� «بر روشنای دل» (۲۶)

سه شنبه, 06 مرداد,1405

� «بر روشنای دل» (۲۶)

💠💠 «بر روشنای دل» (۲۶)

 

نيايش از :

سنت آگوستين (۲)

 

پروردگارا!

اى آن كه زيبايى‌ات هم ديرينه است و هم تازه!

مهر تو را چه دير فرا گرفتم!

چه دير عشقت در من جوانه زد!

تو در من بودى و من در جهانِ بيرون از خود به سر مى بردم.

تو را بيرون از خود مى‌جستم و از آن روى كه خود چهره‌اى نازیبا داشتم،

به مخلوقاتِ نيكو سيمايت دل مى‌بستم. تو با من بودى، اما من با تو نبودم!

زيبايي‌هاى اين جهانى مرا از تو دور مى‌ساخت و هرچند اگر آنها به تو قائم نبودند، اصلاً وجود نمى‌داشتند.

مرا خواندى، به آوايى رسا بر من بانگ زدى و حصار ناشنواييم در هم شكستى.

بر من درخشيدى و نور تو احاطه‌ام كرد؛

كورى مرا به گريز واداشتى. شميم خود بر من افشاندى، آن را بوييدم

و اكنون نفس‌زنان، آن عطر دلاويز را تمنا مى‌كنم.

شمیم مهر تو را استشمام کردم و اكنون تشنه و شیدای مهر توام.

مرا نوازش كردى و اكنون از عشق به آرامشى كه در تو يافت مى‌شود گذار مى‌کنم.

 

... پروردگار!

كدام ستايش مى‌تواند سزاوار جلال تو باشد؟

قوّت او چه شگرف و حكمتش چه بى‌انتها است!

پروردگارا! تو انسان را آفريدى و او بنا به طبع خويش، تسبيح گوى توست.

علامت مرگ را كه نشان گناه خود است، بر دوش مى كشد تا همواره به ياد داشته باشد كه تو با متكبّران مخالفت مى‌ورزى.

چگونه مى‌توانم خداوند را به يارى خويش بخوانم،

وقتى تمنّاى من آن است كه خداوند به درون من آيد؟

در اين جان من، كدامين منزلگه سزاوار پذيرايى پروردگارى است

كه خالق آسمان و زمين است؟

 

منبع: اعترافات آگوستين

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
Copyright ©2026 - All rights reserved.
آدرس آی پی: 216.73.217.143 سیستم عامل: Unknown مرورگر: Mozilla تاریخ مشاهده: سه شنبه, 06 مرداد,1405