نيايش از :
امام سجاد (ع) (۱)
خدايا !
اين چشمان خسته و به خاكستر نشستهی من،
تنها به ديدار توست كه روشنى مىيابند
و غنچهی آرزوى دلم تنها به آفتاب وصل توست كه مىخندد
و قلبم تنها به عشق تو مىتپد
و خونم به اشتياق تو در رگها مىدود
و نيلوفر وجودم با تكيه بر درخت تو رشد مىكند و بالا مىرود كه ميوههاى رضايت تو را بو كند.
بىراز و نياز با چشمهی مناجات تو چگونه به برگ بنشيند
و بىتمنّاى روى تو چگونه سبزى بگيرد
و بىباغبانى تو چگونه زنده بماند؟!
خدايا !
چشم نيلوفر من به آسمان قرب تو دوخته است
و شبنم گلبرگهاى من به عشق تو تبخير مىشود.
خدايا !
تو مر پويندگان را فرقانى و مر گمراهان را برهانى و مر افتادگان را توانى و مر عاشقان را نشانى.
تو عين وصل و هجرانى، تو آتش و گلستانى، تو باغ و باغبانى، تو جبّار و رحمانى، تو درد و درمانى، تو شادى و حرمانى، تو آشكار و نهانى، تو روحى، تو جانى،
چه گويم؟ تو اينى، تو آنى، چنينى، چنانى؟
هر آن را كه در وصف نايد تو برتر از آنى ...
خدايا !
وحشتم را جز تو مونسى نيست، همدمم باش،
و لغزش و عثرتم را جز تو دستگيرندهاى نه، همرهم باش،
گناه و زلتم را جز تو بخشندهاى نيست، در گذر،
و بازگشت و رجعتم را جز تو پذيرندهاى نه، در نگر.
منبع: برداشتهایی از مناجات خمس عشره امام سجاد (ع)