واکاوی تاریخی روابط ایران و کویت در دوران دفاع مقدس
علیرضا تقوینیا
دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه تهران
حمله مقتدرانه اخیر سپاه پاسداران به پایگاههای آمریکا (سنتکام / ناوگان پنجم) در کویت و بحرین، باعث شد برای درک بهتر اقتدار کنونی و عبرتگیری از مواضع گذشته کشورهای منطقه، تاریخ مجدداً بازخوانی شود.
کویت در دوران جنگ هشتساله، اصلیترین حامی مالی و لجستیکی رژیم بعث عراق بود که اقدامات خصمانهای شامل تأمین گسترده هزینههای جنگ برای صدام، تسهیلات نظامی و واگذاری جزیره بوبیان به ارتش عراق، حمایتهای زیرساختی از صادرات نفت عراق از طریق کویت و باز گذاشتن آسمان این کشور برای حملات هوایی عراق به ایران انجام داد.
رهبران کویت، امیر وقت (شیخ جابر الاحمد) و ولیعهد (شیخ سعد عبدالله) بودند. رویکردهای تبعیضآمیز در خاندان حاکم به قدری بود که شیخ سعد به دلیل نژاد (مادر سیاهپوست و تیره بودن پوست خود) در سال ۲۰۰۶ از رسیدن به مقام امیری منع شد. این نکته نشاندهنده نوع نگاه ایدئولوژیک و نژادی حاکم بر فضای آن زمان کویت است.
ایران در دوران دفاع مقدس بارها نسبت به این اقدامات خصمانه به کویت هشدار داده بود. گذشت زمان و تغییر موازنه قوا نشان میدهد که تاریخ چگونه عبرتآموز است؛ کشوری که دیروز پایگاه امن دشمنان ایران بود، امروز خود در تیررس مستقیم اراده نظامی ایران قرار گرفته است.
در ادامه بحث تاریخی درباره روابط ایران و کویت در دوران جنگ ایران و عراق، باید به این نکته توجه کرد که ایران در آن مقطع، به دلیل محدودیتهای نظامی و عملیاتی، امکان استفاده گسترده از برخی ابزارهای تهاجمی را نداشت. از یک سو، دسترسی مستقیم به کویت برای حمله زمینی یا موشکی ساده نبود و از سوی دیگر، استفاده گسترده از جنگندهها نیز به دلیل شرایط جنگ، کمبود قطعات و ضرورت صرفهجویی در مهمات و تجهیزات، با محدودیتهای جدی روبهرو بود.
بهطور مشخص، هواپیماهایی مانند فانتوم اگر برای بمباران کویت به کار گرفته میشدند، هم هزینه عملیاتی بالایی داشتند و هم با توجه به نیاز ایران در جبهههای اصلی، مصرف مهمات و فرسایش تجهیزات میتوانست مشکلساز شود. از طرف دیگر، برخی قطعات هواپیماها کمیاب یا حتی یکبارمصرف بودند و همین مسئله باعث میشد ایران نتواند بهصورت گسترده از نیروی هوایی برای حمله به کویت استفاده کند.
با این حال، پس از تصرف «فاو»، معادله تا حدی تغییر کرد. فاو به کویت بسیار نزدیک بود و از نظر جغرافیایی، موقعیتی راهبردی برای ایران ایجاد کرد. در همین چارچوب، ایران موشکهای «کرم ابریشم» را که از چین خریداری کرده بود، در فاو مستقر کرد. این موشکها که اساساً ضدکشتی بودند و حدود ۹۰ کیلومتر برد داشتند، برای هدف قرار دادن برخی مواضع و اسکلههای کویت مورد استفاده قرار گرفتند.
نکته مهم اینجاست که ایران از یک سلاح دریایی، یعنی موشک ضدکشتی، برای حمله به اهدافی در خاک یا ساحل کویت استفاده کرد؛ زیرا در آن شرایط، امکانات تسلیحاتی متناسب با هدف در اختیار نداشت. در واقع، استقرار این موشکها در خاک فاو، یعنی در منطقهای که ایران موفق به تصرف آن شده بود، امکان اجرای حملات دقیقتر علیه اهداف کویتی را فراهم کرد.
همچنین در همان دوره، یک کشتی با نام «ساگاری» نیز در سواحل کویت هدف موشک کرم ابریشم قرار گرفت. این حملات، با وجود محدود بودن تعدادشان، اثر روانی قابل توجهی بر کویتیها گذاشت و موجب نگرانی و وحشت جدی در آن کشور شد.
در سالهای اخیر، یکی از بحثهای مهم در تحلیل قدرت منطقهای ایران، مقایسه توان دفاعی و صنعتی جمهوری اسلامی با برخی کشورهای عربی خلیج فارس بوده است. در این مقایسه، معمولاً بر این نکته تأکید میشود که ایران، برخلاف بسیاری از کشورهای منطقه، بهتدریج به سمت تولید داخلی سلاح و استقلال دفاعی حرکت کرده است.
