منصور حاجی با اشاره به تفاوت برداشتهای رایج از مفهوم مهرورزی و حقیقت این مفهوم در آموزههای قرآنی اظهار کرد: عموم برداشت بشری از مفهوم مهرورزی با آنچه در حقایق قرآنی وجود دارد، بسیار متفاوت است. منظور مباحثی است که تحت عنوان مکاتب غربی یا شرقی از مفهوم مهرورزی به ما ارائه شده است. آنچه مسلم است، تعاریف و مفاهیمی که در زندگی و حیات پیامبر اکرم(ص) وجود دارد، ایجاب میکند که این مباحث براساس یک مبنا و معیار حقیقی مورد بررسی قرار گیرد که بهترین و کاملترین آن، آیات قرآن و سپس معارف اهل بیت(ع) است.
وی گفت: متأسفانه شاهد هستیم که تعاریفی که در حوزه مهرورزی پیامبر خدا مطرح میشود، بهگونهای بیان میشود که حتی در آیات قرآن داریم که در همان زمان حیات ایشان نیز مهرورزی، صداقت و گذشت ایشان را به نوعی سادهانگاری میپنداشتند؛ یعنی پیامبر را ـ نعوذبالله ـ فردی ساده تلقی میکردند و سعی داشتند تمامی رفتارهای ایشان را براساس آن سادگی مورد بررسی و تحلیل قرار دهند، در حالیکه مهرورزی پیامبر خدا برگرفته از دو عامل بود؛ نخست وحی الهی و دوم فطرت پاکی که خداوند در وجود ایشان قرار داده بود.
این استاد حوزه و دانشگاه افزود: پیامبر(ص) براساس همان مقام «رحمة للعالمین» بودن، رحمت خود را در همه ابعاد زندگی ساری و جاری میکردند؛ بهگونهای که حضرت امام خمینی(ره) صراحتاً میفرمودند حتی جنگهای پیامبر هم رحمت است؛ یعنی اگر جایی پیامبر خدا قاطعیت اعمال میکردند، آن هم شعبهای از مهرورزی پیامبر خدا تلقی میشد. بنابراین، اگر بخواهیم مهرورزی پیامبر را معناشناسی کنیم، بهترین واژهای که قرآن برای ایشان به کار برده و ایشان را مظهر رحمت الهی میداند، همان مفهوم رحمت است.
وی ادامه داد: خود خداوند نیز برای معرفی خود و آغاز سورههای مبارکه قرآن از دو واژه «الرحمن» و «الرحیم» استفاده میکند که ریشه در رحمت دارند و مصداق عینی آن در وجود مبارک پیامبر عظیمالشأن اسلام متجلی شده است. آنچه در سیره پیامبر دیده میشود، مهرورزی مطلق در همه امور است، اما گاهی تجلی آن در گذشت و برخی مواقع در قاطعیت و برخورد با متعدیان به حقوق جامعه بوده است.
حاجی گفت: پیامبر خدا در جایگاه یک عالم، زعیم، فرمانروا و پیامبر الهی، زمانی که در مدینهالنبی حضور داشتند ـ البته شأن رسول خدا بسیار بالاتر از آن است که بخواهیم ایشان را حکمران یا حاکم بنامیم و این تعبیر را صرفاً برای توضیح رفتارها بهصورت استعاری به کار میبریم ـ دارای سیرهای بودند که قاطعیت در آن کاملاً وجود داشت. هرگاه یکی از اصحاب یا نزدیکان ایشان، هر کسی که بود، کوچکترین مشکل یا به اصطلاح خطایی را بهوجود میآورد، پیامبر خدا با قاطعیت پاسخ میدادند.
وی افزود: در یک داستان یا روایت تاریخی حتی این موضوع را داریم که روزی پیامبر(ص) برای دیدن حضرت زهرا(س) به منزل ایشان تشریف بردند و مشاهده کردند پردهای بر در خانه آن حضرت آویخته شده است. ایشان نگرانی یا عدم رضایت خود را از این موضوع با وارد نشدن به خانه نشان دادند و به مسجد بازگشتند. حضرت زهرا(س) با آن علم الهی که داشتند، متوجه شدند که نیامدن پیامبر به خانه حکمتی داشته و دریافتند که بحث پرده و نصب آن میتواند عامل اصلی این موضوع باشد؛ از اینرو پرده را برداشتند و توسط امام حسن(ع)، امام حسین(ع) یا فرد دیگری به خدمت رسول خدا فرستادند.
وی ادامه داد: در آنجا جمله معروفی از رسول خدا(ص) نقل شده که فرمودند: «پدرش به فدای فاطمه باد» و اینکه ما اهل بیت با این زیورآلات و اینگونه امور ارتباطی نداریم. این نیز نوعی از رفتار پیامبر خدا بود که با یک رفتار اجتماعی و مدنی، اعتراض خود را نسبت به رفتاری نشان دادند که از سوی فردی سر زده بود که عزیزترین فرد عالم هستی نزد رسول خدا محسوب میشد. بنابراین، ما از این رفتار میتوانیم الگو بگیریم و متوجه شویم که پیامبر خدا در رابطه با مباحث مربوط به معروف و جامعه هیچگونه مماشات و مسامحهای نداشتند.
این پژوهشگر در پاسخ به این پرسش که آیا مهرورزی پیامبر به معنای پذیرش همه عقاید و رفتارها بود، گفت: خیر؛ پیامبر خدا به تمام معنا با حقیقت وجودی خود، کنه و ذات رفتارهای افراد و آثار آن را میدیدند. زمانی که برخی افراد مانند منافقانی که در مدینهالنبی فعالیت میکردند، رفتارهایی داشتند، پیامبر خدا در سیره اجتماعی خود به آنها فرصت میدادند که یا خود را اصلاح کنند یا در مسیر رفتاری خود به مرحلهای برسند که حجتهای اجتماعی، مدنی و دینی بر آنها تمام شود و پیامبر خدا بتوانند با آنان اتمام حجت کنند. بنابراین، سیره اعتدال و رفتار پیامبر خدا در حوزه اجتماعی به معنای پذیرش نبود، بلکه به معنای مدارا تلقی میشد.