جنگ رمضان جنگ مذهبی نبود جنگ تصاحب انرژی بود

یکشنبه, 06 اردیبهشت,1405

جنگ رمضان جنگ مذهبی نبود جنگ تصاحب انرژی بود

 

جنگ رمضان جنگ مذهبی نبود جنگ تصاحب انرژی بود

 

فاطمه عباس آباد - دکتر سید علی بطحائی، عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب، در گفت‌وگو با دانشگاه انقلاب، سومالی‌لند را «نوزاد جدید جبهه مقاومت» توصیف کرد و گفت: سومالی‌لند با ایستادگی در کنار محور مقاومت، به‌ویژه در منطقه حساس «باب‌المندب»، اعلام کرد «انصارالله، تو تنها نیستی؛ ما نیز در کنار تو ایستاده‌ایم.»

بطحایی با تأکید بر اهمیت ژئوپلیتیکی باب‌المندب، افزود: اهمیت این تنگه تا آنجاست که حدود ۶۰ تا ۶۵ درصد انرژی جهان از این مسیر عبور می‌کند. زمانی که برخی تندروها در داخل ایران به سفارت عربستان حمله کردند، کشور جیبوتی نیز شاید کمتر نام آن شنیده شده باشد در واکنش به این تحولات، روابط دیپلماتیک خود با ایران را قطع کرد. این اقدام به‌دلیل جایگاه مهم جیبوتی در ضلع مقابل انصارالله در منطقه است.

وی گفت: اکنون سومالی‌لند به‌عنوان یک بازیگر جدید و بلوغ‌یافته در جبهه مقاومت اعلام کرده است که در کنار انصارالله می‌جنگد. بنابراین می‌توان گفت با شکل‌گیری چنین بازیگرانی، یک گلوگاه جدید فشار برای محور مقاومت پدید آمده است. این اتفاقات، نشانه تولد نظمی تازه در منطقه است. بطحایی افزود: نظم عمودی جهان در حال تبدیل شدن به نظم افقی است؛ جایی که گروه‌های مقاومت دیگر لزوماً تابع یک فرمانده واحد نیستند، بلکه با عقلانیت منطقه‌ای و بومی نقش مستقلی در حفظ منافع امت اسلامی ایفا می‌کنند. باید منتظر خبرهای جدید از سومالی‌لند باشیم؛ کشوری که امروز نقشی تازه و سازنده در معادلات مقاومت ایفا می‌کند.

این استاد دانشگاه با اشاره به تحولات فکری در جهان اسلام خاطرنشان کرد: آینده نظم جهانی اسلام نیازمند گفت‌وگویی تمدنی است. در این دوران دوقطبی میان سازش و مقاومت، وظیفه مسلمانان مشخص است؛ زیرا ما نسبت به دو میلیارد مسلمان جهان، رسالتی خطیر احساس می‌کنیم.» حجت الاسلام والمسلمین دکتر بطحایی در ادامه گفت: همان‌گونه که در متون دینی و قرآنی آمده، نظم در معنای حقیقی خود به پیوستگی، هم‌تالیفی و هماهنگی مؤلفه‌ها اشاره دارد. همان‌گونه که در آیه‌های قرآن، نظمی زیبا میان اجزای خلقت برقرار است، جهان اسلام نیز باید با نظمی نوین و عقلانیتی الهام‌گرفته از بوم خویش، مسیر آینده خود را ترسیم کند.

واکاوی پارادایم‌های نظم جهانی؛ از نظام وستفالیایی تا ضرورت تمدنی جهان اسلام

دکتر بطحایی در تبیین ابعاد نظم‌های جهانی و جایگاه جهان اسلام در این معادلات، نکات مهمی را مطرح کرد:ما پیش از هر چیز باید مفهوم «نظم» را از منظر تیپولوژی (گونه‌شناسی) بررسی کنیم. نباید صرفاً درگیر دوقطبی‌های جاری همچون «سازش و مقاومت» شد؛ بلکه پرسش اصلی این است که «نظم جهانی» اساساً چیست و جهان اسلام در این میان چه جایگاهی دارد؟ آیا نظم جهان اسلام مشابه نظم وستفالیایی است یا نظم کنفوسیوسی؟ برای پاسخ به این پرسش، باید نگاهی به تاریخ داشته باشیم.

