حامد علی¬اکبرزاده
استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه دین و فلسفه
روز فراق فرا رسیده است، اینک موعد آخرین دیدارِ این جهانیِ ما با انسانی الهی است که جان و جهان ما بود. امروز روز وداع ما با خویشتنِ خویش است، ما امروز یک بار دیگر با خمینی وداع می¬کنیم، این وداع، تداعی¬گر وداع امت با پیامبر اعظم است. وداع با خامنه¬ای، وداع با وجودی نورانی است که هویت فکری و فرهنگی ما را در سال¬های زعامت خویش ساخت و پرداخت و اعتلا بخشید. ایران، این روزها با مردی وداع می¬کند که معمار عزت و سربلندی و قدرت این مرز و بوم بود. ملت ایران این روزها با رهبرِ عزت و شرف خود خداحافظی می¬کند.
ما در این تشییع نه پیکر پاک سید علی خامنه¬ای را، که روح و جان خود را بدرقه می¬کنیم، این جان ماست که روی دستان ملت ایران به آسمان پر می¬کشد. ما رفتن جان از بدن را به چشم خویشتن به نظاره نشسته¬ایم. وداع با او تنها وداع با یک مرجع دینی نیست، وداع با یک مبارز و مجاهد انقلابی نیست، حتی وداع با رهبر جمهوری اسلامی ایران هم نیست، این وداع، وداع با تجسم حق در روزگار غیبت ولی خداست. ما امروز با حجت موجه حیات الهی- سیاسی¬مان وداع می¬کنیم، ما امروز با شاخص و معیار حق¬مداری اجتماعی¬مان وداع می¬کنیم، او شاخص حیات طیبه اجتماعی و سیاسی انسان الهی در این روزگار بود، با او بود که حضور ما در عرصه¬های جهاد و مبارزه معنا و مشروعیت می¬یافت.
خداحافظی با او برای ما هیچ گاه قابل تصور نبود، هیچ وقت این تصویر را به خیال خود هم راه نمی¬دادیم که پیکر پاک او را تشییع کنیم، باور نمی¬کردیم که امام ما نباشد و ما باشیم، باور نداشتیم که دنیای بدون خامنه¬ای را تحمل کنیم، فکر نمی¬کردیم که در برابر چنین فراقی تاب و توان داشته باشیم. چه شده است ما را؟ ما چگونه این داغ را تحمل می¬کنیم؟ کدام قدرت بزرگ بود که توانست این اندوه عمیق را به حماسه تبدیل کند؟ این مقاومت و حماسه پس از شهادت او از کدام منبع فیض سرچشمه گرفته است؟ ما چگونه مبعوث شدیم؟ و او از کدام مکمن غیب این بعثت را پیش¬بینی کرده بود؟ او با کدام بصیرت این ایستادگی بی¬نظیر در تاریخ را وعده داد؟ او با که و کجا سر و کار داشت؟ او به کدام افق بلند و اعلی می¬نگریست؟ او موید به کدامین تایید بود؟
ما در این زیست سی و هفت ساله با خامنه¬ای شهید، با جهان معنایی انقلاب اسلامی و شیعه انسی دوباره و دوچندان گرفتیم، با او مرام و مکتب علی مرتضی برای ما زنده ¬شد، ما با او حیات روح¬بخش حسینی را در عصر ظلمانی یزیدیان مرور ¬کردیم، ما در او نور فاطمی را از دل تاریکی¬های جهانِ جدا افتاده از خدا دوباره یافتیم، ما با او دوباره پیامبر را شناختیم، ما با او دوباره مسلمان شدیم، ما با او دوباره موحد شدیم. او معلم توحید اجتماعی ملت ایران بود، او فکر اسلامی را بار دیگر برای حیات امروزین انسان ایرانی بازسازی کرد، او هویت اجتماعی ایرانی مسلمان را یک بار دیگر در نسبت با حیات طیبه امامان شیعه بازخوانی کرد، او نسبتی امروزین با عصر حضور برقرار کرد، او هویت اجتماعی – الهی ما را بازسازی کرد.
