معمای «سید»؛ روایت قدرت نرم و نبوغ مدیریتی در مکتب مقاومت
دانشگاه انقلاب - دکتر عباس خامهیار، مشاور رئیس دانشگاه ادیان و مذاهب در امور بینالملل، در گفتوگو با دانشگاه انقلاب به تبیین ابعاد تربیتی و راهبردی اندیشههای شهید سید حسن نصرالله دبیر کل حزبالله لبنان پرداخت و به سوالات متعدد درباره قدرتِ نرم و نبوغ مدیریتی شهید والامقام سید حسن نصرالله دبیر کل سابق حزب الله لبنان پاسخ داد.
۱. ویژگی اصلی نیروهای تربیتشده در مکتب شهیدان انقلاب و مقاومت چیست؟
عظمت کار شهید سید حسن نصرالله در دو بعد «نظامی» و «تربیتی-پرورشی» تجلی یافت. او پرورش نیروهای مؤمن و کارآمد را در این دو حوزه، در تاریخ استعمارستیزی دوران معاصر، پدیدهای بینظیر و بیسابقه میدانست.
۲. تأثیر آموزشهای نظامی مکتب مقاومت سید حسن نصرالله بر جنگهای منطقه چگونه بود؟
بعد نظامی و جنگجویی نیروهای مقاومت حزب الله لبنان بهگونهای بود که تجلی ارزشمند آن را در جنگ ۳۳ روزه و سایر نبردهای مشابه دیدیم. این شیوه بهقدری بدیع و کارآمد بود که فرماندهان و بازنشستگان بزرگ ارتش مصر (که تجربه جنگهای ۱۹۶۷ و ۱۹۷۳ را داشتند) صراحتاً اعلام کردند که این روشهای مقاومت باید در دانشگاههای نظامی جهان تدریس شود.
۳. بعد تربیتی و معنوی رزمندگان مقاومت چه شباهتی با تاریخ اسلام دارد؟
از نگاه کسانی که از نزدیک با رزمندگان مقاومت در جنوب لبنان (مانند مناطق انصار و دیگر نقاط) گفتگو داشتهاند، صحنههای ازخودگذشتگی، ایثار و ایمان این رزمندگان، عیناً با روایتهایی که از یاران امام حسین (ع) در تاریخ آمده، قابلتطبیق است. این سطح از تربیت و ایمان، در حوزه مقاومتی حقیقتاً شگفتانگیز و ستودنی است.
۴. برای شناخت بهتر رزمندگان مقاومت، آنها را باید چگونه شناخت؟
برای درک عظمت ایستادگی این رزمندگان، باید به ماهیت دشمن آنها نیز نگاه کرد. دشمن (رژیمصهیونیستی) بر دو پایه استوار است:
۱.نژادپرستی: باوری که خود را «ملت برگزیده» میداند.
۲.آپارتاید مذهبی: باوری که با تکیه بر برداشتهای انحرافی از متون دینی (تلمودی)، سایر انسانها را تنها در صورتی شایسته بقا میداند که در خدمت آنها باشند، و در غیر این صورت، مستحق نابودی میشمارد.
۵. اساسِ فکری و ماهیتِ رژیم صهیونیستی که محورِ مقاومت در برابر آن ایستاده، چیست؟
این رژیم بر دو پایه «نژادپرستی» و «آپارتاید مذهبی» استوار است. آنها با تکیه بر برداشتهای انحرافی تلمودی و ادعای «ملت برگزیده»، سایر انسانها را حیواننما دانسته و معتقدند دیگران یا باید در خدمت یهودیان باشند یا نابود شوند. علاوه بر این، خوی «توسعهطلبی همهجانبه» (از نیل تا فرات) و نماد دو خط آبی در پرچم آنها، نشاندهنده یک هدف استراتژیک است که از سال ۱۹۴۸ تاکنون، همواره بر آن تأکید داشتهاند.
