دانشگاه انقلاب - حجتالاسلام والمسلمین هادی قبادی، رئیس نمایندگی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، در نخستین دورهمی رونمایی از کتاب شخصیت قرآنی رهبر شهید که با هدف تبیین روش شناسی تفسیری ایشان و بیان خاطرات قرآنی اساتید ممتاز کشور، عصر یکشنبه ۲۴خرداد ماه با حضور حجتالاسلام والمسلمین دکتر محمدعلی رضایی اصفهانی و جمعی از اساتید و فعالان قرآنی در فرهنگسرای قرآن برگزار شد در گفتوگوی اختصاصی با خبرنگار دانشگاه انقلاب به سوالاتی در خصوص منویات مقام معظم رهبری در حوزه اقتصاد مقاومتی و سبک زندگی قرآنی در زندگی و جامعه پاسخ داد.
در ابتدا خودتان را به طور کامل معرفی بفرمایید و درباره سوابق دانشگاهی،مدیریتی و اجرایی خود را توضیح بفرمایید؟ بنده تحصیل در علوم دینی را در حوزه علمیه قم از سال ۱۳۶۲ آغاز کردم و پس از اتمام دروس با شرکت در درس خارج فقه و اصول آیتالله سبحانی و جلسات تفسیری آیتالله جوادی آملی به تکمیل آموختههای خود پرداختم و همزمان تحصیلات دانشگاهی خود را در دانشگاه تهران در رشته الهیات و معارف اسلامی ادامه دادم و مدرک فوق لیسانس را در این رشته دریافت کردم. به طور کلی بنده ۳۶ سال سابقه اجرایی و مدیریتی در حوزه های مختلف دارم و ۱۵ سال نیز در دانشگاه های مختلف دولتی و آزاد اسلامی استان سمنان به عنوان مدرس دانشگاه در رشته علوم دینی و قرآنی، مشغول تدریس بودم. به طور مثال بنده سه سال در دانشکده علوم قرآنی شاهرود، چندین سال در جهاد دانشگاهی، دانشگاه آزاد گرمسار،مرکز آموزش مدیریت دولتی سمنان و در برخی از دانشگاه های غیرانتفاعی و غیر دولتی تدریس داشتم. بنده علاوه بر تدریس علوم قرآنی در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی، عضو فعال در کارگروههای مختلف و شوراهای قرآنی همچون «طرح جامع قرآنی کشور»، «جایزه علامه طباطبایی»، «سرای قرآن و اندیشه»، «سیاستگذاری بینالمللی قرآن پژوهی دانشجویان کشور» نیز بودهام. همچنین مدیریت برگزاری مسابقات سراسری و نیز بینالمللی قرآن کریم جمهوری اسلامی ایران را طی چندین دوره عهده دار بودم. در دورههایی نیز «مدیر کل بنیاد مستضعفان و جانبازان استان سمنان»، «مدیر کل اوقاف و امور خیریه استان سمنان»، «مدیر کل دفتر آموزش و مسابقات قرآنی سازمان اوقاف»، «مدیر کل مراکز و اماکن منتسب به حضرت امام خمینی(ره)»، «مشاور ریاست سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران و.... از جمله سوابق مدیریتی بنده در این سالها بوده است.
حجتالاسلام والمسلمین قبادی، در پاسخ به پرسشی درباره چگونگی تربیت جامعه قرآنی در راستای منویات مقام معظم رهبری، بخصوص در جامعه دانشگاهی اظهار داشت: برخی افراد تنها به قرائت قرآن توجه دارند، برخی به حفظ، برخی به ترجمه و مفاهیم، اما نگاه جامع به قرآن ایجاب میکند که این مسیر به عمل به آموزههای قرآنی نیز منتهی شود و جامعه دانشگاهی نیز در این زمینه پیشگام جامعه باشد. وی با اشاره به سیره امام شهید و تأکیدات ایشان در دیدار با جمعهای قرآنی، با اساتید و دانشجویان افزود: در جلساتی مانند شب دوم ماه مبارک رمضان، یا در اختتامیه مسابقات بینالمللی قرآن، که با حضور دانشجویان و قاریان قرآن برگزار میشد رهبر شهید انقلاب، همواره بر این نکته تأکید میکردند که نباید تنها به قرائت، حفظ، ترجمه و حتی مفاهیم قرآن اکتفا کرد، بلکه باید به سمت عمل به قرآن در همه ابعاد زندگی رفت. مخاطب این توصیهها تنها گروه خاصی از جامعه و فعالان قرآنی نیستند، بلکه همه مسلمانان، بهویژه مسلمانان ایرانی و قشر دانشگاهی را نیز در بر میگیرد.
