تابآوری نظامی و اجتماعی ایرانیان در جنگ رمضان، واقعاً ستودنی بود
فاطمه عباس آباد - دکتر سیروس احمدی نوحدانی، عضو هیات علمی گروه جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک دانشگاه تربیت مدرس، در گفتوگو با دانشگاه انقلاب در خصوص «تابآوری اجتماعی و اقتصادی» و راهکارهای کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت، گفت: من سعی میکنم بیشتر روی پیامدهای اقتصادی و ابعاد اجتماعی، اقتصادی تابآوری تمرکز کنم و در ادامه مجموعهای از راهکارها را در سه سطح کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت پیشنهاد دهم. بعد از جنگی که علیه ایران تحمیل شد، ماجرا به این سادگی نبود که مثل برخی تحلیلهای سطحی تصور کنیم دو کشور با هم اختلاف پیدا کردند و بعد یکی گفت من قویترم و حمله میکنم. در پشت این ماجرا، ملاحظات و طراحیهای استراتژیک بلندمدتی وجود داشته و دارد. میتوان گفت این جنگ در معنای گستردهتر آن سالها پیش طراحی شده، مراحل مختلفی را طی کرده و تا امروز ادامه پیدا کرده است. در طرحهای اولیهای که برای مواجهه با جمهوری اسلامی ایران در نظر گرفته شده بود، زمانبندی و مرحلهبندی نسبتاً روشنی وجود داشت. در مرحله اول، آمریکاییها و برخی متحدانشان تصور میکردند میتوانند با یک تهاجم اولیه، با ترور برخی از سران سیاسی و نظامی کشور و انجام حملات بسیار سنگین، اراده نظام را درهم بشکنند و جمهوری اسلامی را وادار به عقبنشینی کنند. این مرحله عملاً اجرا شد، اما تابآوری نظامی ایران، واقعاً ستودنی و بسیار قابل توجه بود.
وی افزود: در این مرحله، دشمن به اهداف خود نرسید. نیروهای مسلح کشور و همچنین مردم نشان دادند که در زمان جنگ، میتوانند در برابر حتی قدرتهای بسیار بزرگ که از نظر تکنولوژیک قابل مقایسه با ما نیستند بهخوبی مقاومت کنند. ما هم از نظر اجتماعی و هم از نظر نظامی، تابآوری قابل قبولی از خود نشان دادیم. در مرحله بعد، راهبرد دشمن به این سمت رفت که زیرساختهای حیاتی کشور را هدف قرار دهد؛ یعنی اینگونه تصور شد که با زدن زیرساختها، میتوان جمهوری اسلامی را وادار به عقبنشینی کرد. این مرحله هم تا حدی اجرا شد، اما باز هم به نتایج مورد انتظار آنها نرسید.
دکتر احمدی نوحدانی تصریح کرد: مرحله بعدی، همین «محاصره اقتصادی» است که علیه ایران آغاز شده و همچنان ادامه دارد. من نمیخواهم وارد تمام جزئیات این محاصره شوم، اما از منظر من، این محاصره اقتصادی از یک جنگ نظامیِ مستقیم خطرناکتر است. چرا؟ چون این نوع جنگ میتواند نوعی «خفگی اقتصادی» ایجاد کند؛ یک فشار تدریجی و فرسایشی که هم معیشت مردم و هم ساختارهای توسعهای کشور را تحت تاثیر قرار میدهد. در جنگ مستقیم، وقتی موشک و هواپیما و درگیری نظامی در کار است، مردم ایران خوشبختانه با درایت بالایی که دارند، فارغ از سلایق سیاسی و اختلاف نظرها، پشت کشور میایستند؛ از چپ و راست، موافق و منتقد، همه به عشق ایران مقاومت میکنند و از نیروهای نظامی حمایت میکنند. این همبستگی اجتماعی در شرایط جنگ سخت، واقعاً قابل تقدیر است. اما در جنگ اقتصادی و محاصره تدریجی، مساله پیچیدهتر است. آثار جنگ اینبار در سفره مردم، در بازار کار، در تورم، در ناامنی شغلی و در احساس عدالت اجتماعیِ آنها ظاهر میشود. اینجا دیگر فقط موشک و تانک در کار نیست؛ بلکه مساله «تابآوری اجتماعی اقتصادی» است؛ یعنی توان جامعه برای تحمل فشار، سازگاری با شرایط جدید، حفظ انسجام و در عین حال، ادامه مسیر رشد و توسعه.
