در روزگاری که سیلاب اطلاعات، ذهن و زمان آدمی را مشوش کرده است، کتاب همچنان با عنوان ژرفترین و اصیلترین ابزار انتقال معرفت، ایستاده است. با این حال، نسخههای جدید این معرفتنامه کهن، یعنی کتابهای صوتی و پادکستها، معادلات دنیای نشر را دستخوش تغییراتی بنیادین کردهاند. ایران، با پیشینهای کهن در ادب و خردورزی، اکنون در گذاری تاریخی از متن به صدا قرار گرفته است.
کتابی که روزگاری در سکوت کتابخانه و میان قفسههای چوبی ورق میخورد، امروز میتواند در مسیر رفتوآمد، هنگام انجام امور خانه یا در فاصله میان مشغلههای روزمره، بهصورت امواج دیجیتال و از طریق هدفون و تلفن همراه شنیده شود، این تغییر برای برخی فرصتی است تا مطالعه را به زندگی پرمشغله خود بازگردانند و برای برخی دیگر، هنوز هیچ صدایی نمیتواند جای لمس کاغذ، ورق زدن صفحات و بازگشت دوباره به یک کتاب را بگیرد. در این میان، نقش ناشران متعهد و دانشبنیان، دوچندان اهمیت مییابد.
مرکز نشر دفتر تبلیغات اسلامی، نه فقط یکی از سه ناشر بزرگ کشور، بلکه طلیعهدار نشر معارف ناب اسلامی و علوم انسانی بومی در ایران است. این مرکز با بیش از چهار دهه فعالیت پرفروغ، گنجینهای عظیم از هفت هزار عنوان کتاب را در حوزههای تفسیر، فلسفه، کلام، اخلاق و علوم اجتماعی سامان داده و همواره پل ارتباطی مستحکمی میان حوزه و دانشگاه بوده است.
محمدباقر انصاری قائممقام این مجموعه ارزشمند، از چهرههای شاخص و دارای نگاه راهبردی در عرصه نشر با درک عمیق از تحولات دیجیتال و شناخت دقیق از نیازهای نسل امروز، بر این باور است که فصل جدیدی در صنعت نشر آغاز شده که در آن، «میراث مکتوب» با «زبان روز» و «فناوری نوین» پیوند خواهد خورد. از اینرو، به بهانه استقبال از کتابهای صوتی و پادکستها، گفتوگویی صمیمانه با وی داشته است تا افقهای پیش روی نشر سنتی و دیجیتال را واکاوی کنیم؛
دنیای پرشتاب امروز، فرصت مطالعه را برای بسیاری محدود کرده است. اینجا بود که کتاب صوتی و پادکست بهعنوان نجاتگرانی توانمند ظاهر شدند. فواید و فرصتهای آنها را میتوان در چند محور اساسی خلاصه کرد.
اولین محور، دسترسی و انعطافپذیری بینظیر است. بزرگترین مزیت کتاب صوتی، «همراهداشتن» کتاب در همه جا و همه حال است. مخاطب میتواند حین رانندگی، پیادهروی، ورزش یا حتی انجام کارهای روزمره به کتاب گوش دهد. این ویژگی، کتاب را از قفسه بیرون آورده و به بخشی پویا از زندگی روزمره تبدیل میکند.
دومین محور، جذب مخاطبان جدید است. توجه داشته باشید بسیاری از افرادی که به دلایل مختلف مثل کمبود زمان یا مشکل در خواندن، سراغ کتاب نمیرفتند، حالا با کتاب صوتی آشنا شدهاند. این قالب جدید، پنجرهای تازه به روی علاقهمندان به دانش و ادب گشوده است.
به اعتقاد بنده سومین محور، تجربهای غنی و هنری است. کتاب صوتی تنها خواندن یک متن نیست؛ یک اثر هنری است. صدای یک گوینده حرفهای، همراه با لحن و آهنگ مناسب، میتواند عمق احساسی یک داستان یا پیچیدگیهای یک متن علمی را به شکلی زنده و تأثیرگذار منتقل کند که شاید خواندن چشمی به تنهایی قادر به آن نباشد.
و در پایان، بازاریابی و درآمدزایی دیگر فایده کتابهای صوتی است. بدون تعارف باید بگوییم کتاب صوتی بستری نوین برای بازاریابی و فروش است. پادکستهای معرفی کتاب و گفتوگوهای تخصصی، میتوانند بهعنوان پیشزمینهای برای جذب مخاطب به سمت نسخههای چاپی و صوتی عمل کنند و یک جریان درآمدی جدید برای ناشران ایجاد کنند.
در هر حال، در کنار این فرصتهای طلایی، چالشهایی هم پیش روی ماست که نباید از آنها غافل شد. از آن جمله باید به کیفیت در برابر کمیت اشاره کنم. با توجه به استقبال گسترده از کتابهای صوتی، این خطر وجود دارد که برخی ناشران برای پرکردن سریع سبد محصولات خود، از کیفیت تولید(از جمله انتخاب گوینده نامناسب، ویرایش ضعیف و ...) بکاهند. این موضوع میتواند به اعتماد مخاطب و جایگاه این قالب ارزشمند آسیب بزند.
مسئله بعدی، هزینه بالای تولید حرفهای است. برخلاف تصور عموم، تولید یک کتاب صوتی باکیفیت، فرآیندی پرهزینه و تخصصی است. هزینههای مربوط به استودیو، صدابرداری، ویرایش و دستمزد گویندگان حرفهای میتواند به مراتب بیشتر از هزینههای تولید یک کتاب چاپی باشد.
همچنین رقابت یا همکاری با کتاب مکتوب را هم باید در نظر بگیرید. نگرانی بزرگ این است که کتاب صوتی، جای کتاب چاپی را بگیرد و فروش آن را کاهش دهد. اما به نظر من، این دو قالب در حال همکاری با یکدیگرند، نه رقابت. هرکدام تجربهای منحصر بهفرد ارائه میدهند. کتاب چاپی با لمس کاغذ و حس پیشرفت در خواندن، تجربهای عمیق و متمرکز است، در حالیکه کتاب صوتی،