تغییر پارادایم در اروپا؛ از جنگ‌های مذهبی تا نظم وستفالی:

وی با اشاره به قرن هفدهم میلادی (هم‌عصر با ملاصدرا و شهید ثانی) گفت: «حدود سیصد سال پیش، اروپا درگیر جنگ‌های سی‌ساله مذهبی بود؛ جنگی که در نهایت منجر به حذف «پاپ» و مرجعیت کلیسا از مناسبات جهانی شد. ریشه‌های این تحول به حدود پنجاه سال قبل‌تر و بیانیه ۹۵ بندی مارتین لوتر در کلیسای ویتنبرگ بازمی‌گردد که نهضت پروتستان را در برابر کاتولیک‌ها علم کرد. در اینجا لازم می‌دانم از جناب آقای دکتر محمدجواد محمدی گلپایگانی، استاد و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، یاد کنم که با ترجمه کتاب ارزشمند و سه‌جلدی «تاریخ مذهبی اروپا»، منبع بسیار غنی و خواندنی‌ای را برای درک این تحولات در اختیار ما قرار داده‌اند. عضو هیات علمی دانشگاه ادیان و مذاهب در بیان کرد: این جنگ‌ها باعث شد که پارادایم اروپا از یک جامعه مذهبی به سمت جامعه سکولار تغییر مسیر دهد. نتیجه این فرآیند، «معاهده وستفالی» در آلمان بود که طی آن، دین از معادلات سیاسی حذف شد. همان‌طور که شهید مطهری به‌درستی اشاره کرده‌اند، این نوع سکولاریسم اصلاً ربطی به جهان اسلام ندارد؛ زیرا خطاهای تاریخی کاتولیک‌ها در اروپا، نباید به پای مسلمانان نوشته شود و ما نباید تاوان اشتباهات آن‌ها را بدهیم.

نظم وستفالیایی؛ الگویِ مجتمع‌های آپارتمانی؛

این مدرس دانشگاه در تشریح نظم وستفالیایی گفت: این نظم را می‌توان به یک مجتمع آپارتمانی بزرگ با ۱۹۱ واحد تشبیه کرد که کل کره زمین را در بر گرفته است. در این الگوی برج‌مانند:

۱. هر واحد (کشور) مستقل است و قوانین داخلی خود را دارد؛

۲. هیچ واحدی بدون دعوت حق ورود به حریم خصوصی واحد دیگر را ندارد؛

۳. فارغ از بزرگی یا کوچکی واحد، همه در برابر «قانون مجتمع» یکسان هستند؛

۴. در صورت تهاجم یک واحد به دیگری، سایر واحدها علیه متجاوز متحد می‌شوند.

این دقیقاً همان قواعد حاکم بر سازمان ملل و نظام بین‌الملل فعلی است که تحت عنوان قوانین و نظم وستفالیایی شناخته می‌شود.» در صورتی که تمایل دارید در مورد «نظم کنفوسیوسی» یا سایر بخش‌های صحبت‌های شما که ناتمام ماند، پردازش بیشتری صورت بگیرد، بفرمایید تا در ادامه تنظیم شود.

تحلیل تطبیقی نظم‌های جهانی؛ از وستفالیا و کنفوسیوس تا جهان اسلام:

دکتر سید علی بطحایی در ادامه تحلیل نظم‌های جهانی، به تشریح نظم کنفوسیوسی و مقایسه آن با نظم حاکم بر جهان اسلام پرداخت:پس از نظم وستفالیایی که بر پایه استقلال دولت‌ها و تفکیک دین از سیاست بنا شده، با نظم دیگری روبرو هستیم: «نظم کنفوسیوسی». این نظم که در کشورهای شرقی، از جمله ایرانِ دوران گذشته، رواج داشته، بر پایه سلسله‌مراتب خانوادگی و احترام به بزرگتر استوار است. در این مدل، «خانه بزرگ قدیمی» جایگزین «آپارتمان‌های مجزا» می‌شود. فردی به نام «پدربزرگ» یا «امپراتور» در رأس هرم قرار دارد و اعضای خانواده (مقامات)، پدر و مادر (مقامات رده بالاتر)، فرزندان و حتی عموزادگان (دیگر خویشاوندان) هر کدام جایگاه مشخصی دارند.

