تأملات جنگی
بخش ششم:«امت و امام» مفهوم بنیادی نظام سیاسی اسلام
محمدمحسن غفوریان
عضو هیئت علمی جهاددانشگاهی
انقلاب اسلامی ایران را میتوان حلقهی کامل کننده از زنجیرهی مبارزات حق طلبانهای دانست که پس از قرنها حاکمیت «نفس خودبنیاد»، در صدد ایجاد بنیادی نوین برای زندگی بشر است. آنچه به عنوان «تمدن نوین اسلامی» از آن یاد میشود، نیازمند طراحی، تولید و استقرار نظامی از مفاهیم، نظریهها، رویکردها، ساختارها و بنیانهای فکری و فرهنگی است که پس از جایگزینی با نظامات تمدنی سابق (برگرفته از الگوی غرب)، فرآیند بازتولید اجزاء تمدنی (نظامات اخلاقی، حقوقی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، رسانهای و ...) را به ثمر برساند.
از جمله تفاوتهای بنیادی شناختی در نگاه تمدنی اسلام و غرب، الگوی نظری ارتباط مردم با حاکمیت است؛ آنچه به عنوان «رابطهی امت و امام»، در نگاه تمدنی اسلامی مطرح است، از اساس و بنیان متفاوت از «رابطهی شهروند با دولت» در الگوی لیبرال دموکراسی است.
براساس آموزههای رهبر شهید (در سلسله جلسات طرح کلی اندیشهی اسلامی در قرآن ـ مهر ماه 1353)، «امام» قلب امت اسلامی بوده و ارتباط با امام شرط حیات، تحرک و پایداری امت اسلامی است و بر این اساس «ولایت» (به عنوان بستر تحقق این رابطهی ایمانی، عاطفی و انسانی) عبارتست از: ارتباط فکری و ارتباط عملی مستحکم و نیرومند هر یک از آحاد امت اسلام، با آن قلب امت.
ایشان در تبیین آیات 51 تا 56 سوره¬ی مبارکه¬ی مائده، میفرمایند: اگر سه بُعد ولایتمداری را مراعات کردیم، یعنی حفظ پیوندهای داخلی، قطع پیوند و وابستگی به قطب¬های متضاد خارجی و حفظ ارتباط دائمی و عمیق با قلب پیکر اسلامی و قلب امت اسلامی یعنی امام و رهبر، آنگاه طبق وعدهی قرآن، آن کسانی که قبول ولایت کنند، اینها غالب و پیروزند.
این رویکرد و نگاه ویژه و مسئولانه به نقش، جایگاه و وظایف الهی و انسانی مردم و حاکمان و نحوهی تعامل آنها که برگفته از تعالیم سیاسی اسلام است، به کلی مغایر با آن چیزی است که در الگوی فکری مستقر و رایج برآمده از تمدن غربی قابل دریافت است.
نتیجه و محصول جامعهای که بر مبنای نگاه هستیشناسانه و انسانشناسانه اسلام بنا شود، رشد، بلوغ و مسئولیتشناسی مردمی است که همدلانه و در قالب یک «امت»، خود عهدهدار سرنوشت جامعهای میشوند که تمام حیات و زندگیشان در آن شکل گرفته و در جریان است.
و چه زیبا این بلوغ امت مسلمان ایران در نخستین پیام رهبر معظّم انقلاب اسلامی (21 اسفند 1404) تجلی یافت که: «از جمله هنرهای رهبر شهید و سَلف کبیر ایشان، وارد کردن مردم در همهی عرصهها و بصیرت و آگاهی دادن مستمر به ایشان، و در مقام عمل تکیه بر نیروی آنان بود. ایشان اینطور معنای حقیقی جمهور و جمهوریّت را فعلیّت بخشیدند و از عمق جان هم به آن معتقد بودند. اثر واضح این مطلب در این چند روزی که کشور بدون رهبر و بدون فرمانده کلّ قوا بود، دیده شد. بصیرت و هوشمندی ملّت بزرگ ایران در واقعهی اخیر و پایمردی و شجاعت و حضورش، دوست را به تحسین و دشمن را به حیرت واداشت. این شما مردم بودید که کشور را رهبری و اقتدار آن را ضمانت کردید. اگر آن نعمت عظمی [وجود رهبر شهید] از ما سلب شد، به جایش بار دیگر حضور عمّارگونهی ملّت ایران به این نظام اعطا گشت. این را بدانید: اگر قدرت شما در صحنه ظاهر نشود، نه رهبری و نه هیچ یک از دستگاههای مختلف که شأن واقعی آنها خدمت به مردم است، کارایی لازم را نخواهند داشت».