او به ما آموخت که استقلال و آزادگی در گرو توانایی است و توانایی از مسیر دانایی محقق می¬شود. او ارزش دانش را یک بار دیگر از منظری الهی و ایمانی برای ملت ایران به تصویر کشید، او بود که دانش را به میدان خدمت و مجاهدت و مبارزه وارد کرد، او بود که برای ما از سهم و نقش علم در شکل¬گیری تقدیر تاریخی ملت¬ها سخن گفت، او به ما فهماند که « العلم سلطان».
برای نسل ما که خمینی کبیر را کمتر درک کرده است، او آیینه تمام نمای حق¬طلبی و عدالت-خواهی و معنویت¬ در این روزگار بود، او پیر و مراد و مرشد ما بود، او فصل الخطاب حیات اجتماعی ملت ایران در این جهار دهه بود. این خامنه¬ای بود که پس از خمینی طرح اعتلای ایران عزیز را تحت لوای اسلام ناب بنیان افکند، او بود که به ما جرات حرکت و پیشرفت داد. او از مرزهای دانش و اهمیت رسیدن به قله¬های معرفت بشری برای ما سخن گفت، او در ما شوق علم و معرفت را نهادینه کرد، او ما را به این سمت و سو حرکت داد، او معمار حرکت علمی ایران پس از انقلاب اسلامی بود.
خامنه¬ای نگاهبان هویت فرهنگی و معنوی ایرانیان مسلمان در عصر انقلاب اسلامی بود، او پاسبان زبان و ادب پارسی بود، با خامنه¬ای شعر و ادب در ایران جان تازه¬ای گرفت، او بارقه¬های تجدید بنای فرهنگی ایران اسلامی را در دل¬های ما روشن ساخت. ما با خامنه¬ای عزیز، جمع میان سیاست و فقاهت و معنویت و مدبریت و مجاهدت را تجربه کردیم ، تجربه-ای از جنس آنچه با خمینی کبیر برای ملت ایران رقم خورد، خامنه¬ای امتداد خمینی بود، خامنه¬ای همان خمینی بود.
دوران او دوران گام¬های جدید ملت ایران بود، او علم و معنویت و اخلاق و عدالت را در کنار عزت و استقلال و آزادی برای ما صورت¬بندی کرد، او برای ما از عزت و حکمت و مصلحت سخن گفت، او با ما درباره سبک و الگوی زندگی ایرانی- اسلامی گفتگو کرد، او بسترساز و نویدبخش رویش¬های انقلاب اسلامی بود، او به ما آموخت که از ریزش¬ها نهراسیم، از دشمنی¬ها نترسیم، از تهدیدها فرصت بسازیم، با چالش¬ها قدرتمندانه مواجه شویم و برای تحقق حقیقت، بدون هیچ ملاحظه¬ای وارد میدان مبارزه شویم. او برای ما از فضیلت گفت، از احساس مسئولیت، از شجاعت، از ایمان، از اعتماد به نفس.
خامنه¬ای شهید ما را به امر فرهنگی ملتفت ساخت، او از تقدم فرهنگ بر هر چیزی و ترتب هر چیزی بر فرهنگ سخن گفت، او به ما فهماند که اقتصاد و سیاست حاشیه¬هایی بر فرهنگ هستند و در ذیل فرهنگ فعلیت می¬یابند، او به ما آموخت که «ارزش¬های فرهنگی روح و معنای حقیقی یك ملّت است». او پیوسته به ما یادآور می¬شد که برای هدایت فرهنگی جامعه باید احساس مسئولیت داشت و بپا خواست. او به ما تعلیم داد که فرهنگ به مثابه روح جامعه است و اگر عناصر فرهنگی یک جامعه اهل مجاهدت نباشند، آن کشور از درون تهی خواهد شد. او از جهاد فرهنگی و فرهنگ جهادی سخن به میان آورد، او ما را به طرح نو و سخن تازه انقلاب اسلامی در سپهر فرهنگ بشری توجه داد و ما را به نسبت فرهنگ با هویت و ملیت¬مان آگاه ساخت.