۶. دکترین نظامی رژیم صهیونیستی غاصب چگونه بود و چرا در برابر جریان مقاومت دچار فروپاشی شد؟
صهیونیستها همواره بر «جنگ سریع» و «تحمیل جنگ خارج از مرزها» تأکید داشتند (مانند اقدامات آنها در سالهای ۱۹۴۸، ۱۹۷۳ و رسیدن به بیروت در ۱۹۸۲). اما مدل مدیریتی شهید والامقام سید (حسن نصرالله) و جریان مقاومت، صدمات بیسابقهای به این رژیم وارد کرد. به گفته بسیاری از صاحبنظران، عقبنشینی صهیونیستها که در ادبیات آنها جایگاهی نداشت، نتیجه قدرتِ بازدارندگیِ ایجاد شده توسط همین جریان بود. برای درک این قدرت، کافی۲ است اعترافات سران خودِ رژیم و رسانههای آنها پس از جنگهای اخیر و بهویژه بعد از عملیات هفتم اکتبر را مطالعه کنیم.
۷.تأثیر اندیشه و مدرسه مقاومت بر جنبشهای آزادیبخش جهان را چگونه ارزیابی میکنید؟
این مدرسه که با تواضع تمام، آن را «مدرسه امام خمینی (ره)» مینامیدند، تأثیری شگرف بر اندیشمندان جهان اسلام داشت:
الف)محمد سعید البوطی: با اینکه نسبت به برخی مواضع سیاسی دیدگاه متفاوتی داشت، اما در مقامتجلیل از سید گفت: «انگشتانم در دستان سید است.»
ب)محمد مهدی عاکف:مرشد وقت اخوانالمسلمین، در اوج جنگ ۳۳ روزه آمادگی خود را برای اعزام ۱۰ هزار نیرو تحت فرماندهی سید اعلام کرد.
پ)افسران ارتش مصر: فرماندهانِ باسابقه جنگهای ۱۹۶۷ و ۱۹۷۳، بهطور رسمی خواستار تدریس شیوههای مقاومت حزبالله در دانشگاههای نظامی جهان شدند.
۸.دستاورد نهایی این ساختار فکری و تربیتی در میدان نبرد چه بوده است؟
این آموزهها موفق شدند «انتفاضه سنگ» را به «انتفاضه موشکهای نقطهزن» تبدیل کنند. مولودِ عینیِ این ساختار فکری و تربیتی، عملیات طوفان الاقصی بود که در آن، ایمان و قدرت تاکتیکیِ رزمندگان، جهان را متحیر کرد. این موفقیت حاصل دو تا سه دهه تمهیدات سخت، ایجاد زیرساختهای فکری و متخصصپروری در ذیل یک مدیریت استراتژیک کلان بود. قدرت نرمی که سید با افق دیدِ خود خلق کرد، نه تنها دشمن را زمینگیر کرد، بلکه باعث شد همهِ نگاهها و افکار، اسیرِ منطقِ مقاومت شود.
۹. شخصیتِ شهید سید حسن نصرالله تا چه حد بر چهرههای شاخصِ سیاسی و مبارزِ منطقه تأثیرگذار بود؟
تأثیرگذاری ایشان به قدری عمیق بود که شخصیتهای کهنهکار و آب دیدهای همچون «محمدحسن هیکل»، «فهمی هویدی»، «منیر شفیق» و دیگران، با وجود سابقه مبارزاتی طولانیتر نسبت به سید، در ملاقات با ایشان خاضع و خاشع بودند. آنها چنان تحت تأثیرِ ابعاد شخصیتی او قرار میگرفتند که حتی افکار عمومیِ حامیان خود را به سمت جریان مقاومت هدایت میکردند. نمونهی بارز این نفوذ، سرمقاله «طلال سلمان» (سردبیر روزنامه السفیر) پس از شهادت فرزند سید (سیدهادی) است که با نگاهی واقعبینانه، تقدیم فرزند در راه میهن توسط دبیرکل یک حزب سیاسی را در تاریخ لبنان بیسابقه خواند.