ویژگی‌های نظم کنفوسیوسی:

احترام به سلسله‌مراتب: در این نظم، همه افراد باید به بزرگترها و حاکم اصلی احترام بگذارند.

دخالت بزرگترها: پدربزرگ حق دارد در امور کوچک‌ترها دخالت کند.

اهمیت مرزها: مرزهای بین افراد و جایگاه‌هایشان بسیار مهم است.

حفظ نظم: فردی که بی‌ادبی کند یا نظم را بر هم بزند، با برخورد قاطع بزرگتر (پدربزرگ) مواجه خواهد شد.

این نظم در کشورهای شرقی مانند چین باستان، کامبوج، تایوان و تا حدی در ایرانِ گذشته (مثلاً ازدواج‌های سنتی که بر اساس وصلت خاندان‌ها صورت می‌گرفت و دخالت فرد در انتخاب همسر محدود بود) مشاهده می‌شود.

جهان اسلام؛ ترکیبی سردرگم از نظم‌ها:

اما جهان اسلام، وضعیتی پیچیده‌تر دارد. ۵۷ کشور اسلامی، ظاهراً طبق قوانین وستفالیایی عمل می‌کنند (استقلال نسبی، مرزهای مشخص)، اما در عمق وجودشان، حس «امت واحده» بودن را حفظ کرده‌اند. این همان پارادوکس بزرگی است که جهان اسلام را در بر گرفته است.

نقد حزب التحریر به قطر؛ نمونه‌ای از تضاد نظم‌ها:

برای روشن شدن این تضاد، به نقد حزب التحریر به قطر در جریان جام جهانی اشاره می‌کنم. حزب التحریر معتقد است که با توجه به وجود «امت واحده»، ثروت‌های نفتی قطر باید صرف کمک به مسلمانانِ نیازمند در میانمار، فلسطین و کامبوج شود، نه هزینه‌های گزاف برای برگزاری جام جهانی برای «کافران». این دیدگاه، ریشه در مفهوم «امت واحده» دارد که مرزهای وستفالیایی را کم‌اهمیت می‌داند و بر همبستگی مسلمانان تأکید می‌کند. هرچند قطر بخشی از این ثروت را صرف کمک به کشورهای دیگر (مانند اهدای اتوبوس به کامبوج) کرد، اما این نقد همچنان پابرجاست.

جهان اسلام؛ بین رویا و واقعیت

در «رویا»، جهان اسلام به دنبال یک نظم کنفوسیوسی (امت واحده) است؛ جایی که همبستگی دینی بر مرزهای سیاسی ارجحیت دارد. اما در «واقعیت»، در «آپارتمان‌های وستفالیایی» زیست می‌کند؛ یعنی دولت‌های ملی با مرزهای مشخص و رقابت‌های خاص خود.

رقابت قدرت‌ها در جهان اسلام؛ آشفتگی نظم واقعیت:

این نظمِ آشفته، زمانی بغرنج‌تر می‌شود که در غیاب یک «امپراتور» یا «رهبر واحد»، شاهد رقابت قدرت‌های منطقه‌ای هستیم:

عربستان سعودی در یک سو.  ایران و جبهه مقاومت در سوی دیگر. ترکیه با اهداف خاص خود. مصر و دیگر قدرت‌های منطقه‌ای. این نزاع‌ها و درگیری‌ها، نتیجه زیستن جهان اسلام در این دوگانگیِ «نظم رویا» (امت واحده) و «نظم واقعیت» (دولت‌های ملی و رقابت‌ها) است. جنگ غزه (رمضان) نیز در همین راستا، نظم حاکم را به چالش کشیده است، هرچند با وجود پیروزی‌های مقاومت، این نظم همچنان در حال دگرگونی است.»

