سوگواره دانشجویی «طنین آزادگی» که به همت معاونت ترویج و توسعه سازمان قرآنی دانشجویان جهاددانشگاهی برگزار میشود از شنبه، ۲۷ تیرماه آغاز به کار کرده و با هدف ترویج معارف عاشورایی، تبیین مفاهیم قرآنی و تقویت بصیرت دینی در میان دانشجویان، مجموعهای از برنامههای علمی، فرهنگی و هنری را ارائه خواهد کرد. از جمله اهداف این رویداد میتوان به تبیین الگوی عملی توبه و بازگشت به حق از زندگی حُر بن یزید ریاحی، ارتباط مفاهیم قرآنی با تصمیمگیری اخلاقی در شرایط بحرانی و تقویت بصیرت دینی در مواجهه با آزمونهای زندگی مدرن اشاره کرد.
سوگواره «طنین آزادگی» در بخشهای مختلفی برگزار میشود که یکی از این بخشها سخنرانیهای کوتاه سجاد مهدیزاده، عضو هیئتعلمی دانشگاه امام صادق(ع) با موضوع «درسهای اخلاقی از زندگی حُر بن یزید ریاحی» است. در ادامه قسمت چهارم این گفتارها را با هم میبینیم و میخوانیم.
طی جلسات گذشته درباره جناب حُر صحبت میکردیم؛ حُری که در تاریخ بهعنوان کسی شناخته میشود که با یک تصمیم طلایی، مسیر زندگی خود را تغییر داد. آن تصمیم طلایی همان چیزی است که از آن به «توبه» یاد میکنیم.
توبه چیست؟ مکانیسم آن چگونه است؟ اگر بفهمیم در توبه چه اتفاقی رخ میدهد و چه عاملی باعث میشود انسانها در نقطهای متوجه خطای خود شوند، شاید بتوانیم این سازوکار را در زندگی خود نیز اجرا و پیاده کنیم.
استاد مطهری در کتاب آزادی معنوی تحلیلی درباره توبه ارائه میکنند. این تحلیل، تحلیلی زیبا و قابل تأمل است. ایشان معتقدند که توبه دو رکن دارد.
رکن نخست این است که انسانها در مسیر زندگی خود گاهی به دلیل مواجهه با یک ضربه یا بحران شدید، توبه میکنند. مقصود چیست؟ او با ذکر مثالی میگوید: اگر توپی را با شدت به زمین بزنید، هرچه شدت برخورد بیشتر باشد، بازگشت آن نیز شدیدتر خواهد بود. انسانها نیز ممکن است بیاحترامیها، خطاها و اشتباهاتی داشته باشند، اما هنگامی که با یک اشتباه بزرگ و هزینهای سنگین مواجه میشوند، ناگهان به خود میآیند و متوجه میشوند که مرتکب خطا شدهاند.
البته تا اینجای بحث، راهکار چندان مطلوبی به نظر نمیرسد؛ زیرا قرار نیست انسان حتما به یک خطای بزرگ برسد و سرش به سنگ بخورد تا تصمیم به بازگشت بگیرد.
اما رکن دوم توبه و بازگشت از مسیر خطا در زندگی به صیقلی بودن زمین بازمیگردد. هنگامی که توپ را به زمین میزنیم، مهم است که زمین چه ویژگیای داشته باشد. اگر زمین، مانند کف سالن بسکتبال، صاف و صیقلی باشد، واکنشی که توپ نشان میدهد شدیدتر خواهد بود.
حتما افرادی را دیدهاید که انسانهای پاک، طاهر، مؤدب، لطیف و باصفایی هستند. این افراد با کوچکترین خطای خود شرمنده میشوند. لازم نیست مرتکب خطای بزرگی شوند یا هزینه سنگینی بپردازند تا مسیر زندگی خود را تغییر دهند. بنابراین، توبه دو شرط دارد؛ نخست، لطافت روح و دوم، مواجهه با یک ضربه بزرگ.
