ضرورت تبیین خردورزانه مفهوم ایران در برابر ناسیونالیسم رمانتیک

شنبه, 10 مرداد,1405

ضرورت تبیین خردورزانه مفهوم ایران در برابر ناسیونالیسم رمانتیک

 در سومین نشست از سلسله جلسات کتاب‌گردی، محمدعلی حضرتی، پژوهشگر تاریخ و فرهنگ ایران، ضمن تأکید بر اهمیت ثبت جهانی قلعه الموت، بر لزوم بازخوانی رویدادهای تاریخی ایران با توجه‌ به کنشگری مردم تأکید کرد. 

 محمدعلی حضرتی در ابتدای این نشست، ثبت جهانی قلعه الموت را گامی بزرگ برای استان قزوین دانست و اظهار کرد: بناهای تاریخی باید بر اساس ارزش‌های والایشان قدر دانسته شوند. تحقق این امر، زمینه حضور گسترده گردشگران و شکوفایی صنعت توریسم را فراهم می‌آورد، مشروط بر آنکه زنجیره تأمین خدمات لازم برای پاسخگویی به تقاضا پیش‌بینی و فراهم شود. 

 این پژوهشگر با نقد رویکردهای احساسی و هیجانی بدون پشتوانهٔ خردمندانه به مقوله ایران، ملی‌گراییِ امروز را در بسیاری از بسترهای خطابه‌ای و رسانه‌ای، نوعی ملی‌گرایی رمانتیک خواند و افزود: این رویکرد، نه مبتنی بر خردورزی و نگاه استراتژیک و پایدار به منافع ملی، بلکه بیش از هر چیز متأثر از هیجانات فضای مجازی و سیاست‌زدگی‌های روزمره است. این در حالی است که متفکرانی همچون فردوسی، ابوریحان بیرونی، شیخ اشراق و حتی حمدالله‌مستوفی نگاهی به‌مراتب عمیق‌تر، باشکوه‌تر و خردمندانه‌تر به مفهوم ایران داشتند که با هیاهوی شبکه‌های اجتماعی فاصله بسیار دارد. 

 وی با مروری بر تحولات سرزمینی ایران، به بررسی دیدگاه‌های کنشگران در ادوار مختلف پرداخت و گفت: طی هزار سال پس از ورود اسلام توسط امویان به ایران، و جنبش‌های پیاپی شعوبی علیه اعراب و برپایی سلسله‌های ایرانی‌تبار اگرچه وحدت سیاسی یکپارچه‌ای در ایران وجود نداشت، اما توانمندی و چیرگی فرهنگی ایرانیان چنان بود که استقلال فرهنگی بر نیاز به استقلال سیاسی پیشی می‌گرفت. 

 حضرتی با اشاره به دوره بیداری پس از جنگ‌های ایران و روس، تصریح کرد: در آن دوران، جامعه ایرانی به شکاف عمیق خود با جهان غرب پی برد و برخی روشنفکران برای پر کردن این خلأ، نسخه‌های متعدد از جمله بازگشت به دوران پیش از اسلام را مطرح کردند. اما امروز ما نیازمند ایران‌دوستی خردورزانه هستیم؛ نگاهی که در آن باید علاوه بر دیدن وجوه مثبتِ تمدنیِ کهن مانند قدرت جهانی، مدیریت یک امپراتوری چندفرهنگی، امنیت و رفاه دوران هخامنشی، واقعیت‌های تاریخیِِ کشورگشایی‌ها، جنگ‌های پیاپی و مستمر، و تبعات آن را نیز با نگاهی منصفانه بررسی کرد. 

 وی با اشاره به سقوط امپراتوری هخامنشی در سال ۳۳۰ پیش از میلاد، به دگردیسی جهان باستان در پی یورش اسکندر اشاره کرد و گفت: اگرچه اسکندر عامل تحولی بزرگ در تاریخ باستان بود، اما می‌دانیم شخصیت، نژاد و مسیر فتوحات او با داستان‌ها و افسانه‌های بسیاری آمیخته شده  که تفکیک واقعیت از این روایات، نیازمند پژوهشی دقیق و علمی است. 