در دوران جنگ ایران و عراق، ایران با محدودیتهای جدی در حوزه قطعات، تجهیزات و پشتیبانی خارجی روبهرو بود. برای مثال، در مقطعی که کشور قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفت، تعداد هواپیماهای آمادهبهپرواز بسیار محدود بود؛ گفته میشود تنها حدود ۱۲ فروند فانتوم آمادگی عملیاتی داشتند. این وضعیت نشان میداد که مدل دفاعی ایران در آن دوره، بهشدت وابسته به زیرساختهایی بود که از قبل باقی مانده بودند و امکان تأمین آسان قطعات آنها وجود نداشت.
اما به مرور زمان، مسیر ایران تغییر کرد و تمرکز بر توسعه فناوری بومی و تولید داخلی سلاح قرار گرفت. بر همین اساس، امروز ایران میتواند بخش مهمی از نیازهای دفاعی خود را در داخل تأمین کند و در حوزههایی مانند موشک، پهپاد و برخی سامانههای نظامی، به سطح قابل توجهی از خودکفایی برسد. این موضوع باعث شده توان ادامه درگیری یا بازدارندگی ایران، بیش از گذشته به ظرفیت داخلی متکی باشد.
در مقابل، برخی کشورهای عربی منطقه، از جمله کویت و امارات، از نظر بودجه نظامی در سطح بالایی قرار دارند، اما ساختار امنیتی آنها بیشتر بر اتکای خارجی استوار است؛ یعنی امنیتشان تا حد زیادی از طریق حمایت آمریکا و خرید تسلیحات غربی تأمین میشود. با وجود هزینههای سنگین نظامی، این کشورها در عمل در برابر حملات موشکی و پهپادی آسیبپذیر نشان دادهاند و بهتنهایی قادر به تأمین کامل امنیت خود نیستند.
از سوی دیگر، باید توجه داشت که رفاه بالای این کشورها بیشتر از فروش نفت خام، جمعیت کم و واردات گسترده ناشی میشود، نه از یک فرایند صنعتی و تولیدی بومی. به همین دلیل، برخی منتقدان این مدل را «توسعه وارداتی» یا «توسعه بادکنکی» مینامند؛ یعنی ظاهری از پیشرفت وجود دارد، اما پشت آن، استقلال صنعتی و علمی عمیقی دیده نمیشود.
در مجموع، این نگاه بر آن است که توسعه واقعی زمانی رخ میدهد که کشور، علم، صنعت و فناوری را در داخل تولید کند؛ نه اینکه صرفاً مصرفکننده کالا و امنیت وارداتی باشد.
از هشدارهای نادیدهگرفتهشده تا تغییر موضع کویت
روایتی از جنگ، اشغال و بازسازی رابطه با ایران
در بررسی روابط ایران و کویت، یک نکته مهم تاریخی مربوط به اشغال کویت توسط عراق در سال ۱۹۹۰ است. بر اساس روایتی که از سفیر وقت ایران در کویت نقل شده، گفته میشود امام خمینی در ماههای پایانی عمر خود نسبت به خطرات صدام برای کویت هشدار داده بود و به مسئولان ایرانی توصیه شده بود این هشدار به شیخهای کویت منتقل شود. طبق این روایت، امیر وقت کویت در برابر این هشدارها، تهدید صدام را جدی نگرفته و واکنش او در حد «هرگز» بوده است.
اما چندی بعد، عراق به کویت حمله کرد و این کشور را اشغال نمود. در جریان اشغال، گزارشهای متعددی از غارت گسترده، خشونت علیه غیرنظامیان، تصرف اموال مردم و آسیب شدید به زیرساختها منتشر شد. گفته میشود که نیروهای عراقی حتی به تأسیسات آبشیرینکن کویت آسیب زدند و شرایط دشواری برای مردم بهوجود آوردند.
پس از آزادسازی کویت، ایران نیز طبق برخی روایتها در تأمین بخشی از نیازهای اولیه مردم این کشور نقش داشت؛ از جمله ارسال مواد غذایی و آب برای کمک به کویتیها. این کمکها، بهویژه در شرایطی که بحران آب و غذا در کویت جدی شده بود، باعث شد بخشی از نگاه منفی کویتیها نسبت به ایران تعدیل شود.
با این حال، در ادامه، کویت بار دیگر به سمت همکاری امنیتی با آمریکا رفت و میزبان پایگاهها و نیروهای آمریکایی شد. از نگاه نویسنده این روایت، این تصمیم، کویت را دوباره در معرض خطر قرار داده و هزینه سیاسی و امنیتی برای آن کشور ایجاد کرده است.
بر همین اساس، او نتیجه میگیرد که کشورهای منطقه باید بهجای اتکا به قدرتهای فرامنطقهای، به روابط همسایگی و همکاری منطقهای توجه بیشتری داشته باشند. در جمعبندی این دیدگاه تأکید میشود که ایران بارها اعلام کرده با کشورهای همسایه دشمنی ندارد و اولویت را بر «دوستی و همزیستی منطقهای» گذاشته است؛ بنابراین انتظار میرود همسایگان نیز از سیاستهای تنشزا و میزبانی از نیروهای بیگانه فاصله بگیرند.