وداع تاریخی مردم ایران و عراق با رهبر شهید؛ بازتابِ قدرتِ نرمِ مکتبِ ولایت در آیین تشییع

دوشنبه, 22 تیر,1405

وداع تاریخی مردم ایران و عراق با رهبر شهید؛ بازتابِ قدرتِ نرمِ مکتبِ ولایت در آیین تشییع


دانشگاه انقلاب - آیین تشییع در فرهنگ اسلامی، صرفاً یک سنت اجتماعی یا مراسم بدرقه نیست، بلکه بازتابی از تاریخ دینداری، مناسبات قدرت، حافظه جمعی و عواطف مذهبی جوامع مسلمان به شمار می‌رود. در همین زمینه، دکتر سعید طاووسی‌مسرور، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی، در گفت‌وگو با خبرنگار دانشگاه انقلاب، به بررسی ابعاد تاریخی، اجتماعی و سیاسی تشییع در سیره معصومان(ع)، علما و چهره‌های اثرگذار جهان اسلام پرداخته است.

۱.اساساً جایگاه تشییع در فرهنگ اسلامی چگونه تعریف می‌شود و آیا می‌توان آن را یک آیین صرفاً عرفی دانست؟ نکته کلیدی در این زمینه آن است که تشییع، امری «دینی» است نه یک آیین عرفی؛ اگرچه نحوه برگزاری این مراسم ممکن است تحت تأثیر عناصر منطقه‌ای، بومی یا ملی قرار گیرد، اما اصلِ این آیین، ماهیتی فراملی و فرا‌منطقه‌ای دارد که ریشه در آموزه‌های دینی داشته و در روایات، پاداش‌های فراوانی برای مشارکت در آن ذکر شده است. افزون بر اصل تشییع، آداب تدفین نیز در شریعت، چارچوب‌های مشخصی دارند که نشان‌دهنده اهمیت این آیین در دین‌داری است. معمولاآیین‌های تشییع در تاریخ، بخشی از حافظه تاریخی شیعیان و بازتابی از تحولات اجتماعی، سیاسی و مذهبی هر دوره به شمار می‌روند. از تشییع‌های مخفیانه ائمه(ع) گرفته تا بدرقه‌های میلیونی عصر امروز، این مراسم‌ها همواره حامل پیام‌هایی فراتر از سوگواری بوده‌اند.

۲.در بررسی سیر تاریخی، آیا برای تشییع معصومان(ع) و به‌ویژه پیامبر اکرم(ص)، الگوی خاصی در تاریخ ثبت شده است؟درباره پیامبر اکرم(ص) باید گفت که ایشان مراسم تشییع نداشتند؛ چراکه در همان محلی که رحلت فرمودند، به خاک سپرده شدند. با این حال، مراسم نماز بر پیکر مطهر ایشان بسیار قابل‌تأمل است.در تاریخ آمده است که مردم به‌صورت دسته‌دسته برای اقامه نماز حضور می‌یافتند و گفته شده تا هفتاد بار بر پیکر آن حضرت نماز خوانده شد. این امر نشان می‌دهد که «نماز خواندن بر میت» خود یکی از مهم‌ترین آیین‌های دینی است که از دو منظر «شخص اقامه‌کننده نماز» و «عبارات و دعاهای به‌کاررفته در آن»، همواره مورد توجه عالمان و مورخان بوده است؛ موضوعی که در وقایع تاریخی معاصر ما نیز نمودهای قابل‌تأملی داشته و دارد.

دفن‌های شبانه و تشییع‌های محدود؛ نمادِ مظلومیت بزرگان دین در حافظه تاریخی

۳.آیا برای حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها تشییع عمومی برگزار شد، و بفرمایید که وضعیت تشییع و دفن امیرالمؤمنین علیه‌السلام چگونه بود؟ حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها مراسم تشییع به صورت علنی نداشتند. ایشان در منزل خود غسل و کفن شدند و تنها جمع بسیار محدودی در آنجا حضور یافتند و بر پیکر ایشان نماز خواندند. غسل و آماده‌سازی پیکر را امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام و اسماء بنت عمیس انجام دادند. امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام تشییع داشته‌اند اما نه تشییع عمومی؛ دفن ایشان شبانه و به‌صورت مخفیانه انجام شد و تنها اعضای خانواده و جمع محدودی از نزدیکان حضور داشتند. دفن شبانه در منابع تاریخی به‌عنوان یادآور مظلومیت امیرالمؤمنین علی ابن ابی طالب (ع) و حضرت فاطمه زهرا (س) ثبت شده است.
 
۴.آیا نمونه‌های مشابهی از دفن‌های مخفی یا شبانه در تاریخ معاصر دیده می‌شود؟بله؛ نمونه‌هایی در تاریخ معاصر وجود دارد، مانند تشییع و تدفین شبانه آیت‌الله العظمی خویی که با حضور جمع محدودی، نماز ایشان به امامت آیت‌الله سیستانی و با حضور مأموران بعثی، در مسجد خضراءِ حرم امیرالمؤمنین علیه‌السلام برگزار شد.امام حسن علیه‌السلام تشییع عمومی داشتند؛ اما مراسم تشییع ایشان از سوی حکومت وقت و نماینده آن در مدینه، یعنی مروان، با تهدید مواجه شد. همچنین حضور عایشه، همسر پیامبر، و جلوگیری از دفن آن حضرت در جوار پیامبر نیز از وقایع آن روز بود. در برخی گزارش‌های شیعی نیز آمده است که تابوت حامل پیکر امام حسن مجتبی (ع) را تیرباران کردند.در نهایت، چون خود ایشان وصیت کرده بودند که حاضر نیستند برای دفن ایشان در کنار پیامبر، خونی ریخته شود، مطابق وصیت‌اشان پیکر آن حضرت در کنار قبر فاطمه بنت اسد، در بقیع، به خاک سپرده شد. این مطلب در وصیت ایشان نیز آمده است که فرمودند، «مرا کنار قبر مادربزرگم، فاطمه، دفن کنید». درباره وضعیت تشییع و دفن امام حسین علیه‌السلام نیز اینگونه در تاریخ ثبت شده است که بدن مطهر امام حسین علیه‌السلام پس از واقعه کربلا سه روز در صحرای کربلا باقی ماند و سپس قبیله بنی‌اسد پیکر ایشان را به خاک سپرد و هیچ مراسم تشییع رسمی و عمومی برای ایشان برگزارنگردید.درباره امام‌سجاد(ع)، امام باقر(ع) و امام صادق(ع) نیز باید بگویم مانند دیگر بزرگانی که در مدینه از دنیا می‌رفتند، توسط مردم مدینه تا بقیع تشییع شدند. البته شاید تشییع امام صادق علیه‌السلام چشمگیرتر بود بنی‌امیه نسبت به تشییع امام سجاد و امام باقر علیهماالسلام حساسیت‌هایی داشت. الگوهای متفاوت تشییع از دفن در خانه و دفن‌های شبانه تا تشییع‌های تهدیدشده یا ممانعت‌شده در منابع تاریخی، بار نمادین مظلومیت و بازتاب‌دهنده مناسبات اجتماعی و سیاسی هر دوره را دارند. مطالعه این نمونه‌ها می‌تواند وجوه کمتر دیده‌شده حافظه تاریخی تشیع را روشن‌تر کند.
 
