عبدالحسین زرّینکوب (۲۷ اسفند ۱۳۰۱ – ۲۴ شهریور ۱۳۷۸) ادیب، تاریخنگار، منتقد ادبی و نویسنده ایرانی بود.آثار معروفی در تاریخ ایران، تاریخ ادبیات پارسی و نیز تاریخ اسلام از زرینکوب منتشر شده است که به دلیل بیان ادبی و حماسی، از آثار پرفروش در میان ایرانیان هستند.
زرینکوب بیش از چهار دهه در دانشگاه تهران، ادبیات پارسی، تاریخ اسلام و تاریخ ایران را تدریس کرد و پس از انقلاب با مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی همکاری کرد، از جمله این که ۶٫۵۰۰ کتاب و مجله را به دائرةالمعارف بزرگ اسلامی اهدا کرد. او چند کتاب دربارهٔ تاریخ ایران مانند کارنامهٔ اسلام و دو قرن سکوت (که روایتی از سقوط شاهنشاهی ساسانی و اوایل حکومت اعراب بر ایران است) تألیف کرد.
عبدالحسین زرّینکوب در ۲۷ یا ۲۹ اسفند ۱۳۰۱ در بروجرد زاده شد.خودش گفت: «من هر سال، یکی-دو روزی از نوروز پیرترم، چرا که درست یکی-دو روز قبل از سال ۱۳۰۲ بود که من در بروجرد چشم به دنیا گشودم.» خانوادهٔ او اصالتاً خوانساری بودند. جد وی ملا علیاکبر خوانساری اصفهانی است که در حوزهٔ اصفهان درس خوانده و از شاگردان محمدباقر شفتی بود.او تحصیلات ابتدایی را در زادگاه خویش به پایان رساند. تحصیل در دورهٔ متوسطه را تا پایان سال پنجم در بروجرد ادامه داد و به دنبال تعطیلی کلاس ششم در تنها دبیرستان شهرش، برای ادامهٔ تحصیل به تهران رفت و رشتهٔ ادبی را برگزید و در سال ۱۳۱۹ تحصیلات دبیرستانی را به پایان رساند. سال بعد به بروجرد بازگشت و به تدریس در دبیرستانهای خرمآباد و بروجرد پرداخت. در این دوران، درسهای مختلف از تاریخ و جغرافیا و ادبیات فارسی تا عربی و فلسفه و زبان خارجی را تدریس میکرد. در همین دوره، نخستین کتاب او به نام فلسفه، شعر یا تاریخ تطور شعر و شاعری در ایران در بروجرد منتشر شد.
در سال ۱۳۲۴، پس از آنکه در امتحان ورودیِ «دانشکدهٔ علوم معقول و منقول» و «دانشکدهٔ ادبیات» حائز رتبهٔ اول شده بود، وارد رشتهٔ ادبیات پارسی دانشگاه تهران شد. در سال ۱۳۲۷، دورهٔ لیسانس ادبیات پارسی را با رتبهٔ اول به پایان رساند و سال بعد وارد دورهٔ دکتری رشتهٔ ادبیات دانشگاه تهران شد. در سال ۱۳۳۴ از رسالهٔ دکتریِ خود با عنوان نقدالشعر، تاریخ و اصول آن، که زیر نظر بدیعالزمان فروزانفر تألیف شدهبود، با موفقیت دفاع کرد. زرینکوب در سال ۱۳۳۰ در کنار عدهای از فضلای عصر، همچون محمد معین، پرویز ناتل خانلری، غلامحسین صدیقی و عباس زریاب خویی برای مشارکت در طرح ترجمهٔ مقالات دائرةالمعارف اسلام (طبع هلند) دعوت شد.
از سال ۱۳۳۵ با رتبهٔ دانشیاری کار خود را در دانشگاه تهران آغاز کرد و عهدهدار تدریس تاریخ اسلام، تاریخ ادیان، تاریخ کلام و تاریخ تصوف در دانشکدههای ادبیات و الهیات شد. زرینکوب نیز در «دانشسرای عالی تهران» و «دانشکدهٔ هنرهای دراماتیک» به تدریس پرداخت. او از سال ۱۳۴۱ به بعد، در فواصل تدریس در دانشگاه تهران، در دانشگاههای آکسفورد، سوربن، هند و پاکستان، و در سالهای ۱۳۴۷ تا سال ۱۳۴۹ در آمریکا به عنوان استاد میهمان در دانشگاههای کالیفرنیا و پرینستون به تدریس پرداخت.
زرینکوب در سالهای ورودش به دانشکده، با قمر آریان آشنا شد. قمر آریان، در گفتگویی که در سال ۱۳۸۳ در روزنامهٔ جام جم چاپ شد، تعریف کرد که آشنایی آن دو در فضای دانشکده نزدیک به ۹ سال ادامه یافته، تا آنکه زرینکوب سیساله شده و از آریان خواستگاری کرده است. به گفتهٔ خودش، زمانی که ماجرا را با پدرش مطرح کرد، شنید که پدرش به خوبی با زرینکوب آشناست و مقالاتی از او خوانده، اما فکر میکرده که نویسندهٔ آن مقالات باید مردی ۵۰ ساله باشد. آریان و زرینکوب در سال ۱۳۳۲ با هم ازدواج کردند و تحصیلات خود را در مقطع دکتری ادامه دادند (زرینکوب نفر اول و آریان نفر دوم در کنکور دکتری بود) و پس از فارغالتحصیلی، سالهای سفرشان آغاز شد. قمر آریان سالهای بسیاری را همراه با همسرش در هند، چندین کشور اروپایی و عربی و لبنان گذراند. ازدواج آریان و زرینکوب فرزندی به دنبال نداشت.
زرینکوب در ۲۴ شهریور ۱۳۷۸ در ۷۶ سالگی در تهران درگذشت.