وقتی جنگ به رسانه تبدیل میشود؛ بازخوانی نقش جنگ رمضان در معرفی ایران به جهان
خسرو کنعانی
رئیس سازمان جهاددانشگاهی آذربایجان شرقی
در منظومه تحولات امروز جهان، جنگ دیگر صرفاً یک مواجهه نظامی نیست؛ بلکه به ابزاری برای تولید معنا، جلب توجه جهانی و شکلدهی به روایتها تبدیل شده است. آنچه در نظریههای نوین ارتباطات از آن با عنوان «جنگ بهمثابه رسانه» یاد میشود، امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. در این نگاه، جنگ بستری ارتباطی است که پیامها، هویتها و برداشتهای تازهای را درباره کنشگران عرصه بینالملل تولید و بازنشر میکند.
در چنین چارچوبی، هر رخداد نظامی میتواند به نقطه تمرکز رسانههای بینالمللی تبدیل شود و نگاه افکار عمومی جهان را بهسوی یک کشور یا منطقه سوق دهد. جمهوری اسلامی ایران نیز در ماههای اخیر در مرکز بسیاری از روایتسازیهای رسانهای قرار گرفته است.
حجم گسترده تحلیلها، گفتوگوها، گزارشهای خبری و پژوهشهای آکادمیک درباره وضعیت ایران نشان میدهد که این کشور، خواه ناخواه، در کانون توجه جامعه جهانی قرار گرفته؛ توجهی که بخش مهمی از آن نتیجه «رسانهای شدن جنگ» است.
در چنین شرایطی، جنگ به صحنهای تبدیل میشود که تصویری چندلایه از یک کشور را به نمایش میگذارد: ساختارهای امنیتی، ظرفیتهای دفاعی، شیوه تصمیمگیری، ویژگیهای فرهنگی و حتی الگوی مواجهه جامعه با بحران. این تصویر ــ درست یا نادرست ــ میتواند ادراک جهانی از ایران را تحتتأثیر قرار داده و نگاه مراکز مطالعاتی، رسانهها و نهادهای بینالمللی را شکل دهد. در این فضای رسانهای، چند محور اصلی درباره ایران برجسته شده است:
1.ظرفیتهای نظامی و سازوکار بازدارندگی
بخش مهمی از تحلیلها به ارزیابی توان دفاعی و آمادگی نظامی ایران در مواجهه با حملات مختلف اختصاص داشته است. رسانهها و اندیشکدههای بینالمللی تلاش کردهاند دریابند این توانمندیها چه نقشی در موازنه قدرت منطقهای و واکنش دیگر بازیگران دارد.
2.انسجام اجتماعی و همراهی عمومی
از منظر علوم اجتماعی، یکی از شاخصهای قابل توجه، واکنش جامعه ایران به شرایط بحران و سطح همراهی مردم با سیاستهای دفاعی کشور است. این مسئله در گزارشهای رسانهای بازتاب یافته، بدون آنکه ارزیابی ارزشی در مورد آن صورت گیرد.
3.بازتعریف نقش ایران در معادلات منطقهای و جهانی
درگیریهای اخیر موجب شده بسیاری از مراکز مطالعاتی نقش و نفوذ ایران را در ساختار امنیتی منطقه بازبینی کنند. این فرآیند بخشی از «رسانهای شدن بحران» است؛ روندی که کشورها را وادار میکند دوباره بر اساس عملکرد و ظرفیتهای واقعی ایران بازشناسی انجام دهند.
4.آشکار شدن ظرفیتهای نهفته ایران
جنگ رمضان به صحنهای تبدیل شد که توانمندیهای فنی، تکنولوژیک و مدیریتی ایران در ابعاد مختلف را برای نخستینبار در مقیاسی گسترده آشکار کرد. فناوریهای بومی دفاعی، سامانههای واکنش سریع و سازوکارهای تصمیمگیری در شرایط بحرانی و... توجه رسانهها و تحلیلگران را جلب کرده و بسیاری از تصورهای پیشین را به چالش کشیده است.
5.مقاومت فراتر از برآوردها
تحولات اخیر نشان دادهاند که ایران توانسته در مواجهه با جنگی پیچیده و چندلایه، علاوه بر حفظ تسلط خود بر محیط امنیتی، مقاومتی فراتر از پیشبینی رسانههای مخالف و برخی مراکز تحلیل از خود بروز دهد. این مقاومت یک پیام معنادار در فضای رسانهای جهانی ایجاد کرده و تصویر تازهای از توان کشور در مدیریت بحران ارائه داده است.
6.حمایت مردمی و چالش جنگ روایتها
یکی از ابعاد مهم و کمتر دیدهشده، سطح بالای حمایت مردم از سیاستهای کلان امنیتی و دفاعی کشور است؛ آنهم در شرایطی که رسانههای معاند فارسیزبان تلاش گستردهای برای نمایش شکاف اجتماعی در ایران داشتهاند. بررسیها نشان میدهد که باوجود فشارها، بخش قابل توجهی از مردم در کنار سیاستهای دفاعی کشور ایستادهاند؛ موضوعی که در رسانههای جهانی بازتاب یافته و تصویری متفاوت نسبت به روایتهای تبلیغاتی ایجاد کرده است.
7.تابآوری اقتصادی و اجتماعی
تابآوری اقتصادی و اجتماعی ایران در دوران تشدید بحرانها یکی دیگر از محورهای مورد توجه رسانهها و محافل پژوهشی بوده است. باوجود تحریمها و فشارهای اقتصادی، اقتصاد ایران به روند فعالیت خود ادامه داده و جامعه با حفظ پیوندهای اجتماعی و سازوکارهای حمایتی از فروپاشی جلوگیری کرده است. این تابآوری، نمادی از قدرت ملی و بلوغ جامعه در مواجهه با بحرانها تلقی شده است
8.ابعاد پنهان و کمترشناختهشده
جنگ همچنین لایههای پنهان و کمترشناختهشدهای از فرهنگ اجتماعی ایران را آشکار کرده: همبستگی اجتماعی، شبکههای غیررسمی کمکرسانی، ابتکارات مردمی، روحیه مقاومت فرهنگی و الگوهای خاص کنش جمعی. این عناصر در کنار هم تصویری پیچیدهتر و واقعیتر از جامعه ایران برای مخاطبان جهانی ساختهاند.
در مجموع، آنچه جنگ رمضان به عنوان یک «رسانه» درباره ایران بازنمایی کرده، تصویری فراتر از برداشتهای اولیه است؛ تصویری از کشوری با ظرفیتهای پنهان، پیچیده و پویا که نهتنها در حوزه دفاعی، بلکه در عرصههای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیز توانسته خود را بازتعریف کند.
این روند برای پژوهشگران، تحلیلگران و کنشگران دانشگاهی فرصتی ارزشمند فراهم آورده تا با اتکا بر تحلیلهای علمی و مبتنی بر شواهد، فاصله میان روایتهای رسانهای و واقعیتهای درونی ایران را کاهش دهند و به شکلگیری نگاه دقیقتر و منصفانهتری در عرصه جهانی کمک کنند.