دانشگاه انقلاب - تنگه هرمز، بهعنوان یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان، همواره در نقطه تلاقی حقوق بینالملل، حاکمیت ملی و رقابت قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای قرار داشته است. پروفسور سیدحسن امین در این گفتوگو، با نگاهی تاریخی و حقوقی، جایگاه ایران در مدیریت این آبراه، حدود حق عبور کشتیها، نقش کشورهای ساحلی و تأثیر قدرت بازدارندگی بر اجرای حقوق ملی را بررسی میکند و نسبت میان قانون، قدرت و امنیت منطقهای را به چالش میکشد.
باید به پیشینه تاریخی این تنشها بازگشت. در دوران جنگ داخلی یمن و گسترش تفکرات پانعربیسم در عمان و کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس، امنیت تنگه هرمز همواره هدف مداخلات بود. در آن مقطع، نفوذ کمونیستهای یمن با حمایت اتحاد جماهیر شوروی، تهدیدی برای منطقه محسوب میشد و ایران ناگزیر به اقدامات امنیتی برای مقابله با این نفوذ در مناطقی نظیر عمان و «سفال» پرداخت. این تقابلها از آن دوران تا پس از انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ و در دوران رقابت دوقطبی جهان ـ آمریکا و شوروی ـ همواره بازتابی از تلاش قدرتهای بزرگ برای اعمال نفوذ در این گلوگاه استراتژیک بوده است.
این پرسش یک نکته کلیدی دارد. ایران و عمان همواره بر این باور بودهاند که تنگه هرمز نباید صرفاً بر اساس ماده ۱۶ بند ۴ کنوانسیون حقوق دریاها ـ که مربوط به عبور گذرا در تنگههای بین دریای آزاد است ـ تفسیر شود. در واقع، ایران و عمان در جریان کنفرانس حقوق دریاهای ۱۹۸۲ تأکید داشتند که با توجه به ماهیت جغرافیایی، تنگه هرمز مشمول ماده ۱۶ بند ۳ است که به «دریای سرزمینی» اشاره دارد. در واقع، تنگه هرمز یک مسیر ساده بین دو دریای آزاد نیست؛ بلکه از یک دریای آزاد، عبورکننده را به یک «دریای نیمهبسته» ـ مانند خلیج فارس ـ میرساند. پیشنهاد بریتانیا و حمایت ایالات متحده بر این بود که تنگهها را صرفاً بهعنوان بخشی از دریای آزاد تلقی کنند تا کنترل آنها را از دولتهای ساحلی سلب نمایند. اما ایران و عمان با استناد به حقوق دریای سرزمینی، بر حاکمیت خود بر این تنگه که تحت حاکمیت دوگانه این دو کشور است، پافشاری کردهاند.
دلیل عدم تصویب این کنوانسیون در ایران، دقیقاً همین تضاد منافع است. دولتهای بیگانه مدعی هستند که اعمال کنترل از سوی دو دولت ساحلی ـ ایران و عمان ـ بر تنگه هرمز، برای آنها خطرناک است. اما این مدعا، تنها یک بهانه برای اعمال نفوذ است. ایران پیش از آنکه بحث بستن تنگه مطرح شود، در آثار و مقالات خود با صراحت گفته بود که وضعیت تنگه هرمز به دلیل ویژگیهای منحصربهفرد ژئوپلیتیک، راهبردی و استراتژیک، نمیتواند با قواعد کلی و ساده حقوقی مدیریت شود. بنابراین، ایران ملزم به پذیرش پیشنهاداتی که حاکمیت ملی را تضعیف میکند، نیست. هرگونه اقدام ایران در مدیریت این تنگه، در واقع اقدام در مقام «دفاع مشروع» از حقوق ملی و جلوگیری از خسارات و تهدیدات بیشتر است.
باید دانست که اگرچه فشارها بر عمان نیز اعمال میشود، اما ایران همواره بر موضع خود استوار بوده است. برخورد با مسائل تنگه هرمز نباید صرفاً از دیدگاه حقوقی خشک باشد، بلکه باید ویژگیهای راهبردی منطقه را لحاظ کرد. آنچه ایران انجام میدهد، نه یک اقدام تهاجمی، بلکه ابزاری برای حفظ امنیت و صیانت از حاکمیت ملی در برابر فشارهای غیرقانونی است.
