وضعیت نهجنگ و نه صلح؛ راهکار موقت ترامپ برای گذر از حملات کوبنده ایران
فاطمه عباس آباد - سیاست امنیتی ایالات متحده آمریکا که همواره با ابهام راهبردی همراه بوده است.دکتر ابراهیم متقی، استاد و رئیس سابق دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، در گفتوگو با دانشگاه انقلاب به تشریح ریشههای این رویکرد و پیامدهای آن برای منطقه و ایران پرداخت و به سوالاتی در این باره پاسخ داد.
۱. جناب دکتر متقی، علت اصلی ابهام راهبردی در سیاست امنیتی آمریکا از دیدگاه شما چیست؟ ریشه این ابهام را باید در موازنه قدرت و تغییرات دائمی در فضای سیاسی و بینالمللی جستجو کرد. تاریخ روابط بینالملل نشان میدهد که تصمیمگیریهای امنیتی آمریکا همواره تابعی از موازنه قدرت بوده است. زمانی که آمریکا احساس کند هزینههای راهبردی قابل توجهی در جنگ یا صلح متحمل میشود، به سمت سازوکارهای صلحسازی و اجتناب از درگیری گرایش پیدا میکند. اما اگر احساس کند به اهداف راهبردی خود نرسیده یا امکان اعمال قدرت مازاد برای تحمیل شرایط خود وجود دارد، ناگزیر به ادامه جنگ خواهد بود.
۲. در خصوص جنگ اخیر علیه ایران، انگیزههای تاکتیکی آمریکا و اسرائیل چه بوده است؟ جنگ علیه ایران، بر اساس شواهد، تلاشی راهبردی از سوی دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو برای مقابله با ایران و تضعیف قابلیتهای تاکتیکی جمهوری اسلامی بوده است. مشارکت آمریکا و اسرائیل در این جنگ، نشاندهنده تلاش ترامپ برای استفاده از موازنه قدرت به عنوان ابزاری در جهت محدودسازی نقش منطقهای ایران است. در چنین شرایطی، ترامپ هرگونه آتشبس بدون دستیابی به اهداف قطعی را به عنوان «دیپلماسی فریب» تلقی میکند تا زمینه را برای از سرگیری درگیری در مرحلهای جدید فراهم سازد.
۳.بیش از ۲۶ روز از آتشبس سپری شده است. پاکستان تلاشهایی را برای میانجیگری انجام داد، نتایج این مذاکرات را چگونه ارزیابی میکنید؟ تلاش پاکستان برای برقراری صلح و تنظیم توافقی جدید، نقطه عطفی در روابط سیاسی، امنیتی و راهبردی ایران و آمریکا محسوب میشود. با این حال، نتایج حاصل از این مذاکرات همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد. دونالد ترامپ مدعی دستیابی به نتایج تاکتیکی از جنگ شده است، اما ماهیت دقیق این نتایج و چشمانداز آینده همچنان نامشخص است. این وضعیت، پرسش اساسی را درباره پایداری آتشبس و احتمال اعاده جنگ مطرح میکند.
آتشبس؛ گذار یا مقدمه دور جدید تنش؟/ از «بهینهسازی دفاعی» تا «فرسایش» در معادله قدرت
۴. با توجه به روند مذاکرات، آیا نشانهای از برگزاری دور دوم گفتوگوها دیده میشود؟ به نظر میرسد تلاش چندانی برای برگزاری دور دوم مذاکرات در دستور کار قرار نگرفته است. ادبیات بهکار گرفتهشده از سوی دونالد ترامپ، مارکو روبیو و پیت هگست، این برداشت را تقویت میکند که آمریکا در چارچوب آتشبس به دنبال بهینهسازی ساختار دفاعی و عملیاتی خود در خلیج فارس بوده است.
۵.این رویکرد آمریکا چه اثری بر روابط ایران و آمریکا میگذارد؟ این اقدام میتواند شکل جدیدی از موازنه تاکتیکی میان ایران و آمریکا ایجاد کند. در چنین شرایطی، هرگونه تغییر در موازنه قدرت بهصورت اجتنابناپذیر زمینه را برای مرحله جدیدی از منازعه و حتی عملیات نظامی فراهم میکند.
