آینده پژوهی مقاومت فعال و ظفرمند (یادداشت اختصاصی)
دکتر رحیم کارگر
عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی (پژووهشگده مهدویت و آینده پژوهی) - استاد دانشگاه
در تار و پود تاریخ ملت مسلمان و میهن دوست ایران، جهاد و مقاومت، پایداری و استقامت، چنان درهم تنیدهاند که جداییناپذیرند و همین درهمتنیدگی ایمان و اقتدار، رمز بقا و پیروزی و ماندگاری آنان است. این در هم تنیدگی حماسه و آگاهی و ایستادگی در برابر سختیها، چراغ راهی برای آیندهای تابآور و سرشار از امید و پیروزی و همدلی است. شاید در مقاومت و صبر و پایداری امروز سختی ها و تحمل مشقت و جانبازی و ایثار باشد ؛ اما نتیجه آن بحول و قوه الهی موفقیت و رسیدن به قله افتخار و اتصال به حلقه مجاهدان و انصار ظهور خواهد بود. در پرتو آیندهپژوهی تهاجمی، این پایداری و استقامت شگرف ایرانی ها ( که امروز جهان را به تحسین آنان واداشته است)، دارای ابعاد و زوایای مختلفی است.
این پایداری و صلابت نظامی-مردمی ، در عمق هویت ملی -اسلامی و تعلق فردی و جمعی به یک جامعه توحیدمحور و موعودگرا قرار دارد. این هویت نیرو ساز و الهام بخش، جامعه را به یک آینده قدرتمند و پیروز رهنمون می شود و آن را در مسیر آگاهی و آزادگی و انتخاب درست و فوق فعال قرار می دهد. وقتی افراد و گروه ها و نهادها، خود را بخشی از یک تاریخ پربار، فرهنگی غنی و ارزشی مشترک میدانند، در برابر هر آنچه این کیان را تهدید کند، چون صخرهای استوار میایستند و صحنه را خالی نمی کنند. از منظر آینده پژوهی این حس تعلق، نیروی پیشران قدرتمندی است که آحاد جامعه را وا میدارد تا از آنچه دوست دارند، محافظت کنند؛ چه وطن باشد، چه آرمان، و چه اعتقاد و چه آینده مشترک.
همچنین باور راسخ به حقانیت آرمانها، چون آتشی فروزان در دل مقاومت مردم مبارز و تسلیم ناپذیر شعله میکشد. ملتی که به درستی مسیر خود، به عدالت، استقلال ، آزادی، کرامت انسانی و مهم تر از همه تحقق ظهور و حکومت جهانی مهدوی باور دارد، در برابر هر نیرویی که این گوهرها را به تاراج ببرد، استقامت و مقاومت میکند و آن را وظیفهای الهی و انسانی میداند. این باور، منبعی بیپایان از امید و تحول و تعالی و نیز انگیزهای است که خستگیناپذیری را به ارمغان میآورد و روحیه تلاش و مبارزه و عزتمندی و آینده داری را تقویت می نماید.
در هر حال تاریخ ایران ، پر از درسهای آموخته شده از مقاومتهای موفق و شکستهای عبرتآموز در برابر دشمنان غدار ( از اسکند مقدونی گرفته تا مغول ها و انگلیسی ها و...) و خائنان و منافقان داخلی است. ملتی که توانسته از لابهلای خاطرات گذشته، منطق پایداری و توانمندی و خوداتکایی را استخراج کند، در مواجهه با چالشهای حال و آینده، چونان درختی ریشهدار، استوارتر و مستحکم تر و در نتیجه موفق تر خواهد بود. خاطره قهرمانیها و ایستادگیهای پیشینیان ( و البته رزمندگان و سرداران و فرماندهان شجاع جنگ تحمیلی هشت ساله و جنگ تحمیلی اخیر)، خود، الهامبخش نسلهای کنونی و آینده است و یادآور این حقیقت که هیچ سختی، ابدی نیست. هیچ جامعه ای به اندازه جامعه ایران این همه سردار نورانی و درخشان و الهی نداشته و نخواهد داشت؛ اینان الگوهای تمام عیار برای همه نسل های حاضر اینده هستند.
از طرف دیگر هرگاه رهبرانی الهامبخش ( مثل امام شهید و عزیزمان)، با بصیرت و آینده نگری ژرف، توانستهاند انسجام اجتماعی را حفظ کنند و مردم را حول یک هدف مشترک متحد سازند، مقاومت و توانمندی، معنای تازهای یافته است. این رهبری، نه تنها مسیر را روشن میکند، بلکه امید را در دلها زنده نگه میدارد و به یأس و نا امیدی و ضعف و حقارت و وابستگی اجازه جولان نمیدهد و تضمین کننده رسیدن به قله نهایی و تحقق وعده های الهی می باشد.
از منظر آینده پژوهی تهاجمی: مقاومت، تنها ایستادگی محض نیست؛ بلکه فعال بودن و پیشرو بودن در آینده سازی ، هوشمندی در انطباق با شرایط، انعطافپذیری در برابر تغییرات، و خلاقیت در یافتن راههای جدید برای غلبه بر موانع و در نهایت مدیریت و هدایت حداکثری آینده و تحول سازی مثبت و رو به رشد است. ملتهایی که توانایی آینده سازی پیشدستانه را دارند، میتوانند در گردابهای حوادث، خود را نجات داده و مسیر پیشرفت را ادامه دهند. این انعطافپذیری، نشان از بلوغ و درایت یک ملت دارد.
در نهایت، اراده جمعی و احساس مسئولیت و خودآگاهی جمعی و انتظار عاشورایی، چون نخ تسبیحی، دانههای مقاومت و پایداری را به هم پیوند میزند. هنگامی که هر فرد، خود را در قبال سرنوشت جمعی، مسئول میداند، انگیزهای فراتر از منافع شخصی، او را به تلاش برای بقا و سربلندی و پیروزی وامیدارد. این منطق آینده پژوهانه مقاومت، در آستانه آینده رنگ و بوی تازه و آرایش جنگی خاصی می طلبد... .