فاطمه عباس آباد
فعال رسانهای و خبرنگار حوزه دانشگاه
تقریبا همه ارگانها،نهادهای مردمی و به ویژه دانشگاهیان آماده برگزاری مراسم تشییع پیکر مطهر رهبر معظم انقلاب و خانواده ایشان هستند و در همین راستا نیز برنامههای متعددی در شهرهای تهران، قم و مشهد پیش بینی شده است. قطعا این حضور، فراتر از یک مراسم سوگواری، به عنوان یک کنش استراتژیک برای تثبیت ارزشها و تداوم مسیر علمی و معنوی کشور قلمداد میشود. در لحظات گذار و حساس تاریخی، حضور اساتید و دانشجویان در مراسم تشییع، نقشی کلیدی در «مدیریت روایتها» ایفا میکند. با توجه به چالشهای موجود در حوزه جنگ شناختی و تلاش برخی جریانهای بیگانه برای تحریف میراث رهبری، حضور هوشمندانه نخبگان دانشگاهی میتواند به عنوان یک سپری دفاعی، مانع از ورود روایتهای نادرست به افکار عمومی شود.
از تبیین علمی تا حضور میدانی
جامعه دانشگاهی با برخورداری از ظرفیتهای تبیینی و پژوهشی، وظیفه دارد در این مراسم، پیامهای عمیق فکری و استراتژیک را به زبان علمی و منطقی به گوش جهانیان برساند. حضور دانشجویان در این میعادگاه، نه تنها نشاندهنده پیوند عمیق میان «علم و ولایت» است، بلکه پیامی روشن به جامعه بینالملل مبنی بر استواری و تداوم مسیر توسعه و پیشرفت در ایران ارسال میکند.
حضور اساتید و دانشجویان در مراسم تشییع پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب، تجلی مسئولیتپذیری اجتماعی نخبگان و گواهی بر وفاداری به ارزشهای بنیادین است که مسیر آینده کشور را رقم میزنند.
حضور دانشگاهیان در مراسم تشییع پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب، یک انتخاب نیست، بلکه یک وظیفه است و این حضور فراتر از یک مراسم؛ بلکه حضوری مسئولانه جامعه دانشگاهی در تشییع پیکر رهبر امت محسوب میشود.
مقدمه:
ضرورت بدرقه رهبر شهید از سوی جامعه دانشگاهی کشور
موضوع بدرقه رهبر شهید از سوی جامعه» از منظر علوم مدیریت استراتژیک، جامعهشناسی سیاسی و مبانی مدیریت بحران، فراتر از یک مراسم تشریفاتی یا عاطفی است؛ این رویداد در واقع یک «لحظه گذار استراتژیک» محسوب میشود که میتواند مسیر آینده نظام جمهوری اسلامی ایران را تعیین کند.
در زمان فقدان حضور رهبر، جامعه با پدیده «گسست نمادین» روبرو میشود. بدرقه نه تنها یک وداع، بلکه یک مکانیسم دفاعی جمعی برای مدیریت سوگواری است.بدرقه به جامعه اجازه میدهد تا هویت جمعی و حضور گسترده خود را در جامعه بازسازی کنند و حس «ما بودن» را تقویت کرده و در برابر تلاشهای دشمن برای ایجاد شکاف میان ملت و ارزشهای رهبری، یک سپر روانی ایجاد میکند.
حضور جامعه به ویژه قشر فرهیخته دانشگاهی در مراسم تشییع، به نوعی گواهی عمومی بر حقانیت مسیر رهبر فقید انقلاب اسلامی است. این حضور به مخاطبان بینالمللی و داخلی پیام میدهد که «مرگ رهبر، پایانِ آرمانها نیست، بلکه تاییدِ استمرار آنهاست. در عصر کنونی، فقدان یک رهبر، بزرگترین فرصت برای عملیات «جنگ شناختی» دشمنان است تا با ترویج روایتهای «فراغ»، «بیهدف بودن» یا «فروپاشی ساختار»، جامعه را دچار فروپاشی روانی کنند. در واقع شرکت در مراسم تشییع رهبر شهید یک نوع مقابله با روایت غلط دشمن است. بدرقه عظیم، یک «پاسخ بصری و عینی» به روایتهای تضعیفکننده است. قدرتِ حضورِ تودهها، روایت «بیثباتی» را خنثی کرده و روایت «پایداری» را جایگزین میکند. در واقع این حضور نمایش قدرت نرم جامعه ایران است.حجم و کیفیت بدرقه، نشاندهنده میزان نفوذ و پیوند میان رهبری و توده است که خود یک شاخص مهم در محاسبات قدرت دشمن است. بدرقه باید به گونهای مدیریت شود که جامعه را از «سوگِ شخص» به «پیمان با آرمان» منتقل کند. اگر بدرقه صرفاً بر جنبههای فردی متمرکز باشد، با مرگ رهبر، انگیزه جامعه نیز تهدید میشود؛ اما اگر به عنوان بدرقه «یک مسیر» باشد، منجر به نهادسازی میشود.
بدرقه رهبر شهید، یک «مراسمِ بازتولید قدرت انقلاب اسلامی» است
ضرورت آن در این است که از یک «بحران فقدان»، یک «فرصت برای تجدید میثاق و استحکام ساختار» ایجاد کند. در واقع، جامعه با بدرقه، نه تنها در حال وداع با یک فرد، بلکه در حال تثبیت جایگاه آن نظام در تاریخ است.