عضو هیات علمی گروه جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک دانشگاه تربیت مدرس خاطرنشان کرد: اکنون ما در حال ورود به مرحلهای جدید هستیم؛ مرحلهای که جنگ از میدانهای نبرد و پرتابگرها، به خانههای مردم، بازارها، کارخانجات و مراکز تولیدی منتقل میشود. این انتقال، اهمیت توجه ویژه به ابعاد اقتصادی و اجتماعی تابآوری را دوچندان میکند و ایجاب مینماید که نظام سیاسی و حکومت، تدابیر سنجیدهای برای آن بیندیشد.لازم است در اینجا ذکر کنم که طی دو ماه گذشته، با وجود سنگینی جنگ، دولت خدمات بسیار خوبی ارائه داده است. با توجه به فشارهای وارده، کمبود محسوسی احساس نشده و نارضایتی اجتماعی نیز تا این لحظه به شکل گسترده بروز نکرده است؛ امری که قابل تقدیر است و باید به آن توجه داشت.اما سوال اساسی این است: آیا این تابآوری اجتماعی–اقتصادی، همیشگی و پایدار خواهد بود؟ ما در گذشته، شوکهای اقتصادی قابل توجهی را تجربه کردهایم؛ از جمله اعتراضاتی که در سال ۱۴۰۱ (دی ماه) رخ داد و زمینههای اصلی آن اقتصادی بود. اکنون که تحریمها و محاصره اقتصادی نیز تشدید شده، این وضعیت را باید جدیتر گرفت تا دوباره دشمن از همین راه تفرقه و اغتشاش ایجاد نکند.
این مدرس دانشگاه در ادامه گفت: همانطور که میدانید، حدود ۸۵ تا ۹۰ درصد کالاهای ما از بنادر جنوب وارد و صادر میشود و تقریباً 100 درصد انرژی کشور نیز از همین مسیر تأمین یا صادر میگردد. درست است که بخشی از نفت را روی آبکشها ذخیره داریم و شاید بتواند درآمد یک یا دو ماهه را تأمین کند، اما پایداری درآمد نفتی و انرژی، حیاتی است. در مورد ورود و خروج کالا نیز، هرچند در حال حاضر اعلام میشود انبارها پر است، اما اگر این محاصره تداوم یابد، آیا انبارها دچار بحران نخواهند شد؟ آیا درآمد دولت و در نتیجه، تابآوری اقتصادی–اجتماعی که به نظر من بسیار شکنندهتر از تابآوری نظامی است، میتواند دوام بیاورد؟ تابآوری نظامی کشور تا این لحظه بسیار خوب ارزیابی میشود، اما تابآوری اقتصادی–اجتماعی، به دلیل پیشینهها و ضعفهایی که ما در بخش اقتصادی، تولیدی، صادرات و... داشتهایم، میتواند بسیار خطرآفرین باشد.
دکتر احمدی نوحدانی بیان کرد :نکته دوم اینجاست که مردم در خیابانها، طی بیش از ۵۰ روز گذشته، دفاع بسیار خوبی از کشور و از موضع نظام در این جنگ نشان دادهاند. اما آیا این دفاع عمومی را میتوان به همه اقشار جامعه تعمیم داد؟ پاسخ منفی است. بخش قابل توجهی از جامعه، در خانههای خود درگیر تورم، بیکاری و چشمانتظار تحولات آینده هستند. این «انتظار» میتواند در بلندمدت به عاملی برای فرسایش انسجام اجتماعی تبدیل شود. همین الان که آتشبس برقرار شده و دو ماه از آغاز جنگ گذشته، آسیبهایی که وارد شده را در اخبار میبینیم، تعداد زیادی از کارگران بیکار میشوند، بسیاری از کسبوکارهای اینترنتی مختل شدهاند و حجم وسیعی از افراد به جامعه بیکاران اضافه میشوند. اگر این بیکاران را با خانوادههایشان در نظر بگیریم، رقمی حدود ۱۰ تا ۱۵ میلیون نفر را شامل میشود. حتی در بخشهایی مانند «اسنپ» و... امروز نیز شاهد تاثیرات این وضعیت بودیم. در تشدید پیامدها باید بگویم با تداوم محاصره، فشار بر معیشت مردم (تورم، قدرت خرید)، تولید (مشکلات تأمین مواد اولیه، اختلال در صادرات) و اشتغال (بیکاری، رکود) افزایش مییابد.اثر روانی و اجتماعی ناامیدی، کاهش سرمایه اجتماعی، افزایش نارضایتی پنهان و در نهایت، کاهش تابآوری اجتماعی بسیار حائز اهمیت است. نیاز است راهکارهای عملیاتی در سه سطح ارائه شود:
کوتاهمدت:
مدیریت انتظارات، حمایتهای هدفمند معیشتی، کنترل تورم، شفافیت اقتصادی.
میانمدت:
اصلاحات ساختاری اقتصادی (بودجه، نظام بانکی، مالیات)، تنوعبخشی به بازارهای صادراتی، حمایت از تولید داخلی و صادرات غیرنفتی.
بلندمدت:
اصلاحات بنیادین در نظام اقتصادی، سرمایهگذاری در آموزش و فناوری، تقویت دیپلماسی اقتصادی، ایجاد ثبات و پیشبینیپذیری در محیط کسبوکار.
از آنجا که موضوع اصلی سخنم درباره پیامدهای تشدید فشارهای اقتصادی اجتماعی ناشی از تحریم و جنگ، و لزوم آمادگی برای بحرانهای آتی است توجه به چند نکته ذیل مهم است:
۱. کاهش شدید درآمدها:
نفت و گاز:
کاهش صادرات نفت (احتمال رسیدن به صفر)، اتمام ذخایر روی آب، بیاثر شدن افزایش جهانی قیمت نفت برای ایران به دلیل عدم امکان رساندن محموله.
