تأملات جنگی ؛ بخش چهارم: تبدیل ماتم به حماسه
محمدمحسن غفوریان
عضو هیئت علمی جهاددانشگاهی
مصیبت و رنج، بخشی حتمی و غیرقابل انکار از جنگ است. کشتار، جراحت، ویرانی، اسارت و آسیب، کم یا بیش (بسته به وسعت دامنهی جنگ) جزء جداییناپذیر و البته تلخ همهی درگیریهای انسانی در طول تاریخ بوده و هست. تلخکامی و درد و رنج ناشی از وقوع جنگها برای مردم یا حکومتها، گاه بهحدی است که خود، عاملی برای خاتمهی نبرد و حتی اظهار تسلیم و شکست یکی از طرفین میشود؛ آنچنانکه از بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی توسط آمریکا، به عنوان عامل اصلی تسلیم شدن ژاپن در جنگ جهانی دوم یاد کردهاند.
همین نکته، گاه باعث شده تا قدرتهای سلطهگر، از «تهدید به کشتار و ویرانی» به مثابه ابزاری برای توسعهی سلطهی خود و درهم شکستن مقاومت دیگران حتی بدون وقوع جنگ، استفاده کنند. با این اوصاف شاید بتوان درک بهتری از سیاست برخی کشورها در توسعهی تسلیحات هستهای پیدا کرد؛ چرا که تصور میشود داشتن سلاح هستهای (که قدرت ویرانگری و کشتار بسیار وسیعی دارد) میتواند باعث «بازدارندگی» شود. درست یا غلط، این مسیری بوده که بعد از جنگ جهانی دوم برای برخی کشورها گشوده شد و بعضاً نیز در عمل، نتایج مثبتی از این سیاست گرفتهاند.
این نوشته، قصد قضاوت درباره سیاست مذکور را ندارد، فقط به تناسب تجربهی جنگ تحمیلی سوم در ایران عزیز، دریافته است که «اقدام» تجاوزکارانهی دشمن در کشتار مردم، رهبران، فرماندهان نظامی و حمله به زیرساختهای حیاتی یک کشور، یا «تهدید» به چنین جنایتهایی، فقط و فقط زمانی میتواند منجر به نتیجه دلخواه (یعنی تحمیل شکست) شود که بتواند یک ملت (و به تبع آن ملت، یک حاکمیت) را در مقام روحیه و اراده، به زانو درآورد.
حتی شاید یک دلیل رفتار جنایتکارانه دشمن در ترور رهبر شهید انقلاب و فرماندهان ارشد نظامی و اطلاعاتی (در جنگ 12 روزه و جنگ اخیر)، علاوه بر بروز خلاء امنیتی و راهبری و ایجاد اختلال در بالاترین ردههای تصمیمگیری، تحمیل روحیهی ترس و ضعف در بدنهی سیاسی و اجتماعی کشور برای رساندن آنها به پذیرش سازش بوده است. واقعیتهای میدانی نیز نشان از آن دارد که سرمایهگذاری عظیمی در حوزهی رسانهای و جنگ شناختی برای القای ناامیدی و ترس در افکار عمومی در جریان بوده و همچنان نیز هست.
اما ایستادگی بیش از پنجاه روزهی ملت شجاع و مقاوم ایران (تا به امروز) و با پشتیبانی آنها، جهاد سرافرازانهی رزمندگان ایران اسلامی و تمامی مجاهدان جبههی مقاومت در منطقه، نشان داد که در صورت نترسیدن از دشمن و مقاومت در برابر تهاجم نظامی و شناختی او، میتوان راهبرد «النَّصرُ بالرُّعب» او را بیاثر کرد. کار بزرگ ملت ایران و امت بزرگ اسلامی در این جهاد مقدس، متوقف نشدن در ترس، مصیبت و ماتم ناشی از خسارتهای جنگ بود و توانستند با توکل بر خدا، این تهدید بزرگ را به فرصتی برای حماسهسازی، رجزخوانی و تقویت امید به پیروزی بدل کنند.