الیاس حضرتی، رئیس شورای اطلاعرسانی دولت در واکنش به سانسور سخنان رئیسجمهور توسط صداوسیما، در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:« سانسور سخنان رئیسجمهور، تخریب یکطرفه عملکرد دولت و اهتمام به نابودی تفاهمنامهای که برای عبور کشور از بحران و حفظ منافع ملی شکل گرفته، دیگر نقد رسانهای نیست؛ ایستادن در برابر انسجام، همدلی و اتحاد ملی است.» نقد سخنان فوق از آنجایی که رویکرد منسجم تیم رسانهای دولت محترم است، اهمیت مییابد و دیگر اینکه تذکر داده شود که مبادا تیم رسانهای دولت مستقر، پیشقراول فتنه مسئولین شوند، فتنهای که رهبر شهید اخطارش را داده بودند. اینکه هیچ کسی مجاز به تخریب دولت و نادیده گرفتن تلاشهای صادقانه دولت آنهم در این شرایط جنگی نیست، سخن به حقی است ولی ناموسی کردن و اهورایی قلمداد کردن تفاهم نامهای که از ابتدا هیچ امیدی به آن نمیرفت نیز رویکردی منطقی و قابل دفاع نیست. به نظر میرسد موضعگیری عجیب سخنگوی محترم دولت که بخشی از حاکمیت( صدا و سیما) را به تلاش و اهتمام به نابودی تفاهم نامه با رژیم تروریستی امریکا متهم کرده است، مبتنی بر مفروضات غلطی است. اول اینکه تفاهم نامه «مقدس نوشته» ای دانسته شده است که تنها راه عبور از بحران و حل مشکلات کشور است، به گونهای که دفاع از این تفاهم نامه را با هر شرایطی یک وظیفه دینی، ملی و اهورایی پنداشته و عدول از آن و تلاش برای برهم زدن آن را نابخشودنی قلمداد کرده است.
دوم اینکه با همین ذهنیت تقدس پنداری تفاهم نامه، در یک نتیجه گیری سراسر خطا، عدم به سرانجام رساندن آن را متوجه عوامل داخلی دانسته است و هیچگونه نقش بدعهدی برای طرف خارجی و نقض کننده فاحش تفاهم نامه قائل نشده است. سوم اینکه سخنگوی محترم دولت، تفاهم را به سان ناموس ملی دانسته است که دفاع از آن را در هر شرایطی، حتی در وضعیتی که طرف تفاهم اصولاً اعتباری برای آن قائل نشده است را واجبی عینی پنداشته و با تمام توان رسانهای در این خصوص ورود کرده است و از طرفی با توجه به تصوری غلط، تبعات برهم خوردن تفاهم نامه را متوجه دولت دانسته است، غافل از اینکه اصولاً تفاهم طرفینی دارد و چنین نیست که ملت مبعوث شده متوجه نباشد عدول کننده از تفاهم کدام طرف است و ناآگاهانه انگشت اتهام ناکامی را به سمت دولت نشانه برود. چهارم اینکه تفکر حاکم بر بخشی از دولت باید به این واقعیت برسد که نه تفاهم نامه بلکه استقلال کشور و حفظ اتحاد مقدس، ناموس ملی است و باید مورد اهتمام باشد و واقف باشد که همچنانکه دولت مسئول برهم زدن تفاهم نیست متقابلا ملت مبعوث شده نیز نقشی در برهمزدن تفاهم نامه ندارد ، بلکه طرف بدعهدی کسی جز آمریکای متجاوز و مستکبر نیست.
واقعیت این است که عهدشکنی ویژگی و خصلت دائمی نظام سلطه است و اصولاً ساختاری که بر اصل بلعیدن ملت ها بنا شده است، هیچگاه راضی به ایجاد شرایط برابر نیست و مذاکره در شرایط برابر را هرگز تاب نخواهد آورد و صرفا به دنبال تسلیم طرف مذاکره کننده است. تفاهم نامه اخیر که با میدانداری و قول رئیس جمهور محترم و کسب اجازه از مقام معظم رهبری به امضاء رسید را با توجه به عدول طرف مقابل از تمام بندهای آن، باید تمام شده تلقی کرد. دشمن متجاوز که گویی دلخوش به ایجاد شکاف در بین آحاد مردم و از طرفی امیدوار به فتنه مسئولین است، در ادامه تجاوزش بدنبال یارگیری از بین مسئولین و حتی ایجاد اختلاف در صفوف اتحاد ملت ایران سرافراز و جذب بخشی از این ملت است و از این منظر حفظ اتحاد مقدس ضرورتی اجتناب ناپذیر برای گذار از این گردنه حساس و تاریخی است. در پایان اینکه ضرورت دارد تیم رسانهای دولت خود را در تقابل با بخش بزرگی از جامعه که امید و باوری به تفاهم با شیطان بزرگ ندارد، قرار ندهد و باور داشته باشد که ملتی که مبعوث شده پروردگار است، از هرگونه تلاش و اهتمام صادقانهای که عزت و استقلال پایدار ایران سرافراز را در پی داشته باشد، حمایت خواهد کرد.