تأملات جنگی؛ بخش دهم: اعتلای شور و تعمیق شعور
محمدمحسن غفوریان
عضو هیئت علمی جهاددانشگاهی
امام خمینی (ره) در فراز معروفی از وصیتنامه سیاسی ـ الهی خود فرمودهاند: «من با جرأت مدعى هستم که ملت ایران و توده میلیونى آن در عصر حاضر، بهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله ـ صلى الله علیه و آله ـ و کوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین و حسین بن على ـ صلوات الله و سلامه علیهما ـ مىباشند».
شاید با همین سبک و سیاق بتوان مدعی شد که ملت «امروز» ایران، حتّی از ملت «چهل و چند سال پیش» ایران که انقلاب اسلامی را برپا و مستقر کردند نیز، بهتر هستند.
این جمله ممکن است به ذائقهی برخی، چندان خوش نیاید و با بعضی تحلیلهای شایع چندان همخوانی نداشته باشد، چرا که هستند کسانی که دههی نخست انقلاب اسلامی را دههی ایدهآلی بخوانند و آن را برتر و بهتر از شرایط کنونی بدانند.
معمولاً استناد گروه اخیر به شاخصهایی از حیات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی آن دهه و اوضاع جاری است؛ ممکن است بهتر بودن وضعیت شاخصهایی چون: حجاب و پوشش، قناعت و سادهزیستی، ایثارگری، زندگی همدلانه و گروهی و روابط عاطفی و ایمانی را در دهه نخست انقلاب، دلیل درستی قضاوت خود بدانند که البته توجه به این شاخصها در تحلیل مقایسهای اوضاع و احوال و شرایط جامعهی ایرانی در دو مقطع ذکر شده، اشکالی هم ندارد.
اما آنچه که میتواند امتیاز جامعهی امروز ایرانی نسبت به وضعیت دهههای گذشته باشد، افزایش آگاهی، رشد بینش، اعتلای شخصیت فردی و جمعی، توسعهی عقلانیت، پختگی تجربی در اثر حدود 5 دهه زندگی جمعی و آزموده شدن پس از بسط تاریخی دیدگاههای نظری و مکاتب فکری مختلف در سطح داخل و بینالملل (از کمونیسم و سوسیالیسم و لیبرالیسم گرفته تا اصلاحطلبی و اصولگرایی و اعتدالخواهی) است.
قاعدتاً پس از وقوع نهضتهای بزرگ اجتماعی (نظیر انقلاب)، فضایی از حرکت و شور انقلابی و عاطفی، در جوامع بروز و ظهور پیدا میکند که طبیعی تلقی شده و متناسب با آن رویدادهایی نیز به وقوع میپیوندد (از تصویب قوانین و مقررات خاص گرفته تا ایجاد ساختارهای جدید و یا حتی گاه تسویه حسابهای فردی و جناحی). اما اغلب با فروکش نمودن فضای هیجانی ناشی از تغییرات انقلابی و بهانهتراشیهایی چون رسیدن انقلاب به اهداف، ضرورت مدیریت عقلانی، تبدیل نهضت به نهاد، حفظ تعاملات بینالمللی و ... حرکتهایی آغاز میشود که گاه به فرسایش آرمانها و استحاله درونی جریان انقلابی منجر شده و نهضت را به ضد خود تبدیل میکند. این دغدغه در ذهن بسیاری از متفکران انقلابی ایران همچون دکتر علی شریعتی نیز نمود داشت و علاوه بر آن دهها اثر هنری در دنیا ـ درست یا غلط ـ برای نقد همین استحالهها تولید شدند (نظیر رمان قلعه حیوانات، فیلم زنده باد زاپاتا و ...)
در این میان شاید «ایران»، تنها نمونهی تاریخی باشد که آرمانخواهی انقلابی مردم آن، پس از حدود 5 دهه، عمیقتر شده و جمعیتی کثیر از عموم مردم و فعالان و نخبگان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن، «امروز» با بینش، انگیزه و اصراری به مراتب بیشتر از بهمن 1357، خواهان به ثمر نشستن آرمانهای اصلی انقلاب خود هستند.