جهاد همیشه در میدانهای پرهیاهو اتفاق نمیافتد؛ گاهی جوانی پای تختهسیاه میایستد، گچ به دست میگیرد و آنچه آموخته است با دانشآموزی قسمت میکند که شاید فرصتهای آموزشی کمتری داشته باشد. تدریس جهادی، روایت همین جوانانی است که کلاس درس را به میدان خدمت تبدیل کردهاند؛ از انتقال یک مفهوم درسی و کشف یک استعداد تا زنده نگه داشتن امید به آینده، مسیری که در آن آموزش تنها آموختن نیست، بلکه تلاشی برای ساختن آینده است.
شاید برای یک دانشآموز، آمدن معلمی که کیلومترها راه را برای رسیدن به کلاس او طی کرده، تنها به معنای برگزاری چند ساعت کلاس نباشد؛ شاید همان حضور، گفتوگو و همان فرصتی که برای پرسیدن یک سؤال یا فهمیدن یک درس فراهم میشود، جرقهای برای ادامه دادن مسیری باشد که تا پیش از آن چندان روشن به نظر نمیرسید. اینجا آموزش، از مرز کتاب و امتحان عبور میکند و به تلاشی برای ساختن فرصتهایی برابرتر برای آینده تبدیل میشود.
در سوی دیگر این کلاس، دانشجو معلمی ایستاده است که شاید خودش هنوز در ابتدای مسیر معلم شدن باشد، اما حالا باید آموختههایش را در برابر چشمهای دانشآموزانی به کار بگیرد که هر کدام قصه و شرایط متفاوتی دارند. حضور در چنین کلاسهایی، برای او نیز تنها یک تجربه آموزشی نیست؛ مواجههای است با واقعیتهایی که گاه در کلاسهای دانشگاه دیده نمیشوند و فرصتی برای فهمیدن اینکه معلمی، پیش از آنکه یک شغل باشد، مسئولیتی در برابر آینده انسانهاست.
در همین نقطه است که تدریس جهادی معنا پیدا میکند؛ جایی که تخصص، از قاب مدرک و دانشگاه بیرون میآید و در خدمت دیگری قرار میگیرد. جوانانی که خود روزی برای یاد گرفتن پای همین تختهها نشستهاند، حالا بخشی از دانستههایشان را با خود به کلاسهایی میبرند که شاید بیش از هر چیز به یک فرصت، یک الگو و یک نفر که به آیندهشان باور داشته باشد، نیاز دارند.
در میان جوانانی که کلاس درس را به میدان خدمت تبدیل کردهاند، گروه تدریس جهادی وتر با همین نگاه شکل گرفته است؛ جمعی از دانشجویان دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی که دانش و تخصص خود را به مناطق محروم میبرند تا سهمی در کاهش فاصلههای آموزشی داشته باشند. برای این دانشجویان، این حضور تنها به تدریس چند درس خلاصه نمیشود؛ آنها میروند تا پای صحبت دانشآموزان بنشینند، دغدغههایشان را بشناسند، استعدادهایشان را ببینند و شاید با چند ساعت حضور در یک کلاس، انگیزهای تازه برای ادامه مسیر در دل یک دانشآموز ایجاد کنند. در مقابل، خودشان نیز در این مسیر چیزی فراتر از آموختههای دانشگاهی به دست میآورند؛ تجربهای واقعی از معلمی و درک این حقیقت که ساختن آینده یک دانشآموز، از همین کلاسهای ساده و همین فرصتهای کوچک آغاز میشود.
این روایت، قصه جوانانی است که جهاد را نه فقط در میدانهای دوردست، بلکه در سادهترین تصویر یک کلاس درس معنا کردهاند؛ جایی که گاهی یک تختهسیاه، چند نیمکت و یک معلم جوان، میتواند آغاز یک تغییر بزرگ باشد.
در ادامه، با اعضای گروه تدریس جهادی «وتر» درباره فعالیتهای این گروه، انگیزه دانشجویان برای حضور در این عرصه و تجربه آنها از تدریس جهادی گفتوگو کردهایم. که در ادامه متن آن را میخوانیم:
فرهنگ جهادی به انجام فعالیتهای کمکرسانی محدود نمیشود
محمدصالح ابراهیمی در این نشست، با اشاره به نقش گروههای جهادی در ترویج فرهنگ جهادی، اظهار کرد: فرهنگ جهادی را نباید صرفاً به حضور در اردوهای جهادی یا انجام برخی فعالیتهای کمکرسانی خاص و محدود معنا کرد؛ بلکه این فرهنگ زمانی شکل میگیرد که روحیه مسئولیتپذیری در یک جامعه یا فرد نهادینه شود.
عضو گروه تدریس جهادی وتر افزود: فردی که به فرهنگ جهادی باور دارد، منتظر فراهم شدن همه امکانات نمیماند، بلکه حتی در شرایطی که امکانات کامل در اختیارش نیست، احساس مسئولیت میکند و وارد میدان میشود. گاهی نیز همین روحیه باعث میشود افراد با امکانات محدود، چند برابر ظرفیت موجود کار و تلاش کنند.