راهبرد عباسیان در مدیریت پسامرگِ ائمه؛ از نمایش بی‌طرفی در بغداد تا هندسه قدرت در کاظمین

۵.چرا تشییع پیکر امام کاظم (ع) در بغداد را باید یکی از نقاط عطف در تاریخِ تقابل راهبردیِ عباسیان با جریان علوی دانست؟ تحلیل داده‌های تاریخی پیرامون شهادت و تشییع امام موسی کاظم (ع) نشان می‌دهد که حکومت عباسی با هدف «مشروعیت‌زدایی از اتهام قتل» و «مدیریت ادراک عمومی»، سناریوی ویژه‌ای را در بغداد کلید زد. دستگاه خلافت برای رفع اتهام شهادتِ امام، پیکر مطهر ایشان را بر پل بغداد در معرض دید عموم قرار داد تا القا کند که هیچ اثر جراحتی بر بدن وجود ندارد. این اقدام، تلاشی برای تبرئه حکومت از قتل ایشان در زندان بود. بر خلاف تصور رایج از تقابل شدید، برگزاری مراسم تشییع به «سلیمان بن ابوجعفر منصور» سپرده شد. حضور چشمگیر اقشار مختلف شیعه و سنی در این مراسم، با رویکردِ «مدیریت تنش» از سوی هارون‌الرشید همراه بود؛ چرا که او با اجازه دادن به برگزاری مراسم، عملاً به دنبال کاهش فشار اجتماعی و افکار عمومی بود. انتخاب «قبرستان قریش» (کاظمین فعلی) برای دفن امام، یک اقدام کاملاً حساب‌شده بود. قرار گرفتنِ مزار امام در کنار بزرگان بنی‌عباس و بنی‌هاشم، استراتژیِ «خنثی‌سازی نمادین» بود تا از تبدیل شدن این مکان به یک کانونِ صرفاً شیعی و انقلابی جلوگیری شود.منابع تاریخی گواه آن است که قبر امام در ابتدا تفاوتی با دیگر قبور نداشت. اما با گذشت زمان و گسترش ضریب نفوذ اجتماعی شیعه در بغداد، حرم کاظمین به‌تدریج از یک گورستان عمومی به یک مرکز هویتی مستقل تبدیل شد. نکته تامل‌برانگیز این است که حتی خلفای عباسی در دوران بعدی، با پذیرش این واقعیتِ اجتماعی، نه تنها مانع نشدند، بلکه با اقداماتی نظیر طلاکاریِ درهای حرم توسط «خلیفه ناصر لدین‌الله»، سعی در همسو نشان دادن خود با تکریم این مزار داشتند.در تاریخ یعقوبی نیز آمده است تشییع امام رضا علیه‌السلام و نیز تشییع امام جواد علیه‌السلام کاملاً حکومتی بود؛ زیرا امام رضا علیه‌السلام ولیعهد مأمون بودند و خود مأمون، سه روز کنار قبر آن حضرت اقامت کرد؛ به‌گونه‌ای که حتی غذای خود را نیز همان‌جا صرف می‌کرد البته این رفتار نیز برای رفع اتهام از مأمون بود؛ هرچند چندان مؤثر واقع نشد. علاوه بر منابع شیعی، بنا به روایت اباصلت هروی، مأمون متهم به شهادت امام شد، برخی از منابع معتبر اهل سنت از جمله ابن‌حبان بُستی در کتاب «الثقات» با عبارت «قتله المأمون بالسُّم» نیز به صراحت نوشته‌اند که مأمون امام رضا علیه‌السلام را مسموم کرد؛تشییع امام جواد علیه‌السلام و تدفین ایشان نیز به همین شکل، مراسمی کاملاً حکومتی بود؛ زیرا امام جواد علیه‌السلام داماد خلافت عباسی بودند.در کتاب کافی نیز آمده است امام هادی (ع) در شرایطی شبیه حصر خانگی و تحت مراقبت حکومت زندگی می‌کردند. هنگامی که فرزندشان، سید محمد، از دنیا رفت، هیچ گزارشی از مراسم تشییع او در منابع تاریخی وجود ندارد. تنها نقل شده است که افراد برای عرض تسلیت و تعزیت نزد امام آمدند.

سامرا در التهاب؛ واکاوی چراییِ گستردگیِ تشییع امام حسن عسکری (ع) در میانِ استراتژی‌های حکومتی

۶.چرا برخلاف رویه رایج در بسیاری از دوران‌ها، تشییع امام حسن عسکری (ع) به بزرگ‌ترین مراسم تشییع در میان ائمه تبدیل شد و حکومت عباسی چه رویکردی نسبت به آن داشت؟ تحلیل داده‌های تاریخی نشان می‌دهد که مراسم تشییع امام یازدهم (ع) در سامرا، یک پدیده استثنایی در تاریخ برخورد عباسیان با خاندان اهل بیت (ع) است. برای واکاوی این رخداد، باید چند مؤلفه کلیدی را در نظر گرفت:مدیریتِ بحرانِ جانشینی و عیادت‌های عمومی: سن کم امام (۲۸ سال) و بیماریِ حدوداً یک‌هفته‌ایی ایشان، فرصتی فراهم کرد که اشرافِ علوی و عباسی به صورت رسمی به عیادت ایشان بروند. این «عیادت‌های عمومی» عملاً فضای پیش از شهادت را برای یک حضورِ همگانیِ مشروع آماده کرده بود.نمازِ حکومتی و وجهه ظاهری: برگزاری مراسم رسمی به دست «ابوجعفر» (فرزند متوکل عباسی) و اقامه نمازِ رسمی به دست «ابوجعفر» (فرزند متوکل عباسی) و اقامه نمازِ رسمی توسط او، تلاشی از سوی دستگاه خلافت برای نشان دادن تسلطِ خود بر اوضاع و «عادی‌سازی» شرایط بود. البته این حضورِ حکومتی، نافیِ اقامه نمازِ خصوصی توسط امام زمان (عج) نیست؛ در واقع، حکومت کوشید با قبضه کردنِ فضای عمومی، خود را متولیِ امر نشان دهد.ماندگاری در حافظه تاریخی: همان‌طور که استاد رسول جعفریان با استناد به تاریخ بغداد اشاره می‌کند، اهمیتِ روزِ تدفین امام عسکری (ع) چنان در وجدانِ جمعی و حافظه تاریخیِ مردم سامرا ثبت شده بود که حتی سال‌ها بعد، محدثانِ آن دوره، زمانِ شنیدن روایات خود را با آن روزِ خاص تاریخ‌گذاری می‌کردند؛ که این خود گواهی بر ابعاد بی‌سابقه این حضورِ مردمی است.«حسرت تاریخی» در فقدان تشییع باشکوه:واقعیت این است که در بررسیِ تطبیقی حیاتِ سیاسیِ ائمه، غیر از استثناهایی مانند امام کاظم (ع) و امام حسن عسکری (ع) که به دلیل ملاحظاتِ خاصِ حکومتی و حضورِ عیانِ دستگاه خلافت در متنِ ماجرا، تشییع‌های گسترده داشتند، سایر ائمه (ع) در فضایی به مراتب محدودتر و مظلومانه‌تر به خاک سپرده شدند.این شکافِ رفتاری، نه تنها نشان‌دهنده «سیاستِ متغیر» عباسیان در دوره‌های مختلف است، بلکه ریشه در «محرومیتِ سازمان‌یافته» از حضورِ شیعیان دارد. فقدانِ مراسم‌های شایسته برای بسیاری از ائمه، به یکی شایسته برای بسیاری از ائمه، به یکی از دردهای مشترک و حسرت‌های دیرینه در تاریخِ شیعه بدل شده است؛ چرا که جریانِ رسمیِ قدرت، همواره سعی داشت با به حاشیه راندنِ مراسمِ بدرقه، «مرجعیتِ اجتماعیِ» ائمه را در میانِ توده‌ها به حداقل برساند.
 