۱۰. در فضای متشتتِ لبنان که ۱۸ طایفه برای تنازعِ بقا میجنگند، سید چگونه توانست همگرایی ایجاد کند؟
دستاوردِ بزرگ سید، ایجاد یک «نگاه فراحزبی، فراجناحی و فرامذهبی» در محیطی بود که جز طایفهگرایی چیزی دیده نمیشد. حتی در درون «بیت شیعی» که پیش از دبیرکلی سید، به دلیل اختلافات شدید داخلی و ترورهای درونگروهی (که گاه با شعار قربت الیالله انجام میشد) به «فتنه کبری» مشهور بود، فضای کشتار و ترور حاکم بود. این درگیریها به حدی بود که نیروهای مقاومت در مناطق جنوبی (اقلیم تفاح) حتی وصیتنامههای خود را نوشته بودند و توسط همکیشان خود در محاصره بودند. اما سید با مدیریت بحران و تغییرات سیاسیِ پس از جنگ خلیج فارس، موفق شد این محاصره را بشکند و دشمنانِ دیروز را به یارانِ امروز تبدیل کند.
۱۱.چگونه میتوان عمقِ این دستاوردِ بزرگِ وحدتآفرین را درک کرد؟
برای درک این قدرت نرم، باید به واکنشهای جریانهای رقیب در زمان شهادت سید نگریست. پیامِ «نبیه بری» در سوگ سید، نشاندهنده همین تحولِ عمیق در روابط سیاسی لبنان است. سید توانست از دلِ سلولهای انفرادی، میدانهای نبردِ داخلی و جنگهای اردوگاهها، جریانی را بیرون بکشد که بر پایه دوستی و ایستادگیِ ملی بنا شده است. این گذار از مرحلهی «درگیریِ داخلی» به مرحلهی «همگراییِ ملی»، معجزهوارترین بخش از میراث مدیریتیِ ایشان محسوب میشود که با هیچ معیارِ عادی سیاسی قابل اندازهگیری نیست.
۱۲.پیش از دورانِ دبیرکلی شهید نصرالله، وضعیت داخلیِ جامعه شیعیان لبنان و تعامل آنها با ساختار سیاسی کشور چگونه بود؟
در آن دوران، یک واگراییِ عمیق میان جامعه شیعیان و حاکمیت سیاسی لبنان وجود داشت. ریشه این مسئله در محرومیتهای تاریخی، تبعیضهای ساختاری و اعمال قدرت علیه این قشر بود. این شکاف به حدی بود که حتی در مواضع رهبران اولیه حزبالله نیز نمود داشت؛ برای نمونه، دبیرکل اول حزبالله در سخنرانیهای عمومی خود، هنگام نام بردن از رئیسجمهور وقت، از عباراتی طعنهآمیز استفاده میکرد که نشاندهنده عمق کینه و دوری از ساختار رسمی قدرت بود. این وضعیت در کنار تبلیغات گسترده بینالمللی مبنی بر متهم کردن شیعیان به کشتار فلسطینیان و اهل سنت، فضایی غیرقابلحل ایجاد کرده بود.
۱۳.شهید نصرالله چگونه توانست حس ملیگرایی و تعلق به لبنان را در میان پیروان خود نهادینه کند؟
سید خود روایت میکرد که برای ۳۸ سال تلاش شد تا پرچم لبنان در کنار پرچم جمهوری اسلامی (که به توصیه امام راحل برافراشته میشد) به رسمیت شناخته شود. این کار بسیار دشوار بود، زیرا در آن زمان، پرچم لبنان از سوی برخی جریانها، نمادی استعماری (یادگار دوران حضور فرانسه) تلقی میشد. اما سید با درایت و صبر، موفق شد این نگاه را تغییر داده و پرچم لبنان را به عنوان نمادِ پذیرفتهشده نزد بدنه جریان مقاومت تثبیت کند.
