توازن قدرت، کلید مدیریت تنگه هرمز
فاطمه عباس آباد - دکتر هیبت الله نژدی منش عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی با حضور در نشست «جایگاه بازدارندگی راهبردی تنگه هرمز در نظم جهانی» که به همت مؤسسه عالی آموزش، پژوهش و برنامهریزی و با همکاری دفتر هماندیشی استادان و نخبگان دانشگاهی دانشگاه علامه طباطبائی برگزار شد، به سوالات مطرح شده با محوریت توازن قدرت و حقوق بینالملل در مدیریت تنگه هرمز به سوالات خبرنگار دانشگاه انقلاب پاسخ داد.
۱. دکتر نژدیمنش در ابتدا درباره موضوع توازن قدرت و حقوق بین الملل در مدیریت تنگه هرمز قدری توضیح بفرمایید؟ سخن خود را با تأکید بر این نکته مهم آغاز میکنم که حقوق بینالملل در حالت انتزاعی و در خلا عمل نمیکند.حقوق در واقع در توازن قدرت معنا پیدا میکند و برای تحلیل پدیدههایی مانند تنگه هرمز باید به این باور اساسی رسید که توان عملیاتی و قدرت واقعی نقش تعیینکننده دارد.
۲.نقش توازن قدرت در شکلگیری و اجرای حقوق بینالملل چگونه است؟ توازن قدرت، بستر اصلی است که در آن حقوق شکل میگیرد و اجرا میشود. یعنی حقوق در حالت انتزاعی و بیپایهای کار نمیکند، بلکه نیازمند پایههای قوی قدرت و توان عملی است. اگر این توازن برقرار نباشد، قواعد حقوقی نمیتوانند مؤثر باشند.
۳.چه توقعاتی در میان دولتمردان ما از حقوق بینالملل وجود دارد و چگونه این تصور باید اصلاح شود؟ متأسفانه، تصور غالب این است که حقوق بینالملل مانند دم مسیحایی عمل میکند و پس از وقوع مشکل، باید همانجا وارد عمل شود. ایشان بر این باورند که این تصور نادرست است و حقوق باید در بستر قدرت، سازوکارهای عملی و روایت مشهود (پذیرش عمومی) پایهگذاری شود تا اثربخش باشد.
۴. استدلال ایران درباره رژیم ترانزیت تنگه هرمز چیست؟ ایران استدلال میکند که رژیم ترانزیت در تنگه هرمز باید بر پایه عرف باشد، نه اعلان انسداد کامل. این رویکرد، سازگار با کنوانسیون حقوق دریاها (UNCLOS 1982) است و به جای انسداد کامل که کنترل و مدیریت را دشوار میکند، بر این اصل تأکید دارد که تنگه باید به صورت قابل کنترل و مدیریت باقی بماند.
۵. چرا قواعد حقوقی بدون سازوکارهای اجرایی تأثیرگذار نیستند؟تجربه نشان داده، قواعد حقوقی بدون سازوکارهای اجرایی قدرتمند و پایداری نمیتوانند در مقابل تهدیدات و تغییرات دوام بیاورند. بنابراین، نظام حقوقی باید با نهادها و سازوکارهای اجرایی قوی همراه باشد تا بتواند موثر باشد.
۶.مدیریت پایدار تنگه هرمز نیازمند چه معماری چندلایهای است؟ برای مدیریت موفق تنگه هرمز، تنها نقش حقوق نباید در نظر گرفته شود؛ بلکه باید یک «معماری چند لایه»طراحی گردد: ۱.سطح حاکمیتی، برای تنظیم و مدیریت جریان عبوری بدون صرفا کنترل سرزمینی.۲.سطح منطقهای، شامل همکاریهای امنیتی و عملیاتی بین دولتها مانند ایران و عمان و کشورهای منطقه، سطح اقتصادی، از جمله نقش شرکتهای کشتیرانی، بیمه و بازارهای مالی.۳.سطح بینالمللی، شامل نهادها و سازوکارهای مشروعیتدار و مشارکتهای چندملیتی.
۷. رویکرد رقبا و کشورهای بزرگ در قبال تنگه هرمز چیست و ایران باید چه استراتژی در مواجهه با آنها داشته باشد؟ رقبا، خصوصاً در سطح شورای امنیت و دیگر سازمانهای بینالمللی، در حال توسعه طرحهایی مانند تشکیل نیروهای چندملیتی و سازوکارهای مدیریت امن و قاعدهمند هستند. ایران نباید خود را تنها بگذارد؛ بلکه باید شرکای منطقهای پیدا کند و سطح همکاریهای منطقهای را ارتقاء دهد تا از انزوا خارج شود و منافع خود را حفظ کند.
۸.چه چارچوب قانونی داخلی برای مدیریت تنگه هرمز پیشنهاد میشود؟ بنده برای پاسخ به این پرسش ابتدا بر نیاز به یک سازوکار قانونی منسجم داخلی تأکید دارم که شامل موارد زیر است:- تعیین رژیم عبور و مرور.- تعریف اختیارات نظارتی و کنترلی بر عبور کشتیها.- وضع تعرفه و خدمات برای کشتیهای بیطرف و مرتبط.- تفاوت قائل شدن میان شرایط جنگ و صلح و قواعد مربوطه.
۹. الگوی بهینه کنترل تنگه هرمز برای ایران چیست؟ کنترل هوشمند و ابتکار در بازدارندگی واقعی، به جای بستن تنگه، مهم است. منظور این است که ایران باید توانایی کنترل و مدیریت تنگه را داشته باشد، بدون نیاز به بستن کامل آن و این کنترل باید بر پایه مشروعیت و قدرت عملی باشد.
۱۰.چه نکاتی درباره ضرورت اجرای قدرت در کنار حقوق مهم است؟ حقوق بینالملل بدون قدرت و توان عملیاتی، هیچگاه در عمل مؤثر نخواهد بود. به همین دلیل، باید همزمان با بحثهای حقوقی، قدرت و بازدارندگی واقعی را تقویت کرد تا قابلیت کنترل و مدیریت تنگه هرمز به صورت هوشمندانه حفظ شود.
۱۱. تنگه هرمز چه اهمیتی در نظم جهانی دارد؟ تنگه هرمز یکی از راههای حیاتی برای انتقال نفت و کالاهای استراتژیک بین خلیج فارس و اقیانوس هند است. با توجه به موقعیت ژئوپولیتیک، کنترل این تنگه نقش کلیدی در امنیت انرژی و ثبات اقتصادی جهان ایفا میکند و هرگونه اختلال در آن میتواند بر قیمت نفت و بازارهای جهانی تأثیرگذار باشد.
۱۲.مفهوم بازدارندگی راهبردی در رابطه با تنگه هرمز چیست؟ بازدارندگی راهبردی در این زمینه به توانایی کشورها برای جلوگیری از اقدامهای مخرب و تهدیدهای نظامی در تنگه هرمز اشاره دارد. هدف از آن ایجاد قدرت دفاعی و عملیاتی است تا هر تهدید احتمالی به امنیت و آزادسازی عبور و مرور در تنگه، پاسخ قاطع و موثری دریافت کند.