از حسرت تشییع ائمه تا نمایش قدرت شیعه در بغداد؛ چرا بدرقه شیخ مفید یک نقطه عطف شد؟

۷.چگونه فرهنگ تشییع در تاریخ تشیع، از بدرقه مظلومانه ائمه(ع) به آیین پرشکوه تشییع علما منتقل شد و چرا مراسم تشییع شیخ مفید نقطه عطفی تاریخی به شمار می‌آید؟بررسی سیر تاریخی آیین تشییع در جامعه شیعه نشان می‌دهد که تجربه تلخ محرومیت از برگزاری مراسم باشکوه برای بسیاری از ائمه اطهار(ع)، در دوره غیبت صغری و سپس غیبت کبری، به شکل‌گیری یک سنت تازه انجامید؛ سنتی که بر اساس آن، جامعه شیعه کوشید شکوهی را که از بدرقه شایسته امامان خود بازمانده بود، در تشییع علما و بزرگان دینی متجلی سازد.هرچند برای برخی از چهره‌های برجسته مانند حسین بن روح نوبختی و ابن‌بابویه قمی نیز مراسم تدفین و تشییع برگزار می‌شد، اما نخستین مراسمی که در منابع تاریخی با تأکید فراوان از آن یاد شده و به‌عنوان اولین بدرقه عظیم و مستقل شیعیان، بدون دخالت حکومت، شناخته می‌شود، تشییع شیخ مفید است.این مراسم در میدان اشنان بغداد برگزار شد؛ میدانی شناخته‌شده در فضای اقتصادی شهر که نام آن از گیاهی گرفته شده بود که آن روزگار کاربردی مشابه صابون داشت و در آنجا خرید و فروش می‌شد. از آنجا که شیعیان عمدتاً در محله کرخ، مرکز مهم فعالیت‌های تجاری بغداد، سکونت داشتند، برگزاری چنین مراسمی در این فضا، علاوه بر جنبه مذهبی، معنای اجتماعی و شهری نیز پیدا می‌کرد.منابع تاریخی گزارش می‌دهند که میدان اشنان در روز تشییع شیخ مفید، به‌طور کامل از جمعیت انباشته شد. آماری که درباره شمار شرکت‌کنندگان در تشییع و نماز میت ثبت شده، ۸۰ هزار نفر است؛ رقمی چشمگیر که با توجه به شرایط بغداد آن روزگار، به‌ویژه اگر بخش عمده حاضران را شیعیان تشکیل داده باشند، از ظرفیت بالای بسیج اجتماعی شیعه حکایت دارد.نماز بر پیکر شیخ مفید را سید مرتضی اقامه کرد. این واقعه بعدها نیز در نقل‌های معتبر تاریخی و معاصر بازتاب یافت. رهبر معظم انقلاب، آیت‌الله خامنه‌ای، در پیام خود به کنگره شیخ مفید، با استناد به منابعی چون رجال نجاشی، از همین مراسم به‌عنوان صحنه‌ای کم‌نظیر از حضور گسترده مردم و شکوه بدرقه این عالم بزرگ یاد کرده‌اند.در تحلیل این رخداد، یک نکته کلیدی آن است که تشییع شیخ مفید صرفاً یک آیین سوگواری نبود، بلکه نوعی «اعلام حضور اجتماعی و هویتی شیعه» به شمار می‌رفت. عظمت شخصیت علمی و کلامی شیخ مفید، همراه با شکوه تشییع او، برای مخالفان شیعه سنگین بود. این مراسم در واقع پیامی روشن داشت: جامعه شیعه، با وجود قرن‌ها فشار سیاسی و مذهبی، نه‌تنها از میان نرفته، بلکه همچنان از سرمایه انسانی، مرجعیت علمی و پایگاه اجتماعی برخوردار است.