وی در ادامه با استناد به حدیث ثقلین خاطرنشان کرد: بر اساس روایت مشهور پیامبر اعظم(ص)، اگر جامعه اسلامی به قرآن و عترت تمسک جوید، هرگز گمراه نخواهد شد و سعادت و نیکبختی جامعه اسلامی و حتی جامعه بشری در گرو پایبندی به این دو یادگار گرانسنگ پیامبر است. اگر همه جامعه به ویژه قشر فرهیخته دانشگاهی و قرآندوستان این حقیقت را مدنظر داشته باشند، میتوان گامی مؤثر در مسیر تحقق منویات مقام معظم رهبری مبنی بر داشتن جامعه قرآنی برداشت.
مشاور رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، با بیان اینکه حل بسیاری از چالشهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور در گرو تمسک به آموزههای قرآنی است، اظهار داشت: ضروری است اندیشههای قرآنی رهبر شهید انقلاب برای نسل جوان امروز به خصوص در محیط دانشگاه های سراسر کشور بازخوانی شود؛ زیرا اندیشههای قرآنی رهبر شهید، راهگشای ساحتهای مختلف زندگی فردی و اجتماعی ماست و اکنون با گذشت چند ماه از شهادت آن عزیز سفرکرده، ضرورت دارد با تأمل و دقت بیشتری به فرمایشات ایشان در این حوزه نگریست.
این مدرس دانشگاه با آسیبشناسی مشکلات کنونی جامعه تأکید کرد: بخش عمدهای از گرفتاریها و معضلاتی که امروز در زندگی شخصی و اجتماعی با آن مواجه هستیم، ناشی از فاصله گرفتن از آموزههای نجاتبخش قرآن است. بنابراین، توجه به سبک زندگی قرآنی و عملیاتی کردن سفارشات آن شهید در این عرصه، ضرورتی اجتنابناپذیر برای عبور از مشکلات موجود محسوب میشود.
مهجوریت اندیشههای قرآنی رهبر انقلاب در داخل کشور
وی از غفلت موجود نسبت به تفاسیر قرآنی رهبر معظم انقلاب، در دانشگاه ها انتقاد کرد و افزود: از مظلومیت رهبر شهید انقلاب همین بس که برخی از افراد و به خصوص جامعه دانشگاهی حتی تورقی هم در تفاسیر ایشان نداشتهاند و با این گنجینه علمی رهبر شهید انقلاب ناآشنا هستند. این در حالی است که شخصیت ایشان در سطح بینالمللی، از جمله در کشورهای لبنان و عراق، بسیار شناختهشده و مورد تکریم است.
این پژوهشگر حوزه دین و مدرس دانشگاه بر لزوم مواجهه مسئولان و جامعه دانشگاهی با جنگ رسانهای دشمن تاکید کرد و افزود: قشر دانشجو و جامعه دانشگاهی هنوز ابعاد شخصیت بزرگ بینالمللی و قرآنی رهبر شهید انقلاب را به درستی نشناخته است. همانطور که نگاه ویژه ایشان به علوم مختلفی از جمله صنایع دفاعی و موشکی، کشور را به شکوفایی رسانده، توجه به نگاه قرآنی ایشان نیز میتواند راهگشای بسیاری از چالشها را جامعه دانشگاهی باشد.
حجت الاسلام قبادی در پاسخ به این دغدغه که برای تبیین منویات رهبری در دانشگاهها چه باید کرد، بیان داشت: امروزه قشر فرهیخته دانشگاهی، نقش کلیدی در تبیین شخصیت و نگاه قرآنی رهبر شهید انقلاب در همه حوزه ها به ویژه حوزه علم و دانش دارد. در صورتی که بستر انس بیشتر با قرآن در دانشگاه ها فراهم شود، این فرهنگ بهطور طبیعی به سطح جامعه به ویژه محله، مدرسه و محیطهای کاری تسری یافته و جامعه را در برابر جنگ نرم دشمن واکسینه میکند.