۱۴.«سید» چگونه توانست فتنههای درونطایفهای را که در پوشش مناسبتهای مذهبی رخ میداد، مهار کند؟
در گذشته، مناسبتهای مذهبی مانند ایام محرم و صفر یا بزرگداشت نهضت کربلا، به دلیل اختلافات بر سر حسینیهها و شیوهی برگزاری مراسم، بهانهای برای درگیریهای خونین و کینهتوزیهای درونطایفهای بود. سید برای پایان دادن به این وضعیت، «کمیتههای مشترک» تشکیل داد تا قبل و بعد از مراسم، هماهنگیهای لازم انجام شود. با این تدبیر، مراسمها به صورت واحد برگزار شد، کینهها خاموش گردید و حفرههای فتنه که ریشه در اختلافات خانوادگی و طایفهای داشت، برای همیشه پر شد.
۱۵. اهمیتِ انسجامِ «بیت شیعی» در دیدگاه شهید نصرالله چه بود؟
سید با ایجاد انسجام در بیت شیعی، نه تنها جنگهای داخلی را پایان داد، بلکه الگویی موفق برای سایر جوامعِ دارای اکثریت شیعه در جهان اسلام (از جمله عراق) خلق کرد. امروزه، این یگانگی و وحدت در لبنان، به عنوان یک عبرت و مدلِ عینی برای کسانی مطرح است که به دنبالِ راهکارهایی برای عبور از فتنههای مذهبی و رسیدن به ثبات در کشورهای خود هستند. این دستاوردِ بزرگ، حتی پس از فقدان سید نیز به عنوان میراثِ پایدارِ مدیریتی او باقی مانده است.
۱۶.چگونه سید توانست جامعه شیعیان را که سابقهای طولانی در محرومیت و انزوا داشت، وارد ساختار سیاسی لبنان کند؟
با وجود نگاهِ منفیِ ریشهدارِ برخی طوایف و ساختارهای سیاسی به جامعه شیعیان، سید توانست این جامعهی پرجمعیت (بیش از یک سوم جمعیت لبنان) را متقاعد کند تا در انتخابات پارلمانی شرکت کنند. این مشارکت تنها به حضور محدود خلاصه نشد، بلکه با ارائه لیستهای مشترک با مسیحیان و اهل سنت، عمقِ استراتژیِ وحدتگرایانهی او را نشان داد. نتیجه این رویکرد، تشکیل «فراکسیون مقاومت» به عنوان بزرگترین فراکسیون پارلمانی بود که منجر به سهمگیری در دولت و تعیین وزرا شد.
۱۷.نقش شیعیان و بیانیه مقاومت در مشروعیتبخشی به دولت لبنان و انتخاب رئیسجمهور چه بود؟
دولت لبنان تنها زمانی مشروعیت آغاز به کار مییافت که بر اساس «بیانیه استراتژی دفاعی و مقاومت کشور» رأی اعتماد میگرفت. این بیانیه که توسط شیعیان در دولت ارائه میشد، اساسِ تصمیمگیریهای کلان را تشکیل میداد. مهمتر از آن، سید نقشی کلیدی در انتخاب رئیسجمهور لبنان ایفا کرد. او توانست شخصیتی را به عنوان «رئیسجمهور مقاومت» معرفی کند که با وجود عدم سابقه دیدار با سید، به چنان درجهای از ارادت و تبعیت از او رسید که تمامی دستوراتش را اجرا میکرد.
