تحول از مرگ به امتداد؛ تبیین جایگاه معنایی حضور ملت در تشییع رهبر شهید انقلاب
سه شنبه, 23 تیر,1405
دانشگاه انقلاب - آیینهای تشییع، تنها یک رویدادِ اجتماعی در گذارِ زمان نیستند؛ آنها تجلیِ حضورِ امتیاند که پیوندِ قلبیِ عمیقی با «امام» خود دارند. اما در جهانِ رسانه، پرسشِ بنیادین این است: چگونه میتوان عظمتی را که فراتر از کلمه و تصویر است، در «قاب» محصور کرد؟ آیا رسانه میتواند به «حقیقتِ» این رخدادها دست یابد یا همواره در «برساختِ» خود متوقف میماند؟ در گفتوگوی پیشِ رو با دکتر ابراهیم شیرعلینیا، استاد دانشگاه و پژوهشگر رسانه، به واکاویِ پارادایمهای حاکم بر بازنماییِ آیینهای تشییع نشستهایم؛ جستوجویی برای عبور از رسانهیِ «شکارگر» و رسیدن به رسانهای که در پیِ «انکشافِ» حقیقت است.
دکتر شیرعلینیا در ابتدا با اشاره به محدودیت ذاتی در فرآیند بازنمایی آیین تشییع در قاب رسانه، اظهار داشت: بازنمایی، به دلیل ماهیت خود، همواره با محدودیت مواجه است؛ چرا که حقیقت و واقعیت، همواره فراتر از امر بازنمایی شده قرار دارند. در واقع، بازنمایی تنها از یک زاویه خاص به حقیقت مینگرد و توان احاطه کامل بر آن را ندارد؛ حتی در انتقال مفاهیم درونی نیز، انسان همواره با چنین محدودیتی در مواجهه است. وی در ادامه با تحلیل دو رویکرد متفاوت به پدیده بازنمایی آیین تشییع در قاب رسانه، افزود: دیدگاه مشهور و رایج در این زمینه، رویکرد «برساختی» و معنابخش است که نقش اراده کنشگر رسانهای و اهداف سیاسی، فرهنگی و علمی او را در شکلدهی به سوژه پررنگ میبیند. اما پرسش اساسی این است که آیا میتوان بازنمایی را صرفاً یک برساخت هدفمند دانست یا میتوان به «بازنمایی اکتشافی» نیز قائل بود؟ این استاد دانشگاه با نقد رویکردهای تهاجمی در رسانه تصریح کرد: در پارادایم کنونی، گاهی دوربین یا قلم رسانه، در مقام سوژهای مهاجم، به موضوع به چشم یک «معدن» برای استخراج انرژی و سرمایه مینگرد که این امر منجر به آسیبهایی نظیر سیاستزدگی و شعارزدگی در تولیدات رسانهای شده است.دکتر شیرعلینیا در تبیین رویکرد جایگزین خاطرنشان کرد: در مقابل بازنمایی تهاجمی، باید به الگویی دست یافت که در آن، کنشگر رسانهای با صفت «انتظار» برای کشف و آشکار شدن حقیقت مواجه شود. در این نگاه، دوربین رسانه نه به قصد تعرض و استخراج، بلکه در مقام یک ناظر منتظر، به دنبال ظهور لحظههای نابی است که میتواند حامل حقیقتی اصیل باشد تا رسانه به جای تحمیل معنا، از آن حقیقت بهرهمند گردد. دکتر ابراهیم شیرعلینیا در تبیین ابعاد «بازنمایی اکتشافی» و ضرورت مواجهه انفعالی فعال (در قالب انتظار و انکشاف) توسط کنشگران رسانهای، بر لزوم خودآگاهی رسانه نسبت به بزرگیِ حقیقت تأکید کرد. وی با اشاره به مفهوم «مردمِ مبعوثشده» تصریح کرد: اهل قلم و رسانه، برای آنکه بتوانند بازنماییِ درستی ارائه دهند، میبایست خود را متناسب با «بعثتِ مردم» تنظیم کنند. در بسیاری از رخدادهای بزرگ اجتماعی، رسانه نه خالقِ پدیده، بلکه صرفاً در تکاپوی ثبتِ آن بوده است؛ چرا که پدیدههایی نظیر حضور مردم در میدانها یا آیینهای تشییع، از چنان عظمتی برخوردارند که فراتر از توانِ برساختی رسانههاست. این استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه رسانه برای ثبت کیفیتِ پدیدهها باید به «انکشاف» دست یابد، افزود: زمانی که رسانه از بند