تحلیل تحولات نظم جهانی و جایگاه مقاومت در جهان اسلام:

دکتر سید علی بطحایی با استناد به سخنان امیرالمؤمنین علی (ع) و اشاره به عمق تحولات جاری، بر ضرورت نگاه آکادمیک به چالش‌های نظم جهانی تأکید کرد:«همانطور که امیرالمؤمنین (ع) اشاره فرمودند، باید عمق جنگ‌ها را درک کنیم. نظمی که در حال حاضر شاهد فروپاشی آن هستیم، دچار چالش‌های جدی است و این مسئله نیازمند توجه آکادمیک و دقیق است. نظم خوب، نظمی است که تحمیلی نباشد و بر اساس اصول صحیح بنا شود. انواع نظم‌ها بسیار متنوع هستند؛ نظم تحمیلی، نظم غیرتحمیلی، و همچنین نقش علما و جریان‌های فکری در شکل‌دهی به این نظم‌ها، مباحث مهمی هستند که باید مورد بررسی قرار گیرند.»

نظم پیش از «شهادت قائد امت» و «جنگ رمضان:

وی با اشاره به تحولات اخیر، به «جنگ رمضان» به عنوان عاملی برای بر هم خوردن نظم موجود اشاره کرد و گفت: «این جنگ، «هژمونی» (سلطه) را به چالش کشیده است. در علوم سیاسی واژه‌ای به نام «هژمونی» وجود دارد که ما طلبه‌ها ممکن است آن را با «سلطه» یکی بدانیم، اما ظرافت‌های خاص خود را دارد. سلطه نسبی ایران از طریق بازوی مقاومت، امری انکارناپذیر است.

تفاوت رویکرد آمریکا و اسرائیل در تقابل با نظم مقاومت:

دکتر بطحایی به تفاوت رویکرد آمریکا و اسرائیل در این میان پرداخت:

آمریکا: هدف آمریکا، بر هم زدن نظم موشکی و جلوگیری از پیشرفت‌های هسته‌ای ایران بوده است. حملات آمریکا به مراکز نظامی، ماهیت متفاوتی نسبت به اقدامات اسرائیل داشته است.

اسرائیل: اقدامات اسرائیل، مانند حمله به مقر پلیس یا بسیج در تهران (ساختمان عظیم در میدان انقلاب)، نشان‌دهنده رویکردی متفاوت و هدفمند برای ایجاد «اغتشاش» و بر هم زدن نظم داخلی است. اسرائیل در این میان، مأمور به ایجاد آشوب بوده است.

نظم جدید در مقابل نظم سازش:

در مقابل نظم مقاومت، «نظم اسرائیل» قرار دارد که دکتر بطحایی آن را «ناظم کذاب، زورگو و کودک‌کش» توصیف کرد. اغتشاشات دی ماه و اقدامات مشابه، بخشی از این تلاش برای برهم زدن نظم و ایجاد آشوب بوده است.

لزوم نگاه عمیق به تحولات:

در نهایت، دکتر بطحایی بر ضرورت نگاه عمیق و آکادمیک به این تحولات تأکید کرد و گفت: «این نظم در حال فروپاشی است و ما باید با درک صحیح از این چالش‌ها، به سمت ایجاد نظمی پایدار و عادلانه حرکت کنیم.

تحلیل عمیق‌تر نظم جهانی و نقش مقاومت در جهان اسلام:

در ادامه مباحث پیشین، دکتر بطحایی به تشریح جزئیات بیشتری از تحولات نظم جهانی و نقش بازیگران مختلف پرداخت:

تقسیم‌کار در حملات به زیرساخت‌ها؛ آمریکا در مقابل اسرائیل:

دکتر بطحایی با اشاره به حمله به ساختمان خبرگان رهبری، آن را اقدامی از سوی آمریکا برای بر هم زدن نظم جدید و جانشینی رهبری دانست. وی حملات را بر اساس ماهیت اهداف، به دو دسته تقسیم کرد:

حملات اسرائیل: شامل ضربه به زیرساخت‌های داخلی مانند بسیج، زندان‌ها و مقرهای پلیس، با هدف ایجاد آشوب و بی‌ثباتی داخلی.

حملات آمریکا: شامل ضربه به مراکز نظامی و زیرساخت‌های موشکی و هسته‌ای، با هدف تضعیف قدرت منطقه‌ای ایران.

این تقسیم‌کار، نشان‌دهنده تلاش هماهنگ برای فروپاشی نظم موجود بود.