۱۸.نفوذِ قدرت نرم سید تا کجا ادامه داشت و چگونه شخصیتهای غیرشیعه را تحت تأثیر قرار میداد؟
قدرت نرم سید حتی بر شخصیتهای نظامی مسیحی نیز تأثیر شگرفی داشت. برای مثال، ژنرال «امین هود» که خود از فرماندهان ارشد بود، خود را «شاگرد سید» میدانست. این نفوذ تا جایی بود که حتی «کاندولیزا رایس»، وزیر خارجه وقت آمریکا، پس از تماس تلفنی با رئیسجمهور لبنان (که به دلیل وقت دیرهنگام، او را رد کرده بود)، با تحریمهای آمریکا مواجه شد. این شجاعت و استقلالِ عمل، نمونهای از ثمرهی سحرآمیز قدرت نرم سید بود.
۱۹. حتی پس از شهادت سید، نفوذ او در ساختار سیاسی لبنان چگونه ادامه یافت؟
پس از شهادت سید، نفوذ او در ساختار سیاسی لبنان تا حدی بود که دولتها را «دولت سایه حزبالله» یا «دولت نصرالله» مینامیدند. رئیسجمهور لبنان نیز به «رئیسجمهور نصرالله» شهرت یافت. علیرغم تمام توطئهها و ائتلافهای بینالمللی علیه حزبالله، این جریان همچنان به عنوان «عددِ سخت و شکستناپذیر» (الرقم الصعب) در منطقه شناخته میشود. این قدرتِ سخت و نرم، ریشه در آموزههای سید، نگاهِ فرا جناحی، فراحزبی و فراطایفهای او و همچنین عشق عمیقش به وطن داشت.
۲۰.نگاه سید به مسئلهی تقریب مذاهب و وحدت میان مسلمانان چه بود؟
یکی از ارکان اصلی تفکر و عمل سید، «نگاه تقریبی و وحدتگرایانه» بود. او باور داشت که عمدهی چالشها در جهان اسلام، از اختلافات مذهبی ناشی میشود و تلاش برای وحدت و تقریب میان مذاهب، کلیدِ حل بسیاری از این مشکلات است. این دیدگاه، مبنای بسیاری از اقدامات او در جهت ایجاد همگرایی و عبور از تفرقهها بود.
۲۱.رویکرد شهید نصرالله به مسئله وحدت اسلامی و تقریب مذاهب، چه تفاوتی با رویکردهای نمایشی و کنفرانسی داشت؟
برخلاف نگاههای جشنوارهای و صرفاً هفته وحدتی که برخی تشکلها و افراد دنبال میکنند، یا تلاش برای «شیعهسازی» افراد، شهید نصرالله رویکردی عمیق و سازنده به تقریب مذاهب داشت. او نه تنها با علمای اهل سنت و نهادهای سنی همکاری میکرد، بلکه باور داشت که این همکاری باید در اندیشه، منش و روش او تجلی یابد. این رویکرد، شباهت زیادی به منش آیتالله تسخیری داشت که علیرغم مخالفتهای احتمالی، به خاطر صداقت، اخلاق و روشش مورد احترام حتی دشمنان غیرشیعه و غیرسنی بود.
۲۲.سید چگونه فتنههای اختلافات مذهبی را پیشبینی و با آنها مقابله میکرد؟
سید با تیزهوشی و تیزبینی، توطئههای اختلافات مذهبی را پیشبینی کرده و برای مقابله با آنها برنامه داشت. او معتقد بود که اگر آمریکا در جنگهای طایفهای و مذهبی پیروز شود، پیروزیاش پایدار خواهد بود. او همچنین جنگ در سوریه را پاتکی علیه بیداری اسلامی و خیزشهای منطقه میدانست که عمدتاً بر جنگ طایفهای و مذهبی استوار بود. سید باور داشت که اگر او نبود، این جنگ ابعاد بسیار گستردهتری پیدا میکرد.
