تأملات جنگی؛ بخش هفتم: ایران، پرچمت بالاست!
محمدمحسن غفوریان
عضو هیئت علمی جهاددانشگاهی
یکی از برکات خفیّهی جنگ تحمیلی سوم، شفاف شدن مرزهای اختلاف و تعارض انقلاب اسلامی با صهیونیسم جهانی و مشخصاً دستگاه تبلیغی و رسانهای تحت نفوذ شبکهی یهود در جهان است.
آنها که بیش از پنج دهه با هجوم تبلیغی و رسانهای و راهاندازی جنگ شناختی و تولید انواع مغالطهها، دروغها و تخریبها تلاش داشتند تا چهرهای غیر انسانی و تمدنستیز از اسلام و از انقلاب اسلامی ایران نشان دهند، خودشان چنان در باتلاق نسلکشی، کودککشی و جنایات جنگی گرفتار شدند که زدودن سیاهی نفاق و نیرنگ تا ابد از چهرهشان ناشدنی است.
از جمله فریبهای سالهای اخیر رسانههای نظام سلطه، ایجاد اختلاف بین حاکمیت و مردم ایران و تزریق و شیوع بیاعتمادی به مسئولان کشور بود از طریق ایجاد تمایز میان «ایران» و «جمهوری اسلامی». یکی از اصلیترین راهبردهای رسانهای دشمن (در بی بی سی فارسی، صدای آمریکا، اینترنشنال، من و تو و ...) خصوصاً در دو سال گذشته، این بود که نشان دهند دوستدار و غمخوار «ایران» هستند، اما این «جمهوری اسلامی» است که مصالح ملی و منافع و رفاه مردم خودش را به گروگان و یا نادیده گرفته است.
اما آنچه که شاید در برنامهی اولیه آنها پیشبینی نشده بود، در کشاکش جنگ تحمیلی سوم اتفاق افتاد؛ افشای برنامهها و طرحهای «تجزیهطلبانه» دشمن و برخی عقدهگشاییهای ناشی از شکست، حسد و حقارت، نشان داد که اتفاقاً اصل مسئلهی دشمن، «ایران» و تمدن و فرهنگ پرافتخار و ریشهدار آن است و برخی سخنان به ظاهر دوستانه و دلسوزانه، تنها پوششی برای مخفی نگاه داشتن کینههای عظیم تاریخی است.
این چنین شد که در تقابل با این کینهتوزی، «نمادهای ملی» در نهضت مقدس این روزهای مردم ایران، معنا و جانی تازه یافت و سرود ملی، پرچم و قهرمانان باستانی (رستم تهمتن، آرش کمانگیر، کاوه آهنگر و ...)، به نشانهای غالب در تجمعات، سرودهها و تجلیات هنری مردم تبدیل شدند.
امروز نه تنها هویت فرهنگی و ملی جامعهی ایرانی، به وسیلهی نمایش پرچم، احترام نظامی به آن و اهتزاز چشمگیر پرچم بر روی دستها، بر فراز وسایل نقلیه، سردر خانهها و اماکن، در معرض بازنمایی و روح مشترک ملی و مذهبی ایرانیان از این طریق در حال تقویت است، بلکه پرچم ایران به نمادی برای حرکتهای عدالتخواهانه و رهاییبخش در بین آزادیخواهان و حقطلبان تمام دنیا بدل شده است.