هژمونی ایران و بازوهای مقاومت در برابر محور سازش:

در مقابل، ایران با محوریت «بازوهای مقاومت» (انصارالله یمن، حزب‌الله لبنان، حشدالشعبی عراق، جهاد فلسطین، حماس) به عنوان «راس فساد» یا «گردن اژدها» در نظم منطقه‌ای ظاهر شد. این نظم عمودی، از سوی رهبری، سپاه، نیروی قدس و متحدان منطقه‌ای هدایت می‌شد. در سوی دیگر، «محور سازش» قرار داشت که شامل:

اسرائیل به عنوان دشمن اصلی.

عربستان سعودی: مدعی رهبری جهان اسلام و رقابت با ایران در میدان‌های نیابتی (قره‌باغ، سومالی).

امارات متحده: پیشگام عادی‌سازی با اسرائیل در توافق ابراهیم.

اردن و بحرین: متحدان درجه دوم اسرائیل.

مصر: با رویکرد سکولار و سرکوب اخوان‌المسلمین.

جریان‌های سلفی درباری و دیگر گروه‌ها: مانند الازهر، صوفی‌ها، وهابی‌ها و سکولارها.

این دو قطبی، فضای تحولات منطقه را شکل داده است.

درس‌هایی از گذشته؛ لزوم بازسازی جبهه مقاومت

دکتر بطحایی با اشاره به تجربیات گذشته، به اشتباهات در تعامل با جریان‌های اسلام‌گرا اشاره کرد. وی از دوره ریاست جمهوری که «ایرانیت» را بر «اسلامیت» اولویت داد، انتقاد کرد که منجر به شکاف و فاصله گرفتن از اخوان‌المسلمین و مجاهدین جهان اسلام شد. وی تأکید کرد که در «جنگ رمضان» باید این اشتباهات را جبران و جبهه مقاومت را بازسازی کرد.

سناریوهای آینده؛ پایان نظم متمرکز:

با توجه به تحولات پس از «جنگ رمضان»، دکتر بطحایی پیش‌بینی کرد که ساختار رهبری در آینده، دیگر متمرکز نخواهد بود و سناریوهای احتمالی برای آینده پژوهی وجود دارد.

نقد بیانیه منتسب به شیخ الازهر و لزوم بصیرت در تحلیل تحولات جهان اسلام:

در ادامه‌ تحلیل تحولات نظم نوین جهانی، دکتر بطحایی به موضوع صدور بیانیه‌ای منتسب به شیخ الازهر در خصوص جنگ غزه پرداخت و نکاتی را در این زمینه مطرح کرد:

تشکیک در صحت بیانیه و دلایل آن:

عدم امضا و انتساب: بیانیه فاقد امضا بود و به طور رسمی به شیخ الازهر منتسب نشده بود. این موضوع، اولین نشانه عدم صحت آن بود.

تکذیب توسط مشاور عالی حوزه‌های علمیه: دکتر زمانی، مشاور بین‌الملل مدیر حوزه‌های علمیه و رایزن سابق ایران در مصر، رسماً اعلام کرد که شیخ الازهر این بیانیه را تأیید نکرده است.

گمانه‌زنی در مورد نفوذ: دکتر بطحایی حدس زد که این بیانیه احتمالاً حاصل نفوذ عناصر همسو با اسرائیل در محیط اطراف شیخ الازهر بوده است.

واکنش‌های افراطی:وی از واکنش‌های سریع و گسترده برخی افراد و نهادها (از جمله یک کارگردان سینما) به این بیانیه، ابراز ناراحتی کرد و آن را «تراشیدن سرِ نتراشیده» نامید. وی توصیه کرد که جهان اسلام در اینگونه موارد، از الگوی «مردِ مصاف» که در همه جا یافت می‌شود اما «تحمل» ندارد، درس بگیرد.

پیامدها و پیامدهای سکوت در برابر تحولات:

پیچیدگی وضعیت در کشورهای عربی:

دکتر بطحایی به آشفتگی و سردرگمی در میان کشورهای عربی اشاره کرد که در برابر فشارهای آمریکا و اسرائیل، در موقعیت دشواری قرار گرفته‌اند.

