واحد عبدالهیان
عضو هیئت علمی جهاددانشگاهی
تفکر سلاحت را زمین بگذار با محوریت سلبریتی های سیاسی، اجتماعی و با تمرکز بر حمایت ظاهری از حفظ معیشت مردم و به مدد بهره گرفتن از قابلیت ظرفیت سازی عمومی از طریق هنر، همواره یکی از گفتمانهای پرقدرت کشور بوده است که از پایگاه اجتماعی قابل توجهی نیز برخوردار بوده است.تفکر سلاحت را زمین بگذار دوباره قرار است در بوته آزمایش قرار گیرد، آزمایشی که با تاکید بر اولویت حفظ اقتصاد و معیشت مردم، ظاهری فریبنده دارد، فریب افکار عمومی در منصرف کردن آنها در همراهی جبهه حق. انصرافی که حتی ظرفیت فراهم کردن امکان نشاندن سلبریتی های مروج این تفکر بر سر سفره گندم ری را هم در پی نخواهد داشت.توصیه به زمین گذاشتن سلاح، نه به صلاح است و نه تضمین کننده هیچ مصلحتی. توصیه به زمین گذاشتن سلاح حداقل تبعاتش پذیرش قیمومیت خارجی و پذیرش سلطه زورگویان جنگل بین الملل است.صلح مقدمه تامین آرامش و آسایش آحاد جامعه است که لازمه اش استقرار حاکمیتی مستقل و مقتدر است و از طرفی حفظ اقتدار کشور و تامین صلح و همچنین حفظ حکومت و حاکمیت جز با بهره مندی از مولفه های قدرت از جمله بهره مندی از سلاح مناسب میسر نخواهد بود.پیروان استدلال "تامین صلح از طریق کنار گذاشتن اسلحه" پذیرش سلطه بین المللی را ضرورت عبور از بحران ها و تنگناهای اقتصادی می دانند و هرگونه مقاوت در برابر نظام سلطه را تخطئه می کنند همچنانکه پیشینیان پیرو این استدلال، قیام حسینی و شهادت مظلومانه، اما تاریخ ساز و دین نگهدار امام حسین(ع) را تخطئه کردند.
دفاع ظاهری از رویکرد صلح طلبانه امام حسن( ع) که در جایگاه خود بهترین و الهی ترین اقدام بوده است در مقطعی که باید حسینی اقدام کرد چیزی جز تخطئه رندانه قیام امام حسین(ع) نیست. در جنگل امروز(برخلاف اروپا که خود را باغ دنیا می نامد در حالی که علیرغم بهره مندی از مزیت های رفاه نسبی و توسعه عمومی ولی بواسطه رویکرد تبعیض آمیز نسبت به سایر جوامع و ملل، خود را در قامت وحشی ترین بخش جنگل دنیا باز تعریف نموده است) بهره مندی از مولفه های قدرت حرف اول و وسط و آخر را در ترتیبات و منازعات لاجرم بین المللی ایفا می کند، سخن گفتن از کنار گذاشتن اسلحه و به عبارتی کنار گذاشتن مهمترین ابزار تثبیت قدرت و استیفای حق، اگر از سر کج فهمی و ساده سازی نباشد قطعا بوی منفعت طلبی و عافیت طلبی شخصی دارد و در گامی جسورانه تر خیانت بار می نماید.در یک تقسیم بندی کلی، رویکرد جوامع غربی نسبت به سایر ملت ها می بایست با شاخص "ترامپ-اوباما" سنجیده شود.
طبیعتا از طریق بخش ترامپی این شاخص راحت تر می توان ظالمانه بودن نگرش غرب نسبت به سایر ملل را توضیح و تفهیم نمود، در حالی که توضیح غیرعادلانه بودن تسلط ظالمانه غرب بر سایر جوامع اگر از طریق بخش بسیار پرفریب رویکرد غربی که با شاخص اوباما سنجیده می شود دنبال شود، سخت و چالش برانگیز خواهد بود.در یک نگاه کلان، رویکرد اخیر حاکم بر دنیا که نمادش ترامپ شده است قابل تفکیک با اسلاف وی نیست، چراکه ظالمانه ترین و ضدبشری ترین اقداماتی که از طریق طرفداران دموکراسی، به اسم حقوق بشر بر ملتهای مستقل تحمیل می شده است یک روی دیگر سلطه طلبی جوامع غربی است. در آخر اینکه با برافراشته شدن پرچم حق طلبی جمهوری اسلامی در دنیایی که پر از فریب است، گفتمان سلطه جوئی و سلطه پذیری و تئوریزه کردن آن که در قالب های فریبنده کنار گذاشتن اسلحه و پیوستن به مسیر "مسالمت جوئی بین المللی" در حلقوم ملت ها فرو رفته و مورد پذیرش هم قرار گرفته بود، چنین زیبا به دست پروردگار قدرقدرت، با پیشقراولی شخصیتی بیمار و پدوفیل به نام ترامپ اینگونه پرده حجاب دریده است و ظاهرسازی متمدنان خودخوانده غربی را اینگونه عیان در منظر قضاوت قرار داده است.