 برای این کار لازم است زمانه و زمینه‌های برآمدن مقدونیان و فروپاشی هخامنشیان را مورد بازشناسی قرار دهیم و چند و چون رخدادهای منجر به اشغال ایران توسط اسکندر و جانشینانش را با رویکردی عاری از تعصب و انصاف علمی تحلیل کنیم. به همین جهت در سومین نشست کتابگردی، برخی از کتاب‌های انتشاریافته و موجود دربارهٔ هخامنشیان از ظهور تا سقوط را معرفی می‌کنیم تا در مبحث شیوه‌های مواجههٔ جامعهٔ ایرانی با پدیدهٔ اشغالگری ایران توسط اسکندر بتواند ما را به‌کار بیاید.

 وی عنوان کرد: درباره تاریخ ایران باستان شاهد چند دورهٔ متفاوت تاریخ‌نگاری هستیم: نگرش نخست ایرانیان به آن دوره مبتنی بر افسانه‌ها و داستان‌های پهلوانی‌ست.

سپس توجه به منابع یونانی و ‌رومی بیشتر مورد استناد مستشرقان و مورخان ایرانی- اسلامی  قرارگرفته و فقر منابع مکتوب در ایران باستان، موجب ارائهٔ روایت‌هایی یک‌سویه و آمیخته به افسانه و تحریف شده‌است.

از نیمهٔ دوم سدهٔ نوزدهم  استفاده از داده‌های باستان‌شناسی، سکه‌ها، خوانش و ترجمهٔ کتیبه‌ها، و متون موازی ارمنی، چینی،  

عبری، آرامی و حتی گزارش‌های و نامه‌های مقامات مذهبی ادیان مختلف مورد توجه قرار گرفت و تاریخ‌نگاری انتقادی ایران باستان با آثار دانشورانی همچون آلفرد گوتشمید، نولدکه، هرتسفلد ، آلبرت اومستند و… فصل جدیدی را رقم زد و توانست با مطابقهٔ داده‌های گوناگون سهم پررنگ افسانه‌های برساخته را کاهش دهد.

حضرتی افزود: یونیان برای جنگ‌ها همواره راوی داشتند و با حضور در کنار فرماندهان وقایع را هرچند با مبالغه و درآمیختن راست و دروغ، ثبت می‌کردند. پیش از یونانیان، آشورها نیز این کار را با دقت تمام و‌ وسعت زیاد انجام می‌دادند. برای اینکه کاغذ زیاد نبود رویدادها و فتوحات‌شان را روی لوح‌های گلی ثبت می‌کردند، البته سومری‌ها اکّدی‌ها و بابلیان هم سنت نوشتن داشتند و از الامی‌ها در جنوب غربی ایران نیز که پیش از مادها و پارس‌ها حکومت می‌کردند آثاری به‌دست آمده  ولی سنت نوشتن در آشورها گسترده‌تر است.

مثلا لشکرکشی آشور به دشت قزوین، ‌جایگاه قلعه‌ها وشکل ظاهری قلعه‌ها در الواح گلی ثبت شده است که این نوشته‌ها در تاریخ‌نگاری انتقادی به کار آمد. البته لازم است بگوییم و یادآور شویم هنوز بخش مهمی از الواح هخامنشی خوانده نشده و مستند‌سازی صورت نپذیرفته است. همچنین گفته‌اند  در حمله اسکندر ۱۲۰۰ لوح چوبی زرین که کتاب‌های مقدس ایرانیان بوده به آتش کشیده شده است. 

حضرتی در ادامه به معرفی کتاب  «امپراتوری هخامنشی» که بر اساس تازه‌یاب‌ترین تحقیقات علمی و پیرو کارگاه‌های شناخت تاریخ هخامنشیان در دانشگاه‌های توبینگن هلند، پاریس و تولوز فرانسه که در دههٔ ۱۹۸۰ برگزار شد و توسط «پی‌یر بریان» تالیف شده پرداخت و گفت: دو ‌ترجمه از این کتاب وجود دارد نخست ترجمه استاد مهدی سمسار (۱۳۷۷) و دیگر ترجمه از ناهید فروغان (۱۳۸۱) در دست است. 

