میلاد پیامبر اکرم(ص) در قرآن با عنوان «رحمت للعالمین» نه فقط یک رویداد دینی، بلکه نقطه عطفی در تحول نظامهای اجتماعی، سیاسی و اخلاقی بشر معرفی شده است.
حضرت محمد(ص) پیامبر رحمت بود؛ پیامبری که در روزگار جاهلیت، انسان را از تاریکیهای تعصب، تبعیض، خشونت و بیعدالتی بهسوی توحید و کرامت فراخواند. رسالت ایشان تنها دعوت مردم به عبادت نبود؛ اسلام در نگاه پیامبر(ص) برنامهای برای ساختن انسان و جامعهای بود که در آن انسان، فارغ از جایگاه، ثروت، قبیله و قدرت، صاحب کرامت باشد.
آن روز که پیامبر اسلام(ص) مبعوث شد، جامعهای گرفتار شکافهای عمیق اجتماعی و اخلاقی بود. ارزش انسانها در بسیاری از مناسبات براساس ثروت، قدرت و وابستگی قبیلهای سنجیده میشد. در چنین فضایی، ندای اسلام از کرامت انسان سخن گفت و پیامبر(ص) در عمل نشان داد که معیار برتری، تقوا و فضیلت است، نه دارایی و تبار و امروزه اگر این اصول در جهان اجرایی شود به تمام بحرانهای اخلاقی و ساختاری پاسخ داده میشود.
بهمناسبت سالروز میلاد پیامبر(ص) با حجتالاسلام والمسلمین محمدحسین درافشان عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب گفتوگویی کرده ایم که مشروح آن را در ادامه میخوانیم:
با توجه به آیه ۱۰۷ سوره مبارکه «انبیا» «وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ»، تولد پیامبر اکرم(ص) را میتوان نقطه عطفی بنیادین در تاریخ بشر دانست، چراکه این رویداد، نه صرفاً زایش یک فرد یا رهبر دینی، بلکه طلیعه تحولی تمدنی، معرفتی و اخلاقی در بستری از انحطاط جهانی بود. این آیه، منشوری جهانشمول برای تبیین فلسفه وجودی پیامبر خاتم(ص) بهشمار میرود و واژه عالمین در آن، دلالت بر گستره فراگیر رحمت نبوی دارد؛ رحمتی که نه به قوم، نژاد، زمان یا مکان خاصی، بلکه به همه ساحتهای حیات فردی، اجتماعی و تاریخی بشر تعلق دارد.
بازخوانی میلاد پیامبر(ص) در پرتو این آیه، چند دلیل اساسی را برای «نقطه عطف تاریخی» بودن آن آشکار میکند. نخست جهانیسازی رحمت و گسست از انحصارطلبی قومی است. پیش از اسلام، ادیان تحریف شده یا سنتهای باستانی، رحمت الهی را غالباً در انحصار یک قوم برگزیده تعریف میکردند. چنانکه در نگرش یهودیت تحریف شده، نجات تنها به بنیاسرائیل اختصاص داشت. میلاد پیامبر(ص)، سرآغاز پایان این انحصار و اعلام رحمت همگانی الهی بود؛ خدای قرآن، «رب العالمین» و پیامبرش، «رحمت للعالمین» معرفی شد. این نگاه، هرگونه برتری نژادی، خونی و طبقاتی را نسخ و ثابت کرد که تمامی انسانها، مخاطب کرامت و هدایت الهی هستند.
دوم تحول در سنتهای تاریخی، پایان عذابهای ریشهکنکننده است. یکی از مصادیق عینی رحمت پیامبر(ص)، دگرگونی در سنت مجازاتهای جمعی خداوند بود. در امتهای پیشین چون قوم نوح، عاد، ثمود و لوط، هنگام اوج گرفتن طغیان و انحراف، عذابهای فراگیر و نابودکننده رخ میداد؛ اما با ولادت و حضور پیامبر اکرم(ص)، به تصریح آیه ۳۳ سوره مبارکه «انفال» «وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنتَ فِيهِمْ»، اینگونه عذابهای عمومی از بشریت برداشته شد و انسان، فرصتی برای توبه، بازاندیشی و تداوم تمدنی یافت. این یعنی تولد پیامبر(ص)، نقطه عطفی در سنتهای مهلتدهی و فرصتآفرینی تاریخی بهشمار میرود.
سوم تبدیل رحمت از حس فردی به ساختار اجتماعی و تمدنی است. در منطق اسلام، رحمت نه یک عاطفه منفعل، بلکه نیروی محرک عدالت، قانونگذاری و مبارزه با ظلم است. این رحمت در قالب برداشتن بارهای سنگین خرافات، بردگی فکری و تبعیض طبقاتی تجلی یافت. همچنین جهاد و ایستادگی پیامبر در برابر مستکبران، خود عین رحمت بود؛ همچون جراحی غدههای سرطانی ظلم برای نجات پیکره بشریت. به این ترتیب، میلاد پیامبر(ص) سرآغاز پیوند حماسه و جهاد با شفقت و رهاییبخشی شد.
