💠️💠 «بر روشنای دل» (۲)
نيايش از :
نارکاتسی گرگوار
خداوندا!
تمامى شرارتهاى آفريدگانت در پرتو بلندنظرىات همچون مهى ناچيز در گرماى آفتاب محو و مستور مىشود.
و عادات و شهوات طبیعت خاکی ما خود همگی گواه این حقیقتاند.
زيرا از ابناى بشر كيست آنكه گناه كرد و متنبه نشد؟
كيست آن كه آلوده شد و شرمسار نشد ؟
كيست آن كه فرومايه گشت و حيا نكرد؟
كيست آن كه ويران گشت و نالان نگردید؟
كيست آن كه خطا كرد و توبه نكرد؟
كيست آن كه وسوسه شد و اندوهگين نشد؟
كيست آن كه مغلوب شيطان شد و خاموش و شرمسار نگشت؟
كيست آن كه به سختى فريب خورد و متأسف نشد؟
كيست آن كه زهر چشيد و تلخكام نشد ؟
كيست آن كه سقوط كرد و وحشت ننمود؟
كيست آن كه از شُكُوه افتاد و ماتم نگرفت؟
كيست آن كه از سعادت محروم گشت و نگريست؟
كيست آن كه تمامى نعمت و جلالش به يغما رفت و نوحه سر نداد؟
كيست آن كه زيانكار شد و خوار نشد؟
كيست آن كه از جانب بارى تعالى رانده شد و آه نكشيد؟
كيست آن كه تهديد خداوند را شنيد و به لرزه نيفتاد؟
منبع: فغاننامهی گرگوار