او در عرصه سیاست در مقام برجسته¬ترین شاگرد مکتب خمینی به ما یاد داد که کنش سیاسی ما عین عبادت است، غفلت در برابر دشمن موجب خسارت است، دانشجو و دانشگاه باید سیاسی باشند، جوانان ما باید تحلیل سیاسی داشته باشند و تقوا و اخلاق باید در سیاست نهادینه شود. او از لزوم قصد قربت در کار سیاسی برای ما سخن گفت، او به ما یاد داد که کنش سیاسی انسان مومن باید با نیت الهی او معیت داشته باشد، او به ما یادآور شد که جدایی دین از سیاست، خسارت و مصیبت است، او نصاب و حد جدیدی از سیاست¬ورزی و سیاستمداری را متعین ساخت. خامنه¬ای مجدد سیاست نبوی در جهان امروز بود، قول و فعل و تقریر او ترجمان سیاست علوی بود، او به ما گفت که سیاست¬زدایی از جامعه اسلامی مستوجب مذمت¬ است، او به ما یاد داد که گاهی در سیاست، غفلت مانند خیانت¬ است. او به ما فهماند که حج سیاسی است، غدیر سیاسی است، عزاداری سیاسی است، دین سیاسی است، اسلام سیاسی است، شیعه سیاسی است و جدایی دین از سیاست ظلم در حق دین خداست. او به ما گفت که « بوسه زدن بر پنجه گرگ و زانو زدن در برابر دشمن» نه تنها از کاستی¬ها نمی¬کاهد، بلکه خطایی نابخشودنی و فزونی در انحراف است.
اکنون امام شهید ما در پیشگاه الهی حاضر است، با پرونده¬ای پر از مجاهدت و ایثار و خدمت، او آگاهانه مرگ تاجرانه را انتخاب کرد، او شهید زیست، شهید از دنیا رفت و شهید محشور خواهد شد. کینه کینه¬توزان، دشمنی دشمنان، ناسپاسیِ ناسپاسان و جهل جاهلان هیچ خدشه¬ای بر شخصیت عظیم و الهی او وارد نکرد، او با شهادت هم به آرزوی خویش رسید و هم فصل تازه¬ای را در فکر و فرهنگ اسلامی و شیعی رقم زد. قائد شهید امت اینک اسوه¬ کم¬نظیر تاریخ اسلام و بشریت است، این شهادت مهر تاییدِ ابدی شدنِ راه و مرام و مکتب اوست. رهبر شهید ایران تا ابد برای آزادگان و حقیقت¬جویان و عدالت¬طلبانِ جهان الهام¬بخش خواهد بود. سید علی حسینی خامنه¬ای برای همیشه ادامه خواهد داشت.
ما برای او گریستیم، از همان دهم اسفند ماه، از همان شب تاریک، از همان سحر اندوه¬بار، از همان صبح سهمگین، اما در روز وداع و تشییع هزار بار بیشتر خواهیم گریست، این گریه نه فقط برای او، که گریه¬ای است برای مظلومیت شیعه در تمام تاریخ اسلام، گریه¬ای است برای مظلومیت جبهه حق در تمام تاریخ حیات انسان، گریه¬ای است برای فقدان آن همه فضیلت، آن کوه صلابت و معنویت، آن اقیانوس کرامت و معرفت، ما تا قیامت برای او خواهیم گریست.
امروز، تقدیر ما فراق او و فردا، تکلیف ما سر نهادن بر امر خلف صالح او و سلوک در صراط مستقیم اوست.
سلام بر او روزی که زاده شد، روزی که به شهادت رسید و روزی که برانگیخته خواهد شد.