وی با اشاره به مهجوریت بیانات رهبری در میان نخبگان و مسئولان و اساتید دانشگاهی، خاطرنشان کرد: اگر مجموعه سخنرانیها و پیامهای امام راحل در ۲۲ جلد «صحیفه امام» جمعآوری شده است، با توجه به استمرار قریب به ۳۷ ساله رهبری آیتالله خامنهای، پیشبینی میشود که تدوین کامل فرمایشات ایشان در حوزههای مختلف، به بیش از ۱۰۰ جلد برسد. «متأسفانه در بسیاری از فضاها، شخصیت رهبری مظلوم واقع شده است. حتی برخی از اساتید که ارتباط مستقیمی با این حوزه دارند، مرور اجمالی بر تفاسیر و دیدگاههای قرآنی ایشان نداشتهاند. این در حالی است که نگاه راهبردی ایشان در حوزههایی همچون صنعت موشکی، کشور را از بحرانها نجات داده است. بنابراین، نهادهای فرهنگی باید با همتی بلند و با سرمایهگذاری از دوره دبستان تا متون درسی دانشگاهی، زمینه آشنایی اقشار مختلف جامعه با این منویات را فراهم کنند.
این مدرس دانشگاه بر به کارگیری اقتصاد مقاومتی؛ به عنوان راهبرد عبور از پاشنه آشیل نظام تاکید کرد و افزود: «اقتصاد مقاومتی» به عنوان یکی از محورهای کلیدی برای عبور از فشارهای معیشتی باید مورد توجه همگان قرار گیرد.امروز اقتصادی مقاومتی«پاشنه آشیل» جمهوری اسلامی محسوب میشود.اگر مسئولان کشور نتوانند سیستم اقتصادی کارآمدی طراحی کنند که فشار کمتری به مردم وارد شود، کشور در آینده با خطرات جدیتری مواجه خواهد شد.
وی با اشاره به هجمههای رسانهای دشمنان برای ایجاد نارضایتی و بدبینی در میان مردم نسبت به نظام، افزود: دشمن با استفاده از تمام ظرفیتهای امپراتوری رسانهای خود، روی معیشت مردم متمرکز شده است تا با ایجاد یأس، به اهداف خود برسد. با این حال، راهکار مقابله با این توطئه، نه در عقبنشینی، بلکه در اجرای دقیق و علمیِ مبانی «اقتصاد مقاومتی» است که سالها مورد تأکید رهبری بوده و هست.
این معلم دانشگاه با اشاره به پتانسیل و پیشینه تمدنی ایران در مقابله با توطئه دشمنان گفت: با وجود تمام فشارهای جنگ و تحریمهای اقتصادی که هر کشور دیگری را ممکن بود به فروپاشی برساند، ایران به دلیل پیشینه تمدنی و تابآوری مردم هنوز پابرجاست؛ اما این نباید بهانهای برای توجیه مشکلات معیشتیِ «عجیب و غریبی» شود که ابتداییترین مسائل زندگی مردم را تحتالشعاع قرار داده است بنابراین نیاز است یک بازنگری در سیاستگذاریهای اقتصادی انجام شود.وی برای عبور از شرایط اقتصادی نابسامان جامعه ایرانی راهکارهایی را ارائه کرد و افزود: ۱.بستن گلوگاههای فساد: فساد اداری و اقتصادی به عنوان یک «ترمز» برای توسعه عمل میکند. وقتی منابع کشور به جای حرکت در مسیر تولید، در مسیر رانت و احتکار قرار میگیرند، بدیهی است که فشار آن مستقیماً بر معیشت دهکهای پایین جامعه وارد میشود.۲.سیاستگذاری و سوءمدیریت: تأکید شما بر اینکه «کسی که صلاحیت ندارد نباید در جایگاه قرار بگیرد»، اشاره به ضرورتِ شایستهسالاری در نظام اداری دارد. سوءمدیریت معمولاً از نبودِ تخصص یا نبودِ نظارت ساختارمند نشأت میگیرد.
۳.نقشِ قاطعیت در نظارت: دیدگاه شما درباره برخورد با مفسدان و محتکران، بازتابدهنده مطالبهای است که در جامعه وجود دارد مبنی بر اینکه «امنیت اقتصادی» باید با همان جدیت «امنیت سیاسی و دفاعی» پیگیری شود.