کلیشههای مرسوم و صورتگراییهای استاندارد رها میشود و خود را با افقِ حقیقتِ در حالِ ظهور همتراز میکند، بازنماییِ او خصلتی «رمزگشایانه» و «اکتشافی» مییابد. در این حالت، تولیدکننده اثر با درکِ صحیح از آن بعثت و برانگیختگیِ جمعی، میتواند ابعاد معنوی پدیده را برای مخاطب بازگشایی کند. دکتر شیرعلینیا با اشاره به وضعیت تولیدات رسانهای در فضای مجازی اظهار داشت: جالب آنکه این خصلتِ اکتشافی، در بسیاری از کلیپها و تولیداتِ خودجوش در فضای مجازی بیشتر نمود یافته است. در این آثار، به دلیل فقدانِ فرمولهای از پیشتعیینشده و کلیشهای، شاهد ثبت لحظات نابی هستیم که معناهای بزرگی را آشکار میسازد. وی در ادامه با اشاره به تغییر نقش مردم در این بازنماییها گفت: امروز در گفتگوهای مردمی، شاهد پدیدهای هستیم که در آن، مردم خود به «خطیب» تبدیل شدهاند؛ آنها با بیاعتنایی به حضور دوربین و بدون توجه به نگاهِ مهندسیشدهی بازنمایاننده، در سطحی فراتر از تحلیلهای مرسوم و با نگاهی امامگونه و تمدنی سخن میگویند که این خود گواهی بر ظهور حقیقتِ برتر در ساحتِ بازنمایی رسانهای است. «از بازنماییِ شکار تا بازنماییِ امتداد؛ بازخوانیِ مفهوم «بعث» و «مرجعیت» در گفتمان رسانهای» این پژوهشگر حوزه رسانه، در ادامه سخنان خود، با عبور از تحلیلهای تکنیکال رسانه، به تبیین ریشههای فرهنگی و معرفتیِ پدیدههای اجتماعی پرداخت و بر این نکت
ه تأکید کرد: تحولات اخیر در رفتار و گفتار مردم (از کودکان تا کهنسالان)، فراتر از یک تغییر کمی یا نمایشی است؛ این یک تحول در سطح «امامت و امت» است که بازنمایی آن تنها با ثبتِ نور و کادربندیِ ساده، امکانپذیر نیست. وی با اشاره به آنچه «گفتمان حیاتِ پس از مرگ» نام دارد، اظهار داشت: در فرهنگ شیعی، شهید و امام، موجوداتی زنده و حاضر هستند. این نگاه، در رفتار مردم نیز متجلی شده است؛ از خطاب قرار دادنِ زنده و شنوا (مانند خطاب به رهبری) گرفته تا پدیده «بدرقه کردن» که خود نشاندهنده نوعی امتداد و پیوستگی است. انتخاب واژه «برخاستن» برای توصیف تشییعها نیز، فراتر از یک شعار، با مفهوم بنیادین «بعث» (برخاستن و برانگیختگی) گره خورده است. شیرعلینیا با ورود به لایهای عمیقتر از بحث، تفاوت بنیادین فرهنگهای اسلامی با دیدگاههای مادی را در مفهوم «مرگ» جستجو کرد و افزود: مرگ در فرهنگ اسلامی، توقف نیست، بلکه «امتداد» است. تفاوتی اساسی میان رسانهای که انسان را موجودی پایانپذیر و متوقف میبیند، با رسانهای که او را موجودی ممتد میانگارد، وجود دارد. اگرچه ادراک خدا به عنوان «مبدا»، بسیار مهم است، اما ادراک او در مقام «مرجع» (انا الیه راجعون) تأثیر شگرفتری در زیستِ انسانی و بازنمایی رسانهای دارد. این نگاه به مرگ به مثابه امتداد، الگوی جدیدی برای توصیف شهادت و رخدادهای بزرگ میسازد. وی با نقد رویکردهای سنتی رسانه، گذار از «ارادهی قدرت» به «اراده حقیقت» را تنها راه خروج از بنبستهای فعلی دانست و خاطرنشان کرد: رسانهای که مدعی «شکارِ سوژه» است یا میکوشد برای برجستهسازی شعارهای سیاسی و گروههای خاص، پدیده را بازسازی کند، هرگز به حقیقت دست نمییابد. تنها رسانهای میتواند به بازنماییِ اصیل دست یابد که تهاجم و شکارگری را کنار گذاشته و اراده خود را از «قدرتطلبی» به سوی «حقیقتجویی» معطوف کند تا بتواند از معنای عظیمِ این امتداد و برخاستن، بهرهمند شود.