۲۳.دیدگاه سید در مورد ارتباط مقاومت با گسترش تشیع و معرفی مکتب اهل بیت چه بود؟
سید معتقد بود که مقاومت، خود باعث گسترش تشیع میشود. او به عنوان مثال، به افتخارِ حضور عکس یک سید روحانی در کنار «الازهر» (که در تاریخ الازهر سابقه نداشت) اشاره میکرد و آن را محصول مقاومت و روشی برای معرفی مکتب اهل بیت میدانست. او این تأثیرگذاری را برتر از هرگونه حرکت «شیعهسازی» گروهی میدانست و معتقد بود که این روش، اصیلترین و مؤثرترین راه برای معرفی اسلام ناب است.
۲۴.نقش سید در تأسیس و حمایت از نهادهای تقریبی مانند «مجمع علمای مسلمین» چه بود؟
سید تأکید ویژهای بر جذب و همکاری با علمای اهل سنت و اصرار بر گفتمان تقریب داشت. «مجمع علمای مسلمین» در لبنان، نماد موفقترین نهاد تقریبی است که با حمایتهای سید تا آخرین لحظه حیاتش، به فعالیت خود ادامه داد و امروز نیز با قدرت در جهان اسلام فعال است. این حمایتها، نشاندهنده عمقِ اعتقاد سید به وحدت و تقریب، و نگاهِ فراجناحی و فراطایفهای او بود.
۲۵.شهید نصرالله چگونه با انتقادات از رویکردهای تقریب مواجه میشد و چه راهکاری برای آن ارائه میداد؟
برخی، رویکرد سید به نزدیکی با علمای اهل سنت را مورد انتقاد قرار میدادند و معتقد بودند که این افراد پایگاه مردمی ندارند. اما سید در پاسخ، این افراد را کسانی میدانست که در گذشته، زمانی که پایگاه داشتند، به سمت مقاومت آمدند و مواضع انقلابی و مقاومتیِ آنها باعث مصادرهی همه چیزشان شد. او معتقد بود که رها کردن این افراد به خاطر نداشتن پایگاه، جوانمردی نیست و علمای اهل سنت نقشی انکارناپذیر در پیروزیهای مقاومت، از جمله در سوریه، داشتهاند. سید شعار «الوحد وتقریب» (وحدت و تقریب) را ناکافی دانسته و معتقد بود که باید طرحهای نوینی برای تحقق این امر ارائه داد؛ طرحی که بتواند مبنای واقعی در جهان ایجاد کند، همانند اتحادیه اروپا.
۲۶. دیدگاه بزرگان اهل سنت نسبت به جایگاه شیعه در جهان اسلام، به ویژه در دوران اخیر، چگونه بوده است؟
نقل قولی از بزرگان اهل سنت مصر بیان شد که نشاندهنده تحول جایگاه شیعه بود. آنها میگفتند که شیعه به عنوان یک طایفه اسلامی در میان اهل سنت پذیرفته شده است. این نشاندهنده پذیرش و احترام فزایندهای است که حاصل تلاشهای کسانی چون سید و آیتالله تسخیری بوده است، در حالی که در دوران عثمانی، وضعیت شیعیان لبنان بسیار متفاوت و دشوار بود.
۲۷.وضعیت برگزاری مراسم مذهبی شیعیان در لبنان، در مقایسه با گذشته و حال، چگونه تغییر کرده است؟
در دوران نوجوانی پدرانِ نسل حاضر، برگزاری روضهی امام حسین (ع) در بیروت نیازمند رفتن به زیرزمین و گماشتن محافظ برای اطلاعرسانی در مورد شناسایی احتمالی محل و پراکنده کردن مردم بود. اما امروز، مراسم عاشورا با حضور در راهپیماییهای گسترده و آشکار در خیابانها برگزار میشود. این تحولِ عظیم، نشاندهنده تغییر بنیادین در جایگاه و پذیرش شیعیان در جامعه لبنان است که بخش قابل توجهی از آن مرهون تلاشهای سید و مقاومت است.
خبرنگار: فاطمه عباس آباد