۸.در دوره صفوی، برخلاف سنت‌های معمول برای دربار، رویکرد متفاوتی نسبت به تدفین و یادبود علما وجود داشت؛ این تفاوت در چه بود؟ در دوره صفوی، حکومت توجه ویژه‌ای به جایگاه مذهبی علما داشت. برخلاف شاهان و شاهزادگان که معمولاً در حرم‌های مطهر نظیر حرم حضرت معصومه (س) یا شاهزاده حسین قزوین به خاک سپرده می‌شدند، برای علما رویکردی متمایز در نظر گرفته می‌شد. حکومت با ساخت مقبره‌های مستقل و مشخص در نقاطی همچون «تخت‌فولاد» برای علمای برجسته‌ای نظیر آقا حسین خوانساری، آقا جمال خوانساری و مجلسی‌ها، سعی در تثبیت جایگاه مذهبی آنان داشت. در واقع، در حالی که پادشاهان در فضای مقدس حرم‌ها دفن می‌شدند، برای علما مقبره‌هایی مستقل ساخته می‌شد تا هویت مذهبی آنان از هویت سیاسی سلطنتی متمایز و در عین حال برجسته بماند.
۹.در دوران قاجار، آیا این سنت تشییع و برگزاری مراسم ترحیم برای شخصیت‌های مذهبی همچنان تداوم داشت؟ بله، در دوره قاجار، تشییع و مراسم ترحیم علما به یکی از پدیده‌های اجتماعی عظیم تبدیل شده بود. برای نمونه، مراسم مربوط به میرزای شیرازی را می‌توان ذکر کرد؛ هرچند ایشان در خارج از کشور درگذشتند، اما به دلیل جایگاه مرجعیت ایشان، سراسر ایران در سوگ آنان نشست. مراسم‌های ترحیم چنان گسترده بود که تقریباً تمام مساجد، امازها و حتی بازارهای تجاری شاهد برگزاری مجالس ختم بودند. همین روند برای چهره‌های دیگری چون میرزای آشتیانی (نماینده میرزای شیرازی در تهران) و ملاعلی کنی نیز صدق می‌کرد. نکته حائز اهمیت این است که حجم این تشییع‌ها و پیوستگی مراسم‌های ختم برای علما، بسیار فراتر از مراسم‌های برگزار شده برای بسیاری از سلاطین و رجال درباری آن دوران بود.
۱۰.با توجه به این تفاوت‌ها، آیا در دوره قاجار شخصیتی وجود داشت که مراسم تشییع او با علما برابری می‌کرد؟تنها یک استثنا در این میان به چشم می‌خورد و آن «ناصرالدین‌شاه قاجار» است. تشییع پیکر او با مشارکت گسترده مردم و شور بسیار بالا همراه بود. دلیل این استقبال دوگانه بود: نخست، نگاه بخشی از مردم به او به عنوان یک «شهید»؛ چرا که معتقد بودند او را توسط بابیه به قتل رسانده‌اند. دوم، جایگاه او به عنوان «خادم امام حسین (ع)» در ذهن مردم بود.
۱۱.نقش اقدامات عمرانی ناصرالدین‌شاه در کربلا و نجف، چه تأثیری بر محبوبیت مردمی او داشت؟ ناصرالدین‌شاه با بازسازی حرم‌های مطهر امام حسین (ع) و حضرت عباس (ع) پس از حملات وهابیان، و همچنین ساخت تکیه دولت، پیوند عمیقی با باورهای مذهبی مردم برقرار کرد. این اقدامات تنها به عراق محدود نشد؛ بازسازی حرم‌های کاظمین و سامرا نیز در دوره او صورت گرفت، در حالی که این مناطق تحت حاکمیت دولت عثمانی بود. اجرای این پروژه‌های عظیم تحت نظارت عموی او، فرهاد میرزا قاجار، انجام شد.
۱۲. در روایت‌های تاریخی، به نکته جالبی درباره رویکرد ناصرالدین‌شاه نسبت به ساخت‌وسازهای مذهبی در قلمرو عثمانی اشاره شده است؛ این روایت چیست؟بله، روایتی از آقای علوی بروجردی نقل شده که نشان‌دهنده نگاه هوشمندانه و در عین حال مذهبی شاه است. گفته می‌شود هنگامی که از مبالغ طلای اختصاص‌یافته برای طلاکاری گنبدها، مقدار اضافه‌ای باقی ماند، از شاه پرسیدند که با این مقدار چه کنند؟ شاه با پاسخ بسیار هوشمندانه‌ای فرمودند: «آن را برای گنبد ابوحنیفه مصرف کنید؛ چرا که عثمانی‌ها حنفی هستند و حالا که آن‌ها اجازه داده‌اند ما در خاکشان به بازسازی حرم‌ها بپردازیم، ما نیز پاسخ احسان آن‌ها را با احسان می‌دهیم.» این رفتار نشان‌دهنده تلاش برای حفظ دیپلماسی مذهبی و نمایش قدرت نرم ایران در آن دوران بود.
۱۳.در روایت‌های مربوط به بازسازی گنبدها، به نکته بسیار ظریفی درباره رویکرد ناصرالدین‌شاه در سامرا اشاره شده است؛ این رویکرد چگونه نشان‌دهنده هوشمندی سیاسی او بود؟ بله، نکته بسیار مهمی در این زمینه وجود دارد. علاوه بر بحث طلاکاری گنبدها، پرسشی در مورد ساخت دو گنبد مشابه برای سامرا (مشابه کاظمین) مطرح شد. اما شاه با تصمیمی متفاوت، دستور ساخت تنها یک گنبد بسیار بزرگ را صادر کرد. وقتی علت این تصمیم را پرسیدند، پاسخ ایشان نشان‌دهنده یک نوع «دیپلماسی مذهبی» بود. او فرمودند: «باید این گنبد بزرگ‌تر از گنبد امیرالمؤمنین (ع) باشد؛ چرا که اکثریت ساکنان سامرا سنی هستند و می‌خواهیم با این شکوه، آن‌ها را نیز به تماشای این عظمت واداریم.» این تصمیم، نه تنها یک اقدام مذهبی، بلکه نوعی نمایش قدرت نرم برای جلب نظر جوامع مذهبی مختلف در آن منطقه بود.
۱۴.یکی از ماندگارترین اقدامات ناصرالدین‌شاه در عراق، که تا به امروز نیز آثار آن مشهود است، چه بود؟ یکی از مهم‌ترین و شاید حساس‌ترین اقدامات او، برقراری رسم «اذان به شیوه شیعی» در شهرهای مقدس نجف، کربلا و کاظمین بود. پیش از دوران او، حتی در داخل حرم‌های مطهر نظیر حرم امیرالمؤمنین (ع)، امام حسین (ع) و کاظمین، اذان به شیوه اهل سنت خوانده می‌شد. ناصرالدین‌شاه با قاطعیت و حتی با لحنی بسیار تند به مؤذن دستور داد که اذان را به شیوه شیعی برگزار کند. روایت شده است که وقتی در کربلا با مخالفت‌هایی روبرو شد، با استدلال و قدرت خود بر اجرای این رسم اصرار ورزید. این اقدام، تحولی در زیارت‌گه‌ها ایجاد کرد که اثر آن تا امروز در ساختار آیینی این اماکن باقی مانده است.
۱۵.آیا آثار اقدامات ناصرالدین‌شاه تنها در قالب روایت‌های شفاهی باقی مانده یا شواهد مادی نیز از این اقدامات در حال حاضر وجود دارد؟ شواهد مادی بسیار قدرتمندی از این اقدامات وجود دارد. برای نمونه، در موزه حرم حضرت عباس (ع)، اشیای تاریخی بسیاری وجود دارند که بر روی آن‌ها مشخص شده است که توسط شخصیت‌های برجسته اهدا شده‌اند. در میان این آثار، یادداشت‌های مربوط به اهدایاتی از سوی ناصرالدین‌شاه قاجار با لقب «شمس‌الملک» به چشم می‌خورد. این نشان می‌دهد که اقدامات او تنها یک موضوع گذرا نبوده، بلکه به صورت آثار مادی و ماندگار در دل اماکن مقدسی ثبت شده است.
۱۶. در نهایت، با توجه به همه این موارد، چرا تشییع پیکر ناصرالدین‌شاه در تاریخ قاجار، یک «رویداد استثنائی» محسوب می‌شود؟ دلیل اصلی، بازگشتِ عشق و وفاداری مردم به اقدامات اوست. مردم ایران، ناصرالدین‌شاه را تنها یک پادشاه نمی‌دیدند، بلکه او را به دلیل حمایت‌های بی‌دریغ از اماکن مقدسی که در قلمرو دولت‌های دیگر (مانند عثمانی) قرار داشت، به عنوان خادم دین و مذهب می‌شناختند. این پیوند عمیق میان اقدامات مذهبی پادشاه و باورهای توده مردم، باعث شد که مراسم تشییع او از نظر جمعیت و شور و هیجان، با هیچ‌یک از تشییع‌های دیگر در دوره قاجار (حتی برخی از سلاطین) قابل مقایسه نباشد. او تنها پادشاهی بود که در نگاه مردم، جایگاهی مشابه با شخصیت‌های مذهبی پیدا کرده بود.