۴.در مسیرِ پیشِ رونباید توقع معجزه یکشبه داشت. با این حال، نقشهراهِ عبور از این شرایط به این شرح است:الف)اولویتدهی به اصلاحاتِ داخلی: تقویتِ نهادهای نظارتی برای بستنِ گلوگاههای فساد و احتکار.ب)بهکارگیریِ مدیرانِ متخصص: تغییر ریل از «مدیریتِ سلیقهای» به «مدیریتِ تخصصی و پاسخگو».پ)حفظِ اقتدارِ ملی: استفاده از ظرفیتهای استراتژیک (مانند قدرتِ ژئوپلیتیک کشور) برای توازنبخشی به فشارهای خارجی.
وی در ادامه در پاسخ به این سوال که امروزه وظیفه جامعه دانشگاهی در این برهه (چه در حین جنگ و چه در دوران پس از آن)، چیست؟ اظهار کرد: میتوان چند محور اساسی را بر اساس واقعیتهای موجود جامعه دانشگاهی ترسیم کرد:
۱. عبور از «دانشگاهِ مصرفکننده» به «دانشگاهِ حلمسئله»: اکتفا کردن به جزوه و مدرک، آفتِ نظام آموزشی است. وظیفه دانشگاه در شرایط جنگی و پساجنگ، کاربردیسازی علوم است. اساتید و دانشجویان نباید صرفاً تولیدکننده مقاله باشند، بلکه باید در هر رشتهای که هستند (اقتصاد، مهندسی، علوم سیاسی، جامعهشناسی)، به گلوگاههای فساد و ناکارآمدی، ورود تخصصی کنند.دانشگاه باید بازوی فکری برای مدیریتِ کشور باشد تا تصمیماتِ اقتصادی بر اساس شواهدِ علمی گرفته شود، نه آزمون و خطا.
۲. مسئولیتِ اخلاقی و «صدایِ نخبگی»:انفعالِ بخشی از جامعه دانشگاهی که نگرانِ روابط بینالمللی خود هستند، در واقع یک «شکستِ اخلاقی» است. نخبگانِ هر کشور، «وجدان بیدار» آن جامعه هستند. وقتی مظلومیتی رخ میدهد (مانند آنچه که در مدرسه مینا اتفاق افتاد و ۱۶۸ دانش آموز مظلوم به دست شقیترین دشمن بشریت یعنی آمریکا و رژیم کودک کش اسرائیل به شهادت رسیدند)، سکوتِ دانشگاه به معنای بیتفاوتیِ فکری است. دانشگاه باید «مرجعیتِ اخلاقی» خود را بازسازی کند. اساتید نباید اجازه دهند «ترس از هزینههای شخصی» یا «تعلقاتِ فرامرزی»، مانع از دفاع آنها از حقیقت شود. دانشجو باید صدایِ رسایِ جامعه باشد، نه بلندگویِ یک جریانِ خاص.
۳. ترویج «سیرهٔ مطالعاتی» و «جهاد تبیین»:الگویی که از رهبر شهید هست (ترکیبِ دانشِ قرآنی با مطالعه وسیعِ بشری)، بهترین نقشه راه است. یک قشر دانشگاهی که کتابخوان نباشد، نمیتواند در برابر «جنگِ روایتها» ایستادگی کند. دشمن از طریق فضای مجازی و رسانه، واقعیتها را وارونه جلوه میدهد؛ دانشگاه باید با «تولید محتوایِ مستدل»، این فضا را مدیریت کند. ارتقای سطح سواد رسانهای و تحلیلیِ خود و جامعه. کسی که مطالعه عمیق ندارد، در طوفانِ اخبارِ جعلی بهراحتی غرق میشود.
۴. مبارزه با «کمفروشی علمی»:نکتهتان درباره کمفروشی بسیار حیاتی بود. در شرایطی که کشور درگیر سختیهای معیشتی است، هر دقیقه از کلاسِ درسِ استاد که به جای علم، به بطالت بگذرد یا با بیمیلی تدریس شود، حقالناسِ بزرگی است. اساتید و دانشجویان باید بدانند که «توسعه» یک محصولِ لوکس نیست، بلکه نتیجهی «انضباطِ کاری» و «ایثارِ علمی» است.دانشگاه به عنوان اتاق فکرِ نظامجامعه دانشگاهی نباید «تأییدکننده» یا «تخریبکننده» صرف باشد؛ بلکه باید «ناظرِ منتقدِ منصف» باشد. اگر دانشگاه به جای مدرکگرایی، بر «نقدِ تخصصی و پیشنهادِ راهکار» تمرکز کند، خیلی از آن «سوءمدیریتهای موجود» در نطفه شناسایی و اصلاح میشوند.