۶. آیا منظور از «مرحله جدید» تغییر رفتار صرفاً در سطح مذاکرات است یا احتمال اقدام عملی هم وجود دارد؟ تغییر موازنه قدرت به معنای آمادگی برای «عملیات نظامی و کنش تاکتیکی جدید» از سوی ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران خواهد بود؛ یعنی آتشبس میتواند بهجای پایان دادن به روند تنش، به سکوی بازآرایی و شروع فصل بعدی درگیری تبدیل شود.
۷.با این اوصاف، گذار «سازنده» از آتشبس چه ضرورتی دارد؟ گذار سازنده از آتشبس نیازمند «بهرهگیری از ابزارهای متنوع قدرت» است. همانطور که جنگ و کنش دفاعی ایران بدون پشتوانههای لازم شکل نمیگرفت، در گذار از آتشبس نیز ایران باید قدرت تاکتیکی و دیپلماتیک خود را بهینهسازی کند.
۸. آیا عبور از آتشبس یک گزینه است یا ضرورت سیاست خارجی؟عبور از آتشبس به عنوان ضرورت اجتنابناپذیر در سیاست خارجی ایران و آمریکا مطرح میشود. در واقع، فرآیندهای موجود نشان میدهد ایران رویکرد «فرسایش» را دنبال میکند.
۹. در نهایت، چگونه می
توان گفت امنیت به سطح مطلوب میرسد؟ بهینهسازی امنیت زمانی محقق میشود که معادله قدرت در فضای کنش متقابل بازیگران بهدقت سنجیده و مدیریت شود یعنی بازیگران باید توان خود، هزینهها و محدودیتهای طرف مقابل را در طراحی مسیر آینده در نظر بگیرند.
ترامپ و تلاش برای بازتولید معادله قدرت/ چرا جنگ منطقهای مجدداً در دستور کار قرار دارد؟
۱۰. نقش ساختاری ایران در معادله جنگ و صلح چیست و چگونه این موضوع بر رویکردهای آمریکا و اسرائیل تأثیر میگذارد؟ به دلیل محدودیتهای ساختاری، مانند ضعفهای اقتصادی، فناوری و تسلیحاتی، ایران در مقابل نیروی ایالات متحده و اسرائیل قدرت مانور کمتری دارد. بنابراین، سیاست «نهجنگ و نه صلح» به عنوان راهکاری برای گذار از تهدیدات در دستور کار قرار گرفته است. در این فرآیند، آمریکا و اسرائیل از مازاد تسلیحاتی و اقتصادی خود بهره میبرند تا نتایج عملیاتی و تاکتیکی را محقق کنند.
۱۱. استراتژی آمریکا در مقابل ایران در دورههای اخیر چه بوده است؟ در روند جنگهای گذشته، از جمله جنگ رمضان، گروههای اجتماعی، رسانهها و حتی مقامهای راهبردی آمریکا از «جنگ غیرضروری» علیه جمهوری اسلامی نام بردند. اکنون ترامپ با انگیزههای تهاجمی بالا، تلاش دارد تا معادله قدرت را از طریق «کنش نظامی و عملیاتی» مجدد بازتولید کند. برخی نظریهپردازان معتقدند که شکست دیپلماسی، بیشترین مازاد سیاسی و امنیتی را برای اهداف تاکتیکی ترامپ به ارمغان میآورد.
۱۲. انگیزههای تاکتیکی ترامپ در این راستا چه چیزی را هدف قرار میدهند؟ محور اصلی اندیشه راهبردی ترامپ، «غلبه تاکتیکی» و «پیروزی ساختاری» بر ایران است. او واکنشی است در برابر گروههای رقیب و منتقدین سیاستهای نظامی آمریکا در قبال ایران. تحلیلگران دفاعی آمریکا معتقدند ترامپ تاکنون موفق نشده است در عملیاتهای گسترده و پیروزی سریع به اهداف خود برسد، اما روند فرسایشی هزینههای اقتصادی زیادی را برای ایران به همراه داشته است، هرچند ایران همچنان در تدارک عملیاتهای متقابل است.
۱۳. وضعیت منطقهای شدن جنگ چه اثراتی بر ایران و آمریکا دارد؟ منطقهای شدن جنگ، گرچه آسیبهای زیادی برای آینده سیاسی و راهبردی ایران دارد، اما در عین حال، قدرت آمریکا و اسرائیل برای رسیدن به اهداف تاکتیکیاش را کاهش داده است. ایران با بهرهگیری از «سازوکارهای جنگ نامتقارن» از منازعه بهره برده و این امر مانع تحقق اهداف آمریکا در منطقه شده است.
