خانم ساکی در این کارگاه تخصصی از سلسله نشستهای سلامتروان «روانیار»، با تکیه بر رویکردهای نوین روانشناسی شناختی-رفتاری و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)، به تبیین چیستی خشم بهعنوان یک هیجان جهانی و انسانی میپردازد و نشان میدهد که هدف نهایی، نه «حذف خشم» که «مدیریت هوشمندانه و سازگارانهٔ آن» است. او با تفکیک میان «خشمِ هشداردهنده» (که میتواند به ما بگوید مرزهایمان نقض شده یا بیعدالتی رخ داده) و «خشمِ تخریبگر» (که به پرخاشگری کلامی و غیرکلامی، قضاوتهای نادرست و تخریب روابط منجر میشود)، شرکتکنندگان را با مدل سهبعدی «محرک-بدن-رفتار» آشنا میسازد و بر نقش کلیدی «آرامسازی فیزیولوژیک» و «تأخیر در پاسخ» بهعنوان نخستین گامهای مهار خشم تأکید میورزد.
در بخش دوم کارگاه، مدرس با توجه به چالشهای روزمرهٔ مخاطبان در محیطهای کاری، خانوادگی و اجتماعی، به آموزش مهارتهای عملی و کاربردی همچون «تکنیک تنفس دیافراگمی»، «توقف فکری و جایگزینی با افکار منطقی»، «مدیریت زبان بدن و لحن صدا»، «گوش دادن فعال و همدلانه» و «بیان قاطعانهٔ احساسات (جرئتورزی سالم)» میپردازد و هر تکنیک را با مثالهای عینی و موقعیتهای شبیهسازیشده تمرین میکند. او با اشاره به پژوهشهای میدانی خود در حوزهٔ سلامت روانِ کارکنانِ سازمانهای خدماتی، نشان میدهد که افرادی که دورههای منظم مدیریت خشم را گذراندهاند، نهتنها تعاملات بینفردیِ مؤثرتری دارند، بلکه از سطح استرس ادراکیِ پایینتر و کیفیت خواب و زندگیِ بالاتری نیز برخوردارند و این دقیقاً همان دستاوردی است که سازمانهای امروزی بهشدت به آن نیازمندند.
در بخش پایانیِ این کارگاه، خانم اسماعیلساکی با نگاهی پیشگیرانه، به تبیین رابطهٔ خشمِ مدیریتنشده با آسیبهای اجتماعیِ گستردهتری چون «خشونت خانگی»، «تعارضات زناشویی»، «فرسودگی شغلی»، «انزوای اجتماعی» و حتی «افزایش اختلالات روانتنی (مانند سردردهای میگرنی و مشکلات گوارشی)» میپردازد و بر ضرورتِ ایجادِ یک «برنامهٔ خودمراقبتیِ هیجانی» برای هر فرد تأکید میکند. او در پایان، با ارائهٔ یک «چکلیست روزانهٔ پایش خشم» و «برگهٔ ثبت موقعیتهای پرخطر»، از شرکتکنندگان میخواهد که بهمدتِ یک هفته، محرکها، واکنشها و پیامدهای خشمِ خود را ثبت کنند تا بتوانند در جلسات بعدی، بازخوردِ تخصصیِ لازم را دریافت نمایند و مسیرِ بهبودِ رفتارِ هیجانیِ خود را گامبهگام طی کنند.