حضور جامعه دانشگاهی در مراسم تشییع پیکر مطهر رهبر شهید، تنها یک حضور نمادین یا اخلاقی نیست؛ بلکه از منظر «جامعهشناسی علم»، «مدیریت استراتژیک سرمایههای انسانی» و «جامعهشناسی سیاسی»، یک ضرورت ساختاری برای تداوم حیات فکری و عملیاتی نظام است.
دانشگاهها، به عنوان «قلب تپنده تولید معرفت» و «مرکز تربیت نخبگان»، در این لحظات تاریخی، نقش «تضمینکننده تداوم روایت»* را ایفا میکنند. یکی از بزرگترین چالشهای پس از فقدان یک رهبر بزرگ، گذار از الگوی «رهبری مبتنی بر شخصیت» به الگوی «رهبری مبتنی بر ساختار و تخصص» است.حضور اساتید و دانشجویان، پیامی است مبنی بر اینکه آرمانهای رهبر شهید، اکنون باید از طریق *«دانش» و «تخصص» دنبال شود. این حضور، نشان میدهد که جامعه دانشگاهی آمادگی دارد تا «ایدئولوژی» را به «مدلهای علمی و اجرایی» تبدیل کند تا از تئوری به عمل برسد.حضور دانشگاهیان در تشییع، به معنای تعهد به «پژوهش در مسیر آرمانها» است. جامعه دانشگاهی وظیفه دارد مفاهیم، نظریات و راهبردهای رهبر شهید را به زبان علمی، مقالات، کتابها و مدلهای مدیریتی ترجمه کند تا این اندیشهها از حالت «گفتار» به «ساختار علمی» تبدیل شده و در نسلهای آینده نهادینه شود. چراکه در دوران گذار، دشمنان با تمام توان بر روی «شکاف نسلی» و «بیاعتمادی به ساختارها» تمرکز میکنند. وقتی نخبگان، اساتید و دانشجویان در خط مقدم تشییع پیکر پاک رهبر شهید انقلاب حضور مییابند، به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران «اعتبار علمی و فکری» میبخشند. این حضور، مانع از آن میشود که منتقدان یا دشمنان بتوانند ادعا کنند که «نظام تنها یک ساختار سیاسی است و با جامعه علمی فاصله دارد. دانشگاهیان با حضور خود، به جامعه نشان میدهند که «مسیر انقلاب» یک مسیر عقلانی و علمی است، نه صرفاً یک مسیر عاطفی. این کار، به (عقلانیسازی) حرکت اجتماعی کمک میکند.حضور در تشییع، نشاندهنده آن است که یک «دانشمند» در نظام مقدس جمهوری اسلامی، یک موجود ایزوله و بیطرف نیست، بلکه یک «عامل اجتماعی و ملتساز» است. این حضور، پیام میدهد که دانش در این جامعه، در خدمت «هدفی بزرگ» قرار دارد و نباید از مسیر ارزشهای بنیادین منحرف شود.به عبارت دیگر می توان گفت اگر حضور تودههای مردم، «بدنه و عاطفه» حرکت است، حضور جامعه دانشگاهی، «مغز و استراتژی» آن حرکت است که تضمین میکند مسیر پس از فقدان رهبر، دچار انحراف یا سرگشتگی نشود.
کلام پایانی در سه محور اصلی:
۱. دانشگاه به عنوان سنگر: دانشگاهها در جنگهای مدرن، صرفاً مراکز آموزش نیستند، بلکه «جبهه علمی» و ستونهای اصلی دفاع ملی هستند.
۲. مدیریت بحران هوشمند: در شرایط جنگی، مدیریت دانشگاهها نباید سنتی باشد؛ بلکه باید با استفاده از دانش و ابزارهای نوین، از حالت دفاعی به حالت «کنشگر استراتژیک» تغییر یابد.
۳. تلفیق ارزش و ساختار: مدیریت دانشگاه باید همزمان دو مسیر را طی کند: رعایت اسناد بالادستی (قانون و ساختار) و حفظ ارزشهای حماسی* (مسیر شهدا و مسئولیت اخلاقی).
«در عصر جنگهای نسل جدید که مرز میان میدان نبرد و محیطهای فکری در هم شکسته است، دانشگاهها دیگر تنها تکیهگاههای تولید دانش نیستند، بلکه سنگرهای اصلی جبهه علمی و فرهنگی محسوب میشوند. تأکید بر ضرورت مدیریت هوشمندانه در شرایط حساس جنگی، مستلزم گذار از رویکردهای تکبعدی به سوی یک مدل “حکمرانی علمی” است که در آن، مدیریت دانشگاهی با تراز اسناد بالادستی و با نگاهی به تداوم مسیر فداکاری و ایثار شهدا، بر حفظ تابآوری ملی تمرکز دارد. در این راستا، مسئولیت سنگین مدیران دانشگاهی، فراتر از امور اداری، در حوزه مدیریت استراتژیک منابع انسانی و فکری برای مقابله با تهدیدات نوین، از جمله جنگهای شناختی، تعریف میشود.امید است رهبر شهید انقلاب برای سربلندی مردم ایران همه ما را در عالم حق دعا بفرمایند و ما نیز همانند ایشان در مسیر شهادت تا هدف نهایی قدم برداریم و به سرمنزل مقصود برسیم.
ای روح بلند استقامتدریای غرور و کوه غیرتفرزند حسین شبیه جدتلب تشنه رسیدی به شهادتای مقتدر مظلوم به آرزوت رسیدییار مردم محروم چه زحمتی کشیدیراهت ادامه دارد......