از سقوط سنت‌های اجتماعی در سایه تمرکزگرایی مذهبی/ از تعطیلی خودجوش بازار تا افول «علمای بلاد»؛ بازخوانی چرخش هویت اجتماعی در آیین‌های تشییع

۱۷.در تحلیل تاریخی، ریشه سنت «تعطیلی بازار» به مناسبت رحلت یا شهادت شخصیت‌های مذهبی کجاست و چگونه در دوران پهلوی بازتاب می‌یافت؟ ریشه‌های این سنت را می‌توان در دو سطح جست‌وجو کرد: نخست، در روایت‌های مذهبی و سنت تشییع اهل‌بیت (ع)؛ و دوم، در تاریخ سیاسی ایران، از جمله دوران آل‌بویه که در آن دستور تعطیلی کسب‌وکارها در روز عاشورا صادر می‌شد. اما نکته حائز اهمیت در دوران پهلوی، ماهیت «خودجوش» این پدیده بود. برای نمونه، در زمان رحلت آیت‌الله العظمی بروجردی در سال ۱۳۴۰، شاهد تعطیلی گسترده بازار و مشارکت بی‌چون و چرای بازاریان بودیم. این یک تصمیم حکومتی نبود؛ بلکه نشان‌دهنده پیوند عمیق میان «بنیاد بازار» و «مرجعیت دینی» بود. برخلاف امروز که حتی در مناسبت‌های بزرگ نیز بازار چنان با آن شکوهِ گذشته همراه نیست، در آن دوران، تشییع یک مرجع، یک رخداد اجتماعی-اقتصادی برای کل جامعه محسوب می‌شد.
۱۸. در جریان مراسم آیت‌الله بروجردی، شاهد حضور چه گروه‌هایی بودیم که نشان‌دهنده جنبه فرامذهبی یا بین‌المللی آن مراسم بود؟مراسم رحلت آیت‌الله بروجردی تنها یک رویداد مذهبی شیعی نبود، بلکه یک رویداد ملی و حتی بین‌المللی با حضور رهبران ادیان مختلف بود. حجم عظیم جمعیت و مشارکت طیف‌های مختلف جامعه، نشان می‌دهد که مرجعیت در آن دوران، نه تنها بر بدنه شیعیان، بلکه بر هویت جمعی و صلح‌آمیز جامعه نیز تأثیرگذار بود.
۱۹.یکی از مفاهیم کلیدی مطرح شده، «علمای بلاد» یا علمای محلی است؛ چرا جایگاه این دسته از علما در ساختار مذهبی معاصر دچار تغییر شده است؟این یکی از حساس‌ترین مباحث است. در گذشته، «علمای بلاد» یا عالمان محلی، مرجعیت اجتماعی و مذهبی در شهرهای خود داشتند. برای نمونه، مراسم تشییع آیت‌الله ملاعلی معصومی همدانی (آخوند همدانی) در سال ۱۳۵۷، نمونه‌ای از شکوه مرجعیت محلی بود. اما امروز شاهد یک «تمرکزگرایی مذهبی» هستیم. اکثر علما در شهرهای بزرگ نظیر قم، نجف، تهران یا مشهد ساکن شده‌اند و پس از وفات نیز در همان نقاط دفن می‌شوند. این مسئله باعث شده است که از پتانسیل «علمای محلی» برای تبدیل شدن به کانونی از هویت دینی و اجتماعی در شهرها و زادگاه‌هایشان بازمانیم. در واقع، با از بین رفتن این پیوند، بخشی از آن پیوند عمیق میان دین و هویت شهری نیز کمرنگ شده است.
۲۰.آیا الگویی برای «پیوند عمیق با بدنه مردم» در سطح محلی وجود دارد که حتی فراتر از جایگاه علمی، مورد توجه مقامات عالی باشد؟بله، نمونه‌های معدودی وجود دارد که نشان می‌دهند محبوبیت، لزوماً با درجات علمیِ صرف، تعریف نمی‌شود، بلکه با «ارتباطات انسانی و مردمی» گره خورده است. برای مثال، در منطقه بهار همدان، مراسم تشییع مرحوم حجت‌الاسلام سید ابراهیم اصغری (امام جماعت مسجد جامع بهار) در دوران جمهوری اسلامی، با وجود اینکه ایشان از نظر علمی در زمره مراجع طراز اول نبودند، اما چنان باشکوه برگزار شد که پیام تسلیت از سوی رهبر معظم انقلاب و مراجع تقلید نیز صادر گردید. این نشان می‌دهد که وقتی یک عالم، پیوند عمیقی با بدنه مردم و نیازهای روحی آن‌ها داشته باشد، می‌تواند حتی بدون داشتن جایگاه رسمیِ مراجعیت، به یک شخصیت ملی و الگویی برای پیوند دین و جامعه تبدیل شود.۲۱.چه پیامی از بررسی این سیر تاریخی از صفویه و قاجار تا دوران معاصر می‌توان دریافت کرد؟پیام اصلی این است که «تشییع» و «مراسم‌های مذهبی»، همواره از نظر تاریخی، آینه‌ای از میزان سلامت و پیوستگی میان «دین» و «جامعه» بوده‌اند. هرگاه این پیوند از طریق علمای محلی، بازار و مشارکت خودجوش مردم تقویت می‌شد، تشییع‌ها به رویدادهایی برای بازتعریف هویت ملی و اجتماعی تبدیل می‌شدند. کاهش این حجم از مشارکت‌های مردمی و تمرکزگرایی در مراکز مذهبی، نشان‌دهنده تغییر در الگوی تعامل میان دین و توده مردم است که نیاز به بازاندیشی دارد.
از مطهری تا طالقانی؛ چگونه مراسم تشییع به میدان نبرد روایت‌های سیاسی تبدیل شد؟
۲۲. برای درک درست تحولات اجتماعی، آیا بررسی آیین‌های تشییع و بدرقه تنها باید در سطح ملی و کلان صورت گیرد؟ خیر، این یک دیدگاه محدود است. برای درک دقیق‌تر، نباید از نمونه‌های محلی غافل شد. برای مثال، مراسم تشییع شهید صدوقی در یزد یا مراسم مربوط به شهدای محراب، نمونه‌های بسیار مهمی هستند که ابعاد عمیق‌تری از پیوند مردم و شهدا را در سطح محلی نشان می‌دهند.
۲۳.با عبور از دوران پهلوی به جمهوری اسلامی، نخستین نقاط عطف در این مراسم‌ها چه بوده‌اند؟نخستین تشییع سرنوشت‌ساز، مراسم شهید آیت‌الله مطهری بود. این مراسم ویژگی بسیار خاصی داشت؛ چرا که تقریباً بدون هیچ‌گونه برنامه‌ریزی قبلی برگزار شد. ایشان حدود ساعت ۱۰:۲۰ شب ترور شدند و صبح روز بعد، با وجود نبودِ آمادگی‌های لجستیکی، با حضور بسیار گسترده و بی‌سابقه مردم، تشییع شدند. اما پس از آن، رحلت آیت‌الله طالقانی را داریم که از نظر شکوه و گستردگی، یکی از بزرگترین رویدادهای تاریخ جمهوری اسلامی به شمار می‌رود. حجم جمعیت در مراسم ایشان به قدری عظیم بود که امکان دفن پیکر در همان روز فراهم نشد. مردم حتی شب را در بهشت‌زهرا سپری کردند، اما برای جلوگیری از بروز حادثه و مدیریت آن حجم از جمعیت، مسئولان ناچار شدند پیش از طلوع آفتاب و به‌صورت محدود، پیکر ایشان را به خاک سپردند. اگر تجربیات مشابه در عراق را در نظر بگیریم که در آن ازدحام منجر به آسیب به تابوت یا از دست رفتن کنترل جمعیت شده، متوجه می‌شویم که نگرانی مسئولان در آن مقطع کاملاً به‌جا بوده است.