این پژوهشگر گفت: در کتاب «امپراتوری هخامنشی» افزون بر فراوانی منابع و مآخذ و بیان و تحلیل رویدادهای سیاسی به نقش مهم طبقات اجتماعی و رقابت‌های درباریان بخصوص زنان حرمسرا و خواجه‌های دربار پرداخته شده است، پدیده نیرومند خواجه‌گان که تصور می‌شد دیرینگی‌اش به دوران حکومت سلطان محمود غزنوی و عشقش به ایاز می‌رسد در این کتاب آشکار شده آنان در دوران هخامنشی نیز حضوری پررنگ داشته و ‌نقش‌آفرین بوده‌اند،

حضرتی افزود کتاب دیگری که اهمیت دارد مجموعه «تاریخ ایران»  تحقیق دانشگاه کمبریج است که دو‌جلد آن به دوره هخامنشی اختصاص داده شده و مقاله‌های متعدد و تخصصی آن به سرپرستی «ایلیا گرشویچ» به‌انجام رسیده و با ترجمه‌های تیمور قادری و حسن انوشه در دسترس است. 

این مجموعه به پیشنهاد آرتور جان آربری و با دستیاری هارولد بیلی در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ با همکاری حدود ۱۰۰ پژوهشگر و مشارکت و حمایت شرکت ملی نفت ایران تهیه شده است.

وی خاطرنشان کرد: مجموعهٔ ۱۵ جلدی «یونانیان و بربرها» نوشته و پژوهش استاد «امیرمهدی بدیع» با ترجمهٔ «‌مرتضی ثاقب‌فر» و‌ «مهدی سمسار» اثر بسیار مهم دیگری‌ست که هر ایرانی دوستدار تاریخ باید آن را بخواند. اصل اینکه یونانیان یک ملت پیشرفته و دانشورند و ‌سایر ملت‌ها بربر و نیمه وحشی هستند در این کتاب با استناد به منابع گوناگون از جمله شواهد یونانی مورد نقد و چالش قرار گرفته است؛ جلد ششم به موضوع اسکندر و اشغال ایران پرداخته است. 

وی در ادامه به معرفی کتاب‌های زیر پرداخت:

«تاریخ هرودت» ترجمه دکتر هدایتی ؛ «ایرانیات در بزم فرزانگان» نوشته آثنایس برگردان استاد فقید  جلال خالقی‌مطلق ؛

مجموعه مقالات «تاریخ هخامنشیان» که در هشت جلد گردآوری و  به‌وسیلهٔ مرتضی ثاقب‌فر ترجمه شده؛ «تاریخ ایران» پژوهش آکسفورد با ترجمه شهربانو صارمی و ویرایش تورج دریایی؛ جلدهای ۴ و ۵ از مجموعهٔ ۱۵جلدی «گنجینه تاریخ ایران»؛ جلد ۲ و ۳ از کتاب «هزاره‌های گمشده» پرویز رجبی؛ جلد سوم از مجموعهٔ «تاریخ ایران باستان» نوشته اردشیر خدادادیان؛ «تاریخ ایران باستانی از آغاز تا انقراض ساسانیان» اثر استاد حسن پیرنیا؛ «تاریخ باستانی ایران» نوشته «ریچارد نیلسون فرای» با ترجمه مسعود رجب‌نیا؛ «تاریخ شاهنشاهی هخامنشی» اثر آلبرت اومستد؛ «هخامنشیان در تورات» نوشته استاد محمد قائمی؛ «جغرافیای اداری هخامنشیان» نوشته «آرنولد توین‌بی» ترجمه همایون صنعتی‌زاده؛ «ایرانیان، یونانیان و‌ رومیان» نوشته ژوزف ویسهوفر؛ «پژوهش‌‎های هخامنشی» نوشته پروفسور هاید ماری کخ؛ «بنیاد استراتژی در شاهنشاهی هخامنشی» از نصرت‌الله بختورتاش؛ «سکه‌های ایران در دوران هخامنشی» نوشته ارنست بابلون؛ «دین هخامنشیان» اثر اردشیر جهانیان؛ «جستاری درباره یک نماد هخامنشی» نوشته علیرضا شاپور شهبازی باستان‌شناس برجسته ایرانی است. کتاب «فرمان‌های شاهنشاهان هخامنشی» نوشته «رالف نورمَن شارپ» و کتاب «کتابشناسی تاریخ ایران» تألیف «مریم میراحمدی» نیز از دیگر آثار خواندنی است. 

انتهای پیام

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
Copyright ©2026 - All rights reserved.
آدرس آی پی: 216.73.216.190 سیستم عامل: Unknown مرورگر: Mozilla تاریخ مشاهده: شنبه, 10 مرداد,1405