پتروشیمی: آسیب جدی به صنایع و مجتمعها (عسلویه، ماهشهر، شیراز)، بیکاری گسترده کارگران، اختلال در زنجیره تأمین.
تأثیر بر بودجه:
کسری بودجه شدید دولت، ضربه سنگین به تأمین کالاهای اساسی.
۲. بیکاری گسترده:
آمار اولیه: از دست دادن شغل توسط ۳ تا ۴ میلیون کارگر (و افزایش احتمالی آن).
تأثیر بر خانوادهها:
رقم قابل توجهی (۱۰ تا ۱۵ میلیون نفر) تحت تأثیر قرار میگیرند.
مثال اسنپ:
کاهش شدید درآمد رانندگان به دلیل افزایش تعداد نیرو و کاهش تقاضا.
۳. نیازهای نظامی و فشارهای اقتصادی:
تقویت صنایع دفاعی:
نیاز اولیه به تقویت بخش نظامی (برآورد ۱.۷ میلیارد دلار بودجه)، فشار مضاعف بر اقتصاد و جامعه.
۴. پیشبینیهای اقتصادی (در صورت عدم حل بحران):
نرخ ارز: کاهش شدید ارزش ریال در برابر دلار.
اعتراضات خیابانی: افزایش احتمال شروع اعتراضات در ماههای آینده.
۵. راهکارهای پیشنهادی (تیتر وار):
سطح اول (کوتاهمدت - مدیریت بحران داخلی):
عدم سرکوب اعتراضات: پذیرش اعتراض به عنوان یک واقعیت اجتماعی پس از جنگ.
آزادی نسبی فضای مجازی:رفع اختلالات اینترنتی برای کسبوکارهای آنلاین.
اقدامات اساسی دولت: در این دو حوزه.
سطح دوم (بازی ژئوپلیتیک): در این بخش بیشتر به مذاکره، دیپلماسی، یا یافتن راهی برای دور زدن تحریمها تاکید دارم.)
باید بگویم تابآوری اجتماعی، اقتصادی بسیار شکنندهتر از تابآوری نظامی است و نیاز به توجه جدی و راهکارهای عملیاتی دارد.
در جمعبندی استراتژی مذاکره و ائتلافسازی به چند نکته باید توجه کرد:
۱. استراتژی مذاکره:مذاکره در شرایط "صفر و صد" نامطلوب است، باید از رفتن به مذاکرات در شرایطی که صرفاً گزینههای "صفر" یا "صد" وجود دارد، اجتناب کرد.درباره ارائه پیشنهادات غیرقابل رد نیز باید استراتژی بر ارائه پیشنهاداتی متمرکز باشد که طرف مقابل نتواند به راحتی آن را رد کند و در عین حال، فشار زیادی نیز بر ما وارد نسازد. در اصلاح استراتژی اصلی نیز هدف باید پایان دادن به مخاصمه و قطع رابطه ایران با بخشی از جامعه بینالملل باشد. نکته بعدی تمرکز بر روی تاکتیکهاست (مانند جزئیات برنامه هستهای) چهار سال مذاکره را به نتیجه نرسانده و در آینده نیز احتمالاً نتیجهبخش نخواهد بود. به نظر میرسد تنها راه حل اصلاح استراتژی اصلی برای رسیدن به یک توافق جامع، که پس از آن، حل سایر مشکلات در کنار آن امکانپذیر خواهد بود. درباره ایجاد ائتلافهای بینالمللی، نیز هدف باید مقابله با فشار و محاصره اقتصادی باشد. راهبرد و نکته بعدی همراه کردن قدرتها است باید برای همراه کردن کشورهایی مانند چین، روسیه و حتی اروپا در کنار ایران تلاش کرد. در واقع کاهش فشار قرار گرفتن این قدرتها در کنار ایران میتواند به کاهش قابل توجه فشار ناشی از محاصره کمک کند.
نکات کلیدی:
تمرکز بر اصلاح استراتژی اصلی برای پایان دادن به انزوا.
اجتناب از مذاکرات جزئی که نتیجهبخش نبوده است.
استفاده از ائتلافسازی با قدرتهای جهانی برای مقابله با فشارها.
مذاکرات صرفاً بر سر جزئیات فنی (مانند انرژی هستهای) به نتیجه نرسیده و احتمالاً در آینده نیز نخواهد رسید، مگر اینکه استراتژی کلی تغییر کند.تغییر در استراتژی اصلی، امکان دستیابی به توافق و حل مشکلات جانبی را فراهم میآورد.اتحاد با قدرتهای جهانی میتواند در کاهش اثرات منفی تحریمها مؤثر باشد.
وی در پایان یادآور شد: تغییر استراتژی کلان از تقابل به سمت "پایان دادن به قطع رابطه با جهان" و "اصلاح روشهای مذاکره" با تمرکز بر یافتن راهحلهای عملیاتی و غیرقابل رد برای طرفین، در کنار تقویت ائتلافهای منطقهای و بینالمللی است.