در پاسخ به بخش دوم سؤال شما باید بگویم که در عمل، برخلاف تصور بسیاری، صرف داشتن قواعد حقوقی برای تضمین حاکمیت کافی نیست؛ آنچه برای اجرای حقوق حاکمیت الزامی است، «قدرت و ضمانت اجرا» است. ما در شرایطی هستیم که شاهد هستیم برخی کشورهای منطقه، با واگذاری قلمرو خود به دولتهای بیگانه، اجازه دادهاند ناوگان و تشکیلات نظامی قدرتهای خارجی برای حمله به کشورهای ساحلی همسایه استفاده شود. در چنین شرایطی، همسایگان نهتنها از این تجاوز جلوگیری نکردهاند، بلکه با حمایت از قدرتهای مهاجم، در پی حذف یا تسلیم حاکمیت کشورهای ساحلی هستند. اگر قرار باشد در چنین فضای ناامنی، نظامنامهای برای دریانوردی ایجاد شود، این نظام قطعاً به ضرر کلان ایران خواهد بود. لذا ایران قطعاً حق دارد حاکمیت خود را حداقل در محدوده دریای سرزمینی خود اعمال کند و در مقام «دفاع مشروع»، برای جلوگیری از نفوذ و حملات هماهنگشده کشورهای غیرمنطقهای، از قدرت بازدارندگی خود استفاده کند.
بسیار حائز اهمیت است که یادآوری کنیم در دوران حساس تاریخی که سلطنتنشینان عمان تحت فشار نیروهای کمونیستی بودند، هیچیک از کشورهای عرب همسایه برای حمایت از برادر خود گامی برنداشتند. در آن مقطع، این دولت ایران بود که با استفاده از ظرفیتهای نظامی و بودجه خود، برای رفع خطر کمونیسم در منطقه «سفال» و عمان مداخله کرد و امنیت منطقه را بازگرداند. نکته مهم اینجاست که ایران در آن زمان، با وجود اینکه با جهان در صلح بود، با اجازه و همکاری عمان، از امنیت منطقه دفاع کرد. لذا از نظر اخلاقی و انصاف، عمان باید بهجای تحتتأثیر فشارهای جدید قرار گرفتن، به نقش تاریخی ایران و حمایتهای گذشته آن در برابر تهدیدات کمونیسم توجه کند.
پاسخ: دقیقاً. ایران باید با همسایگانی که در حفظ امنیت منطقه مشارکت داشتهاند، هماهنگ شود؛ نه با کشورهایی که در بحرانهای گذشته هیچ نقشی در صیانت از امنیت منطقه ایفا نکردند و حتی شاهد بودیم که برخی از آنها با سیاستهای تند خود، باعث بیثباتی شدند. در نهایت، ایران برای حفظ صلح و امنیت خود و کشورهای منطقه، حق دارد از باب «بازدارندگی» و جلوگیری از نفوذ بیشتر قدرتهای خارجی، حاکمیت خود را اعمال کند. این حق تنها زمانی به مرحله اجرا درمیآید که کشور دارای «نیروی کافی» و «ضمانت اجرای عملی» باشد تا بتواند از حقوق خود در برابر هرگونه تجاوز دفاع کند.
باید تأکید کرد که هرگونه تنش در تنگه هرمز، خطری جهانی است و زیانهای مالی و امنیتی آن فراتر از مرزهای منطقه خواهد بود. ایران هرگز به دنبال شروع جنگ نبوده و همواره به دنبال راهکارهای دیپلماتیک و مذاکره بوده است؛ اما وقتی طرف مقابل، مسیر مذاکره را مسدود کرده و به سمت جنگ پیش میرود، ایران ناچار به اعمال حق حاکمیت و دفاع از خاک خود خواهد بود. در شرایط عادی، منافع تمام جهان در گروی عبور و مرور صلحآمیز و بدون وقفه کشتیها برای انتقال انرژی و کالاهای تجاری است. اما این قاعده زمانی تغییر میکند که یک کشور ساحلی، تحت بمباران یا تجاوز نظامی قرار گرفته باشد. در آن لحظه، اولویت از «تجارت جهانی» به «بقا و دفاع ملی» تغییر مییابد.
پاسخ: خیر، بسیاری از این کنوانسیونها، از جمله کنوانسیون حقوق دریاها، بهگونهای تنظیم شدهاند که خواستههای قدرتهای بزرگ را تأمین کند. پیشنهاد تبدیل تنگههای آبی به مناطق بینالمللی، پیشنهادی بود که بریتانیا مطرح کرد و کشورهای با توان دریایی بالاتر، همچون ایالات متحده و هلند، از آن حمایت کردند. ایران نیز با وجود امضای این کنوانسیون، به دلیل عدم انطباق با منافع ملی و حاکمیت بر آبهای سرزمینی، آن را به تصویب مجلس نرساند. سوابق تاریخی نشان میدهد که هم ایران و هم عمان، این منطقه را بخشی از حاکمیت سرزمینی خود میدانند و بر اساس اصول حقوق بینالملل عمومی، ایران حق دارد حاکمیت خود را بر این تنگه اعمال کند.