دیگری احیای کرامت اقشار فراموششده تاریخ بود. در آن زمان زن موجودی بیارزش و شایسته زنده به گوری دانسته میشد؛ اما در پرتو رحمت نبوی، زن بهمثابه ریحانه و مایه آرامش، صاحب حقوقی همچون مالکیت و استقلال انسانی شد. بردگان و محرومان، که به طبقهای فرودست و محکوم به فنا بدل شده بودند، با پیامبری که بلال حبشی و سلمان فارسی را به اوج منزلت رساند، به کرامت انسانی دست یافتند. حتی در فتح مکه، آن حضرت شعار «الیوم یوم المرحمة؛ امروز، روز رحمت و بخشش است» را جایگزین «یوم الملحمة؛ روز انتقام» کرد و الگویی از پیروزی همراه با مهربانی را در تاریخ ثبت کرد.
دیگری تثبیت اخلاق عظیم بهمثابه جهانبینی تمدنی بود؛ مکاتب پیشین، یا در انحصار قومیتها گرفتار بودند و یا در ورطه نسبیگرایی اخلاقی سقوط کرده بودند. با بعثت پیامبر رحمت(ص)، اخلاق از یک توصیه فردی به جهانبینی و برنامه تمدنی ارتقا یافت؛ چنانکه فرمودند: «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ»؛ در این نگاه، الگوی حاکمیت اخلاقی و حماسه اخلاقمدار در تاریخ تثبیت شد؛ رهبری که در اوج قدرت سیاسی و نظامی، سادهزیستترین و متواضعترین فرد جامعه باقی ماند.
به سخن کوتاه، خداوند با این میلاد، عالیترین الگوی انسان کامل را به جهان هدیه کرد؛ الگویی که در آن سیاست، اخلاق، اقتدار، عدالت و حماسه، همگی زیر چتر رحمت للعالمین معنا مییابند و تا ابد، راهگشای فردیت و تمدن بشری خواهند بود.
هدایتگری مستمر تا افق ابدیت تاریخ مورد دیگر است. رحمت جهانی پیامبر اکرم(ص) به آن معناست که آموزههای سعادتبخش او هرگز در بوته فراموشی نخواهد افتاد. بنیادهای عقلانی، اجتهادی و جهانبینی توحیدی ترسیمشده توسط ایشان، چارچوبی پایدار و پویا برای تعالی مادی و معنوی بشر در تمام اعصار فراهم آورده است. این میلاد مبارک، سرآغاز رهیافتی بود که توحید را از انزوای صومعهها به عرصههای حکمرانی، دادگستری، اقتصاد و تمدنسازی کشانید و الگویی جاودان از ایمان حماسی و عدالتمحوری در مقابله با نظامهای استکباری روزگار خویش به یادگار نهاد.
ششم بنیانگذاری امت واحده و بازتعریف نظم اجتماعی است. از انقلابیترین دستاوردهای این ولادت نورانی، طرح نظریه «امت» بهمثابه شکلی نوین از همزیستی اجتماعی بود. پیامبر(ص) بر مبنای توحید، قبایل پراکنده و دشمنپیشه را به تمامیتی همبسته و همسرنوشت بدل کرد. پیمان برادری میان مهاجر و انصار و تدوین منشور مدینه بهعنوان نخستین قانون اساسی مکتوب برای همزیستی مسالمتآمیز و به رسمیتشناسی حقوق گروههای مختلف، همگی از برکات این رخداد عظیم تاریخی نشئت گرفتهاند.
جهان در آستانه میلاد پیامبر(ص) میان دو ابرقدرت ساسانی و بیزانس تقسیم شده بود. نظامهایی مبتنی بر طبقات اجتماعی بسته، اشرافیت خفقانآور و بردگی مادی و معنوی. شبهجزیره عربستان نیز در اوج جاهلیت، دستخوش تعصبات قبیلهای و غارتگری بود. نشانههای نمادین هنگام ولادت همچون ترکخوردن طاق کسری و خاموشی آتشکده فارس، پیام عمیقی داشتند که پایان اعتبار نظمهای استکباری و سلطه نامشروع انسان بر انسان است. این میلاد فرخنده، نویدبخش ظهور نیروی سومی در صحنه جهانی شد؛ تمدنی که در کمتر از یک قرن، از دل بیابانهای بیپناه، عظیمترین خیزش علمی، معرفتی و مدنی تاریخ را بنیان نهاد.