نفاق در صدر اسلام و امروز در جنگ رمضان
فاطمه عباس آباد - برای خبرنگار دانشگاه انقلاب، فرصتی شد تا با استاد دکتر محمدحسین رجبی دوانی، رئیس بنیاد ایرانشناسی، مورخ و محقق تاریخ اهلبیت علیهمالسلام و تشیع، فارغالتحصیل دکتری از دانشگاه تهران در گرایش تاریخ و تمدن ملل اسلامی،رئیس سابق کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، به گفتگو بنشینیم و نظر ایشان را در مورد موضوع تطبیق تاریخ صدر اسلام با جنگ فعلی ایران و آمریکا (تکرار تاریخ در جنگ رمضان) جویا شویم.
۱. قرآن کریم چه جایگاهی برای هدایت انسان قائل است؟ قرآن کتاب هدایت است. همانطور که خود فرموده: «هدًی لِّلمُتَّقین»؛ یعنی راهنمایی برای پرهیزکاران است تا آنها را به سوی رستگاری و سعادت در دنیا و آخرت رهنمون شود.
۲. با اینکه قرآن کتاب هدایت است، چرا اینقدر به تاریخ پرداخته؟ قرآن بخش مهمی از محتوای خود را به مباحث تاریخی اختصاص داده است؛ حدود یکسوم آیات به حوادث و سرگذشت اقوام گذشته اشاره دارد. این امر نشان میدهد که خداوند تاریخ را وسیلهای برای هدایت و رشد انسانها قرار داده است. در واقع، تاریخ در قرآن فقط نقل رویداد نیست، بلکه ابزاری برای بصیرت، عبرت و تشخیص راه درست است.
۳. در سالهای اخیر برخی میگویند نباید اتفاقات روز را با تاریخ گذشته، بهویژه وقایع صدر اسلام، مقایسه کرد. نظر شما چیست؟ بله، در چند دهه اخیر بهویژه در سالهای اخیر، جریانهایی با تفکرات ناصحیح و سیاستهایی مغایر با دیدگاههای رهبران الهی ما، چنین سخنانی گفتهاند. آنان معتقد بودند شرایط امروز با گذشته متفاوت است و نباید حوادث تاریخی را با مسائل روز تطبیق داد. اما اگر این سخن درست باشد، پس چرا خود قرآن بارها از سرنوشت اقوام پیشین مانند قوم عاد، نوح و ثمود سخن گفته است؟ هدف این یادآوریها چیزی جز هدایت و پندآموزی نیست.
۴.طبق بیانات رهبر معظم انقلاب، نقش «درس» و «عبرت» در مطالعات تاریخی چیست؟ تاریخ دو نوع آموزه دارد: درس و عبرت،«درس» یعنی بهرهبردن از نتایج مثبت و الگو گرفتن از پیروزمندان و صالحان؛ اینکه بدانیم چگونه عمل کنیم تا سعادتمند شویم. اما «عبرت» از شکستها و لغزشها سخن میگوید؛ یعنی چه کارهایی نکنیم تا گرفتار سرنوشت تلخ و سقوط نشویم.به این ترتیب، تاریخ در نگاه قرآن و رهبران دینی ما هم درسآموز است و هم عبرتآفرین.
۵. پیامبران الهی با چه نوع چالشهایی در مسیر رسالت خود مواجه بودند؟ پیامبران الهی، بهویژه پیامبران اولوالعزم که رسالت جهانی داشتند، همواره با دشمنیها، مقاومتها و سرسختیهای فراوان روبهرو میشدند. مأموریت آنان نجات انسانها بود، اما کسانی که منافعشان به خطر میافتاد در برابر دعوت الهی ایستادگی میکردند.
۶.چرا برخی افراد که برای کسب قدرت تلاش میکنند، با چنین چالشهایی مواجه نمیشوند؟ فردی که تنها هدفش رسیدن به حکومت است، خود را پایبند به ارزشهای اخلاقی و انسانی نمیداند. او ممکن است برای رسیدن به قدرت، از هر وسیلهای حتی نادرست استفاده کند؛ از خشونت و سرکوب گرفته تا فریب و سازش. به همین دلیل موانع را سریعتر و راحتتر از میان برمیدارد.
۷.تفاوت روش پیامبران با این افراد در چیست؟ پیامبر الهی هرگز برای رسیدن به هدف خود به ابزارهای نامشروع، خشونت بیدلیل، رعبافکنی یا فریب متوسل نمیشود. او میکوشد وجدانها را بیدار کند، با باطل سازش نکند و به آن باج ندهد. پایبندی به حقیقت و اخلاق، باعث میشود پیامبران با چالشهایی بزرگتر مواجه شوند؛ چالشهایی که افراد قدرتطلب هرگز تجربه نمیکنند.
۸.سرنوشت دعوت پیامبر اسلام در مکه چگونه رقم خورد؟ پیامبر خاتم (صلواتالله علیه و آله) در مکه مبعوث شدند. اما مشرکان، اشراف و خواص مکه دعوت ایشان را بر خلاف منافع و شیوه زندگی غیر اخلاقی خود دیدند، پس به دشمنی برخاستند. اکثر مردم نیز به پیروی از بزرگانشان با پیامبر مخالفت کردند و حتی به آزار ایشان و یارانشان پرداختند. تنها اقلیتی از مستضعفان، از جمله موالی و بردگان، به پیامبر ایمان آوردند و ایشان را یاری کردند.