وی در پاسخ به اینکه به نظر شما، آیا فضایِ فعلیِ دانشگاههای ما اجازه میدهد که اساتیدِ جوان بدون نگرانی از تبعاتِ اداری، به طور جدی به نقدِ ساختارهای ناکارآمد بپردازند، یا به تعبیر شما، فرهنگِ حاکم بر دانشگاه هنوز «مدرکمحور» است و تمایلی به «خطر کردن در مسیرِ اصلاح» ندارد؟گفت:بسیار سخن عمیق، دقیق و تأملبرانگیزی بیان کردید. در واقع شما با یک نگاهِ کلنگر و اخلاقی، مفهومی که شاید در نگاه نخست محدود به «کاسبی و معاملات اقتصادی» به نظر برسد (یعنی همان مفهوم «تطفیف» یا کمفروشی در سوره مطففین)، را به تمام عرصههای زندگی اجتماعی و فردی گسترش دادید.
۱.تعمیم مفهوم «کمفروشی» به «کمکاری در مسئولیت»:این نگاه بسیار درستی است. در نظام اخلاقی اسلام، «تطفیف» تنها ترازو و کیلوگرم نیست؛ بلکه هر نوع «نقص در ادای حق» است. وقتی استادی با بیانگیزگی تدریس میکند، یا کارمندی در انجام وظیفه کوتاهی میورزد، یا فرزندی در حق والدین خود یا بالعکس، حقی را ضایع میکند، در واقع در آن جایگاه دچار «تطفیف» شده است. این نگاه باعث میشود «وجدان کاری» از یک بحث اداری به یک «امر اعتقادی» تبدیل شود.
۲. واقعبینی در تحلیل جامعه:اینکه برخی از اساتید دانشگاه در قبال مسائل روز جامعه سکوت می کنند و اظهار نظری ندارند باید بگویم ما نمیتوانیم انتظار داشته باشیم همه ۹۰ میلیون نفری که در ایران زندگی میکنند یکدست و ایدهآل فکر کنند، تفاوت در سطح درک، دغدغهمندی و آگاهی، یک اصلِ لاینفک از خلقت بشر است. اما نکته طلایی سخن اینجاست هدف، متقاعد کردنِ کل جامعه نیست، بلکه فعال کردنِ «وجدانهای بیدار» است. همانهایی که به واسطه ملیت یا باورهای دینیشان، احساس مسئولیتِ بیشتری دارند.
۳. مسئولیتِ نقشی: این فرمول ساده اما کارآمدی که در پایان گفته شد، در واقع نقشه راهِ یک جامعه پویاست:*شناخت دقیق نقش:(من در جایگاه پدری/استادی/فرزندی دقیقاً چه وظیفهای دارم؟)انجام به نحو احسن: (کیفیت کارم چقدر است؟)اگر هرکس در هر جایگاهی که هست، به جای نگاه کردن به «دیگران» یا نقدِ «مجموعه»، تمرکزش را بر «انجامِ بینقصِ وظیفه خود» بگذارد، خروجیِ جمعیِ این رفتارها، بدون شک رسیدن به یک جامعه تراز و پیشرفته خواهد بود.
در واقع ما در حال ترویج نوعی «اخلاقِ حرفهایِ مؤمنانه» هستیم؛ اخلاقی که در آن «خلوت و جلوت» ندارد و در حضور و غیابِ ناظرِ بیرونی، فردِ مؤمن خود را ملزم به انجامِ بهترین کار میداند.