۲۴. آیا مدیریت این حجم از جمعیت در آن دوران با چالش‌های امنیتی و اجرایی همراه بود؟ قطعاً. برای نمونه، آقای ناطق‌نوری در خاطرات خود از استقبال از امام خمینی (ره) در بهشت‌زهرا می‌گوید که باز کردن مسیر برای انتقال ایشان به محل استراحت، به‌دلیل اشتیاق بیش از حد مردم، بسیار دشوار بود. ایشان نقل می‌کنند که حتی ناچار شدند برای ایجاد مسیر و عقب راندن جمعیت، از پرتاب چند آجر به سمت زمین استفاده کنند تا راه باز شود، هرچند خوشبختانه کسی آسیب ندید. این نشان می‌دهد که مرز میان «عشق به شخصیت‌ها» و «چالش‌های مدیریتی» در آن دوران بسیار باریک بوده است.
۲۵.از نظر سیاسی، چه تحولی در معنای این مراسم‌ها پس از دوران آیت‌الله طالقانی رخ داد؟مراسم تشییع آیت‌الله طالقانی نقطه‌ی عطفی بود؛ زیرا نخستین بار بود که تفسیرهای سیاسی مختلف درباره یک مراسم تشییع مطرح شد. برخی جریان‌ها سعی داشتند با شعارهایی نظیر «طالقانی، پدر ماست»، ایشان را صرفاً به جریان‌های روشنفکری یا ملی‌گرایی منتسب کنند. در این میان، پاسخ امام خمینی (ره) بسیار روشن بود؛ ایشان تأکید کردند که حضور مردم برای تجلیل از شخصیت یک روحانی، مجاهد و مبارز است، نه برای اهداف جریان‌های سیاسی خاص. اما واقعیت این است که از آن مقطع به بعد، مراسم‌های تشییع، تدفین و ختم در جمهوری اسلامی، بیش از هر زمان دیگری رنگ و بوی سیاسی به خود گرفت و به عرصه‌ای برای بازنمایی قدرت و دیدگاه‌های مختلف تبدیل شد.برای نمونه، در مراسم تشییع مرحوم مهندس بازرگان، با وجود حضور جمعیت قابل توجه، برخی این حضور را به‌عنوان اعلام موجودیت یک جریان سیاسی تفسیر کردند. در حالی که مهندس بازرگان نیز پیشینه مذهبی روشنی داشت و از طریق خانواده، با خاندان مرعشی نجفی نیز نسبت داشت. از مراسم تشییع شهدای هفتم تیر، شهید رجایی و شهید باهنر نیز باید یاد کرد. تصاویر و اسناد این مراسم‌ها به‌طور گسترده در دسترس است و اهمیت تاریخی آن‌ها بر کسی پوشیده نیست.آنچه در تشییع رهبر شهید نیز مشاهده کردید، از همان لحظه اعلام خبر شهادت ایشان، همبستگی و عزاداری مردم در کشورهای مختلف بود..در مراسم شهیدان رجایی و باهنر نیز در کشمیر جمعیت بسیار زیادی عزاداری کردند. حتی در برخی مناطق، شمار شرکت‌کنندگان در مراسم عزاداری کشمیر با جمعیت برخی مراسم داخل ایران برابری می‌کرد.این مسئله نشان می‌دهد که انقلاب اسلامی از همان آغاز، مخاطبانی فراتر از مرزهای ایران داشته است. بنابراین، نباید تصور کنیم که شکل‌گیری جبهه مقاومت یا حزب‌الله لبنان، پدیده‌ای کاملاً جدید است. پیش از تأسیس حزب‌الله نیز، با حضور امام موسی صدر و گسترش اندیشه شیعی، این نفوذ در لبنان، عراق، کشمیر، هند، پاکستان و دیگر مناطق وجود داشت و بعدها گسترده‌تر شد.
فراتر از گاندی و چه‌گوارا؛ وقتی تشییع امام خمینی، تاریخ معاصر جهان را تکان داد
۲۶. اگر بخواهیم جایگاه تشییع امام خمینی (ره) را در سطح جهانی بررسی کنیم، با چه واقعیت تاریخی روبرو هستیم؟ تشییع امام خمینی (ره) بدون شک یکی از بزرگ‌ترین و پرجمعیت‌ترین مراسم‌های تشییع در تاریخ معاصر جهان است. این ادعا صرفاً مبتنی بر منابع داخلی نیست؛ بلکه گزارش‌های بین‌المللی نیز این واقعیت را تأیید می‌کنند. از نظر حجم جمعیت، این مراسم حتی از مراسم‌های مشهوری چون تشییع گاندی، چه‌گوارا، استالین و لنین نیز فراتر رفته است؛ هرچند باید توجه داشت که برخی از آن مراسم‌ها ماهیتی کاملاً حکومتی یا حزبی داشتند، اما تشییع امام، یک پدیده فراتر از ساختارهای رسمی بود
.۲۷.حجم جمعیت در آن روز به شکلی بود که کنترل مراسم را به چالش کشید؟ بله، حجم جمعیت به قدری عظیم و غیرقابل کنترل بود که فراتر از توان برگزارکنندگان می‌رفت. صحنه‌هایی که در ویدئوهای آرشیوی دیده می‌شود، گواه این مدعاست؛ از جمله زمانی که حتی هلیکوپتر حامل پیکر، به دلیل هجوم جمعیت برای برکت گرفتن، قادر به بلند شدن نبود. شدت حضور مردم به حدی بود که بخشی از کفن به قصد تبرک جدا شد و مسئولان با دشواری بسیار زیاد ناچار شدند پیکر را دوباره برای تدفین آماده کنند. حتی روایت‌ها حاکی از آن است که در لحظه حساس قرار دادن پیکر در خاک، به دلیل اتمام باتری دوربین‌ها، آن لحظه تاریخی به‌طور کامل ثبت نشد.
۲۸.در بررسی آرشیوهای تصویری تاریخ، آیا اهمیت این رویداد و شخصیت امام به درستی منعکس شده است؟این یک نکته بسیار تأمل‌برانگیز است. در برخی آثار مستند و کتاب‌های تصویری، مانند کتاب «۳۰ سال» (انتشارات اوج)، با یک ناهماهنگی عجیب روبرو هستیم. با وجود اهمیت بی‌چون و چرای دوران امام، در آن کتاب تنها دو عکس از ایشان آمده بود که یکی مربوط به مراسم تنفیذ حکم بنی‌صدر و دیگری مربوط به همان مراسم تشییع بود. به تعبیر من، گویی در آن اثر، تلاش شده بود نقش امام تا حد زیادی کمرنگ یا حذف شود؛ اما ابهت مراسم تشییع چنان بود که حتی تهیه‌کنندگان کتاب نیز ناگزیر به بازتاب آن شدند.