۹.چرا پیامبر سرانجام مجبور به هجرت از مکه شد؟ به دلیل افزایش دشمنیها و تصمیم سران مکه برای قتل پیامبر، ادامه حضور در مکه خطر جانی داشت. در همین شرایط، مردم مدینه ایشان را دعوت کردند تا رهبری جامعه آنان را بپذیرند و اختلافهای دیرینه دو قبیله اوس و خزرج را پایان دهند. این دعوت فرصت مناسبی فراهم ساخت تا پیامبر برای حفظ جان خویش وادامه رسالت، به مدینه هجرت کنند.
۱۰.تفاوت رفتار مردم مکه و مدینه چه پیامی دارد؟ تفاوت این دو رفتار نشاندهنده نقش تعیینکننده خواص و بزرگان هر جامعه است. در مکه، خواص جامعه در برابر پیامبر ایستادند و مردم نیز دنبالهرو آنان شدند؛ اما در مدینه، سران دو قبیله تصمیم گرفتند برای حل اختلافات، پیامبر را به عنوان رهبر بپذیرند، و مردم نیز بر مسیر آنان حرکت کردند. این موضوع اهمیت تأثیر نخبگان بر رفتار عمومی جامعه را بهخوبی نشان میدهد.
۱۱.پس از تشکیل نظام اسلامی در مدینه به رهبری پیامبر اکرم، وضعیت سیاسی ـ نظامی چگونه بود؟ پس از تشکیل حکومت اسلامی در مدینه، پیامبر اکرم از سال نخست تا سال هشتم هجرت، یک دفاع مقدس هشتساله را پشت سر گذاشتند؛ مشابه دفاع مقدس ملت ایران در دهه اول پس از انقلاب. در این دوران، حضرت با دشمنان متعددی روبهرو بودند که هر یک با انگیزه خاصی در برابر نظام اسلامی قد علم کردند.
۱۲.مهمترین دشمنان پیامبر در آن دوران چه کسانی بودند؟ نخستین و سرسختترین دشمنان، قبیله قریش در مکه بودند. تمام توان خود را برای نابودی مسلمانان و دارالاسلامی که در مدینه شکل گرفته بود، بهکار گرفتند. دومین گروه دشمنان، یهودیان مدینه بودند که از دعوت پیامبر احساس خطر کردند.
۱۳. برخورد پیامبر با یهودیان مدینه چگونه بود؟ پیامبر اکرم برای کنترل فتنۀ یهود و حفظ آرامش اجتماعی، سران آنان را دعوت کرد و پیشنهاد زندگی مشترک و مسالمتآمیز داد. نتیجه این گفتوگو، امضای پیمان صلح میان مسلمانان و سه طایفه یهودی مدینه بود. با این حال، هر قبیله پس از مدتی پیمان را نقض کرد و پیامبر آنان را از مدینه بیرون کرد. برخلاف ادعاهای نادرست برخی تحلیلگران امروز، پیامبر بارها با دشمنان پیمان شکستخورده نبست؛ هر گروه با نقض اولین عهد خود از شمول قرارداد خارج و از مدینه حذف شد. این نکته بیانگر قاطعیت پیامبر در دفاع از حق و حقیقت است.
۱۴. غیر از قریش و یهود، دیگر دشمنان چه کسانی بودند؟ گروه سوم، قبایل اطراف مدینه و مناطق مرکزی حجازبودند که گاهی از روی جهل یا به تحریک قریش با اسلام دشمنی میکردند. گروه چهارم، جریان نفاق بود. بهنظر من این جریان زمانی شکل میگیرد که کسانی در پی دستیابی به موقعیتهای ممتاز سیاسی، اجتماعی یا اقتصادی هستند؛ اما تشکیل حکومت حق مانع رسیدن آنان به اهدافشان میشود. نفاق همواره از درون جامعه دینی میجوشد و خطر آن از دشمن خارجی کمتر نیست.
۱۵.شما بارها میان تاریخ صدر اسلام و انقلاب اسلامی ایران تشابهاتی مطرح کردهاید؛ این شباهت در چیست؟ انقلاب اسلامی ایران در شرایطی رخ داد که کشور تحت سلطه حکومتی وابسته، بیهویت و فاسد بود؛ رژیمی که عملاً نوکر آمریکا و غرب محسوب میشد. مردم آن دوران باور نمیکردند بتوانند از فضای خفقان و اختناق نجات یابند، اما با فضل الهی رژیم سقوط کرد و نظام ولایت برقرار شد.
۱۶. آیا پس از پیروزی انقلاب، آرامش برقرار شد؟ در ابتدا تصور میکردیم با پیروزی انقلاب، دوران سختیها تمام میشود و کشور کاملاً در اختیار مردم خواهد بود. اما از فردای ۲۲ بهمن توطئهها آغاز شد؛ دشمنیها و فشارهای خارجی ظهور کردند. این وضعیت دقیقاً شبیه دوران آغازین تشکیل حکومت اسلامی در مدینه بود که قریش در برابر پیامبر ایستاد. در عصر ما نیز همان نقش را آمریکا و اسرائیل بازی میکنند و با دشمنیهای خود درصدد ضربه زدن به نظام اسلامی هستند.