وی به این سوال که آیا فکر میکنید برای تقویت این فرهنگِ مسئولیتپذیری در فضای دانشگاهی، نیاز به ساختارها و قوانینِ سختگیرانهتر است یا راهکار اصلی را بیشتر در حوزهی «تربیت و فرهنگسازی» میبینید اینطور پاسخ داد:در واقع مسئولیتپذیری در ترازِ «اخلاقِ قرآنی»؛ راهکار عبور از چالشهای اجتماعی است. در نظام اخلاقی اسلام، «تطفیف» یا کمفروشی، تنها به دایرهی محدودِ معاملات اقتصادی و ترازوهای توزین منحصر نمیشود؛ بلکه مفهومی گسترده به پهنای تمامِ مسئولیتهای فردی و اجتماعی است. اگر استادی در تدریس خود کم میگذارد، مدیر یا کارمندی در انجام وظیفه کوتاهی میکند، یا فردی در جایگاه پدری و فرزندی به حقوقِ نقشِ خود وفادار نیست، همگی مشمولِ همان خطابِ سوره مبارک «مطففین» هستند. تحقق یک جامعهی تراز، در گروِ آن است که هر فرد در هر جایگاهی که هست، نخست «نقشِ» خود را دقیق بشناسد و سپس آن را «بهنحوِ احسن» ایفا کند.
۱.واقعبینی در عینِ آرمانگرایی:در جامعهای بزرگ با سلایق و اندیشههای گوناگون، انتظارِ یکدستیِ فکری غیرمنطقی است. تفاوت در برداشتها و انتظارات، تا پایانِ تاریخ باقی خواهد ماند. اما نکتهی راهبردی این است که مخاطبانِ اصلیِ این دعوت به مسئولیتپذیری، نه تمامِ نود میلیون نفر، بلکه «وجدانهای بیدار» و کسانی هستند که پیوندی ناگسستنی با ملیت و آرمانهای دینی خود دارند. تمرکز بر ارتقای مسئولیتپذیری در این لایههای تأثیرگذار، موتور محرکِ پیشرفت کشور خواهد بود.
۲. مدیریت بحران و اقتدار ملی:تجربهی سالهای اخیر، بهویژه در رویاروییهای پیچیدهی امنیتی و علمی، نشان داد که پیوندِ هوشمندانه میانِ «رهبری فرزانه» و «مردمِ مؤمن»، کشور را از خطراتی که میتوانست هر نظامِ دیگری را به فروپاشی بکشاند، مصون نگه داشته است. این استحکام درونی، نه یک اتفاق، بلکه نتیجهی هوشمندی در حکمرانی و پیوندِ عمیقِ جامعه با آموزههای قرآن، اهلبیت(ع) و اتکا به نصرت الهی است.
۳. «آتش به اختیار»؛ رویکردی بر مدارِ آگاهی:مفهوم «آتش به اختیار» که از سوی رهبر معظم انقلاب مطرح شد، در بطنِ خود، نه به معنای اقدامِ کورکورانه، بلکه به معنای «کنشگریِ آگاهانه و بهموقع» است. در این الگوی کنشگری، فرد با شناخت دقیق از میدان و بر اساسِ بصیرت، بدونِ انتظار برای دستوراتِ اداریِ کُندکننده، در مسیرِ ارتقای سطح علمی و فرهنگی کشور قدم برمیدارد.۴. پیوندِ قلبی با امام عصر(عج)؛ موتور محرکِ ایمان:اعتقاد به حضور و نظارتِ دائمِ حضرت صاحبالزمان(عج) بر قلوب و اعمال، نه تنها یک اعتقاد قلبی، بلکه یک واقعیتِ امیدبخش است. وقتی جامعهای خود را در محضرِ امامِ حیّ و ناظر ببیند، «وجدان کاری» از یک الزامِ اداری به یک «امرِ قدسی» تبدیل میشود. در این نگاه، هر نویسنده، خبرنگار، استاد یا دانشجو، با این باور که اعمالش در پیشگاهِ الهی و نگاهِ مصلحانهی امامِ زمان(عج) است، با جدیتِ مضاعف در مسیرِ خدمت گام برمیدارد.اگر هر یک از ما، فارغ از هیاهوهای پیرامونی و با تمرکز بر ایفایِ بینقصِ نقشِ خود، به «مسئولیتِ فردی» پایبند باشیم، خروجیِ جمعیِ این رفتارها، بدون شک رسیدن به ایرانی مقتدر، پیشرفته و در ترازِ اهدافِ بلندِ انقلاب اسلامی خواهد بود. این، کوتاهترین و مطمئنترین مسیر برای ادای دین به کشور، شهدا و آرمانهای بلندِ دینی ماست.