تاریخ نشان داده است که ایران با وجود تمامی حملات و تهاجمها، همواره از میان بحرانها برخاسته است. از حملات اسکندر و اعراب گرفته تا چنگیزخان، تیمور لنگ و صدام حسین؛ همه اینها گذشتند و رفتند. ایران، برخلاف بسیاری از قدرتها، کشوری است که بر پایه فرهنگ، ادب و پیشینه تمدنی استوار بنا شده است.
ما بر این باوریم که در نظام طبیعت، «ضعف» راهی به جاهطلبی ندارد، بلکه تنها با «قدرت» میتوان حاکمیت را حفظ کرد. همانطور که در ادبیات ما آمده است، برای حفظ کرامت و حیات، باید قوی بود. ایران با داشتن ظرفیتهای بالقوه، یکی از برترین کشورهای جهان است و حتی در صورت بروز خسارات، این تمدن همواره راه بازگشت و بازسازی خود را مییابد. امیدواریم که عقلانیت و صلح پایدار حاکم شود. اکثریت مردم جهان، برخلاف سیاستمداران جنگطلب، خواهان صلح هستند. ما بهعنوان شهروندان این سرزمین، آرزومندیم که ایران با اقتدار و درایت، نهتنها از حقوق خود دفاع کند، بلکه در مدیریت این بحران، حتی موفقتر از تجربههای پیشین ـ مانند پایان دادن به جنگ با عراق ـ از حقوق ملی خود صیانت نماید.
پاسخ به این پرسش بسیار روشن است. زمانی که مسیرهای تجاری و دریانوردی محدود شود، خود ایران نیز به دلیل حضور گسترده نیروهای دریایی ایالات متحده در منطقه، ممکن است در صادرات نفت و ذخایر انرژی خود با چالش و محدودیت مواجه شود. اما باید یک واقعیت بنیادین را در نظر گرفت؛ در معادلات استراتژیک، گاهی پای «جان، شرف و حاکمیت ملی» در میان است و اینها با محاسبات صرفاً اقتصادی قابل معامله نیستند.
وضعیت ایران در این لحظه، مراوحت با یکی از حماسههای تاریخی پهنه خاورمیانه، یعنی داستان «بحر است» در دوران انوشیروان دادگر، قابل مقایسه است. زمانی که سپاه ابرهه برای تخریب کعبه به یمن و مکه یورش برد، ایران با تمام توان به یمن لشکر کشید. در آن مقطع، «بحر است» ـ فرمانده ایرانی ـ با نگاهی استراتژیک به سربازان خود گفت که ما از دریا گذشتیم و راه بازگشتی نداریم؛ ما یا باید با تمام توان پیش برویم و پیروز شویم، یا در این مسیر جان بدهیم. این همان منطق «یا پیروزی یا شهادت» است که در لحظات بحرانی حاکمیت، کشورها را از مسیر عقبنشینی ممکن میسازد.
دقیقاً. ما در موقعیتی هستیم که اگر ایران اقدام به اعمال حاکمیت خود نکند، صدمات و خسارات وارده به امنیت و کرامت ملی، بسیار فراتر از خسارات اقتصادی خواهد بود. ما باید از این حرکت حاکمیتی حمایت کنیم و همزمان، انتظار داشته باشیم که افکار عمومی جهانی، سازمان ملل متحد و حتی ملتهای خود قدرتهای متجاوز ـ مانند ایالات متحده ـ متوجه شوند که این تقابل، ناشی از اقدامات تهاجمگرایانه آنهاست.
امید ما این است که اعتراضات مردم جهان و فشار بر نمایندگان سیاستمداران در کشورهای متجاوز، راه را برای یک راهکار صلحآمیز باز کند؛ راهکاری که در آن، ایران کمترین خسارت انسانی و اقتصادی را ببیند و در عین حال، جهان بتواند به شکلی عادی و مطابق با حقوق بینالملل، انرژی مورد نیاز خود را تأمین کند. نباید فراموش کرد که در تاریخ، هرگونه فشار ناعادلانه، تنها منجر به یکپارچگی بیشتر ملتها در دفاع از حق خود میشود.
خبرنگار: فاطمه عباسآباد