پاکستان میانجی صلح یا گرفتار در ابهام دیپلماتیک؟ / از خوشبینی نظامی آمریکا تا واقعیت فرسایش در جنگ و دیپلماسی ۱۴.در ابتدای جنگ، برخی از فرماندهان آمریکایی ارزیابی مثبتی از مسیر نبرد با ایران داشتند. منشأ این خوشبینی چه بود؟ بخشی از مشاوران و فرماندهان نظامی آمریکا گمان میکردند پیروزی بر ایران به سادگی ممکن است. «گراهام فولر»، تحلیلگر سابق سیا، به این نکته اشاره داشت که شاید جنگ علیه ایران در ابتدا نتایج مطلوبی برای واشنگتن ایجاد کند، اما در ادامه میتواند به فرسایش راهبردی و اعتباری آمریکا بینجامد.
۱۵. آیا دولت ترامپ توانست به اهداف نظامی یا سیاسی خود در قبال ایران دست یابد؟ دونالد ترامپ و تیم سیاست خارجی او به دنبال پیروزی گسترده و پردامنه بودند. هرچند خود ترامپ مدعی است در ایران «تغییر رژیم» رخ داده، اما واقعیت نشان میدهد که عملیاتهای تاکتیکی علیه فرماندهان و تأسیسات راهبردی ایران بهسرعت ترمیم شد. ظهور چهرههای جدید نظامی در ایران نیزبه معنای تغییر بنیادین در جهتگیری سیاسی و راهبردی جمهوری اسلامی نیست.
۱۶. آیا نشانههایی از فرسایش دیپلماتیک نیز مشاهده میشود؟ بله، در فضای کنونی، فرسایش در حوزه دیپلماسی نیز محسوس است. «عاصم منیر»، رئیس سازمان اطلاعات نظامی پاکستان، دیپلماسی را ضرورت اجتنابناپذیر امنیت منطقهای میداند و معتقد است ایران و آمریکا باید در مذاکرات جدید به توافقی مطلوب برسند. اما همین وضعیت، مفهوم «ابهام دیپلماتیک» را برجسته کرده و کشور میانجی یعنی پاکستان نیز با چالشهایی مواجه شده است.
۱۷.در این میان نقش قدرتهای بزرگ مانند روسیه و چین چه بود؟ روسیه و چین به خوبی دریافتند که ترامپ در مسیر آغاز یک جنگ جدید علیه ایران گام برمیدارد، اما نقش سازندهای در مهار بحران ایفا نکردند. آنان میتوانستند از دیپلماسی پیشگیرانه برای صلحسازی استفاده کنند؛ اقدامی که میتوانست برایشان مزایای راهبردی بلندمدتی داشته باشد.
۱۸. پاکستان و برخی کشورهای منطقه چگونه در مسیر صلحسازی فعال شدند؟ در شرایطی که سیاست انفعال مرحلهای هزینههای ایران را افزایش داده بود، فرماندهان سیاسی و راهبردی مصر و پاکستان با هدف اعاده صلح از طریق دیپلماسی و همکاریهای چندجانبه سازنده وارد عمل شدند. تلاشهای آنها، هرچند با موانع جدی روبهروست، میتواند مسیر جدیدی برای کاهش تنش و احیای ثبات منطقهای فراهم آورد.
۱۹. با توجه به تنشهای اخیر، در صورت وقوع جنگ، چه تأثیری بر کشورهای عربی خواهد داشت؟ در صورت شعلهور شدن مجدد آتش جنگ، کشورهای عربی نیز با تهدیدات نظامی و امنیتی گستردهای روبرو خواهند شد. با توجه به روابط سازنده نظامی، امنیتی و اقتصادی پاکستان با کشورهای عربی، بهویژه عربستان سعودی، تداوم جنگ هزینههای اقتصادی و اعتباری هنگفتی را بر منطقه تحمیل خواهد کرد.۲۰. پاکستان چه نقشی در اجتناب از جنگ ایفا میکند؟ پاکستان در تلاش است تا از ابزار میانجیگری برای جلوگیری از جنگ و گسترش عملیات نظامی استفاده کند. در همین راستا، «عاصم منیر»، رئیس سازمان اطلاعات نظامی پاکستان، در تلاش برای متقاعد کردن مقامات ایرانی به پذیرش برخی شروط آمریکا است.