دانشگاه در ترازِ «اخلاقِ قرآنی»؛ جهاد تبیین، پادزهرِ کمفروشیِ علمی
اگر کمفروشی را در نظامِ اخلاقِ قرآنی، فراگیرتر از ترازوهای توزین و منحصر به حوزهی اقتصاد بدانیم، در محیطِ دانشگاهی با مصداقِ حساستری روبرو میشویم: «تطفیفِ در تبیین». دانشگاهی که رسالتش روشنگری و جهتدهی به افکار عمومی است، اگر در مسیرِ «جهاد تبیین» دچارِ اهمال یا محافظهکاری شود، در واقع گرفتارِ نوعی کمفروشیِ معرفتی شده است.
۱. جهاد تبیین؛ از یک شعار تا یک «فرضِ عینی»:در شرایطی که غبارِ شبهات و هجمههای شناختی، عرصهی فکر و اندیشه را آماجِ خود قرار داده است، «تبیین» دیگر یک امرِ فرعی یا فعالیتِ جانبی نیست، بلکه «فرضِ عینی» برای هر دانشجو و استادی است که خود را در قبالِ آیندهی کشور مسئول میداند. در این میان، دانشگاه، دیدهبانی است که باید پیش از دیگران، حقایق را ببیند، تحلیل کند و به زبانِ جامعه ترجمه نماید.
۲. «آتش به اختیار»؛ کنشگری بر مدارِ بصیرت و علم:مفهوم «آتش به اختیار» در محیط علمی، فراخوانی است برای گذار از «انفعالِ سیستمی» به «کنشگریِ آگاهانه». جهاد تبیین در دانشگاه، یعنی منتظرِ بخشنامهها نماندن و با تکیه بر استدلال و سوادِ رسانهای، پاسخهای اقناعی برای پرسشهای نسلِ جدید تولید کردن. این یعنی تبدیلِ محیطِ علمی به «کارخانهی تولیدِ حقیقت» در برابرِ ماشینِ جعلِ واقعیت.
۳. پیوندِ قلبی با آرمانها؛ سوختِ موتورِ تبیین:اعتقاد به حضورِ ناظرِ مصلح (امام عصر عج)، در فضای دانشگاهی، معنایی مضاعف مییابد. دانشجویی که خود را در محضرِ امامِ حیّ میبیند، نمیتواند در برابرِ «تحریفِ تاریخ» یا «وارونهنماییِ دستاوردهای ملی» سکوت کند. اینجا «جهاد تبیین» از یک وظیفهی سازمانی، به یک «امرِ قدسی» تبدیل میشود که دانشجو را در راهروهای دانشگاه، پشتِ تریبونها و در شبکههای اجتماعی به جهادگری خستگیناپذیر بدل میکند.
۴. دانشگاه، سنگرِ نفوذناپذیرِ خرد:ما در دانشگاه، نه به دنبالِ یکدستیِ تحمیلی، که به دنبالِ «حاکمیتِ منطق» هستیم. دانشگاه تراز، دانشگاهی است که در آن «تطفیفِ علمی» راه ندارد؛ نه استادِ آن، درسِ خود را کم میگذارد و نه دانشجو، رسالتِ اجتماعیاش را به بهانهی تکالیفِ صرفاً آموزشی، فراموش میکند. خروجیِ این دانشگاه، نه فقط متخصصانی کارآمد، بلکه «مصلحانی بصیر» است که «اقتدارِ علمی» را با «عمقِ بینشِ سیاسی» پیوند زدهاند.
وی ادامه داد:امروز، جهاد تبیین در دانشگاه، خط مقدمِ حفظِ هویتِ ملی و دینی ماست. اگر هر یک از ما در جایگاهِ استادی یا دانشجویی، با شناختِ دقیقِ میدان و با اتکا به سلاحِ علم و ایمان، نقشِ خود را «بهنحوِ احسن» ایفا کنیم، حصارهای ذهنیِ دشمن فرومیریزد. این، کوتاهترین و مطمئنترین مسیر برای ادای دین به خونِ شهدای دانشجو و تحققِ تمدن نوین اسلامی است.