تأثیر رفاه بر استقلال:

وی بیان داشت که رفاه اقتصادی برخی دولت‌های عربی، استقلال آن‌ها را زیر سوال برده است. به عنوان مثال، اجازه آمریکا برای پرواز هواپیماهایش از ۱۷ فرودگاه عربستان، موجب ناراحتی «بن باز» (مفتی سابق سعودی) شد، اما در نهایت با پول آرامکو، رضایت او جلب گردید.

مخالفت با سازش: این شرایط باعث شد شخصیت‌هایی مانند «سلمان العوده» و «سفر الحوالی» در مقابل سازش با اسرائیل ایستادگی کنند.

لزوم درک عمیق‌تر از تحولات:

دکتر بطحایی بر لزوم درک عمیق‌تر از این تحولات و اجتناب از واکنش‌های سطحی و احساسی تأکید کرد. وی همچنین به این نکته اشاره کرد که با وجود نظم سابق، رهبری کاریزماتیک امام خامنه‌ای، محور مقاومت را شکل داده بود، اما در نظم جدید، انتظار می‌رود ساختار رهبری به سمت شورایی و نهادی شدن پیش برود.

جنگ رمضان و نظم نوین جهان اسلام:

دکتر بطحایی به جمع‌بندی مباحث پرداخت و چشم‌انداز آینده جهان اسلام را ترسیم کرد:

ظلم ترکیبی و چندلایه‌ای آینده جهان اسلام:

عدم بازگشت به خلافت واحد: دکتر بطحایی پیش‌بینی کرد که نظم آینده جهان اسلام به سمت خلافت واحد یا فروپاشی کامل نخواهد رفت، بلکه یک نظم ترکیبی و چندلایه‌ای شکل خواهد گرفت.

لایه‌های نظم آینده:

لایه عمیق عبادی:مناسک و عبادات، لایه زیرین و اصلی این نظم را تشکیل خواهند داد.

لایه اقتصادی: لایه اقتصادی از اهمیت کمتری برخوردار خواهد شد و احتمالاً در رقابت با لایه‌های دیگر، کارایی خود را از دست خواهد داد.

لایه امنیتی واگرا: لایه امنیتی، بسیار واگرا و پیچیده خواهد شد و سرنوشت آن به بازیگری بازیگران کلیدی بستگی دارد.

نقش ترکیه و سیگنال‌های اردوغان:

همبستگی نمادین:دکتر بطحایی از اقدام افرادی که عکس اربکان (پدر اسلام‌گرایی نوین ترکیه) را بر روی موشک‌های ایرانی که به سمت اسرائیل شلیک شد، قرار دادند، ابراز خرسندی کرد. این اقدام نمادین، نشان‌دهنده همبستگی عمیق میان جریان‌های اسلامی منطقه است، حتی اگر رهبران سیاسی در مقاطع مختلف با یکدیگر اختلاف نظر داشته باشند.

اهمیت ترکیه در نظم آینده:

وی تأکید کرد که ترکیه یکی از بازیگران کلیدی در نظم آینده جهان اسلام خواهد بود و نباید از نقش آن غافل شد.با استناد به پیش‌بینی‌های آینده‌پژوهی، جنگ کنونی نه یک جنگ مذهبی، بلکه جنگ انرژی بود.

احتمال ختم جنگ بدون توافق مشخص:

وی پیش‌بینی کرد که این جنگ ممکن است بدون هیچ توافق مشخصی به پایان برسد و صرفاً به یک روند فرسایشی تبدیل شود.

آغاز دیپلماسی و مقاومت:در این شرایط، دیپلماسی و مقاومت نقش محوری را ایفا خواهند کرد.

سناریوهای احتمالی در صورت عدم بازخوانی مقاومت:

سیطره سلفی‌های جهادی:در صورت عدم بازخوانی صحیح مقاومت و عدم ارائه الگوی جدیدی از «هژمونی افقی»، احتمال سیطره سلفی‌های جهادی (مانند داعش) بر منطقه افزایش خواهد یافت.همه بازنده خواهند بود:سناریوی محتمل دیگر، حالتی است که در آن هیچ برنده‌ای وجود نخواهد داشت و همه طرف‌ها بازنده خواهند بود.

 

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
Copyright ©2026 - All rights reserved.
آدرس آی پی: 216.73.216.31 سیستم عامل: Unknown مرورگر: Mozilla تاریخ مشاهده: سه شنبه, 05 خرداد,1405