💠💠 «بر روشنای دل» (۲۵)
نيايش از :
نارکاتسی گرگوار (۲)
پروردگارا!
آيا كشتى شكستهی تنم بار ديگر ترميم خواهد شد؟
آيا زورق شكستهی روحم دگر باره زنده خواهد شد؟
در فراقم آيا دگر باره به وصال مىرسم؟
دل غمزدهام آيا دوباره مسرور مىشود؟
آيا اُميد داشته باشم كه روزى اصالت خويش را باز خواهم يافت؟
خيمهی ويرانم؛ دگر باره بر پا خواهد گشت؟
اسير تبعيدىام؛ دوباره آزاد خواهم شد؟
محروم از نعمت روشنايىام؛ دوباره شفا خواهم يافت؟
آيا با لطف و مرحمت، پرتو جمالت را بر من خواهى تابانيد؟
روح گريانم! آيا دگرباره لبخند خواهى زد؟
جان آزرده از آوازهاى شومم آيا بشارتى خواهد شنيد؟
ظرف شكسته و صد پارهام را مرمت شده خواهم ديد؟
ديدگان درونم آيا روزى سند قرضهايم را پاره خواهند ديد؟
به روز دلتنگىام، پرتوت، اى بخشايندهی نيكوكار! بر من خواهد تابيد؟
به راهنمايى تو آيا به بزم و سرور خيمهی نور راه خواهم يافت؟
طبق گفتار حزقيال نبى: آيا استخوانهاى خشكيدهام با بازگشت روحم زنده و استوار خواهند گشت؟
من كه از روشنايىات محروم گشته چنين شرمسار و سر افكنده در برابرت ايستادهام، آيا چنان كه پيامبرت از بطن نهنگ فرياد برآورد، بار ديگر رخصت ديدار معبد مقدست را خواهم يافت؟
آيا از براى من كه پروردهی ظلمت و تيرگيهايم، سپيدهاى خواهد دميد؟
منبع: فغاننامهی گرگوار