«بر روشنای دل» (۵)

سه شنبه, 06 مرداد,1405

«بر روشنای دل» (۵)

💠️💠 «بر روشنای دل» (۵)

 

نيايش از :

ویلیام شکسپیر

 

ای دوست! هر زمان که از جور روزگار

و رسوایی میان مردمان

در گوشه تنهایی بر بینوایی خود اشک می‌ریزم

و گوش ناشنوای آسمان را با فریادهای بی‌حاصل خویش می‌آزارم

و بر خود می‌نگرم و بر بخت بد خویش نفرین می‌فرستم

و آرزو می‌کنم که ای کاش چون آن دیگری بودم

که دلش از من امیدوارتر

و قامتش موزون‌تر

و دوستانش بیشتر است

و ای کاش هنرِ این یک

و شکوه و شوکتِ آن دیگری از آن من بود،

و در این اوصاف چنان خود را محروم می‌بینم

که حتی از آنچه بیشترین نصیب را برده‌ام

کمترین خرسندی احساس نمی‌کنم؛

اما در همین حال که خود را چنین خوار و حقیر می‌بینم

از بخت نیک، حالی به یاد تو می‌افتم،

و آن‌گاه روح من

همچون چکاوک سحرخیز

بامدادان از خاک تیره اوج گرفته

و بر دروازه بهشت سرود می‌خواند

و با یاد عشق تو

چنان دولتی به من دست می‌دهد

که شأن سلطانی به چشمم خوار می‌آید

و از سودای مقام خود با پادشاهان عار دارم.

تو از کدامین گوهری

که هزاران هزار سایه‌های شگفت

خود را در تو می‌آویزند؟

و این چگونه تواند بود

که هر سایه‌ای را صورتی

و هر صورتی را طرزی و طرازی دیگر می‌بینم

و تو تنها یک چیز

و تو تنها یک ذات

و هر سایه‌ای را از تو نقشی دیگر؟

اگر جمال آدونیس را وصف کرده‌اند،

مجملی از جمال تو گفته‌اند

و اگر چهره هلن را که مجموعه زیبایی است

به تمام و کمال ستوده‌اند

شبحی ناتمام از جمال تو تصویر کرده‌اند

و اگر از بهار و تابستان سخن گویند

این یک سایه‌ی حسن تو

و آن یک سفره‌ی احسان توست.

و ما تو را در تمامی صورت‌های قدسی می‌شناسیم

و در هرچه بدیع و زیباست

نشانی از تو باز می‌یابیم.

اما در حسن خلق و وفای عهد

نه تو به کس مانی و نه هیچ کس به تو ماند...!

 

منبع: یاد دوست، ویلیام شکسپیر

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
Copyright ©2026 - All rights reserved.
آدرس آی پی: 216.73.217.143 سیستم عامل: Unknown مرورگر: Mozilla تاریخ مشاهده: سه شنبه, 06 مرداد,1405