۲۱. آیا تحرکات نظامی آمریکا نشاندهنده تهدید جدیدی علیه ایران است؟ بله، آرایش نظامی و تاکتیکی ایالات متحده در اقیانوس هند و دریای عرب، نشانههایی از تهدید جدید علیه ایران را منعکس میسازد. عبور از این تهدیدات نیازمند همکاری جمعی و تلاش برای صلحسازی از طریق «مساعی جمیله» است. این وضعیت، لزوم اتخاذ رویکردهای انعطافپذیر از سوی ایران برای دستیابی به توافق دیپلماتیک را بیش از پیش آشکار میسازد.
۲۲. جنگ و صلح چگونه تابعی از اراده سیاسی و راهبردی کشورها هستند؟ جنگ و صلح تابعی از اراده سیاسی و راهبردی کشورهایی است که به «مازاد قدرت» دست یافتهاند یا در شرایط «احساس تهدید» قرار دارند. با توجه به ماهیت فراگیر تهدیدات سیاسی و امنیتی، شکلگیری کنشهای ارتباطی جدید در روابط بینالملل برای تحقق اهداف صلحجویانه امری طبیعی است.
۲۳. آیا دیپلماسی ایران در گذشته هدف حملات نظامی آمریکا قرار گرفته است؟ واقعیتهای راهبردی ایران نشان میدهد که در دوران تاریخی، زمانی که دیپلماسی به عنوان ابزاری برای صلحسازی و مدیریت بحران پذیرفته شد، ایران از سوی ایالات متحده هدف نظامی قرار گرفت. ادبیات راهبردی دونالد ترامپ و تیم امنیت ملی آمریکا حاکی از آن است که آنها جنگ را ادامه آتش میدانند و درصددند با افزایش هزینههای دیپلماتیک برای ایران، مانع توافق سازنده شوند.
۲۴. با وجود تاکید بر «حسن نیت» در مذاکرات، چرا گذار از بحران دشوار است؟اگرچه مقامات ایران و آمریکا بر «حسن نیت» برای «مدیریت بحران» و «عبور از تهدیدات نظامی» تأکید کردهاند، اما نقطه تعادل مشخصی برای گذار از بحران وجود ندارد. ایران و آمریکا در فضای «جنگ نابرابر» قرار دارند.
۲۵. اهداف اصلی عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران چه بوده است؟ اگرچه دونالد ترامپ و نتانیاهو ادعا کردند عملیات نظامیشان در چارچوب «مسئولیت حمایت» صورت میگیرد، اما روند جنگ نشان داد که هدف اصلی، به حداقل رساندن زیرساختهای قدرت ایران برای بقای سیاسی و ایفای نقش راهبردی آینده آن بوده است.
۲۶. با توجه به این شرایط، ایران برای عبور از تهدیدات چه رویکردی باید اتخاذ کند؟در چنین شرایطی، لازم است:۱. دیپلماسی و حسن نیت به عنوان ضرورتهای بنیادین برای عبور از تهدیدات نظامی احیا شوند.۲. ایران نسبت به اهداف راهبردی آمریکا آگاهی یافته و ادبیات دیپلماتیک فریبکارانه را با دیده تردید بنگرد.۳. با تکیه بر تجربه تاریخی و عقلانیت تاکتیکی، ایران قابلیتهای خود را برای اقدامات متقابل علیه سیاست تهاجمی آمریکا در روند آتشبس ساماندهی کند.
۲۷. در نهایت، ایران برای بقا و بهینهسازی موقعیت خود چه نیازمند است؟ تاریخ روابط بینالملل نشان میدهد که صلحسازی تنها از طریق قدرت حاصل میشود. ایران برای بقا و بهینهسازی موقعیت ساختاری خود نیازمند «مقاومت هوشمندانه» است. این فرآیند تنها در صورتی حاصل میشود که آمادگی نظامی، بهینهسازی قابلیت تاکتیکی و فرآیند کنش دیپلماتیک به صورت یکپارچه در دستور کار قرار گیرند.