترجیح میدهند.
علاوه بر این گروهها، نوجوانان نیز گروهی بسیار مهم و شایستۀ توجهاند. دستهبندیهای پیشین برای بررسی و تحلیل مستقیم نگرشها و رفتارهای آنان کفایت نمیکند، هرچند میتوان از برخی مولفهها و نتایج آنها در بررسی این گروه نیز بهره گرفت.
نوجوانان در دورۀ آغاز بلوغ جسمی و جنسی و شکلگیری استقلال فردی و اجتماعی قرار دارند. آنان در حال تجربه این دوران تحولی هستند بیآنکه تجربهای پیشین از زیستن در این مرحله حساس را داشته باشند؛ همچنین ممکن است از آگاهیها و مهارتهای تربیتی و اجتماعی لازم و کافی برای مواجهه با موقعیتهای تازه برخوردار نباشند. نگرشها و رفتارهای این گروه، از ارزشها و هنجارهای محیط و پیرامونشان بسیار تاثیر میپذیرد. ارزشها و هنجارهایی که در بستر خانواده، جامعه، آموزش، رسانه و تبلیغ، و فضای گسترده شبکههای ارتباطی جهانی امروز شکل میگیرد. نوجوانان فارغ از ملاحظات سیاسی و امنیتی در پی شناخت جهان پیرامون، تجربهکردن شیوههای گوناگون زندگی و و پاسخدادن به کنجکاویها و تمایلات خود هستند؛ تجربههایی که برای آنان با جستجوی لذت، رشد و درک چیزهای تازه و ناشناختهها همراه است. ازاینرو، موضوع حجاب در مورد جوانان ابعاد، ویژگیها و اقتضائات خاص خود را دارد و شایسته و بایسته است که جداگانه بررسی و مطرح شود؛ بررسیای که از محدودۀ این نوشتار و دانش نویسنده بیرون است.
رویکرد در مواجهه با گروههای پنجم و ششم، به دلیل تفاوت در مبانی و انگیزهها، با دستههای دیگر متفاوت است و پاسخ به آنها نیازمند روش متمایزی است. اما برای گروههای اول تا چهارم، بهرغم تفاوت دیدگاهها، میتوان یک سطح مشترک از استدلالهای مبنایی در نظر گرفت که برای همۀ این گروهها پذیرفتنی و قابل بحث باشد. پس از ایجاد زمینۀ مشترک، میتوان بسته به ظرفیت و رویکرد و پذیرش هر گروه، استدلالهای تخصصیتر و در سطحی بالاتر را مطرح کرد تا مسیر گفتگو هموار شده و هماهنگی و همگرایی تسهیل گردد.
بنابراین، اگر گفتگوها و استدلالها و پاسخهای مبنایی در این سطح، بتواند بر اساس مفاهیمی مشترک، پذیرفتنی و فراگیر در سطح جامعه (که برای چهار گروه مذکور قابل قبول باشد) مطرح شود، در اینصورت پرداختن به موضوع حجاب نه تنها به عاملی برای اختلاف، جدایی، و تفرقه فرهنگی و اجتماعی تبدیل نمیشود، بلکه میتواند به عنوان یک ارزش اجتماعی مشترک، نقشی اثرگذار در تقویت همگرائی و وحدت ملی داشته باشد. قاعدتاً در این تراز از استدلال، لازم است مبانی بحث نه بر پایۀ احکام خاص، بلکه بر پایۀ ویژگیها و بایستگیهای عناصر بنیادینی استوار باشد که وجه مشترک تمامی گروههاست. این مبانی در منطق و منظر دینی به عنوان «امور فطری» یا «انسانیت» بیان میشود.
--------------------------------------------------------------------
(2)- ميتوان گروهبنديهاي ديگري را نيز مطرح کرد که متاثر از ديدگاه دو يا چند گروه يا دسته فوق هستند ولي در اين گفتار قابل صرفنظرکردن هستند.
(3)- در اين تقسيمبندي موضوع حدود شرعي حجاب نيز يکي از مباحث اختلافي است.
پایان مطلب