عطر سیب رهگذار
|
به نام خداوند عرش عظیم |
|
که مهر ولی است در دل مقیم
جهانی شد از هجر تو مشک پوش
تو آن قبله صبح پاییز ما
چو ابراهیم در دل این جهان
که خاموش شد شمع بیت پناه
که شد قبلهگاه ولا، بینوا
به غرقاب غم، چشم زمزم گریست
غم هجر تو ریشه در جان کشید
پر از عطر سیب است این رهگذار
میان دو دریای لبریز شور
گرفتند عهدی دگر با الست
به سوی قرب جانان برند ای نماز
که شد پر ز نامت حریم طریق
ولی در دل خلق غوغا شدی
سلام اسیران بی پر به تو
که شد بسته لبخند تو بر جبین؟
که بیتو غریب است جان حزین
حلالت کند گریه بیقرار
ببخش از دل زار و گریان ما
شکیبایی کوه در اوج خطر
چراغ تو روشن به هر دو جهان
غمت حک بر این لوح آیینه شد
به مهدی (عج) رسان این دل داغدار |
رضا کریمیان