خنران اول: معین دادخواه (پژوهشگر اجتماعی و مدیر دفتر انجمن جامعه شناسی ایران در استان قم) در این نشست با رویکردی فراتحلیلی به واکاوی «نقش علوم اجتماعی در توسعهی استانی» میپردازد و از مدلهای ارزیابی نهادی (همچون چارچوب تحلیل نهادی-توسعهای IAD) برای سنجش ظرفیتهای موجود در استان قم استفاده میکند. او با استناد به دادههای ثانویهی سرشماریهای رسمی و تحلیل محتوای اسناد بالادستی (از جمله سند آمایش استان و برنامههای ششم و هفتم توسعه)، نشان میدهد که چگونه «ناهماهنگی بیننهادی» بین دستگاههای اجرایی، مهمترین مانع تحقق شاخصهای توسعهی انسانی در قم محسوب میشود. رویکرد او تلفیقی از جامعهشناسی انتقادی و علوم مدیریت راهبردی است که در آن، «قدرت تحلیلگری» بر «توصیفگری» اولویت دارد. وی در ادامه گفت: با تمرکز بر مفهوم «خود انتقادی» در علوم اجتماعی، به نقد «روششناسی تکساحتی» در پژوهشهای توسعهی استانی میپردازد. او با ارجاع به آرای بوردیو در باب میدان علمی و گیدنز در باب ساختیابی (Structuration)، استدلال میکند که جامعهشناسی در قم، برای راهگشا بودن، نیازمند «چرخش پارادایمی» از رویکرد صرفاً توصیفی-موردپژوهانه به رویکرد تبیینی-راهبردی با تکیه بر مدلسازی علی (Causal Modeling) و تحلیل شبکههای کنشگران محلی است. او در پایان، یک چارچوب عملیاتی ۵مرحلهای برای تبدیل یافتههای جامعهشناختی به «دستورعملهای سیاستی» ارائه میدهد که مورد استقبال مدیران استانی قرار گرفته است. سخنران دوم: دکتر حسین حسینی تبار (جامعه شناس) دکتر حسین تبار با نگاه اقتصادی-اجتماعی به مسئلهٔ توسعه در استان قم، توجه را از مرکز شهر به حوزههای پیراشهری و روستاهای اطراف جلب میکند. او با تحلیل ساختار اشتغال و ارزشافزوده در شهرستانهای تابعه (کهک، جعفرآباد، سلفچگان و ...) نشان میدهد که تمرکز شدید سرمایهگذاریهای عمرانی در منطقهٔ شهری قم، باعث قطبزدگی فضایی و مهاجرت معکوس با انگیزههای ناامیدانه از روستاها شده است. او با ارجاع به نظریهی وابستگی و توسعهی نامتوازن، استدلال میکند که مداخلات توسعهای در این استان، بیش از آنکه متأثر از «نیازهای واقعی مناطق» باشد، تحت تأثیر منافع گروههای فشار اقتصادی و نگاه متمرکز بودجهریزی شکل گرفته است. وی در بخش دیگر سخنرانی بیان کرد؛ بر نقش انتقادی و راهگشای جامعهشناسی در اصلاح این روند تأکید دارد و پیشنهاد میدهد که بهجای پروژههای بزرگمقیاس و متمرکز، به سمت طرحهای خردمقیاس و اجتماعمحور حرکت کنیم که با مشارکت خود روستاییان طراحی و اجرا شوند. او با اشاره به تجربهی موفق طرحهای توانمندسازی محلی در برخی استانهای همجوار، بر ظرفیتهای مغفول قم در حوزهی صنایع دستی، گردشگری مذهبی-طبیعی و کشاورزی هوشمند تأکید میکند و معتقد است که جامعهشناسیِ متکثر و روادار، وقتی کارآمد خواهد بود که بتواند از «قشر نخبگان دانشگاهی» فراتر رود و به همآفرینی دانش با جوامع محلی بپردازد. سخنران سوم: فریده ملاعسکری (پژوهشگر اجتماعی) ملاعسگری گفت: با نگاه فمنیستی-توسعهای به نقش علوم اجتماعی در استان قم مینگرد و تأکید دارد که هرگونه برنامهریزی اجتماعی بدون لحاظ کردن «متغیر جنسیت» و «تفاوتهای فضایی-محلهای»، به بازتولید نابرابریهای پنهان منجر خواهد شد. او با استناد به پیمایشهای محلی که خود در مناطق مختلف قم (از جمله محلات حاشیهنشین و بافت تاریخی) انجام داده، نشان میدهد که شاخصهای کلان توسعه، بهویژه در حوزهی اشتغال و مشارکت اجتماعی زنان، با میانگین کشوری فاصلهی معناداری دارد و این شکاف، ریشه در بازنماییهای فرهنگی و نظامهای معنایی حاکم بر فضای شهری دارد. او در ادامه، بر لزوم رویکرد «چندفرهنگی و روادار» در سیاستگذاری شهری تأکید میکند و معتقد است که جامعهشناسی در قم باید از «انگارههای کلیشهای دربارهٔ شهر مذهبی» فراتر رود و به مطالعهٔ تنوعهای قومی-مذهبی و سبکهای زیستی متفاوت در این استان بپردازد. به باور او، علوم اجتماعیِ راهگشا، علمی است که بتواند «زبان گفتوگو» بین گروههای مختلف شهری را تسهیل کند و برای این کار، پیشنهاد میدهد که پژوهشگران بهجای اتکا به پرسشنامههای استاندارد، از روشهای مشارکتی (مانند نقشهبرداری اجتماعی و مصاحبههای روایتی) استفاده کنند تا تصویر واقعیتری از نیازهای نامرئی شهروندان به دست آورند.