«بر روشنای دل» (۱۴)

سه شنبه, 06 مرداد,1405

«بر روشنای دل» (۱۴)

💠️💠 «بر روشنای دل» (۱۴)

 

نيايش از :

بایزید بسطامی

تذکرة‌الاولیاء عطار نیشابوری

 

بارخدایا! تا کی میان من و تو تویی بود؟ منی از میان بردار تا منیّت من به تو باشد، تا من هیچ نباشم.

 

الهی! تا با توام بیشتر از همه‌ام و تا با خودم کمتر از همه‌ام.

 

الهی! مرا فقر و فاقه به تو رسانید و لطف تو آن را زایل نگردانید.

 

الهی! مرا زاهدی نمی‌باید، و قرایی نمی‌باید، و عالمی نمی‌باید. اگر مرا از اهل چیزی خواهی گردانید از اهل شمه‌ای از اسرار خود گردان، و به درجه دوستان خود برسان.

 

الهی! ناز به تو کنم و از تو به تو رسم.

 

الهی! چه نیکوست واقعات الهام تو بر خطرات دل‌ها،

و چه شیرین است روش افهام تو در راه غیب‌ها،

و چه عظیم است حالتی که خلق کشف نتوانند کرد، و زبان وصف آن دوست دارم.

 

من بنده‌ی عاجز و ضعیف و محتاج؛ عجب آن‌که تو مرا دوست داری و تو خداوندی و پادشاه مستغنی.

 

الهی! که می‌ترسم اکنون به تو چنین شادم چگونه شادمان نباشم اگر ایمن گردم.

 

منبع:

تذکرة‌الاولیاء، عطار نیشابوری

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
Copyright ©2026 - All rights reserved.
آدرس آی پی: 216.73.217.143 سیستم عامل: Unknown مرورگر: Mozilla تاریخ مشاهده: سه شنبه, 06 مرداد,1405