۲۹.پس از دوران امام، روند برگزاری این مراسم‌ها و جایگاه سیاسی آن‌ها چگونه تغییر کرد؟ با آغاز دوران رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، شاهد مراسم‌های مهمی همچون تشییع آیت‌الله گلپایگانی، آیت‌الله اراکی و آیت‌الله مرعشی نجفی بودیم. اما از سال ۱۳۸۸ به بعد، مراسم‌ها ابعاد جدیدی پیدا کردند. برای نمونه، مراسم تشییع آیت‌الله منتظری (ره) نشان داد که چگونه یک مراسم سوگواری می‌تواند به یک فعالیت سیاسی و اجتماعی پرقدرت تبدیل شود. در آن روز، با حضور پررنگ مردم در حرم حضرت معصومه (س)، فضای سیاسی بسیار داغ بود؛ اما در نهایت، پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب، نقش یک «تعدیل‌گر» را ایفا کرد و به فضای سیاسی آن روزها جهت و آرامش بخشید.
۳۰.با گذشت زمان، چه شخصیت‌هایی توانستند جایگاه مراسم‌های تشییع را در حافظه جمعی تثبیت کنند؟ در سال‌های میانی، شاهد تشییع‌های بسیار باشکوهی از مراجع بزرگی همچون آیت‌الله بهجت و همچنین علمای برجسته‌ای مانند آیت‌الله شیخ مجتبی تهرانی و آیت‌الله فیروزآبادی بودیم. اما اگر بخواهیم از نظر اهمیت سیاسی و اجتماعی نگاه کنیم، تا پیش از سال ۱۳۹۸، مراسم تشییع آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، پس از ارتحال امام خمینی (ره)، مهم‌ترین و گسترده‌ترین آیین تشییع در جمهوری اسلامی محسوب می‌شد.این مراسم ویژگی‌های خاص خود را داشت؛ از جمله مدیریت مستقیم رهبر معظم انقلاب و اقامه نماز بر پیکر ایشان. در آن روز، عبارت معروف «همه باید بخوانند» مطرح شد؛ پیامی که هدف آن، یادآوری وجوب قرائت کامل الفاظ نماز و فراتر رفتن از تکبیرهای ساده برای حضور در باطنِ عبادات بود.
۳۱.مراسم تشییع سردار شهید حاج قاسم سلیمانی چه تفاوت‌هایی با رویدادهای پیشین داشت؟ تشییع سردار سلیمانی از نظر ترکیب جمعیت و ابعاد آن، با تمامی نمونه‌های پیشین متفاوت بود. جمعیت بسیار متنوع و گسترده‌ای در این مراسم حضور داشتند. شاهد صحنه‌هایی بودیم که نشان‌دهنده شدت هیجان مردم بود؛ از جمله حضور افرادی با ویژگی‌های متفاوت که همگی در سوگ بودند.اما از منظر فنی و مدیریت بحران، این مراسم یکی از حساس‌ترین لحظات تاریخ مدیریت جمعیت بود. در محدوده خیابان آزادی، فشار جمعیت به قدری زیاد بود که گاردریل‌های فلزی خیابان در اثر فشار، یکی پس از دیگری در هم شکستند. اگر این فشار جمعیت به‌موقع کنترل نشده بود، با توجه به حادثه تلخ کرمان که منجر به جان باختن ۵۶ نفر در اثر ازدحام شد، ممکن بود در تهران نیز شاهد فاجعه‌ای مشابه باشیم. این نشان می‌دهد که در چنین مقیاس‌هایی، مدیریت جمعیت دیگر یک مسئله اجرایی ساده، بلکه یک مسئله «حیاتی» است.
۳۲. ابعاد بین‌المللی تشییع سردار سلیمانی چگونه بود و چه نمادهایی در آن دیده شد؟تشییع سردار سلیمانی، یک رویداد فرامرزی بود که از عراق آغاز شد. مسیر تشییع در شهرهای کاظمین، کربلا و نجف، نشان‌دهنده پیوند عمیق ایشان با جهان اسلام بود. در کربلا و نجف، بزرگان حوزوی برای ایشان نماز اقامه کردند که این خود نشان‌دهنده اعتبار بین‌المللی ایشان بود. نکته بسیار نمادین در نجف، لحظه استقبال از پیکر بود؛ زمانی که فرزند آیت‌الله العظمی سیستانی، ایشان را برای تحویل پیکر به استقبال آوردند. با توجه به شرایط جسمی و ملاحظات امنیتی که ایشان را از حضور مستقیم در اماکن عمومی باز داشته است، این استقبال، نشان‌دهنده سطح بالای احترام و پیوند میان مقامات عالی‌رتبه مذهبی در آن رویداد تاریخی بود.
۳۳. آیا الگوی تشییع‌های چندشهری پس از سردار سلیمانی، در رویدادهای بعدی نیز تکرار شد؟ بله، پس از مراسم باشکوه سردار سلیمانی، الگوی تشییع در چندین شهر (از جمله تهران، قم، مشهد و کرمان) به یک رویه تبدیل شد. این الگو در مراسم تشییع شهید رئیس‌یسی نیز تکرار گردید؛ اگرچه با تفاوت‌هایی در ابعاد جمعیت. در حالی که تشییع شهید رئیس‌یسی با توجه به جایگاه ریاست‌جمهوری ایشان، در شهرهای مختلف از جمله بیرجند و در نهایت مشهد برگزار شد، اما از نظر حجم جمعیت، با مراسم سردار سلیمانی قابل مقایسه نبود. این تفاوت ناشی از آن است که سردار سلیمانی، فراتر از یک مقام دولتی، به عنوان نماد دفاع از ایران و جبهه مقاومت، طیف گسترده‌تر و متنوع‌تری از مخاطبان را با خود همراه کرده بود.
۳۴. آیا این آیین‌ها محدود به مرزهای ایران و شخصیت‌های داخلی است؟ به هیچ وجه. یکی از زیباترین جلوه‌های پیوند مردم ایران با جبهه مقاومت، در مراسم تشییع شهدای یمنی در شهر آمل دیده شد. تشییع پیکر این شهدا در جوار مرقد ناصر اطروش (امام زیدیه)، نشان داد که چگونه مرزهای جغرافیایی در برابر همبستگی معنایی ذوب می‌شوند. همچنین، مقایسه مراسم تشییع اسماعیل هنیه در قطر با مراسم برگزار شده در تهران، تفاوت‌های ماهوی را آشکار می‌کند. در حالی که در قطر، مراسم صرفاً به جنبه‌های تدفین محدود بود، در تهران، با اقامه نماز توسط رهبر معظم انقلاب بر پیکر یک مجاهد اهل سنت، پیامی فراتر از یک مراسم سوگواری صادر شد. این رخداد، از منظر تاریخ مقاومت، نمادی از اتحاد مذهبی و سیاسی در جبهه مقاومت است.