حال درباره جناب حُر چه اتفاقی افتاد که توبه کرد؟ به نظر میرسد هر دو عامل در وجود ایشان تحقق پیدا کرد. خود جناب حُر نقل میکند: از همان روزی که از منزل خود به قصد حرکت به سوی کربلا خارج شد، در درون خود نوعی خودآگاهی داشت. ایشان میگوید: هنگامی که قصد خروج داشتم، ندایی را در قلب خود شنیدم که به من گفت: «تو را به بهشت بشارت میدهم» از این ندا شگفتزده شدم. این ندا سه بار تکرار شد و با خود گفتم که چگونه ممکن است من به سوی بهشت حرکت کنم، در حالی که قصد دارم با حسین بن علی(ع) نوه پیامبر(ص) بجنگم؟
پس جناب حُر از همان ابتدا نوعی خودآگاهی در وجود خود داشت. با همین اندیشه حرکت کرد، در برابر حضرت ایستاد، در موقعیتهای مختلف نسبت به ایشان ادب ورزید و در عین حال در درون خود نیز با خویشتن درگیر بود که البته شرح آن مفصل است، تا اینکه به روز عاشورا رسید. در روز عاشورا آن خودآگاهی را حفظ کرد و شدت ضربهای را که قرار بود در آینده رخ دهد، در ذهن خود مرور میکرد.
بسیاری از ما نیز هنگام مواجهه با خطاها نقطهای روشن در ذهن خود داریم. بسیاری از اوقات میدانیم که رفتارمان نادرست است و ممکن است به دیگران آسیب برساند. انسانها زمانی به خود میآیند و توبه میکنند؛ یا اگر به جای واژه «توبه» از تعبیر دیگری استفاده کنیم، تصمیم میگیرند که مسیر زندگی خود را تغییر دهند. این تصمیم زمانی شکل میگیرد که آن تحولات درونی، فکری و ذهنی را به آگاهی خود بیاورند. ما در بسیاری از مواقع، خودمان را سرکوب میکنیم و ندای وجدان خود را نادیده میگیریم.
در حقیقت، جناب حُر حتی ظاهرا از دعوتکنندگان امام حسین(ع) نیز نبود. هنگامی که اباعبدالله الحسین(ع) با ایشان روبهرو شدند و فرمودند: «مردم کوفه مرا دعوت کردهاند و نامههای آنان به دست من رسیده است»، حُر پاسخ داد: «من از آنان نبودم» یعنی حتی ارتباط مستقیمی نیز با امام(ع) نداشت.
البته او فردی سلیمالنفس، شجاع و از چهرههای شناختهشده کوفه بود، اما در مسائل سیاسی مداخلهای نداشت و از این امور دوری میکرد. حتی برای حضرت نیز نامهای ننوشته بود. با این حال، همان وجدان اولیه و همان ادراک نخستین از مقام امام حسین(ع) را در وجود خود حفظ کرد و کوشید آن را بارها سبک و سنگین کند.
سرانجام، اتفاقی که برای حُر رخ داد این بود که در روز عاشورا گفت: «من اکنون میان بهشت و جهنم مخیر شدهام و به خدا سوگند جز بهشت را انتخاب نخواهم کرد». در همین نقطه بود که مکانیسم توبه در وجود او تحقق یافت.
اگر بخواهیم رکن دوم را نیز بررسی کنیم، میتوانیم بگوییم که بسیار ارزشمند است انسان بخشی صیقلی و لطیف در روح خود حفظ کند. همین بخش صیقلی است که میتواند محل انعکاس حقیقت، مواجهه درست با خطاها و زنده نگه داشتن وجدان انسان باشد.
درباره این بخش نیز انشاءالله در جلسات آینده بیشتر گفتوگو خواهیم کرد. امیدواریم بتوانیم این وجدانهای بیدار را در وجود خود زندهتر نگه داریم و اجازه ندهیم که خاموش شوند؛ زیرا همین وجدانهای بیدار هستند که انسان را به سوی تصمیم درست و انتخاب حق هدایت میکنند.