اقتصاد مقاومتی؛ «جهاد تبیین» در سنگرِ تولید و خرد:اقتصاد مقاومتی، فراتر از یک الگویِ صرفاً مدیریتی، نیازمندِ یک «پیوستِ فرهنگی و معرفتی» است. معضلات اقتصادی امروز، بیش از آنکه حاصلِ کمبودِ منابع باشند، در بسیاری موارد ریشه در «تطفیف» (کمفروشی در مسئولیت) و ضعف در «مدیریتِ جهادی» دارند. دانشگاه، به عنوان مغزِ متفکرِ جامعه، موظف است در «جهاد تبیینِ اقتصادی»، ابعادِ این الگو را از حصارِ تئوریهای انتزاعی خارج کرده و به متنِ زندگی مردم پیوند بزند.
۱. دانشگاه؛ اتاقِ فکرِ گذار از وابستگی:در الگوی اقتصاد مقاومتی، دانشگاه نباید «جزیرهای منفصل» از صنعت و اقتصاد باشد. جهاد تبیین در دانشگاه یعنی تبیینِ این حقیقت که «تولیدِ دانشبنیان» تنها راهِ نجات از تورم و وابستگی ارزی است. استادی که پروژهی پژوهشیاش گرهی از صنعتِ کشور باز نمیکند، و دانشجویی که به دنبالِ «مهارتافزاییِ کاربردی» نیست، هر دو در حالِ نوعی «کمفروشی در جبههی اقتصاد» هستند.
۲. اصلاحِ فرهنگِ مصرف؛ تبیینِ سبکِ زندگی:بخشی از معضلات اقتصادی، ناشی از فرهنگِ مصرفگرایی است که با روحِ اقتصاد مقاومتی در تضاد است. جهاد تبیین یعنی تبیینِ این نکته که «مصرفِ کالای ایرانی» نه یک شعارِ عاطفی، بلکه یک «سیاستِ راهبردی» برای حفظِ اشتغال و اقتدارِ ملی است. دانشگاهیان باید پیشقراولانِ ترویجِ «الگوی مصرفِ هوشمندانه» باشند تا جامعه، هزینههای اضافی را صرفِ سرمایهگذاری در تولیدِ داخلی کند.
۳. مبارزه با «فساد و اشرافیگری»؛ مطالبهگریِ علمی:اقتصاد مقاومتی با روحیه اشرافیگری و فسادِ اقتصادی جمع نمیشود. در دانشگاه، جهاد تبیین یعنی «مطالبهگریِ عالمانه». دانشجو باید بتواند با ابزارِ تحلیل، انحرافاتِ اقتصادی را رصد کند، بسترهای رانت را شناسایی کرده و راهکارهای اصلاحی را به جای سیاهنمایی، با نگاهِ حلالمسئلهای مطرح کند. دانشگاه نباید در برابرِ «جنگِ اقتصادی» خنثی باشد؛ تبیینِ واقعیتهای اقتصادی، یعنی افشای دشمنیهای دشمن و در عین حال، نقدِ درونیِ نقاط ضعفِ ساختاری.
۴. پیوندِ «اقتصاد» با «امرِ قدسی»:وقتی کار و تولید در نگاهِ مؤمنانه، «عبادت» تلقی شود، کیفیتِ کار بالا میرود و تطفیف (کمکاری) رنگ میبازد. اقتصاد مقاومتی یعنی کارگر، مهندس، استاد و مدیر، خود را نه فقط در قبالِ حقوقِ ماهانه، بلکه در قبالِ «نصرتِ جبههی اقتصادیِ اسلام» مسئول بداند. حضورِ ناظرِ مصلح (امام عصر عج) در فضای کار و تولید، ضامنِ سلامتِ فعالیتهای اقتصادی است.
سخن پایانی؛
اقتصاد مقاومتی بدون «جهاد تبیین» ناقص میماند. دانشگاهِ ترازِ انقلاب، دانشگاهی است که در آن «علم» به «ثروتِ ملی» و «ایمان» به «روحِ جهادی» تبدیل میشود. بنابراین در این برهه حساس، باید دانشگاه را به کارگاهی برای تبیینِ راهکارهای عملیِ اقتصادِ مقاومتی تبدیل کنیم تا این «مقاومت»، به «پیشرفتِ پایدار» بدل شود. این، جهادِ بزرگِ نسلِ ماست. جامعه دانشگاهی امروز با توسعه علم و دانش میتواند کشور را به قلههای پیشرفت برساند و دشمنان را در همه ابعاد نفوذی و خرابکارانه ناامید کند.
خبرنگار: فاطمه عباس آباد