۳۵. با توجه به بررسی‌های انجام شده، نقش «آیین تشییع» در جمهوری اسلامی چگونه بازتعریف شده است؟ اگر بخواهیم به یک نتیجه‌گیری استراتژیک برسیم، باید گفت پس از مراسم تشییع سردار سلیمانی، ماهیت «آیین تشییع» در جمهوری اسلامی دگرگون شد. این مراسم دیگر تنها یک آیین برای «بدرقه» و سوگواری نیست؛ بلکه به یک *«آیینِ اعلام وفاداری» تبدیل شده است. امروزه، مراسم تشییع به ابزاری برای نمایش همبستگی، بازتولید ارزش‌ها و ارسال پیام‌های مقاومت به جهان تبدیل شده است. این مراسم‌ها همزمان پیام «بدرقه شهید» و پیام «تعهد به آرمان‌های او» را به مخاطبان داخلی و بین‌المللی مخابره می‌کنند. از این رو، هر تشییع، در واقع یک بیانیه سیاسی و اعتقادی است که جایگاه و جهت‌گیری نظام را در جهان بازنمایی می‌کند.
۳۶.چگونه می‌توان پیوند میان مراسم‌های مختلف را با یکدیگر و با تاریخ تشیع مشاهده کرد؟ ویژگی‌هایی که پیش از این در مراسم تشییع سردار سلیمانی مشاهده شد، در مراسم شهدای واقعه ۱۲ روزه و همچنین در مراسم تشییع شهید زاهدی، جلوه‌های پررنگ‌تری یافت. در این مراسم‌ها، حضور طولانی‌مدت مردم زیر آفتاب، گاه با روزه‌داری همراه بود (مانند مراسم تشییع شهید لاریجانی). این تجمع‌ها، چه در راهپیمایی روز قدس، چه در تجمعات مردمی و چه در مراسم تشییع، همگی در یک مسیر و با یک هدف مشترک، یعنی اعلام وفاداری و نمایش انسجام، حرکت می‌کردند.
۳۷.جایگاه «شهادت رهبر شهید» در این میان چیست و چه تمایزاتی با شخصیت‌های تاریخی دارد؟ رهبر شهید (اشاره به سید حسن نصرالله)، به دلیل جایگاه ویژه خود از حیث مرجعیت، زعامت، ولایت فقیه (در قامت رهبری مقاومت) و نحوه شهادت، نمونه‌ای کم‌نظیر در تاریخ تشیع است. شهید اول و شهید ثانی، با وجود جایگاه علمی و زعامت دینی، حاکم اسلامی نبودند و شهادتشان نیز در بستر اختلافات داخلی جهان اسلام رخ داد، نه در مواجهه مستقیم با دشمن خارجی. از این منظر، نوع شهادت و جایگاه رهبر شهید، تمایز قابل توجهی با بسیاری از شخصیت‌های تاریخی دارد. تداوم جنگ باعث شد تا برگزاری مراسم وداع و تشییع پیکر ایشان با تأخیری نسبتاً طولانی صورت گیرد.
۳۸. مراسم وداع و تشییع رهبر شهید، چه جلوه‌های شاخصی داشت و چه پیام‌هایی را منتقل می‌کرد؟ مراسم وداع و تشییع رهبر شهید، بسیار باشکوه و منظم برگزار شد و جلوه‌هایی برجسته داشت. یکی از این جلوه‌ها، «پرچم‌های سرخ انتقام»* بود که حضوری پررنگ د
اشت. ریشه این نماد در تاریخ تشیع، به انتقام خون امام علی (ع) و قصاص ابن‌ملجم مرادی بازمی‌گردد؛ از این رو، پرچم سرخ نماد خون‌خواهی است. حضور گسترده این پرچم‌ها، پیام روشنی از مطالبه انتقام را منتقل می‌کرد.با وجود حضور پرشور مردم و فضایی آمیخته از سوگ و حماسه، برخی شعارهای اعتراضی علیه مسئولان داخلی نیز در مراسم شنیده شد. این رفتارها با مشی وحدت‌بخش و تأکید رهبر معظم انقلاب بر تمرکز بر دشمن خارجی (به‌ویژه آمریکا) سازگار نیست.از نظر حجم جمعیت، این مراسم به باور نگارنده که در هر دو مراسم حضور داشته، حتی از مراسم تشییع سردار سلیمانی نیز پرجمعیت‌تر بود. تصمیم به تغییر مسیر حرکت خودروی حمل پیکر، به‌گونه‌ای که از مقابل دانشگاه صنعتی شریف نیز عبور کند، تصمیمی منطقی بود که با درس‌آموزی از تجربیات قم و عراق، از بروز حوادث ناگوار و طولانی شدن بیش از حد مراسم جلوگیری کرد. این مراسم، با ترکیبی از اندوه، حماسه، مقاومت و مطالبه انتقام، صرفاً یک آیین سوگواری نبود، بلکه نوعی اعلام موضع سیاسی، اجتماعی و اعتقادی نیز محسوب می‌شد.
۳۹.چگونه می‌توان تحول مداوم آیین تشییع در فرهنگ شیعه را تبیین کرد؟ به نظر می‌رسد آیین تشییع در فرهنگ شیعه، همچنان در حال تحول است. اصل این سنت، که ریشه در سیره اهل‌بیت (ع) دارد، ثابت است، اما شکل برگزاری و کارکردهای اجتماعی و سیاسی آن، متناسب با شرایط هر دوره تاریخی تغییر می‌کند. این تحول، آیین تشییع را از یک مراسم صرفاً «بدرقه» به «بیانیه‌ای از وفاداری، همبستگی و مقاومت» تبدیل کرده است.مطالعه تاریخ تشیع از طریق بررسی آیین‌های تشییع بزرگان آن، دریچه‌ای نو به درک وضعیت اجتماعی، قدرت شیعیان، رابطه آن‌ها با حکومت‌ها و تحولات فرهنگی هر دوره می‌گشاید. تشییع «رهبر شهید»، بی‌شک به عنوان یکی از نقاط عطف تاریخ تشیع معاصر، همچون تشییع شیخ مفید، آیت‌الله بروجردی، امام خمینی، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و سردار سلیمانی، در آینده مورد مطالعه و تحلیل قرار خواهد گرفت.
۴۰. آیا در میان تشییع‌های تاریخی، نمونه‌ای را می‌توان هم‌سنگ مراسم تشییع رهبر شهید دانست؟ از نظر حجم جمعیت، گستره جغرافیایی، پوشش رسانه‌ای و آثار اجتماعی، شاید بتوان آن را در کنار تشییع امام خمینی رحمه‌الله‌علیه و سردار شهید حاج قاسم سلیمانی قرار داد؛ اما هر یک از این مراسم، ویژگی‌های خاص خود را دارد و مقایسه کامل آن‌ها چندان دقیق نیست. هر کدام در شرایط تاریخی متفاوتی برگزار شده‌اند و اقتضائات ویژه خود را داشته‌اند.
خبرنگار فاطمه عباس آباد
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
Copyright ©2026 - All rights reserved.
آدرس آی پی: 216.73.216.14 سیستم عامل: Unknown مرورگر: Mozilla تاریخ مشاهده: دوشنبه, 22 تیر,1405