تأملات جنگی؛ بخش پنجم: آثار اربعینی یک بعثت
محمدمحسن غفوریان
عضو هیئت علمی جهاددانشگاهی
برای آنها که توفیق پیادهروی اربعین قسمتشان شده، بسیاری از صحنههای این شبهای مردم در تجمعات انقلابی و حماسیشان، کاملاً آشناست. هر کس، هر چه دارد و هر چه میتواند را به میدان آورده تا همدلی، انسجام و یکرنگی را در دفاع از هویت و ماهیت انقلابی، اسلامی و انسانی خود، به نمایش بگذارد؛
موکبهای مختلف و متعددی برپا شده و انواع مایحتاج و محصولات در آنها ارائه میشود؛ از آب و چای و دمنوش و خوراکی گرفته تا مستندات صوتی و تصویری و مکتوب،
انواع خدمات داوطلبانه پزشکی، آموزشی، رفاهی در دسترس،
برخی در حرکت، برخی ایستاده، برخی نشسته روی ویلچر، صندلی یا روی زمین،
برخی به تنهایی، برخی با خانواده، برخی با دوستان،
برخی پرهیجان و خروشان، برخی در حال گفتگو، برخی در حال تجربهنگاری و ضبط لحظات.
گویی حالا پس از سالها تمرین گروهی، این جماعت اربعینی، آمادگی کاملی برای تکرار این نوع خاص از زیستن مؤمنانه و همدلانه پیدا کردهاند، سبکی نوین از زندگی مبتنی بر «مواسات» که نویدبخش دورهی تازهای از حیات بشر است.
اربعین، تجلی بینالمللی این سبک زندگی است و چهرهی ملی آن نیز همینک در روستاها، شهرها، در کوچه و خیابان و میدان و در جای جای این میهن عزیز، پدیدار شده است.
برای شناخت و توصیف آنچه در لایههای ظاهر و باطن این اجتماعات در حال تجلی است، به فرصتی وسیع، قلمهایی توانمند و نویسندگانی چالاک نیاز است، اما کافی است لحظهای با این جماعت همراه شوی تا درک کنی که «روح واحد» جمعیت، همهجا دیدنی است. گویی همه همدیگر را میشناسند و سالهاست که در چنین قراری در کنار هم زیستهاند.
مردمی که غیرتشان برای «وطن»، برای «شهیدان» و برای «پیروزی» در غلیان است و پرچمها، پلاکاردها، پوسترها و دستنوشتههای مختلفی به همراه دارند که همه و همه یک پیام اصلی را ارائه و تکرار میکنند؛ «به اذن خداوند، تقدیر ما پیروزی و سرنوشت دشمنانمان ذلت و شکست خواهد بود».